حکم استمناء و روش علاج آن از منظر دین و اخلاق
دین و فطرت// مقالات شما تاريخ انتشار: ۱۰ مهر ۱۳۹۲ Tavsiye Et Yazdır

حکم استمناء و روش علاج آن از منظر دین و اخلاق مقدمه: استمناء یا خود ارضایی یک عمل زشت ون اپسند است که چه از منظر شرعی و چه ازمنظر حفظ الصحه مخرب جسم و جان شناخته شده، وهمواره مورد نکوهش علماء دین و پزشکان قرارگرفته است. و مردم ازابتلاء به این عادت ناپسند برحذرداشته شده اند. افراد مبتلاء به آن دچارنوع خود کم بینی و حقارت درجامعه می شوند، هرچند این عمل معمولاً درخفا انجام می شود، ولی روح وروان انسان را تحت تأثیرمستقیم قرارداده و افراد مبتلا را درجامعه انگشت نما می سازد. رنگ های پریده، لرزش اعضاء بدن مثل دست وانگشتان، کم حوصله گی، و کم حافظگی همه عوامل و شواهد است که افراد مبتلاء به استمنا را درجامعه رسوا و چهره های زارآن ها را برملا می سازد. پرداختن به تمام ابعاد این موضوع مهم و پیچیده از حوصله این مقال بیرون است. مقاله حاضر به علت اجتناب ازدرازی مطلب صرف به ابعاد مذهبی آن چشم اندازی دارد. امید اندکی دربلند بردن سطح آگاهی مردم سهم گرفته باشم. هم چنان قابل یاد آوری می دانم که ما ادعا نداریم که کل مطلب را بیان کرده ایم، بل اذعان داریم که اندکی به این مطلب که نسبتاً مهم به نظرمی رسد، پرداخته شده است، امید واریم کارشناسان علوم پزشکی و علوم مذهبی ابعاد صحی و اخلاقی این مسئله را بیشتر کالبد شگافی نموده و با نورآگاهی خود، علاقنمندان اینگونه مسایل را درجامعه به ویژه نوجوانان وجوانان را آگاهی ومصئونیت بخشند. حکم استمناء استمناء واژه عربی است که به معنی طلب منی کردن می باشد. و درفارسی به آن “خود ارضایی” و دراصطلاح عامیانه به آن “جــــلق” می گویند. یعنی با دست خود، خود را راضی ساختن و ازغلیان شهوت کاستنن است. این عمل اگرچه این عمل درامتداد حیات بشر درمیان انسان ها بوده ودوام داشته است، ولی روش و کاربرد آن همواره فرق می کرده است. درعصر حاضر با به میدان آمدن فن آوری وسایل وابزارجدید استمناء به بازار زندگی وارد شده است، که جوانان زیادی اعم ازپسرودختر را به آن مبتلا می سازند. که باید مردم ازآن برحذرداشته شود، ازآن جای که این عمل زشت و ناپسند برای مبتلایان ضرروزیان های زیادی جسمی وروحی به دنبال دارد، لذا برای اجنتاب و یا ابتلا ازین این عادت ناپسند و مخرب عقل وهوش و جسم وجان برآن شدیم تا درین مقال بیشتر به ابعاد مذهبی این عمل پرداخته شده است. جمهور اهل علم و اکثر علماء دین مثل امام مالک (رح) و امام شافعى (رح) عمل استمنا حرام می دانند، و دلایل حرمت آن را چنین ارائه می کنند: ۱- خداوند (ج) در قرآن کریم فرموده است که: ” وَالَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ (۵) إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ (۶) فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِکَ فَأُولَئِکَ هُمُ الْعَادُونَ (۷) و آنان‌ که‌ شرمگاه خود را حفظ میکنند، مگر بر همسران‌ خویش‌ یا بر آنچه‌ که‌ ملک‌ یمین شان‌ است‌، پس‌ در این‌ صورت‌ بر آنان‌ نکوهشی‌ نیست‌، پس‌ هرکه‌ غیر این‌ طلب‌ کند، آنان‌ از حد درگذرندگانند”. واکثرعلماء دین می گویند هر کسى که بغیر از همسران شان و یا ملک یمین شان (کنیزکان) طالب شهوت جنسی باشند (مانند استمناء) از متجاوزین در حدود خداوند (ج) به حساب می آیند. ۲- خداوند در قرآن فرموده است که: “وَلْیَسْتَعْفِفْ الَّذِینَ لا یَجِدُونَ نِکَاحًا حَتَّى یُغْنِیَهُمْ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ” (سوره نور آیت ۳۳)، یعنى “پس پاکدامنى پیشه کنند آن هایى که راهى را براى ازدواج نه می یابند تا این که خداوند (ج) از روى فضلش آنها را بى نیاز سازد”، و می گویند که امر کردن به پاکدامنى دلیل بر این است که صبر کنند و راه حرام را در پیش نگیرند، وبرمفاسد و منکرات متوسل نشوند. ۳- از عبدالله ابن مسعود (رض) روایت شده است که گفت: “ما گروهى از جوانان همراه پیامبر صلى الله علیه و سلم بودیم و کسی را (براى ازدوج کردن) نه می یافتیم، سپس پیامبر صلى الله علیه و سلم به ما گفت: “ای جماعت جوانان، هر کس از شما توانایی ازدواج را دارد پس ازدواج کند؛ زیرا ازدواج بهتر چشم را (از حرام) می‌پوشاند و بهتر فرج را از ( حرام) محافظت می‌کند، و کسی که نه توانست (ازدواج کند) باید روزه بگیرد؛ چون روزه او را از حرام نگاه می دارد (زیرا شهوت جنسی او را کم می‌ کند) (بخارى : ۵۰۶۶/۱۱۲/۹ و مسلم : ۱۴۰۰/۱۰۱۸/۲). ولى بعضى دیگر از علماء استمناء را حرام می دانند مگر دربعضی حالات خاص؛ مانند ترس از زنا و لواط، ترس از مرض، ترس از فتنه و وقوع در مشاهده فلم های جنسی (سیکس)، عدم ازدواج به علت عدم استطاعت مالی، فقر و تنگدستى گسترده، دور بودن از همسر به علت سفر و یا مرض و غیره، هنگام غلبه وفوران شهوت، و از این قبیل مسائل که در این حالت می گویند مباح است و اشکالى ندارد، ولى اگر هنگامی آن کار را انجام ندهد در زنا و یا لواط میافتد آن را واجب میدانند، و همه این ها به علت قاعده “اخف الضررین” یعنى “کمترین ضرر” می باشد. و این قول دوم شاید بهترین راه حل باشد براى خروج از این خلاف و به خصوص در این زمانه که به علت گسترش رسانه های صوتی وتصویری و تهاجم فرهنگی غرب فتنه جنسى به اوج رسیده است، پس حکم استمناء به شرح زیر خلاصه میشود: ۱- براى کسی که طالب شهوت باشد و فقط به خاطر لذت جنسى و بدون ضرورت استمناء کند حرام می باشد. و این حرمت جداً باید درنظرگرفته شود. ۲- براى کسی که در معرض زنا و یا لواط قرار گیرد بر او واجب میشود که استمناء کند تا مرتکب فاحشه نه شود. ۳- براى کسی که طالب خوشگذرانى و شهوت نه باشد ولى به علت در معرض فتنه هاى جنسى بودن شهوتش فوران شود و متزوج نباشد و قادر به ازدواج نیزنه باشد، و یا از همسرش دور باشد، در این حالت اگر پس از سعى و کوشش براى ترک این کار مانند روزه، اذکار، مطالع کتب و دروس علمى وتلاوت قرآن باز هم نه تواند شهوتش را تسکین دهد، درچنین حالت براى او مباح است که این کار را انجام دهد، تا مرتکب گناهان کبیره دیگر مانند زنا و لواط و مشاهده افلام جنسى (سیکس) وغیره نه