مفهوم و معنی دین اسلام چیست!؟
دین و فطرت// اعلانات// پاسخ به شبهات قرانی تاريخ انتشار: ۱۹ بهمن ۱۳۹۵ Tavsiye Et Yazdır
 

مفهوم و معنی دین اسلام چیست!؟

شاید تعداد انگشت شماری از مردم معنی دین اسلام را بدانند !؟ چون کتمان کاران حقایق قرآنی، دین را بصورت یک واژه کلی مطرح کرده و هر چیزی را که خواسته اند در آن وارد یا خارج کرده اند ، اما با مشخص شدن معنی آن بسیا ری از مبهمات ، روشن خواهند شد!؟ و بهترین لغت نامه برای معنی کردن کلمات قرآنی ،خود قرآن است !؟ چون دین از لحاظ لغوی و طبق تعریف آیه زیر ؛ یعنی مجموعه قوانینی که توسط قانونگذاری تعیین می شود:

او هرگز نمی‌توانست برادرش را مطابق قوانین پادشاه بازداشت کند * ما کان لیأخذ أخاه فی دین الملک [یوسف:۷۶]

پس دین یعنی مجموعه قوانین !؟ و طبق آیه زیر ، تنها قانونگذار برای ما خداوند است و پیروی از این قوانین در حکم عبادت کردن خداست:
نیست قانونگذاری بجز الله ، امر فرموده ؛ بجز او را عبادت نکنید و این است قوانین پایدار ولى بیشتر مردم نمى‌دانند * إن الحکم إلا لله أمر ألا تعبدوا إلا إیاه ذلک الدین القیم ولکن أکثر الناس لا یعلمون [ یوسف ۴۰ ]

و بدیهیست هیچ کسی حتی پیامبران و فرشتگان مقرب هم دخالتی در قوانین خداوند متعال ندارند چون:
و او احدی را در قانونگذاری خود شریک نمی‌ کند * ولا یشرک فی حکمه أحدا [کهف ۲۶ ]

قوانین خداوند از زمان نوح نبی برای انسانها نازل شده پس بدیهیه که هیچکدام از پیامبران یا دیگر انسانها نقشی در قوانین خدا نداشتند و نخواهند داشت و قوانین خالص خداوند در انجیل و تورات نیز مکتوب شده !؟:
از قوانین ، آنچه را که به نوح سفارش کرد، براى تو تشریع کرد و آن کسی را که به سوی تو وحى کردیم و آنچه را که در باره آن به ابراهیم و موسى و عیسى سفارش نمودیم که: «قوانین را برپا دارید و در آن جدائی نیندازید » * شرع لکم من الدین ما وصى به نوحا و الذی أوحینا إلیک و ما وصینا به إبراهیم و موسى و عیسى أن أقیموا الدین و لا تتفرقوا فیه [ شورى ۱۳ ]

(این قسمت از آیه فوق رو بخاطر داشته باشید«و الذی أوحینا إلیک * و آن کسی را که به سوی تو وحى کردیم ») 
و « اسلام » یعنی تسلیم شدن و تسلیم شدن یعنی قبول کردن یا بکار بستن یا اجرای چیزی بدون قید و شرط !؟ و خداوند متعال قوانین مورد نیاز ما را تکمیل و آنها را در قرآن برای ما مکتوب نمود و زمانی که ما تسلیم قوانین خدا بشیم یعنی آنها را بکار ببریم و اجرا کنیم موجب خشنودی خداوند عزیز می شود و نشاندهندعبادت و بندگی ما در مقابل اوست:
امروز قوانینتان را برایتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم و خشنودم برای شما ، تسلیم قوانین شوید * الیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا [ مائده ۳]

پس زمانی خداوند از ما خشنود می شود که قوانینمان را بکار ببریم و بجز قوانین خداوند در پی اجرای قوانین دیگری نباشیم :
در حقیقت، این قوانین نزد الله تسلیم شدن است.. پس آیا جز قوانین الله را مى‌ خواهند؟ و هر کس در جستجوی غیر تسلیم شدن قوانین باشد ، هرگز از وى پذیرفته نشود و در جاودانگی از خسارت دیدگان است * إن الدین عند الله الاسلام (۱۹) أفغیر دین الله یبغون (۸۳) ومن یبتغ غیر الإسلام دینا فلن یقبل منه وهو فی الآخره من الخاسرین [ آل عمران ۸۵ ]

و ما می بایست تنها قوانین پایدار و خالص خداوند را بکار ببندیم : 
آگاه باشید: قوانین خالص از آنِ الله است * ألا لله الدین الخالص [ زمر ۳ ]

بنابراین کسانی که در قوانین الهی تفرقه انداخته و پیرو قوانین غیر الهی شدند که بر گرفته از احادیث پیامبر است گمراه شده اند و در نهایت کارشان با خداوند است چون به پیامبر می فرماید چیزی از آنها به تو ربطی ندارد تا بگوید که خود او پیرو قوانین خداوند و مذهب ابراهیم است و راه راست این است :
کسانى که در قوانینشان جدائی انداختند و شیعا شدند تو در چیزی از ایشان نیستی ، جز این نیست که کارشان با الله است !؟ بگو: «آرى! مالکم مرا به راهی راست هدایت کرده ، قوانینی پایدار، مذهب ابراهیمِ حنیف! و او از مشرکان نبود * إن الذین فرقوا دینهم و کانوا شیعا لست منهم فی شیء إنما أمرهم إلى الله [۱۵۹ ] قل إننی هدانی ربی إلى صراط مستقیم دینا قیما مله إبراهیم حنیفا و ما کان من المشرکین [ أنعام ۱۶۱ ]

