تفسیر قرآن به قرآن
دین و فطرت// اصول ما در تفسیر قرآن کریم تاريخ انتشار: ۰۵ دی ۱۳۹۱ Tavsiye Et Yazdır

 


تفسیر قرآن به قرآن

خداوند در قرآن مجید می فرماید:

الَر کِتَابٌ أُحْکِمَتْ آیَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَکِیمٍ خَبِیرٍ[۱]

الف لام راء کتابى است که آیات آن استحکام یافته سپس از جانب حکیمى آگاه به روشنى بیان شده است

قرآن کریم بیان کننده خود است. پیامبر گرامی اسلام (ص) آن چه که به او نازل شد توضیح داد. همچنین نحوه استفاده کتاب های قبلی را به ما یاد داده است. همان طوری که اسلام به رابطه با فطرت نظر دارد، قرآن کریم به فطرت اهمیت در فهم آن اهمیت ویژه دارد. همچنین اهمیت زبان عربی ویژه است، چون به زبان عربی نازل شده است. با این منهج به فهم صحیح قرآن می شود رسید.

محکم: کلام محکمی است که شبهه در آن نه در لفظ و نه در معنی  احتمال ندارد. ایات محکم مفسر آیات دیگری است که در قرآن آمده. از این لحاظ آیات به دو دسته تقسیم می شوند: آیات محکم و آیات متشابه. آیاتی که راجع به این صحبت می کنند:

اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتَابًا مُّتَشَابِهًا مَّثَانِیَ [۲]

خدا زیباترین سخن را [به صورت] کتابى متشابه مثانی نازل کرده است

متشابه  به چیزهایکه شبیه هم می گویند. مثانی جمع مثنا است که  به معنی دو تایی است.

بنابراین بسیار ازآیات قرآن شبیه و مرتبط هستند و فهم آیات متشابه کار هر کس نیست. 

کِتَابٌ فُصِّلَتْ آیَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لِّقَوْمٍ یَعْلَمُونَ [۳]

کتابى است که آیات آن به روشنى بیان شده قرآنى است به زبان عربى براى مردمى که مى‏دانند

«قوم یعلمون» مردمی که می دانند شامل زن و مرد می شود. این که قرآن کریم به زبان عربی نازل شده اقتضا می کند دانستن زبان عربی به حد عالی برای فهم آن ضروری است. در باره راسخون فی علم چنین آمده است:

هُوَ الَّذِیَ أَنزَلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ مِنْهُ آیَاتٌ مُّحْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَهِ وَابْتِغَاء تَأْوِیلِهِ وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا یَذَّکَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ [۴]

اوست کسى که این کتاب [=قرآن] را بر تو فرو فرستاد پاره‏اى از آن آیات محکم [=صریح و روشن] است آنها اساس کتابند و [پاره‏اى] دیگر متشابهاتند [که تاویل‏پذیرند] اما کسانى که در دلهایشان انحراف است براى فتنه‏جویى و طلب تاویل آن [به دلخواه خود] از متشابه آن پیروى مى‏کنند با آنکه تاویلش را جز خدا کسى نمى‏داند و ریشه‏داران در دانش [آنان که] مى‏گویند ما بدان ایمان آوردیم همه [چه محکم و چه متشابه] از جانب پروردگار ماست و جز خردمندان کسى متذکر نمى‏شود