شود. ونیز به جاى هدر دادن و تلف کردن وقتش در اوهاوم و وسوسه هاى شیطانى که ممکن است چندین ساعت به طول بیانجامد و نهایتاً شاید به فاحشه ومنکر یا تماشاى افلام جنس منجر شود، می تواند از همان اول این کار را (استمناء) تحت قاعده “أَخَفّ الضَّرَرَین” یعنى: “کمترین ضرر” انجام دهد، و راه شیطان را براى کشاندن او به ابواب فاحشه و گناهان بزرگتر قطع کند، و بتواند زندگى و عبادتش را با ضمیرى فارغ از اوهام و جنگ و جدالهاى جنسى ادامه دهد، ولى ناگفته نماند که نباید براى خود هر بار بهانه اى بتراشد و به استمناء لجوء کند زیرا اگر این عمل بطور مداوم انجام گیرد بزودى به یک عادت ابتلا خواهد شد که ترک آن بسیار دشوار خواهد شد، و حتى پس از ازدواج نیز شاید از آن عمل نجات نیابد، و شاید این عمل را از نزدیکى با همسرش ترجیح دهد. بطور خلاصه اگر عمل استمناء وسیله اى براى نجات از گناهان بزرگتر و یا بیشتر باشد در این صورت مباح است، و گرنه اگر وسیله اى براى لذت و خوشگذرانى باشد مجاز نیست. باید ازآن جداً پرهیزشود. توصیه های اخلاقی به کسانى که عادت به استمناء کرده اند: چنانچه کسى به طور مداوم دچار استمناء شود، به زودى به یک عادت مبتلا خواهد شد و براى همین نیز یکى از اسامى استمناء “عادت سِریّه” یعنى “عادت مخفى” می باشد، و ترک آن مشکل خواهد بود، ولى همان طوری که در حدیث صحیح از پیامبر صلى الله علیه و سلم نقل شده است “خداوند (ج) هیچ مریضى را نازل نه می کند مگر این که به همراه آن دارو و شفایش نیز نازل می کند”. پس کسى که به این مرض یا عادت زشت یعنى استمناء دچار شده است باز نیز دارو و شفایش در قرآن و سنت بسیارساد ه آسان یافت می شود. به طور خلاصه بعضى از امورى که شخص مبتلا به این بیمارى را سود میب خشد می پردازیم: ۱- باید هدف اساسىِ ترک از این عمل زشت و ناپسند فقط به خاطرترس از خداوند(ج) وحفظ الصحه شخصی باشد، نه به خاطر آبرو ریزى و یا چیزهاى دیگر. ۲- دعاء کردن واز خداوند (ج) طلب استعانت کردن که او را از این بیمارى زشت و مهلک نجات دهد، مخصوصا دعاء در اوقات اجابت مانند سجود، قبل از نماز مغرب، روز جمعه، بین اذان و اقامه در مسجد، ثلث اخیر شب و سحرگاهان قبل از طلوع صبح وغیره، و خداوند متعال وعده داده است که کسى که از او چیزى را طلب کند خواسته او را بر آورده می کند، خداوند می فرماید: “و من اصدق من الله قیــــــــــلا” و گفتار چه کسى از گفتار خداوند (ج) صادقتر است؟” و در سوره بقره میفرماید: ” و اذا سألک عبادى عنی فانی قریب، اجیب دعوه الداع اذا دعان” یعنى: “و (اى پیامبر) اگر بندگانم از تو در مورد من پرسش کنند پس من نزدیک هستم، دعاى دعاکنندگان را اجابت می کنم”. 3- ازدواج، زیرا پیامبر صلى الله علیه و سلم در حدیث صحیحى که وارد شده است آنرا براى جوانان توصیه کرده است و فرموده است: “یا معشر الشباب من استطاع منکم الباءه فلیتزوج، فانه اغض للبصر و احصن للفرج ، و ان لم یستطع فعلیه بالصوم فانه له وجاء” یعنى: “اى جوانان، هر کس از شما که استطاعت داشته باشد ازدواج کند، زیرا چشم را بهتر (از گناه) حفظ میدارد و شرمگاه را بهتر (از گناه) نگه می دارد ، پس اگر نتوانست سراغ روزه برود زیرا او را (از گناه و شهوت حرام) نگه میدارد”. 