شیعا = شیعه شیعه = پیروان ، پیرو ها ، که منظور به پیروان احادیث پیامبر است و می بایست پیروان احادیث و سنت پیامبر برگردند بسوی خداوند و تنها از قوانین او پیروی کنند:
با ندبه به سویش برگردید و بترسید ازاو و اقامه نماز کنید واز مشرکان نباشید از همان کسانى که در قوانینشان اختلاف کردند و شیعا شدند وبا حزب وعقایدشان ، دل خوشند * منیبین إلیه و اتقوه و أقیموا الصلاه و لا تکونوا من المشرکین ( ۳۱ ) من الذین فرقوا دینهم و کانوا شیعا کل حزب بما لدیهم فرحون [ الروم ۳۲ ]

و در غیر اینصورت، طبق احکام صریح قرآن کسانی که در چهار چوب مذاهب شیعه و اهل سنت ، پیروی از احکام کتاب های احادیث و روایات و سنت پیامبر می کنند ، در اسلام نیستند بلکه کافر و مشرک و ظالم و پیمان شکن محسوب می شوند

و کسانى که به موجب آنچه الله نازل کرده حکم نکنند کـافرند 
و کسانى که به موجب آنچه الله نازل کرده حکم نکنند ظالمـند 
و کسانى که به موجب آنچه الله نازل کرده حکم نکنند فاسقند 
ومـــن لَـــم یحـکم بمــا أنزل الله فأولـئک هم الکافرون (۵:۴۴)
ومـــن لَـــم یحـکم بمــا أنزل الله فأولـئک هم الظالمون (۵:۴۵)
ومـــن لَـــم یحـکم بمــا أنزل الله فأولـئک هم الفاسقون (۵:۴۷)

مطالب گفته شده را جمع بندی میکنیم ؛ قوانین و احکام تنها از خداوند است که در کتابهایش در دوره های مختلف برای مردم نازل فرموده و اطاعت و اجرای این قوانین که در قرآن مکتوب است ، نشاندهنده موحد بودن و بندگی ما به خداوند متعال است همچنین در این مقطع به کسانی که تنها تسلیم قوانین الهی در قرآنند ، قرآنیون یا اسلام آورنده گفته می شود پس اسلام آورندگان یا قرآنیون در کنار پیامبرشان تنها تسلیم قوانین خالص الله رب العالمین هستند و کافر به هر قوانین غیر الهی ولی هنوز این افراد مؤمن و مسلمان محسوب نمی شوند !؟:

اعراب گفتند: «ایمان آوردیم » بگو: «ایمان نیاورده‌اید، لیکن بگویید: اسلام آوردیم و هنوز در ذهن های شما ایمان داخل نشده است و اگر «الله و رسولش» را اطاعت کنید از اعمالتان چیزى کم نمى‌کند ، قطعأ الله آمرزنده و رحمت دهنده است * قالت الاعراب آمنا قل لم تؤمنوا و لکن قولوا أسلمنا و لما یدخل الایمان فی قلوبکم و إن تطیعو الله و رسوله لا یلتکم من أعمالکم شیئا إن الله غفور رحیم [ حجرات ۱۴ ]

در آیه فوق دو نکته مبهم است !؟ یکی اینکه فعل «نمی کند» که مفرد است بر میگرده به «الله و رسولش» یعنی به یکنفر ، نه دو نفر !؟ و دیگر اینکه پیامبر می گوید از این رسول اطاعت کنید !؟ پس این رسول کیست؟
و طبق قرآن تنها کسانی مؤمن و مسلمان محسوب می شوند که ابتدا به این « رسول» خدا ایمان بیاورند و اطاعتش کنند:

در حقیقت، مؤمنان کسانى ‌اند که به «الله و رسولش» ایمان آورده اند و شکّ نیاورده و با مال و جانشان در راه الله جهاد کرده‌اند؛ ایشان صادقانند.* إنما المؤمنون الذین آمنوا بالله و رسوله ثم لم یرتابوا و جاهدوا بأموالهم و أنفسهم فی سبیل الله أولئک هم الصادقون [ حجرات ۱۵ ]

و هنگامى را که به حواریّون وحى کردم که به من و رسولم ایمان آورید؟ گفتند: «ایمان آوردیم، و گواه باش که ما مسلمانیم.» * وإذ أوحیت إلى الحوارِیین أن آمنوا بی وبرسولِی قالوا آمنا واشهد بأننا مسلمون (مائده:۱۱۱)

و اگر کمی دقت کنیم متوجه میشویم «الله ورسولش» منظور به دو شخصیت و منبع جداگانه نیست بلکه این رسول همسنگ خداست چون ، اعمال و افعال و گفته خداوند و رسول بصورت مفرد و واحد آورده شده مثلا در این آیه «می خواند» که مفرد است بر میگرده به «الله و رسولش» پس خدا و این رسول یکی هستند!؟:
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! دعوت الله و رسولش را اجابت کنید هنگامی که شما را به سوی چیزی می‌خواند که شما را حیات می‌بخشد! و بدانید الله میان انسان و ذهن او حایل می‌شود، و همه شما نزد او گردآوری می‌شوید * یا أیها الذین آمنوا استجیبوا لله و للرسول إذا دعاکم لما یحییکم و اعلموا أن الله یحول بین المرء و قلبه و أنه إلیه تحشرون [ أنفال ۲۴ ]


همچنین اطا عت نکردن از این رسول همانند اطاعت نکردن از خداست چون باعث تباهی اعمالمان می شود:
اى کسانى که ایمان آورده‌اید، الله را اطاعت کنید و از این رسول اطاعت نمایید و اعمال خود را باطل نکنید.* یا أیها الذین آمنوا أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و لا تبطلوا أعمالکم [ محمد ۳۳ ]