تأویل – رجوع به اصل است. و اصل متشابهات  محکمات  هستند. آن ذاتی که آیات را به یک دیگر ربط می دهد و روشن می سازد خداوند متعال است. اما کسانى که در دلهایشان انحراف است براى فتنه‏جویى و طلب تاویل آن [به دلخواه خود] از متشابه آن پیروى مى‏کنند، یعنی با نادیده گرفتن ارتباط موجود در آیات می خواهند مطابق میل خود تفسیر می کنند. شاید علما هم با این که نیتشان خالص آیات را اشتباه بیان کنند. اما چون آنها مطابق میل خود و یا برای فتنه جویی و طلب تأویل این کاررا نکرده جزء افراد بالا ذکر شد نمی شوند. " و ریشه‏داران در دانش [آنان که] مى‏گویند ما بدان ایمان آوردیم همه [چه محکم و چه متشابه] از جانب پروردگار ماست" ، رابطه محکم و متشابه و چگونگی تأویل دست خود خداوند است. ما دنبال تأویل نیستیم، فقط می خواهیم آن تأویلی که خداوند کرده را بفهمیم. کسانی که ارتباط بین آیات را نفهمیدند، به کلمات تأویل، متشابه و مثانی معانی متفاوت نسبت داده اند. بابت این چه قدر از احکام اسلامی اشتباه فهمیده شد، و مشکلات زیادی را به ارمغان آورد. مسأله طلاق، ولایت در ازدواج، ربا اقتصادی از جمله مسائلی هست که  چنین شده. در استدلال هم آیات قرآن می آورند. "سمیعنا و عصاینا "، آیه ۱۵ سوره حج می تواند مثال دیگری باشد. نادیده گرفتن ارتباطات موجود در آیات قرآن موجب شده که  یک پارچگی سنت و قرآن از بین برود وارتباط آیات- احادیث نادیده گرفته حدیث را به عنوان دلیل دومی که با قرآن مرتبط نباشد، دانسته شد. احتمال این که بین آیات و روایات معانی متضاد وجود دارد را پدید آورد. متضادی که بین حدیث راجع به فروختن طلا، نقره، گندوم، جو، خرما، نمک است و بین آیات ربا  پیش آمد از این جور موارد هست. برخی که خیلی در این زمینه  »پیشرفت» کردند گفتند که سنت می تواند قرآن را نسخ کرد [۵] و برخی دیگر می گویند قرآن قرآن را و سنت سنت را می تواند نسخ کند یکی دیگری را نمی تواند نسخ کند [۶]

مشکلاتی که این ناپیوستگی بین آیات و احادیث به جای رسید که برهی علما حق لازم را به حدیث نداده، برخی دیگر عامل مشکلات قرآن دانسته آن را محدود به مکان و زمان نزولش کردند. آیات را حطا تأویل کرده و مسلمانان را از قرآنی که منبع زندگی طیبه و عامل سعادت دو عالم هست، دور کردند. اشتباه مشترک بین أکثر علما تقلید از علمای قدیم و کم توجهی به خود کتاب و سنت است. و الا به خود این منابع نگاه می کردند مرتکب این همه حطا نمی شدند.

این جا می خواهیم برخی اصتلاحات مهم قرآنی مثل محکم، متشابه، مثانی و تأویل را با آن چه که از صیاق آیه برمی آید و  آن چه که  علما برداشت کردند،  کنار هم بررسی می کنیم:

محکم: آن چه که از کلام حکم می شود، نه در لفظ و نه در معنی احتمال اشتباه در آن نیست [۷] آیات محکمات حکم قطع را می رساند ودر آن هیچ خلافی نیست.

المتشابه:  أصلها من الشِّبْهُ و الشَّبَهُ و الشَّبِـیهُ: الـمِثْلُ، والـجمع أَشْباهٌ. و أَشْبَه الشَّیْءُ الشیءَ: ماثله: متشابه اصلش از شبه است. جمع آن اشباه است. و معنی شباهت را می دهد: فلان چیز شبیه فلان است. و این معنی در ۸ آیات آمده است:

۱٫    وَبَشِّرِ الَّذِین آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ کُلَّمَا رُزِقُواْ مِنْهَا مِن ثَمَرَهٍ رِّزْقاً قَالُواْ هَـذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِن قَبْلُ وَأُتُواْ بِهِ مُتَشَابِهاً وَلَهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَهٌ وَهُمْ فِیهَا خَالِدُونَ [۸]

و کسانى را که ایمان آورده‏اند و کارهاى شایسته انجام داده‏اند مژده ده که ایشان را باغهایى خواهد بود که از زیر [درختان] آنها جویها روان است هر گاه میوه‏اى از آن روزى ایشان شود مى‏گویند این همان است که پیش از این [نیز] روزى ما بوده و مانند آن [نعمتها] به ایشان داده شود و در آنجا همسرانى پاکیزه خواهند داشت و در آنجا جاودانه بمانند

