تأویل در قرآن کریم
دین و فطرت// اصول ما در تفسیر قرآن کریم تاريخ انتشار: ۰۵ دی ۱۳۹۱ Tavsiye Et Yazdır

 

تأویل در قرآن کریم
تأویل از أوَّلَ گرفته شد که به معنای برگرداندن به اصل است. و آن رد شی به غایت منظور است، فعلا باشد یا علماً [۱] به همین معنا در قرآن کریم واژه تأویل چهار بار آمده است و همه شان مؤید این است که متشابهات باید به محکمات ارجاع داده شود: “وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ ”  تأویلش را جزء خدا کسی نمی داند.
۱٫    تأویلی که برای موسی و خضر اتفاق افتاد:
موسی (ع) به آنچه که خضر انجام می داد، نتوانست صبر کند: خضر کشتی را سوراخ کرد، پسر بچه را کشت، در قریه ای که اهلش از آنها استقبال نکرده بود، دیوار خراب شده را بدون دست مزد درست کرد. و بعد خضر (ع) گفت:
قَالَ هَذَا فِرَاقُ بَیْنِی وَبَیْنِکَ سَأُنَبِّئُکَ بِتَأْوِیلِ مَا لَمْ تَسْتَطِع عَّلَیْهِ صَبْرًا [۲]
گفت این [بار دیگر وقت] جدایى میان من و توست به زودى تو را از تاویل آنچه که نتوانستى بر آن صبر کنى آگاه خواهم ساخت.
أَمَّا السَّفِینَهُ فَکَانَتْ لِمَسَاکِینَ یَعْمَلُونَ فِی الْبَحْرِ فَأَرَدتُّ أَنْ أَعِیبَهَا وَکَانَ وَرَاءهُم مَّلِکٌ یَأْخُذُ کُلَّ سَفِینَهٍ غَصْبًا
 اما کشتى از آن بی نوایانى بود که در دریا کار مى ‏کردند خواستم آن را معیوب کنم [چرا که] پیشاپیش آنان پادشاهى بود که هر کشتى [درستى] را به زور مى ‏گرفت.
   وَأَمَّا الْغُلَامُ فَکَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَیْنِ فَخَشِینَا أَن یُرْهِقَهُمَا طُغْیَانًا وَکُفْرًا
و اما نوجوان پدر و مادرش [هر دو] مؤمن بودند پس ترسیدیم [مبادا] آن دو را به طغیان و کفر بکشد.
   فَأَرَدْنَا أَن یُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَیْرًا مِّنْهُ زَکَاهً وَأَقْرَبَ رُحْمًا
پس خواستیم که پروردگارشان آن دو را به پاکتر و مهربانتر از او عوض دهد.
 