و فقط با ایمان آوردن به این رسول است که او ما را آمرزش می دهد و به ما پاداش نور می دهد که بزرگترین پاداش خداوند به مؤمنین است :

اى کسانى که ایمان آورده‌اید، بترسید از الله و به رسولش ایمان بیاورید تا از رحمت خود به شما دو بهره عطا کند و براى شما نورى قرار دهد که بوسیله آن به زندگی جاودانه برسید و شما را آمرزش دهد * یا أیها الذین آمنوا اتقوا الله و آمنوا برسوله یؤتکم کفلین من رحمته و یجعل لکم نورا تمشون به و یغفر لکم و الله غفور رحیم [ حدید ۲۸ ]

همچنین رفتن به بهشت در گرو رعایت حدود قوانین خدا و اطاعت از این رسول است!؟ دقت کنید در این آیه هم فعل «درآورد» که مفرد است بر میگرده به «الله و رسولش» :

این است حدود الله و هر کس از «الله و رسولش» اطاعت کند وى را به جنات درآورد * تلک حدود الله ومن یطع الله ورسوله یدخله جنات تجری من تحتها الأنهار خالدین فیها وذلک الفوز العظیم ( نساء ۱۳ )

همچنین رعایت نکردن حدود قوانین خدا و نافرمانی از این رسول ما رو به آتش می کشونه!؟ دقت کنید در این آیه هم «حدودش» و «درآورد» که هر دومفردند ، بر میگرده به «الله و رسولش»: 
هر کس از «الله و رسولش» نافرمانی کند واز حدودش تعدی کند وى را در آتشى درآورد که همواره در آن خواهد بود * ومن یعص الله ورسوله ویتعد حدوده یدخله نارا خالدا فیها وله عذاب مهین ( نساء ۱۴ )

در این آیه دقیقأ مشخص شده که پیامبران با اطاعت از این رسول که همسنگ خداست به پاداش «نعمت یا نور» می رسیدند !؟ پس این رسول در تمام دوران بوده که همه پیامبران اطاعتش می کردند:
و کسى که از الله و این رسول اطاعت کند، در زمره کسانى خواهد بود که الله به ایشان نعمت داده ازقبیل ، پیامبران و صادقان و شهیدان و صالحان و آنان چه نیکو رفیقانند * ومن یطع الله والرسول فأولئک مع الذین أنعم الله علیهم من النبیین والصدیقین والشهداء والصالحین وحسن أولئک رفیقا( نساء ۶۹ )

و در این آیه ها مشخص می شود که پیروی از محمد برای این است که او ما را به اطاعت کردن از این رسول فرا می خواند!؟ چون اطاعت نکردن از این رسول که همسنگ خداست ، مصداق کفر است:
بگو: «اگر الله را دوست دارید، از من پیروى کنید تا الله دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشاید، و خداوند آمرزنده و رحمت دهنده است. بگو: «الله و این رسول را اطاعت کنید.» پس اگر رویگردان شدند، قطعاً الله کافران را دوست ندارد * قل إن کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله و یغفر لکم ذنوبکم و الله غفور رحیم [۳۱ ] قل أطیعوا الله و الرسول فإن تولوا فإن الله لا یحب الکافرین [ آل عمران ۳۲ ]

در این آیه هم محمد ما را به اطاعت کردن از این رسول فرا می خواند:
از تو در باره انفال مى‌پرسند. بگو: «انفال اختصاص به الله و این رسول دارد؛ پس بترسید از الله و با یکدیگر سازش نمایید و اگر مؤمنید از الله و رسولش اطاعت کنید * یسألونک عن الانفال قل الانفال لله و الرسول فاتقوا الله و أصلحوا ذات بینکم و أطیعوا الله و رسوله إن کنتم مؤمنین [ أنفال ۱ ]

اما این رسول کیست!؟
خداوند متعال در دنیای ما نیست ولی به خاطر اینکه ،با انسانها صحبت کنه و یا هدایتشون کنه و یا دعاهاشون رو اجابت کنه و همچنین اونها بتونند از روی علم و یقین به او ایمان بیاورند ، روح ، امر ، نور ، رحمت و نعمت خودش رو به دنیای ما فرستاده که او نشانه هائی از خداست (آیات الله) و هدایتگر مردم به راه راست و معلم اعظم قرآن و حکمت و فرقان است:

هیچ بشری را نسزد که الله با او سخن گوید،جز به وحی یا از پشت حجابی یا رسولی می فرستد پس وحی می کند به اذن خویش آنچه را بخواهد ؛ یقیناً او بلند مرتبه و حکیم است و بدین خاطر روحی از امر خود را به سوی تو وحی کردیم ، تو نمی دانستی کتاب و ایمان چیست!؟ ولی او را نوری گرداندیم تا هر کدام از بندگانمان را که بخواهیم به وسیله او هدایت کنیم و بی شک هدایت کننده به راه راستی * و ما کان لبشر أن یکلمه الله إلا وحیا أو من وراء حجاب أو یرسل رسولا فیوحی بإذنه ما یشاء إنه علی حکیم (۵۱) و کذلک أوحینا إلیک روحا من أمرنا ما کنت تدری ما الکتاب و لا الایمان و لکن جعلناه نورا نهدی به من نشاء من عبادنا وإنک لتهدی إلى صراط مستقیم [۵۲ شوری]

لذا خداوند از همه پیامبران پیمانی گرفت مبنی بر اینکه میبایست به این رسولش که مصدق کتابهای آنان است ایمان بیاورند و او را به مردمشان معرفی کنند تا او را باور کنند:

وآن هنگام که الله از پیامبران پیمان گرفت؛ که هر گاه به شما کتاب و حکمتى دادم، سپس رسولى به سویتان آمد که تصدیق کننده آنچه با شماست ، البته به او ایمان بیاورید و حتماً یاریش کنید؛ آنگاه فرمود: آیا اقرار کردید و در این باره پیمانم را پذیرفتید؟ گفتند: آرى، اقرار کردیم فرمود: «پس شاهد باشید و من با شما از شاهدانم » * وإذ أخذ الله میثاق النبیین لما آتیتکم من کتاب وحکمه ثم جاءکم رسول مصدق لما معکم لتؤمنن به ولتنصرنه قال أأقررتم وأخذتم على ذلکم إصری قالوا أقررنا قال فاشهدوا وأنا معکم من الشاهدین[ آل عمران ۸۱ ]

اما کتمان کاران این رسول را محمد معرفی کرده اند در حالیکه گفته شده از همه پیامبران این پیمان گرفته شده و این هم تأیید اینکه این پیمان از پیامبر هم گرفته شده !؟ و پیامبران با قبول این پیمان ، رسولان نبی خوانده می شدند:
و هنگامى که از انبیاء پیمان گرفتیم و از تو و از نوح و ابراهیم و موسى و عیسى پسر مریم، و از آنان پیمانى استوار گرفتیم * و إذ أخذنا من النبیین میثاقهم و منک و من نوح و إبراهیم و موسى و عیسى ابن مریم و أخذنا منهم میثاقا غلیظا [ أحزاب ۷ ]

و خداوند متعال ، تمام اوامر خود را بوسیله این رسولش در این دنیا به فعلیت می رساند پس این رسول تجلی خداوند در دنیای ماست و خداوند ، هدایت انسانها را بوسیله او انجام می دهد :

اى اهل کتاب، رسول ما به سوى شما آمده است که بسیارى از چیزهایى از کتاب را که پوشیده مى‌داشتید براى شما بیان مى‌کند و بسیارى را عفو می کند قطعاً براى شما از جانب الله ؛ نور و کتابى روشنگر آمده است!؟ الله هر که را از خشنودیش پیروى کند، به وسیله «او» به راه‌هاى تسلیم هدایت می کند و به توفیق خویش، آنان را از تاریکیها به سوى نور بیرون مى‌برد و به صراط مستقیم هدایتشان مى‌کند.* یا أهل الکتاب قد جاءکم رسولنا یبین لکم کثیرا مما کنتم تخفون من الکتاب ویعفو عن کثیر قد جاءکم من الله نور وکتاب مبین (۱۵) یهدی به الله من اتبع رضوانه سبل السلام ویخرجهم من الظلمات إلى النور باذنه ویهدیهم الى صراط مستقیمٍ [ مائده ۱۶ ]

این آیه ها هم صراحتأ وظیفه و رسالت محمد رو طبق پیمان ، مشخص کرده که ایمان آوردن و اطاعت و یاری کردن از این رسول بزرگوار خدا و معرفی او به مردم و گرفتن بیعت از آنها برای ایمان آوردنشان بوده!؟ دقت کنید ضمیر او برای «الله و رسولش» بصورت مفرد است:

ما تو را گواه و بشارتگر و هشداردهنده‌اى فرستادیم. تا مؤمن شوید به «الله و رسولش» و یاریش کنید و ارجش نهید و بامدادان و شامگاهان تسبیحش گوئید آن کس که به الله و رسولش مؤمن نشود ، پس ما برای کافران آتش فروزان آماده کرده‌ایم!* إنا أرسلناک شاهدا و مبشرا و نذیرا [۸ ] لتؤمنوا بالله و رسوله و تعزروه و توقروه و تسبحوه بکره و أصیلا [۹ ] و من لم یؤمن بالله و رسوله فإنا أعتدنا للکافرین سعیرا [ فتح ۱۳ ]

و در این آیه ها هم محمد اعلام میکنه که اختیار هدایت و یا ضرری برای ما نداره !؟ اما طبق وظیفه ای که داشت به ما هشدار میده ؛ چنانچه از این رسول نافرمانی کنیم قطعأ در دوزخ ، جاودانه خواهیم ماند:
بگو: «من اختیار زیان و هدایتی را برای شما ندارم!» بگو :تنها وظیفه من ابلاغ از سوی الله و رساندن رسالات اوست و هر کس «الله و رسولش» را نافرمانى کند ، آتش دوزخ از آن اوست و جاودانه در آن می‌مانند!* قل إنی لا أملک لکم ضرا و لا رشدا [۲۱ ] إلا بلاغا من الله و رسالاته و من یعص الله و رسوله فإن له نار جهنم خالدین فیها أبدا [۲۳ جن]

و هیچ مرد و زن مؤمنى را نرسد که چون الله و رسولش به کارى فرمان دهد، براى آنان در کارشان اختیارى باشد و هر کس الله و رسولش را نافرمانى کند قطعاً دچار گمراهى آشکارى گردیده است. * وما کان لمؤمن ولا مؤمنه إذَا قضى الله ورسوله أمرا أن یکون لهم الخیره من أمرهم ومن یعص الله ورسوله فقد ضل ضلالا مبینا [ أحزاب ۳۶ ]

این آیه که به محمد گفته شده با قرآن که برتو نازل کردیم یعنی قرآن فقط بر پیامبر نازل شده!؟ برو و آنرا که بسوی مردم نازل شده یعنی چیزی غیر از کتاب قرآن که به سوی همه مردم جهان نازل شده یعنی روح خدا را، برای آنها تبیین و روشن کن:

با دلایل آشکار و نوشته‌ها و این ذکر که به سوى تو نازل کردیم ،بیان کن براى مردم آنرا که به سوى آنان نازل شده است و امید که آنان بیندیشند * بالبینات و الزبر و أنزلنا إلیک الذکر لتبین للناس ما نزل إلیهم و لعلهم یتفکرون [ نحل ۴۴ ]