۲٫    قَالُواْ ادْعُ لَنَا رَبَّکَ یُبَیِّن لَّنَا مَا هِیَ إِنَّ البَقَرَ تَشَابَهَ عَلَیْنَا وَإِنَّا إِن شَاء اللَّهُ لَمُهْتَدُونَ [۹]

گفتند از پروردگارت بخواه تا بر ما روشن گرداند که آن چگونه [گاوى] باشد زیرا [چگونگى] این ماده گاو بر ما مشتبه شده و[لى با توضیحات بیشتر تو] ما ان شاء الله حتما هدایت ‏خواهیم شد

۳٫    وَقَالَ الَّذِینَ لاَ یَعْلَمُونَ لَوْلاَ یُکَلِّمُنَا اللّهُ أَوْ تَأْتِینَا آیَهٌ کَذَلِکَ قَالَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِم مِّثْلَ قَوْلِهِمْ تَشَابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَیَّنَّا الآیَاتِ لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ

افراد نادان گفتند چرا خدا با ما سخن نمى‏گوید یا براى ما معجزه‏اى نمى‏آید کسانى که پیش از اینان بودند [نیز] مثل همین گفته ایشان را مى‏گفتند دلها [و افکار]شان به هم مى‏ماند ما نشانه‏ها[ى خود] را براى گروهى که یقین دارند نیک روشن گردانیده‏ایم

۴٫    وَهُوَ الَّذِیَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ کُلِّ شَیْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِراً نُّخْرِجُ مِنْهُ حَبّاً مُّتَرَاکِباً وَمِنَ النَّخْلِ مِن طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِیَهٌ وَجَنَّاتٍ مِّنْ أَعْنَابٍ وَالزَّیْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُشْتَبِهاً وَغَیْرَ مُتَشَابِهٍ انظُرُواْ إِلِى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَیَنْعِهِ إِنَّ فِی ذَلِکُمْ لآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ [۱۰]

و اوست کسى که از آسمان آبى فرود آورد پس به وسیله آن از هر گونه گیاه برآوردیم و از آن [گیاه] جوانه سبزى خارج ساختیم که از آن دانه‏هاى متراکمى برمى‏آوریم و از شکوفه رخت‏خرما خوشه‏هایى است نزدیک به هم و [نیز] باغهایى از انگور و زیتون و انار همانند و غیر همانند خارج نمودیم به میوه آن چون ثمر دهد و به [طرز] رسیدنش بنگرید قطعا در اینها براى مردمى که ایمان مى‏آورند نشانه‏هاست

۵٫    وَهُوَ الَّذِی أَنشَأَ جَنَّاتٍ مَّعْرُوشَاتٍ وَغَیْرَ مَعْرُوشَاتٍ وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ مُخْتَلِفاً أُکُلُهُ وَالزَّیْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُتَشَابِهاً وَغَیْرَ مُتَشَابِهٍ کُلُواْ مِن ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُواْ حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ

و اوست کسى که باغهایى با داربست و بدون داربست و خرمابن و کشتزار با میوه‏هاى گوناگون آن و زیتون و انار شبیه به یکدیگر و غیر شبیه پدید آورد از میوه آن چون ثمر داد بخورید و حق [بینوایان از] آن را روز بهره‏بردارى از آن بدهید و[لى] زیاده‏روى مکنید که او اسرافکاران را دوست ندارد

۶٫    قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُلِ اللّهُ قُلْ أَفَاتَّخَذْتُم مِّن دُونِهِ أَوْلِیَاء لاَ یَمْلِکُونَ لِأَنفُسِهِمْ نَفْعاً وَلاَ ضَرّاً قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الأَعْمَى وَالْبَصِیرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِی الظُّلُمَاتُ وَالنُّورُ أَمْ جَعَلُواْ لِلّهِ شُرَکَاء خَلَقُواْ کَخَلْقِهِ فَتَشَابَهَ الْخَلْقُ عَلَیْهِمْ قُلِ اللّهُ خَالِقُ کُلِّ شَیْءٍ وَهُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ [۱۱]