4- روزه گرفتن، زیرا نخست توصیه پیامبر اکرم صلى الله علیه و سلم می باشد براى مهار شهوت، و دوم هنگام پر خورى شهوت تحریک میشود ولى کمتر خوردن و یا روزه گرفتن از شدت شهوت میکاهد. ۵- چشم پوشیدن از مناظر شهوت انگیز مانند زنان زیبا ، نوجوانان خوش سیما ، تصاویر، و فیلم هاى مبتذل و غیره، زیرا با دیدن چنین مناظر، شهوت انسان تحریک می شود و بنای سرکشی نفس کم کم شروع می شود ولى اگر از همان ابتداء نفس مهار نشود، و شهوت خاموش نه شود، براى دفع شهوت فرد به استمناء و یا زنا کشانده می شود . و نا گفته نماند که شیطان یک شخص را پله به پله استدراج می کند تا این که او را دچار معصیت نظیراستمناء و یا عمل فاحشه (زنا) کند. ۶- دورى و امتناع ازتماشای فلم های جنسی ( سیکس) ، برنامه های ناپسند و مبتذل در شبکه های تـلویزیون، سایت های مبتذل درانترنت درهنگام خلوت، و یا این که آن ها را مهار و نظارت کند مثلاً از برنامه هاى فیلترشده در انترنیت و کمپیوتر استفاده کند و شبکه های را که ازطریق ماهواره فیلم هاى مبتذل پخش می کنند، قرنطین کنند، این در واقع بهترین توصیه ما براى کسانی که اندکی سستی درمهارکردن شهوت دارند و یا ضعف نیروی ایمان ومعنویت دارند و به آسانی دچارامراض شهوانى مانند زنا، لواط و استمناء، می گردند. این ست که اگر ضرورتى نه باشد، ازقرارگرفتن درمعرض چنین مناظرو محافل ومجالس واماکن جداً بپرهیزد. اگر کسى سعى کند دست از معصیت الهی بردارد و از اوهام شیطانی وشهوانى بپرهیزد، شیطان با مکر و حیله و را دوباره وسوسه می کند، و با فراهم شدن امکانات او را به عمل زشت قبلی اش بر می گرداند، و اعمال ناپسند را درنظر او زیبا جلوه می دهد؛ مثلاً او را وادار به شنیدن اخبار و موسیقی شهوت انگیز، خواندن مطالب جنسی (سیکس) ، دیدن تصاویر برهنه و دیگرمواردی می کند که هدفش نزدیک کردن آن شخص به این محیط و انداختن او دردام گناه و ارتکاب اعمال ناپسند و شرم آورمی گردد. افراد سست عنصر و ضعیف الایمان به محض نزدیک شدن به دایره مناظرشهوت انگیز چه ازلحاظ شنیداری یا دیداری وغیره، شیطان کم کم او را وسوسه میکند و دوباره او را به نظر به تصاویر حرام وادار میکند و طبیعتا انسان برای دیدن چیزهای پنهان و محرم مصرو متجسس می باشد، که در چنین موارد براى اشباع غریزه جنسی اش نهایتا او را وادار به استمناء و یا حتى زنا میکند. شیطان به صورت مستمر پله پله همیشه انسان را تا مرز حرام و ارتکاب معصیت می کشاند، پس بهترین راه دست کشیدن و دور شدن از این عمل زشت و مضر اجتناب ازوسائل، ذرایع و اماکن شهوت انگیز می باشد. پیامبر صلى الله علیه و سلم فرموده است که: “هر گاه مرد و زنى با هم خلوت کنند شخص سوم دربین آن ها شیطان خواهد بود” یعنى آنها را وسوسه می کند تا به کار حرام مبادرت ورزند، در واقعیت امردرعصرحاضر نیز می توان گفت هر گاه شخصى با انترنت و ماهواره و این قبیل آلات و ادوات که برنامه ها و فلم