اما عده ای از یهودیان و مشرکین گفتند پس چرا این رسول در بین آنها نیست: 
کافران اهل کتاب و مشرکان، دست‌بردار نبودند تا این حجت آشکار برای آنان بیآید * لم یکن الذین کفروا من أهل الکتاب و المشرکین منفکین حتى تأتیهم البینه (بینه:۱)

تا اینکه این رسول بزرگوار خدا در بین مردم حضور پیدا کرد و پیامبر بشارت آمدنش را طبق قرآن به مردم خبر داد :
ای مردم آن رسول آورنده حق از مالک و پادشاهتان بیامد پس خیرشما این است که به او ایمان آورید و کفر نورزید * یا أَیها الناس قَد جاءکم الرسول بالحق من ربکم فآمنوا خیرا لکم وإن تکفروا (نساء۱۷۰)

رسولی از الله که صحیفه‌هایى مطهر را تلاوت می کند که در آنها نوشته‌هاى استوار است * رسول من الله یتلو صحفا مطهره (۲) فیها کتب قیمه (بینه:۳)

طبق سوره اعلی آیه های ۱۸ و ۱۹ این رسولی که صحف پیشین رو تلاوت می کنه کسی است که خودش صحف پیشین نقش دارد و قرآن رسول گرامی خداوند ، که میان آنها بود را ، اجابت کننده دعاهای مردم معرفی می کنه:

و بدانید رسول الله در میان شماست؛ هرگاه در بسیاری از کارها از شما اطاعت کند، به مشقّت خواهید افتاد؛ * و اعلموا أن فیکم رسول الله لو یطیعکم فی کثیر من الامر لعنتم [ حجرات ۷ ]

و به مردم گفته شد تا برای روح خدا احترام قائل بشن و به محض آمدن وی در مجلس جا باز کنند وبه احترام او بایستند:
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که به شما گفته شود: «مجلس را وسعت بخشید »، وسعت بخشید، الله برای شما وسعت می‌بخشد؛ و هنگامی که گفته شود: «برخیزید»، برخیزید؛ اگر چنین کنید، الله کسانی را که ایمان آورده‌اند و کسانی را که علم به آنان داده شده درجات عظیمی می‌بخشد؛ و الله به آنچه انجام می‌دهید آگاه است * یا أیها الذین آمنوا إذا قیل لکم تفسحوا فی المجالس فافسحوا یفسح الله لکم و إذا قیل انشزوا فانشزوا یرفع الله الذین آمنوا منکم و الذین أوتوا العلم درجات و الله بما تعملون خبیر [ مجادله ۱۱ ]

و به مردم گفته شد همانطور که پیامبر با او صحبت می کند با او صحبت کنند:
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! صدای خود را از صدای پیامبر بلند تر نکنید و در برابر او بلند سخن مگویید آن گونه که با همدیگر سخن می گوئید ، مبادا اعمال شما نابود گردد در حالی که نمی‌دانید! * یا أیها الذین آمنوا لا ترفعوا أصواتکم فوق صوت النبی و لا تجهروا له بالقول کجهر بعضکم لبعض أن تحبط أعمالکم و أنتم لا تشعرون [ حجرات ۲ ]

و به کسانی که رعایت کنند ، مژده آمرزش و پاداش داد:
آنها که صدای خود را نزد رسول الله کوتاه می‌کنند همان کسانی هستند که الله دلهایشان را برای تقوا خالص نموده و برای آنان آمرزش و پاداش عظیمی است!* إن الذین یغضون أصواتهم عند رسول الله أولئک الذین امتحن الله قلوبهم للتقوى لهم مغفره و أجر عظیم [ حجرات ۳ ]

همچنین به مردم گفته شد قبل از صحبت کردن و طلب درخواست از آن حضرت ابتدا صدقه بدهند :
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که می‌خواهید با این رسول نجوا کنید ، قبل از آن صدقه‌ ای بدهید؛ این برای شما بهتر و پایدارتر است و اگر توانایی نداشته باشید، پس بی شک الله غفور و رحیم است!* یا أیها الذین آمنوا إذا ناجیتم الرسول فقدموا بین یدی نجواکم صدقه ذلک خیر لکم و أطهر فإن لم تجدوا فإن الله غفور رحیم [ مجادله ۱۲ ]

اما کسانی که چیزی نداشتند تا صدقه بدهند را آزاد گذاشت و امر به اطاعت از این رسول گرامی داد:
آیا ترسیدید فقیر شوید که از دادن صدقات قبل از نجوا خودداری کردید؟! اکنون که این کار را نکردید و الله توبه شما را پذیرفت، نماز را برپا دارید و زکات را ادا کنید و الله و رسولش را اطاعت نمایید و الله از آنچه انجام می‌دهید با خبر است!* أ أشفقتم أن تقدموا بین یدی نجواکم صدقات فإذ لم تفعلوا و تاب الله علیکم فأقیموا الصلاه و آتوا الزکاه و أطیعوا الله و رسوله و الله خبیر بما تعملون [ مجادله ۱۳ ]

اما کسانی هم بودند که هنوز خوی جاهلیت خود را فراموش نکرده بودند:
کسانی که تو را از پشت حجره‌ها بلند صدا می‌زنند، بیشترشان نمی‌فهمند! اگر آنها صبر می‌کردند تا خود به سراغشان آیی، برای آنان بهتر بود و الله آمرزنده و رحیم است!* إن الذین ینادونک من وراء الحجرات أکثرهم لا یعقلون [۴ ] و لو أنهم صبروا حتى تخرج إلیهم لکان خیرا لهم و الله غفور رحیم [ حجرات ۵ ]