بگو پروردگار آسمانها و زمین کیست بگو خدا بگو پس آیا جز او سرپرستانى گرفته‏اید که اختیار سود و زیان خود را ندارند بگو آیا نابینا و بینا یکسانند یا تاریکیها و روشنایى برابرند یا براى خدا شریکانى پنداشته‏اند که مانند آفرینش او آفریده‏اند و در نتیجه [این دو] آفرینش بر آنان مشتبه شده است بگو خدا آفریننده هر چیزى است و اوست‏یگانه قهار

۷٫    اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتَاباً مُّتَشَابِهاً مَّثَانِیَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِینُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَى ذِکْرِ اللَّهِ ذَلِکَ هُدَى اللَّهِ یَهْدِی بِهِ مَنْ یَشَاءُ وَمَن یُضْلِلْ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ [۱۲]  

خدا زیباترین سخن را [به صورت] کتابى متشابه مثانی  نازل کرده است آنان که از پروردگارشان مى‏هراسند پوست بدنشان از آن به لرزه مى‏افتد سپس پوستشان و دلشان به یاد خدا نرم مى‏گردد این است هدایت‏خدا هر که را بخواهد به آن راه نماید و هر که را خدا گمراه کند او را راهبرى نیست

۸٫    هُوَ الَّذِیَ أَنزَلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ مِنْهُ آیَاتٌ مُّحْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَهِ وَابْتِغَاء تَأْوِیلِهِ وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا یَذَّکَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ

اوست کسى که این کتاب [=قرآن] را بر تو فرو فرستاد پاره‏اى از آن آیات محکم [=صریح و روشن] است آنها اساس کتابند و [پاره‏اى] دیگر متشابهاتند [که تاویل‏پذیرند] اما کسانى که در دلهایشان انحراف است براى فتنه‏جویى و طلب تاویل آن [به دلخواه خود] از متشابه آن پیروى مى‏کنند با آنکه تاویلش را جز خدا کسى نمى‏داند و ریشه‏داران در دانش [آنان که] مى‏گویند ما بدان ایمان آوردیم همه [چه محکم و چه متشابه] از جانب پروردگار ماست و جز خردمندان کسى متذکر نمى‏شود

علما در توضیح واژه متشابه در همه آیات فوق یک معنی را یعنی شباهت را فهمیدند. اما وقتی که به آیه ۷ آل عمران می رسند بدون دلیل این گونه می گویند: در آن آنگونه که در محکمات توضیح داده  تفصیل نشد، لذا با عقل انسان درک نمی شود. [۱۳]

 

چون آیات محکمات ام کتاب و بقیه آیات متشابه هستند، قسمت بزرگ از آیات متشابه اند، زیرا مادر دائم کمتر است و بقیه بیشترند. بر اساس این قول أکثر قسمت قرآن کریم غیر مفهوم است، و این قابل قبوول نیست. لذا برخی علماء در تلاش بودند که بدون هیچ گونه دلیل این مشکل را یک جوری حل کنند. طبری از ابن عباس نقل می کند: محکمات: ناسخش، حلالش، حرامش، حدودش و قرائضش، هر چه که به آن باید ایمان آورد و عمل کرد. متشابهات: منسوخش، حلالش، حرامش، حدودش و قرائضش، هر چه که به آن باید ایمان آورد و عمل نمی شود [۱۴]

اما راغب اصفهانی می گوید: متشابه سه نوع است: ۱- متشابهی که هیچ راهی برای کست دانش به آن وجود ندارد. مثل زمان برپای قیامت، خروج دابه الارض، چگونگی دابه الارض و امثال این. ۲- برای انسان راهی برای درک آن راه باز است، مثل الفاظ غریب و احکام غلقه؛ ۳- نوع سوم متشابه بین دو تا بالایی هست که فقط راسخون در علم می توانند آن را دریابند. [۱۵]