 
   وَأَمَّا الْجِدَارُ فَکَانَ لِغُلَامَیْنِ یَتِیمَیْنِ فِی الْمَدِینَهِ وَکَانَ تَحْتَهُ کَنزٌ لَّهُمَا وَکَانَ أَبُوهُمَا صَالِحًا فَأَرَادَ رَبُّکَ أَنْ یَبْلُغَا أَشُدَّهُمَا وَیَسْتَخْرِجَا کَنزَهُمَا رَحْمَهً مِّن رَّبِّکَ وَمَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِی ذَلِکَ تَأْوِیلُ مَا لَمْ تَسْطِع عَّلَیْهِ صَبْرًا
 و اما دیوار از آن دو پسر [بچه] یتیم در آن شهر بود و زیر آن گنجى متعلق به آن دو بود و پدرشان [مردى] نیکوکار بود پس پروردگار تو خواست آن دو [یتیم] به حد رشد برسند و گنجینه خود را که رحمتى از جانب پروردگارت بود بیرون آورند و این [کارها] را من خودسرانه انجام ندادم این بود تاویل آنچه که نتوانستى بر آن شکیبایى ورزى[۳]
وقتی موسی علیه السلام تأویل اعمال خضر را شنید متحیر می شد.
۲٫    تأویل خواب
تأویل خواب یعنی تعبیر خواب است. در قرآن از قول ملک حکایت می شود:
وَقَالَ الْمَلِکُ إِنِّی أَرَى سَبْعَ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ یَأْکُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعَ سُنبُلاَتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ یَابِسَاتٍ یَا أَیُّهَا الْمَلأُ أَفْتُونِی فِی رُؤْیَایَ إِن کُنتُمْ لِلرُّؤْیَا تَعْبُرُونَ*
و پادشاه [مصر] گفت من [در خواب] دیدم هفت گاو فربه است که هفت [گاو] لاغر آنها را مى‏ خورند و هفت ‏خوشه سبز و [هفت‏ خوشه] خشکیده دیگر اى سران قوم اگر خواب تعبیر مى‏ کنید در باره خواب من به من نظر دهید.
   قَالُواْ أَضْغَاثُ أَحْلاَمٍ وَمَا نَحْنُ بِتَأْوِیلِ الأَحْلاَمِ بِعَالِمِینَ*
گفتند خوابهایى است پریشان و ما به تعبیر خوابهاى آشفته دانا نیستیم.
وَقَالَ الَّذِی نَجَا مِنْهُمَا وَادَّکَرَ بَعْدَ أُمَّهٍ أَنَاْ أُنَبِّئُکُم بِتَأْوِیلِهِ فَأَرْسِلُونِ*
و آن کس از آن دو [زندانى] که نجات یافته و پس از چندى [یوسف را] به خاطر آورده بود گفت مرا به [زندان] بفرستید تا شما را از تعبیر آن خبر دهم.
   یُوسُفُ أَیُّهَا الصِّدِّیقُ أَفْتِنَا فِی سَبْعِ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ یَأْکُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعِ سُنبُلاَتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ یَابِسَاتٍ لَّعَلِّی أَرْجِعُ إِلَى النَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَعْلَمُونَ*
اى یوسف اى مرد راستگوى در باره [این خواب که] هفت گاو فربه هفت [گاو] لاغر آنها را مى‏ خورند و هفت‏ خوشه سبز و [هفت‏ خوشه] خشکیده دیگر به ما نظر ده تا به سوى مردم برگردم شاید آنان [تعبیرش را] بدانند.
قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِینَ دَأَبًا فَمَا حَصَدتُّمْ فَذَرُوهُ فِی سُنبُلِهِ إِلاَّ قَلِیلًا مِّمَّا تَأْکُلُونَ
گفت هفت‏ سال پى در پى مى‏ کارید و آنچه را درویدید جز اندکى را که مى‏ خورید در خوشه ‏اش واگذارید.
ثُمَّ یَأْتِی مِن بَعْدِ ذَلِکَ سَبْعٌ شِدَادٌ یَأْکُلْنَ مَا قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلاَّ قَلِیلًا مِّمَّا تُحْصِنُونَ
آنگاه پس از آن هفت‏ سال سخت مى ‏آید که آنچه را براى آن [سالها] از پیش نهاده‏ اید جز اندکى را که ذخیره مى ‏کنید همه را خواهند خورد.
   ثُمَّ یَأْتِی مِن بَعْدِ ذَلِکَ عَامٌ فِیهِ یُغَاثُ النَّاسُ وَفِیهِ یَعْصِرُونَ
آنگاه پس از آن سالى فرا مى ‏رسد که به مردم در آن [سال] باران مى‏ رسد و در آن آب میوه مى‏ گیرند [۴]
تأویل خواب تعبیر خواب است که آن عبارت است از ربط  دادن رموزی که آدم در خواب می بیند به زندگی واقعی خود، کسی که نتواند این ربط را بدهد، نمی تواند خواب را تعبیر کند. افراد معبر خواب که در درگاه ملک مصر بودند، نتوانستند خواب شاه را تعبیر کنند.
۳٫    تأویل الدنیا