و قوم محمد به آن حضرت ایمان آوردند وبا محمد بیعت کردند که این رسول کریم خدا واقعیت داره:
در حقیقت، کسانى که با تو بیعت مى‌کنند، جز این نیست که با الله بیعت مى‌کنند؛ دست الله بالاى دستهاى آنان است. پس هر که پیمان‌شکنى کند، تنها به زیان خود پیمان مى‌شکند، و هر که بر آنچه با الله عهد بسته وفادار بماند، به زودى الله پاداشى بزرگ به او مى‌بخشد * إن الذین یبایعونک إنما یبایعون الله ید الله فوق أیدیهم فمن نکث فإنما ینکث على نفسه و من أوفى بما عاهد علیه الله فسیؤتیه أجرا عظیما [ فتح ۱۰ ]

به راستى الله هنگامى که مؤمنان، زیر آن درخت با تو بیعت مى‌کردند از آنان خشنود شد * لقد رضی الله عن المؤمنین إذ یبایعونک تحت الشجره (۴۸:۱۸)

پس نام بردن هر انسانی ، بجای «رسول» در «الله و رسوله» ؛ قائل شدن شریک برای خدا و شرک و کفر محسوب می شود!؟ اما یهودیان حسادت کردند که چرا روح و رحمت خدا بر قوم محمد نازل شده و کفر ورزی کردند:

و به چه بد بهایى خود را فروختند !؟ به آنکه الله نازل کرده بود ، از حسادت کفر ورزیدند که چرا الله از فضل خود بر هر کدام از بندگانش که بخواهد نازل می کند!؟ * بئسما اشتروا به أنفسهم أن یکفروا بما أنزل الله بغیا أن ینزل الله من فضله على من یشاء من عباده (بقره:۹۰)

و به پیامبر گفتند؛ چنین چیزی در کتاب ما نیست و کسی از طرف خدا برای همه انسانها نازل نشده:
و آنگاه که گفتند ؛الله چیزخاصی بر بشر نازل نکرده، ناسپاسی الله را بجای سپاسی شایسته کردند!؟. وما قدروا الله حق قدره إذ قالوا ما أنزل الله على بشر من شیء (۹۱) انعام

و یهودیان انکارش کردند و گفتند؛ چنین کسی نه در مذهب ما و نه در مذهب مسیحیان معرفی نشده بلکه این دروغ است:
ما در این مذهب آخرین ، چنین سخنى نشنیده‌ایم و این جز دروغ هیچ نیست * ما سمعنا بهذا فی المله الآخره إن هذا إلا اختلاق.(۳۸:۷)

و برای اینکه مردم رو گمراه کنند نقشه های مختلفی می کشیدند (در این آیه همان رسول گرامی و هدایتگر خداست ) :
و طایفه ای از اهل کتاب گفتند: در آغاز روز به آنکسی که بر ایمان آورندگان نازل شده ، ایمان بیاورید و در پایان انکار کنید؛ شاید آنان برگردند بگو: اى اهل کتاب، چرا به «آیات الله» کفر مى‌ورزید؟ با آنکه الله ، شاهد بر آنچه مى‌کنید است ، چرا کسى را که ایمان آورده است، از راه الله بازمى‌دارید؛ و آن را کج مى‌شمارید، با آنکه خود شاهدید؟ و الله از آنچه مى‌کنید غافل نیست * وقالت طائفه من أهل الکتاب آمنوا بالذی أنزل على الذین آمنوا وجه النهار واکفروا آخره لعلهم یرجعون (۷۲ )قل یا أهل الکتاب لم تکفرون بآیات الله والله شهید على ما تعملون (۹۸ ) قل یا أهل الکتاب لم تصدون عن سبیل الله من آمن تبغونها عوجا وأنتم شهداء وما الله بغافل عما تعملون( آل عمران ۹۹ )

و قرآن به مردم در مورد شیطنت این یهودیان و منافقین هشدار داد:
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! چیزی را بر الله و رسولش مقدّم نشمرید و بترسید از الله؛ که الله شنوا و داناست!* یا أیها الذین آمنوا لا تقدموا بین یدی الله و رسوله و اتقوا الله إن الله سمیع علیم [ حجرات ۱ ]

اى کسانى که ایمان آورده‌اید، اگر فاسقى برایتان خبر و حرفی آورد، نیک وارسى کنید، مبادا به نادانى قومی را آسیب برسانید و از آنچه کرده‌اید پشیمان شوید.* یا أیها الذین آمنوا إن جاءکم فاسق بنبإ فتبینوا أن تصیبوا قوما بجهاله فتصبحوا على ما فعلتم نادمین [ حجرات ۶ ]

اى کسانى که ایمان آورده‌اید، اگر از فرقه‌اى از اهل کتاب فرمان برید، شما را پس از ایمانتان به حال کفر برمى‌گردانند. * یا أیها الذین آمنوا إن تطیعوا فریقا من الذین أوتوا الکتاب یردوکم بعد إیمانکم کافرین ( آل عمران ۱۰۰ )

و همگى به ریسمان الله چنگ زنید، و پراکنده نشوید؛ و روح الله را بر خود یاد کنید: آنگاه که دشمنان بودید، پس میان دلهاى شما الفت انداخت، تا به لطف او برادران هم شدید؛ و بر کنار پرتگاه آتش بودید که شما را از آن رهانید. این گونه، الله آیات خود را براى شما روشن مى‌کند، باشد که شما هدایت شوید * واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا واذکروا نعمه الله علیکم إذ کنتم أعداء فألف بین قلوبکم فأصبحتم بنعمته إخوانا وکنتم على شفا حفره من النار فأنقذکم منها کذلک یبین الله لکم آیاته لعلکم تهتدون ( آل عمران ۱۰۳ )