ألمالیلی حمدی یزیر متشابه را به قول خودش سعی کرد علمی  توضیح دهد: تشابه – مماثله بین دو چیز مساوی است، و به هر کدام از اینها متشابه گفته نی شود و جدا کردن آنها چون شبیه هم هستند، از یک دیگر مشکل است. در التشبیه والمشبه والمشبه به یک طرف در وجه شباهت قویتر از دیگری می شود و تفریق کردن بین آن دوتا سخت است مثل در آیه «إِنَّ البَقَرَ تَشَابَهَ عَلَیْنَا» (بقره، ۷۰). «تَشَابَهَتْ قُلُوبُهُم» (بقره، ۱۱۸). «وَأُتُواْ بِهِ مُتَشَابِهاً» (بقره، ۲۵). تشابه سبب سخت بودن تمییز است و این معنی لازم بر واژه تشابه است [۱۶] این تفسیری که ألمالیلی حمدی یزیر ادعا کرده، تفسیر علمی  نیست، بلکه از فخررازی نقل کرده است. [۱۷] آیات بالا را وقتی که خودش کرده مرتکب این اشتباه نشده بود. در تفسیر آیه ۲۵ بقره این طور گفت: آیا این میوه های دو عالم واقعاً یک نوع هستند؟ خیر، از یک نوع نیستند، شبیه همند، وجه شباهت دارند، اما در واقع بینشان فرق بزرگی وجود دارد. [۱۸] یعنی این اشتباه به معنی خلط کردن نبود.

در تفسیر آیه ۷۰ سوره بقره می گوید: "اشتبه علینا البقر" یعنی ما نمی دانیم منظور کدام گاو است. وما وقتی از اوصاف آن می پرسیم، اوصافی که در گاوهای دیگر هم وجود دارد را می گوید. [۱۹] و اوصافی که در گاوهای دیگری هم وجود دارد، اوصاف متشابه است.  

در آیه ۱۱۸ بقره می گوید: همان طوری که می بینی، دلهای آنها مثل دل های پیشینی ها شان هست، احساسات و افکارشان شبیه است.[۲۰] شباهتی که در شعور و افکار دارند یعنی این نیست که از هر لحاظ نمی شود آنهارا از یک دیگر تشخیص داد.

مفسران و اصولیون با یک شی غریبتر بابت این موضوع آمدند. گفتند که کل قرآن محکم است و به آیه ۱ سوره هود استناد می کنند. برخی گفتند: کل قرآن متشابه است و به آیه ۲۳ زمر استناد می کنند. و دیگران گفتند: برخی آیات محکم و برخی متشابه است و به آیه ۷ آل عمران استناد کردند. [۲۱]

از پیامبر (ص) در مورد بیان متشابه حدیثی نیامده است. غیر از این که از عائشه (رض) نقل شده که پیامبر (ص) فرمود: کسانی که به دنبال تشابهات قرآن باشد را دیدید، دوری بجوید که آن ها را خدا در قرآن ملامت کرد. این حدیث هم هیچ بیانی در مورد چیستی متشابه دا نمی کند. لذا باید به دنبال معنی لغوی این واژه که بین مردم معروف بوده، بگردیم. زیرا خداوند می فرماید: وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُمْ فَیُضِلُّ اللّهُ مَن یَشَاءُ وَیَهْدِی مَن یَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ [۲۲]

و ما هیچ پیامبرى را جز به زبان قومش نفرستادیم تا [حقایق را] براى آنان بیان کند پس خدا هر که را بخواهد بى‏راه مى‏گذارد و هر که را بخواهد هدایت مى‏کند و اوست ارجمند حکیم

با آن چه که ما فوق دیدیم، فهمیدیم که علما در فهم متشابه نه به قرآن، نه به حدیث و نه به لغت و نه به حقائق علمی  استناد نمی کنند. فهم قرآن را غیر مفهوم تلقی می کنند که قابل پذیرش نیست، چرا که خداوند می فرماید: "تلک آیات الکتاب المبین"! المتشابه به چیزهای متماثل گفته می شود و آن از تشبیه فرق می کند. تشبیه افاده تماثل نیست، بلکه افاده قوت و تأثیر است. لذا وقتی کی گویم فلانی مثل شیر شجاع است، یا پسر مثل روباه مکار است، در واقع آن مرد شبیه شیر نیست و پسر هم شبیه روباه نیست. لازم نیست تشابه تام باشد. اشیا مشتبه در جنس، در نوع، در صنف می شود که با این طریق معرفتش حاصل می شود و به اهداف جدید می رسد. از آیه ۷ آل عمران و آیه ۲۳ زمر می فهمیم که آیات قرآن متشابهات هستند. چون بعضی آیات برخی دیگر را تفسیر می کنند. اگر قرآن را مثل چیز های دیگر یاد بگیریم، مبشبهات را به مجموعه ها تقسیم کرده آن را بیاموزیم. از آنجا که حد أقل تشابه بین دو چیز می شود، رابطه ثنائی در قرآن موجود است و کلمه "مثانی" که در قرآن آمده مؤید این هست.