دنیا مکان امتحان است. هر چه که در آن اتفاق می افتد، مرتبط است به آنچه که درآخرت اتفاق خواهد افتاد. اگر انسان نتواند ربط صحیح آن را بنا کند، نمی تواند به بهشتی که آرزو دارد، وارد شود. بلکه به جهنمی که اصلا دلش نمی خواهد می افتد. خداوند می فرماید:
وَنَادٰىۤ اَصْحَابُ النَّارِ اَصْحَابَ الْجَنَّهِ اَنْ اَفیضُوا عَلَیْنَا مِنَ الْمَاۤءِ اَوْ مِمَّا رَزَقَکُمُ اللّٰهُ قَالُوۤا اِنَّ اللّٰهَ حَرَّمَهُمَا عَلَى الْکَافِر۪ینَ اَلَّذ۪ینَ اتَّخَذُوا د۪ینَهُمْ لَهْوًا وَلَعِبًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَیٰوهُ الدُّنْیَا فَالْیَوْمَ نَنْسٰیهُمْ کَمَا نَسُوا لِقَاۤءَ یَوْمِهِمْ هٰذَا وَمَا کَانُوا بِاٰیَاتِنَا یَجْحَدُونَ. وَلَقَدْ جِئْنَاهُمْ بِکِتَابٍ فَصَّلْنَاهُ عَلٰى عِلْمٍ هُدًى وَرَحْمَهً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ هَلْ یَنْظُرُونَ اِلَّا تَاْو۪یلَهُ یَوْمَ یَاْتی تَاْو۪یلُهُ یَقُولُ الَّذ۪ینَ نَسُوهُ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَاۤءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ فَهَلْ لَنَا مِنْ شُفَعَاۤءَ فَیَشْفَعُوا لَنَاۤ اَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَیْرَ الَّذ۪ی کُنَّا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُوۤا اَنْفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا کَانُوا یَفْتَرُونَ [۵]
و دوزخیان بهشتیان را آواز مى ‏دهند که از آن آب یا از آنچه خدا روزى شما کرده بر ما فرو ریزید مى‏ گویند خدا آنها را بر کافران حرام کرده است*همانان که دین خود را سرگرمى و بازى پنداشتند و زندگى دنیا مغرورشان کرد پس همان گونه که آنان دیدار امروز خود را از یاد بردند و آیات ما را انکار مى‏ کردند ما [هم] امروز آنان را از یاد مى ‏بریم* و در حقیقت ما براى آنان کتابى آوردیم که آن را از روى دانش روشن و شیوایش ساخته ‏ایم و براى گروهى که ایمان مى‏ آورند هدایت و رحمتى است* آیا [آنان] جز در انتظار تاویل آنند روزى که تاویلش فرا رسد کسانى که آن را پیش از آن به فراموشى سپرده‏ اند مى‏ گویند حقا فرستادگان پروردگار ما حق را آوردند پس آیا [امروز] ما را شفاعتگرانى هست که براى ما شفاعت کنند یا [ممکن است به دنیا] بازگردانیده شویم تا غیر از آنچه انجام مى ‏دادیم انجام دهیم به راستى که [آنان] به خویشتن زیان زدند و آنچه را به دروغ مى‏ ساختند از کف دادند.
از تأویل دنیا می فهمیم که همه تصرفات دنیا به آنچه که در آخرت اتفاق خواهد افتاد مرتبط است. اصل آخرت است و آن باقیست در آخرت هر کس به اعمال دنیوی خود مجازات می شود: مَنْ جَاۤءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ اَمْثَالِهَا وَمَنْ جَاۤءَ بِالسَّیِّئَهِ فَلَا یُجْزٰىۤ اِلَّا مِثْلَهَا وَهُمْ لَا یُظْلَمُونَ [۶]
هر کس کار نیکى بیاورد ده برابر آن [پاداش] خواهد داشت و هر کس کار بدى بیاورد جز مانند آن جزا نیابد و بر آنان ستم نرود.
۴٫    تأویل آیات
هُوَ الَّذ۪ۤی اَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ مِنْهُ اٰیَاتٌ مُحْکَمَاتٌ هُنَّ اُمُّ الْکِتَابِ وَاُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَاَمَّا الَّذ۪ینَ فی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاۤءَ الْفِتْنَهِ وَابْتِغَاۤءَ تَاْو۪یلِه۪ وَمَا یَعْلَمُ تَاْو۪یلَهُۤ اِلَّا اللّٰهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ اٰمَنَّا بِه۪ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّناَ وَمَا یَذَّکَّرُ اِلَّاۤ اُولُوا الْاَلْبَابِ [۷]
اوست کسى که این کتاب [=قرآن] را بر تو فرو فرستاد پاره ‏اى از آن آیات محکم [=صریح و روشن] است آنها اساس کتابند و [پاره ‏اى] دیگر متشابهات اند [که تاویل‏ پذیراند] اما کسانى که در دلهایشان انحراف است براى فتنه‏ جویى و طلب تاویل آن [به دلخواه خود] از متشابه آن پیروى مى‏ کنند با آنکه تاویلش را جز خدا و ریشه ‏داران در دانش کسى نمى‏ داند [آنان که] مى‏ گویند ما بدان ایمان آوردیم همه [چه محکم و چه متشابه] از جانب پروردگار ماست و جز خردمندان کسى متذکر نمى ‏شود.