و کسانی که به آنان این کتاب داده شد ، دستخوش تفرقه نشدند، مگر پس از آنکه این حجت آشکار براى آنان بیامد.* و ما تفرق الذین أوتوا الکتاب إلا من بعد ما جاءتهم البینه (۹۸:۴)

و به محمد گفته میشه که این رسول هدایتگر و روح خدا رو برای مردم تبیین کنه !؟ 
و ما کتاب را بر تو نازل نکردیم، مگر براى اینکه آنکس را که در او اختلاف کرده‌اند، براى آنان روشن کنی، و براى مردمى که مؤمن می شوند ، هدایتگر و رحمت است * وما أنزلنا علیک الکتاب إلا لتبین لهم الذی اختلفوا فیه وهدى ورحمه لقوم یؤمنون ( النحل ۶۴ )

و محمد به مردم راجع به پیمانی که بسته بودند تذکر میده و یاد آور میشه: 
و نعمتى را که الله بر شما ارزانى داشته و پیمانى را که شما را به آن متعهد گردانیده، به یاد آورید، آنگاه که گفتید: «شنیدیم و اطاعت کردیم.» و بترسید از الله که الله اندیشه شما را می داند.* واذکروا نعمهَ الله علیکم ومیثاقه الذی واثقکم بِه إِذ قلتم سمعنا وأطعنا واتقوا الله إن الله علیم بذات الصدورِ (مائده:۷)

همچنین منافقان و یهودیان اطراف پیامبر جمع شده بودند و از او تعریف و تمجید می کردند و سعی میکردند تا او را برای مردم از انسانی والا و مقدس نشان دهند تا مردم باور کنند که محمد همان رسولی است که خداوند نازل کرده و برای همین ، منافقان به پیامبر که می رسیدند به رسالت او شهادت می دادند و طبق قرآن دادن این چنین شهادتی ، دروغه !؟چون تنها کسی میتونه به امری شهادت بده که شاهد و آگاه بر آن امر باشد، برای همین خداوند به پیامبر می گوید ؛ من می دانم که تو رسولم هستی و شهادت من کافیه ولی آنها که شهادت به رسالت تو میدهند ، منافق و دروغگو هستند!؟

چون منافقان نزد تو می آیند، می گویند : شهادت مى‌دهیم که تو رسول الله هستى! و الله می داند که تو رسولش هستى !؟و الله شهادت مى‌دهد که این منافقین دروغگویند * إذا جاءک المنافقون قالوا نشهد إنک لرسول الله و الله یعلم إنک لرسوله و الله یشهد إن المنافقین لکاذبون [ منافقون ۱ ]

یا بجای اینکه به پیامبر سلام کنند صلوات می فرستاند و خداوند به پیامبر می فرماید این تحیت من به تو نیست و اینها در دلشان چیز دیگری می گویند :

و هنگامی که نزد تو می‌آیند به تو تحیتی می‌گویند که هرگز چنین تحیتی را الله به تو نگفته است و با خود می‌گویند: چرا الله ما را به آنچه گفتیم عذاب نمی‌کند؟
نفرین برایشان صلواتشان جهنم است و چه بد فرجامی است * و إذا جاءوک حیوک بما لم یحیک به الله و یقولون فی أنفسهم لو لا یعذبنا الله بما نقول حسبهم جهنم یصلونها فبئس المصیر [ مجادله ۸ ]

و همچنین یهودیان کابالائی او را داور بین خودشان قرار می دادند در حالیکه احکام خدا در کتابشان موجود بود:

و چگونه تو را داور قرار مى‌دهند، با آنکه تورات نزد آنان است که در آن حکم الله است؟ پس آنان بعد از این پشت مى‌کنند، و آنان مؤمن نیستند * وکیف یحکمونک وعندهم التوراه فیها حکم الله ثم یتولون من بعد ذلک وما أولئک بالمؤمنین [ مائده ۴۳ ]

و کسی که در این آیه داوری می کند ؛ «الله و رسوله» (بصورت مفرد) است:
و هنگامی که از آنان دعوت شود که بسوی الله ورسولش بیایند تا در میانشان داوری کند، ناگهان گروهی از آنان رویگردان می‌شوند!* و إذا دعوا إلى الله ورسوله لیحکم بینهم إذا فریق منهم معرضون [ النور ۴۸ ]

پیامبر تحت تأثیر منافقان و یهودیان امر به خودش هم مشتبه شد و نسبت به وجود این رسول هدایتگر که روحی از امر خداست به شک و تردید افتاده !؟ لذا به او تذکر داده میشه :
اى پیامبر، از الله بترس و اطاعت از کافران و منافقان نکن. * یا أَیها النبی اتق الله ولا تطعِ الکافرین والمنافقین (۳۳:۱)

و مبادا تو را از «آیات الله» بعد از آنکه بر تو نازل شده ،باز دارند و دعوت به سوى پروردگارت کن و زنهار از مشرکان مباش * ولا یصدنک عن آیات الله بعد إِذ أنزِلت إِلیک وادع إِلى ربک ولا تکونن من المشرِکین (۲۸:۸۷)

قرآن یهودیت و مسیحیت را مذاهب میدونه ،مثل مذاهب شیعه و سنی که در قوانین الهی اختلاف کرده و فرقه شدند اما پیروان کتابهای تورات و انجیل مورد احترام خاصی هستند:
و گفتند: «یهودى یا نصارا باشید، تا هدایت یابید؛ بگو: «نه، بلکه بر مذهب ابراهیم حنیفم و وى از مشرکان نبود* وقالوا کونوا هودا أو نصارى تهتدوا قل بل ملهَ إبراهیم حنیفا وما کان من المشرکین (۲:۱۳۵)