های جنسی ( سیکس) پخش می کنند، خلوت کند، و سرگرم شود، شخص بعدى همراه آن شخص، شیطان خواهد بود و او را وسوسه خواهد کرد تا اینکه او را وادار به کار حرام وافتادن درلجن معصیت کند، و از آن جایی که شهوت انسان یک غریزه جنسى بسیار قوى می باشد، لذا همیشه شیطان از این طریق مکرها و حیله های خود را به کارانداخته و انسان درگرداب کارهای ناصواب و اعمال مخرب ایمان و وجدان و مضرصحت وسلامت می کشاند. افرادی که تسلط کامل برخود ندارند، هرگز تنها نه خوابند و تنها زندگی نه کنند، زیرا درخلوت و تنهایی انسان دچارنوع افسردگی واضظراب می شود که افراد کم توان و بی اراده یکی ازراه های بیرون رفت از افسردگی و تنهایی و بی مبالاتی را در آلودگی به مواد مخدر و امیال شهوانی می داند. لذا باید تا حد ممکن راه های مشروع دفع شهوت را جستجو و نیز راه های استفاده درست ازرسانه های صوتی وتصویری را باید جمستجو کرد، تا ازیک طرف از ارتکاب به گناه درامان ماند وازطرف دیگرلطمه به صحت وسلامت انسان زده نشود. هرگاه کسی برخود ونفس خود تسلط ندارد سعی کند تا کمترازچنین فضا وامکانات استفاده کند. ۷- از دوست بد دورى کند زیرا بیشتر گناه ها و مصائب سببش دوستان بد هستند. مصاحبان و معاشران درزندگی انسان خیلی اثرگذاراند، و انسان ها بیشترازهم نشینان و دوستان شان متاثرو شناخته می شوند. ازآن است که درباب معیارشناخت افراد شیخ اجل حضرت سعدی (رح) افراد را به رویت دوستان مصاحب ومعاشرشان قرارمی دهد وچه زیبا می گوید: تو اول بگو با کـــــــیان دوستی من آن گه بگویم که توکیستی ویا شاعردیگری برای درامان ماندن ازمصیبت ها، وگرفتاری ها و اجتناب ازسقوط درگر داب انحطاط اخلاقی و تباهی توصیه میکند و میگوید: تا توانى می گـــــریز از یـــــار بــد یار بد، بـــــدتر بــُوَد از مــــار بــــد مار بد تنهـــــا تو را بر جـــــان زند یار بد بر جان و بر ایمـــــــــان زند ۸- تنهایى و بیکار ماندن از هر بلایى بدتر است، پس بهتر است که بیکار نماند و وقت فراغ خود را صرف مطالعه، اذکار، تلاوت و عبادت کند، زیرا اوقات فراغت و مخصوصا اگر قدرت مالى همراه آن باشد اساس مفسدات جوانان میباشد، شاعر میگوید: (ان الشباب و الفراغ و الجِده مفسده للمرء اىَّ مفسده) یعنى: (به درستی که جوانى و بیکارى و مال فاسد کننده یک شخص هست آنهم چه مفسدتى !)، و همچنین ضرب المثل عربى میگوید: “الوقت کالسیف، ان لم تقطعه قطعک” یعنى: “وقت مانند شمشیر می باشد، اگر با آن قطع نکنى آن تو را قطع میکند”. 9- در نظر گرفتن مخاطر و ضررهاى جسمى از قبیل زود عصبانى شدن، ضعف قوت جنسی، شل شدن اندام هاى تناسلى، ازدست رفتن حافظه، کمر دردی، کسالت وغیره براى کسانى که به عادت ناپسند استمنا مبتلا شده اند و زیاده روى میکنند. ۱۰- خواندن هر چه بیشتر اذکار، قرآن، نماز هاى تهجد، سنت و نافله و مشارکت در کاهاى خیر و اموراجتماعی و غیره. ۱۱- انجام تفریحات سالم مثل ورزش، نرمش ، مطالعه، مباحثه، رسامی، نقاشی، اسپ سواری، شکار، و گشت وگام درکنارآب و ساحل ومناظرزیبای طبیعی. به جای آلودگی های جسمی