در آیه فوق هم مثل آیات بالا تأویل به معنی ارجاع به اصل است. و تأویلش را هیچ کس جز خدا نمی داند. اصل عنصر آیات محکمات هستند و آن چه که تفصیل می شوند آیات متشابه هستند. ربط دادن آیات به یکدیگر را خدا خودش می داند، لذا تأویل را هم خدا می داند. بین آنها یک شباهتی هم قرار داده که با تعقیب کردن ارتباط موجود می شود به تأویل آن دست یافت اما بدون ربطی که خداوند در آیات قرار داده، نمی توان تأویل آن را یافت. اگر کسی که دانسته این کار را کرد، از راه منحرف می شود. چون در این حال ارتباط بین آیات از بین رفته و برخی آیات نادیده می ماند. نزدیکترین راه انحراف برای افراد متدین هم همین است. خداوند می فرماید:
إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَیِّنَاتِ وَالْهُدَى مِنْ بَعْدِ مَا بَیَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِی الْکِتَابِ أُولَئِکَ یَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَیَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ. إِلَّا الَّذِینَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَبَیَّنُوا فَأُولَئِکَ أَتُوبُ عَلَیْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِیمُ [۸]
کسانى که نشانه‏ هاى روشن و رهنمودى را که فرو فرستاده‏ ایم بعد از آنکه آن را براى مردم در کتاب توضیح داده‏ ایم نهفته مى‏ دارند آنان را خدا لعنت مى‏ کند و لعنت‏ کنندگان لعنتشان مى‏ کنند* مگر کسانى که توبه کردند و [خود را] اصلاح نمودند و [حقیقت را] آشکار کردند پس بر آنان خواهم بخشود و من توبه‏ پذیر مهربانم.
در تأویل یک موضوع و یک توصیف آن هست. اتفاقی که افتاده برای حضر (ع) موضوع اصلی و برای موسی (ع) امر پوشیده بود، و رخدادهایی که اتفاق افتاد،  برای او تفصیل آن بود. خواب مالک مصرتبیین آینده بود، اما معبرین نتوانستند رابطه بین خواب و حوادث را بیابند. هر اتفاقی که در این دنیا می افتد، مرتبط با آخرت است. یعنی آن چیزی که فرد در آخرت خواهد دید را خبر می دهد. پس تأویل – این است که رابطه بین عنصر  اصلی و عنصر توصیفی (بر اساس شباهت آنان) پیدا شده و بعد طبق این رابطه توضیح داده می شود. برای تأویل آیات باید آیات محکم  و متشابه بر اساس شباهتی که دارند، بیابیم و با این روش آیات را تفسیر کنیم. از آنجا که دانشمندان متشابهات را غیر قابل درک پنداشتند، برای توضیح دادن تأویل ناکام ماندند. در بیان آیه ۷ آل عمران “وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا
جمهور علماء می گوید: تأویل آن را جزء خدا کسی نمی داند. متشابهات به نظر آنها آیات خاصی که خداوند انتخاب کرده و هیچ کدام از علماء نمی توانند آن را بفهمند. [۹] اما دیگر علما که تعدادشان نسبتاً خیلی کمتر است، می گویند: تأویل را خداوند و راسخون فی العلم می دانند، وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا
و آیات متشابه را هم راسخون فی العلم می دانند. [۱۰] اما این قول هم صحیح نیست، چون همه مؤمنین ایمان دارند که “کل من عند ربنا” و تخصیص بر راسخون نیست.
ماتریدی تأویل را چنین تعریف کرد:  تأویل این است که با یقین و با گواه گرفتن خداوند یکی از احتمالات را ترجیح دادن است [۱۱]
محمد أبو زهره می گوید: أما التأویل فهو إخراج اللفظ عن ظاهر معناه إلى معنى آخر یحتمله، ولیس هو الظاهر فیه. تأویل اخراج کردن معنی احتمالی از ظاهر است.
زکی الدین شعبان می گوید: تأویل با استناد بر قرینه معنی غیر ظاهری را گرفتن است که به سبب آن مانع بر معنی ظاهری می شود.[۱۲] این تعریف به باطن گرایی راه باز می کند.
طبق این تعاریف تأویل اخراج معنی از ظاهر به معنی غیر ظاهری است. وقتی غیر ظاهر  مطرح شود سلسله از اشکالات و زنجیره مجهولات به وجود می آید. از این می فهمیم که تعریفی که علماء از تأویل کردند غیر صحیح می باشد.
 