 

مثانی جمع مثنی یا مثن است.  [23] در قرآن در چهار آیه این کلمه به کار رفته است:

 

۱.    «وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِی الْیَتَامَى فَانکِحُواْ مَا طَابَ لَکُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَهً أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ ذَلِکَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ» [24]

و اگر در اجراى عدالت میان دختران یتیم بیمناکید هر چه از زنان [دیگر] که شما را پسند افتاد دو دو سه سه چهار چهار به زنى گیرید پس اگر بیم دارید که به عدالت رفتار نکنید به یک [زن آزاد] یا به آنچه [از کنیزان] مالک شده‏اید [اکتفا کنید] این [خوددارى] نزدیکتر است تا به ستم گرایید [و بیهوده عیال‏وار گردید]   

۲٫     “قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُم بِوَاحِدَهٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا مَا بِصَاحِبِکُم مِّن جِنَّهٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِیرٌ لَّکُم بَیْنَ یَدَیْ عَذَابٍ شَدِیدٍ” [25]

بگو من فقط به شما یک اندرز مى‏دهم که دو دو و به تنهایى براى خدا به پا خیزید سپس بیندیشید که رفیق شما هیچ گونه دیوانگى ندارد او شما را از عذاب سختى که در پیش است جز هشداردهنده‏اى [بیش] نیست

۳٫     «الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِکَهِ رُسُلاً أُولِی أَجْنِحَهٍ مَّثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ یَزِیدُ فِی الْخَلْقِ مَا یَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ»

سپاس خداى را که پدیدآورنده آسمان و زمین است [و] فرشتگان را که داراى بالهاى دوگانه و سه‏گانه و چهارگانه‏اند پیام‏آورنده قرار داده است در آفرینش هر چه بخواهد مى‏افزاید زیرا خدا بر هر چیزى تواناست

۴٫     «اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتَاباً مُّتَشَابِهاً مَّثَانِیَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِینُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَى ذِکْرِ اللَّهِ ذَلِکَ هُدَى اللَّهِ یَهْدِی بِهِ مَنْ یَشَاءُ وَمَن یُضْلِلْ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ»

خدا زیباترین سخن را [به صورت] کتابى متشابه مثانی نازل کرده است آنان که از پروردگارشان مى‏هراسند پوست بدنشان از آن به لرزه مى‏افتد سپس پوستشان و دلشان به یاد خدا نرم مى‏گردد این است هدایت‏خدا هر که را بخواهد به آن راه نماید و هر که را خدا گمراه کند او را راهبرى نیست

کلمه مثانی که در" وَلَقَدْ آتَیْنَاکَ سَبْعاً مِّنَ الْمَثَانِی وَالْقُرْآنَ الْعَظِیمَ " سوره حجر آیه ۱۵  آمده و -ال-که در آن هست  به مثانی ذکر شده در سوره زمر اشاره دارد. و از این دو آیه می فهمیم که همه آیات مثانی هستند. در آیه ۸۷ سوره حجر هفت مثانی ذکر شده که آن هم سوده فاتحه است و خلاصه قرآن و عظیم ترین آیه است.  از ابو سعید معلی نقل می شود: در مسجد نماز می خواندم که رسول الله (ص) صدایم زد. گفتم یا رسول الله داشتم نماز می خواندم.  گفت: مگر خداوند نفرمود "استجیبوا لله وللرسول إذا دعاکم "؟و بعد گفت: من قبل از این که از مسجد برویم بیرون، به تو بزرگترین سوره قرآن را یاد می دهم. وقتی داشتیم از مسجد بیرون می رفتیم به حضرت یاد آوری کردم که می خواستند بزرگترین سوره را بهم یاد بدهد.  رسول الله (ص) فرمود: الحمد لله رب العالمین هفت مثانی هست و بزرگترین سوره قرآن. مثل آن نه در تورات و نه در انجیل نازل نشد. [۲۶]