و جنسی. ۱۲- توصیه اخیر این است که هر چند اگر کسى دچار استمناء شود، چه به آن عادت کرده باشد و چه گاه گاهى آنرا انجام دهد، نباید در این معرکه با شیطان خودش را ببازد و تسلیم هوا و هوس نفس خویش شود، زیرا شیطان در این نوع مسائل از دو راه به بنى آدم ضرر میرساند، یکى این که او را دچاروسوسه هاى می کند تا به جای مراجعه به عقل ووجدان از هوا و هوس پیروی کند. تا اینکه دچارعمل زشت استمناء شود، و دیگر اینکه به محض فارغ شدن از این کار، او را وادار به ملامت و سرزنش خود میکند، تا جایی که خود را پست و نا چیز می شمارد لذا ممکن است که از بسیارى کارهاى خیروپرمنفعت و یا مشارکت در امورمهم ، حیاتی وسازنده مانند: کارومشغله سالم و پرمنفعت، آموزش وپرورش، تحصیل دروس علمى، مطالعه، ورزش، حفظ و تلاوت قرآن، نماز جماعت و غیره دست بکشد و ناچارا دچار مکر و کید دیگر شیطان شده است و خنجر دو سره خود را با موفقیت به کار برده است، پس هر چند کسى این کار را انجام دهد بایست با اعمال خیر آنرا جبران کند، و خود را به علت این کار ذلیل نشمارد و از کارهاى خیر به علت ارتکاب این عمل دست نکشد تا مجال دیگرى براى نفود مکر و حیله هاى شیطانى براى ترک اعمال خیر نگذارد. خداوند (ج) میفرماید: “ان الحسنات یذهبن السیئات، ذلک ذکرى للذاکرین” (سوره هود، آیت ۱۱۴)، “به درستی که نیکی ها، بدی ها را از بین می برند، و این یک اندرز و یاد آورى می باشد براى پند گرفتگان”. و عجیب آن است که یک شخص روزانه دچار گناهان کبیره مانند غیبت، نَمّامى، ترک نماز ، دشنام، حسد، خیانت، و غیره میشود، ولى هیچ احساس گناه و شرم وخجالت نه می کند، و کسى نیز او را سرزنش نه می کند، هر چند از گناهان کبیره و واضح به شمار میروند، و در قرآن و سنت صریحا از آن ها نهى شده است، ولى به محض این که دچار استمناء شود، گرچه نهى آن در حدیث نیامده، و در قرآن فقط از آن استنباط شده، و علماء در مباح بودن آن اختلاف دارند، ولى غوغایى از سرزنش های درونی ( وجدانی) را برنفس خویش می انگیزد، و خود را چنان تحقیر می کند که دست از بسیارى از کارهاى خیر چه فردى و چه جمعى میکشد زیرا به استمناء خود را لایق آن اعمال خیر و مجالس علم وهمنشینی با بزرگان ودانشمندان و مدیران جامعه نه می بینند. در حالی که هنگام انجام گناهان کبیره مانند غیبت و غیره این احساس را نه می داشته باشد. و این در واقع اختلال در میزان ترک منهیات و فعل اولویات می باشد، که باید اصلاح شود. وفرجام سخن این که مبادا با ابتـــــــــــلاء به عمل زشت استمناء با دست خود، به هوش وحواس وجسم وجان خود صدمه زده و موجب بی اعتباری وبی آبرویی اجتماعی را ازیک سو و ازسوی دیگرموجبات خشم وغضب خداوند را فراهم سازیم. ویا بهتراست بگویم که سند بد بختی خود را با دستان خود امضاء کنیم. توچون می کنی اختر خویش را بد مداراز فلک چشم نیک اخـــتری را والســــــــــلام علی من اتبع الهــــــــــــدی [email protected]

Facebook'ta PaylaşTwitter'da Paylaş

ابراز نظر  
نظر خود را درباره اين مطلب بيان کنيد *
 

شوهد 416 مرة/مرات