 


[۱] مفردات الفاظ القرآن ماده:  أول.

 

 

[۲] کهف ۷۸؛

 

 

[۳] کهف، ۷۹-۸۲؛

 

 

[۴] یوسف ۴۳-۴۹؛

 

 

[۵] اعراف ۳۵-۵۰؛

 

 

[۶] انعام ۱۶۰؛

 

 

[۷] آل عمران ۷؛

 

 

[۸] بقره ۱۵۹، ۱۶۰؛

 

 

[۹] الطبری، ج. ۳ / ص. ۱۸۲-۱۸۳

 

 

[۱۰] مدارک التنزیل وحقائق التأویل لأبی البرکات عبد الله بن أحمد بن محمود النسفی، بیروت، ۱۹۸۹، ج. ۱ / ص. ۲۰۳؛

 

 

[۱۱] مدارک التنزیل وحقائق التأویل لأبی البرکات عبد الله بن أحمد بن محمود النسفی، بیروت، ۱۹۸۹، ج. ۱ / ص. ۲۰۳٫

 

 

[۱۲] زکی الدین شعبان، ص. ۳۲۰

 

 

Facebook'ta PaylaşTwitter'da Paylaş


 ملاحظات

  1. فاطمه dedi ki:

    باتشکر فراوان .من همیه زندگی را مثل بازی کامپیوتری پیچیده میبینم و بر اساس آیه ولنبلونکم بشی من الجوع و الخوف و… می دانم که مواد بازی سختی ها و راحتی ها است که بر اساس تعاملات ما با آنها در آخر بازی به ما پاداش میدهند .آیا من زندگی دنیا را تاویل کرده ام؟

ابراز نظر  
نظر خود را درباره اين مطلب بيان کنيد *
 

شوهد 197 مرة/مرات