اگر آیات را با هم ربط ندهیم، مثانی را صحیح نمی فهمیم. بیشتر علما گفتند که مثانی به معنی تکرار است، یعنی در آن قصه ها، موعظه ها، احکام و حکم، آنچه که گزشت و خواهد آمد، آیات رحمت و عذاب، چیزهای متضاد- بهشت و دوزخ، اوصاف نیک و بد افراد آمده است. لذا مثانی هست [۲۷]

فخر رازی می گوید: اکثر اشیا در قرآن جفت – جفت ذکر شد: امر و نهی، عام و خاص، مجمل و مفصل، احوال آسمان و زمین، بهشت و دوزخ، نور و ظلمت، لوح و قلم، ملائکه وشیاطین، عرش و کرسی، وعد و وعید، امید و خوف، مقصد از بیانش هم این است که هر چه غیر او مبتلی بر ضدش هست و قرد أحد حق الله سبحان است. [۲۸]

این گفتار زیبا است، اما برای تفسیر قرآن قابل پذیرش نیست.

تأویل
 
 

 

 

 



[۱] هود، ۱؛

 

 

 


[۲] زمر ۲۳؛

 

 

 


[۳] فصلت ۳؛

 

 

 


[۴] آل عمران ۷؛

 

 

 


[۵] ر ک: نسخ و زنا؛

 

 

 


[۶] مفردات، ماده حکم؛

 

 

 


[۷] مفردات؛ ماده حکم؛

 

 

 


[۸] بقره ۲۵؛

 

 

 


[۹] بقره ۷۰؛

 

 

 


[۱۰] انعام ۹۹؛

 

 

 


[۱۱] رعد ۱۶؛

 

 

 


[۱۲] زمر ۲۳؛

 

 

 


[۱۳] أصول الفقه لمحمد أبو زهره ، استانبول ، ص. ۱۳۴٫ تاریخ نشر غیر معلوم.

 

 

 


[۱۴] تفسیر الطبری ، ۳/۱۷۲؛

 

 

 


[۱۵] مفردات ألفاظ القرآن ماده: شبه؛

 

 

 


[۱۶] حق دیلی قرآن دینی لألمالیلی محمد حمدی یازر ۲/۱۰۳۷؛

 

 

 


[۱۷] فخر الدین الرازی، التفسیر الکبیر، ۳/۱۳۸؛

 

 

 


[۱۸] حق دیلی قرآن دینی لألمالیلی محمد حمدی یازر ۲۷۶/۱؛

 

 

 


[۱۹]حق دیلی قرآن دینی لألمالیلی محمد حمدی یازر ۳۸۳/۱٫

 

 

 


[۲۰] حق دیلی قرآن دینی لألمالیلی محمد حمدی یازر ۴۸۱/۱٫

 

 

 


[۲۱] فخر الدین الرازی۴۴۶/۹٫

 

 

 


[۲۲] إبراهیم، ۴؛

 

 

 


[۲۳] البیضاوی، تفسیر الببضاوی ، ۲/۳۲۳ ..

 

 

 


[۲۴] نسا ۳؛

 

 

 


[۲۵] سبا ۴۶؛

 

 

 


[۲۶] الترمذی ، فضائل القرآن ، ۱؛

 

 

 


[۲۷] تفسیر الطبری ۱۰/۶۲۸-۶۲۹؛

 

 

 


[۲۸] تفسیر الکبیر للرازی ۹/۴۴۶؛

 

 

 

Facebook'ta PaylaşTwitter'da Paylaş

ابراز نظر  
نظر خود را درباره اين مطلب بيان کنيد *
 

شوهد 442 مرة/مرات