و پیروان این فرقه ها مخصوصأ یهودیان بخاطر کتمان بزرگترین رحمت و نعمت خداوند مورد لعن قرار گرفتند چون آنها بخاطر همین کتمانشان باعث فریب پیامبر نیز شدند چون می گفتند؛ چنین کسی نه در مذهب ما و نه در مذهب مسیحیان معرفی نشده بلکه این خیالات توست:
ما در این مذهب آخرین ، چنین سخنى نشنیده‌ایم و این جز دروغ هیچ نیست * ما سمعنا بهذا فی المله الآخره إن هذا إلا اختلاق.(۳۸:۷)

در حالیکه آنکسی رو که این فرقه ها کتمان میکردند هم آنها و هم تمامی اهل کتاب اونو بخوبی میشناسن و بخاطر همین مورد احترامند و هدایت میشن:
کسانى که به ایشان کتاب داده‌ایم، همان گونه که پسران خود را مى‌شناسند، او را مى‌شناسند؛ و مسلماً گروهى از ایشان حق را کتمان می کنند و خودشان مى‌دانند. الذین آتیناهم الکتاب یعرفونه کما یعرفون أبناءهم وإن فریقا منهم لیکتمون الحق وهم یعلمون [بقره ۱۴۶]

و هرگز این یهودیان و این نصارا از تو راضى نمى‌شوند، مگر آنکه پیرو مذهب آنان شوی!؟ بگو: «در حقیقت، تنها هدایتگر الله ، او هدایتگر است» و اگر پس از دانشى که به تو رسیده از هوسهاى آنان پیروى کنى، در برابر الله هیچ سرپرست و یاورى نخواهى داشت. * ولن ترضى عنک الیهود ولا النصارى حتى تتبِع ملتهم قل إن هدى الله هو الهدى ولئن اتبعت أَهواءهم بعد الذی جاءک من العلمِ ما لک من الله من ولی ولا نصیر (۲:۱۲۰)

لذا بارها به او تذکر داده میشه که اهل کتاب اونو می شناسند ولی در صدد هستند ،تو رو به شک بیاندازند و برای اینکه پیامبر ، شک و تردیدش نسبت به آن حضرت برطرف شود به او گفته شد ؛ از پیروان انجیل ؛ که روح و رحمت خدا یا آیات الله را کتمان نمی کردند راجع به آن حضرت بپرسد !!؟

و اگر از آنکه به سوى تو نازل کرده‌ایم در شک هستی، از کسانى که پیش از تو کتاب مى‌خوانند بپرس. قطعاً «حق» از جانب پروردگارت به سوى تو آمده است ، پس تو از تردیدکنندگان مباش و از آنان که «آیات الله» را تکذیب می کنند مباش، که از زیانکاران خواهى بود.* فَإِن کنت فی شک مما أنزلنا إلَیک فاسأل الذین یقرءون الکتاب من قبلک لقد جاءک الحق من ربک فلا تکونن من الممترین (۹۴) ولا تکونن من الذین کذبوا بآیات الله فتکون من الخاسرین (یونس:۹۵)

آرى،« آیات من» بر تو آمد و او را تکذیب کردی و تکبّر کردى و از کافران شدى.* بلَى قَد جاءتک آیاتی فکذبت بها واستکبرت وکنت من الکافرِین (۳۹:۵۹)

و روز قیامت کسانى که بر الله تکذیب بسته‌اند را رو سیاه مى‌بینى، آیا جاى متکبران در جهنم نیست؟ و یوم القیامه ترى الذین کذبوا على الله وجوههم مسوده ألیس فی جهنم مثوى للمتکبرین (۳۹:۶۰)

و قطعاً به تو و به کسانى که پیش از تو بودند وحى شده ؛ اگر مشرک شوی حتماً کردارت تباه و مسلماً از زیانکاران خواهى شد؛ ولقد أوحی إلیک وإلى الذین من قبلک لئن أشرکت لیحبطن عملک ولتکونن من الخاسرین (۳۹:۶۵)

و اگر بخواهیم آن کسی را که به سویت وحى کردیم، بر می گردانیم !؟ سپس کسی را برای خود نمی‌یابی که در برابر ما، بر تو وکیل باشد * و لئن شئنا لنذهبن بالذی أوحینا إلیک ثم لا تجد لک به علینا وکیلا [ إسراء ۸۶ ]

اما فضل خداوند به پیامبر باعث شد تا برای خلاص شدنش از این تردید ، او را به دیدار این رسول بزرگوار یعنی آیات الله ببرند تا او را ببیند:
منزه است آنکه اسیرکرد بنده‏اش را شبانگاهى از مسجد الحرام به سوى مسجد راه دور که پیرامون آن را برکت داده‏ایم تا «آیات خود» را به او نشان دهیم، که او همان شنواى بیناست * سبحان الذی أسرى بعبده لیلا من المسجد الحرام إلى المسجد الأقصى الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا إنه هو السمیع البصیر (۱) الإسراء

اما وقتیکه پیامبرشرح دیدارخود با رسول گرامی خدا و وحی های دریافتی از ایشان را برای اطرافیان خود بیان کرد؛آنان به شک افتادند که محمد دیوانه شده و داره سخنان شیطان را بازگو می کنه!؟ لذا خداوند متعال در سوره های تکویر و نجم بعد از سوگند ، خاطرنشان می کند که محمد آن حضرت را دیده و از او وحی گرفته « دقت کنید ، تحریف گران و کتمان کاران این رسول گرامی را فرشته و یا جبرئیل معرفی کرده اند در حالیکه این رسول روح خداست و محمد نسبت به جبرئیل هرگز تردیدی نداشت»:

و سوگند به صبح چو دمیدن گیرد که این قول رسولی کریم است؛ قدر قدرتی که نزد صاحب عرش مقامی بس والا دارد پس در آنجا فرمانروائی امین است و دوست شما دیوانه نیست و بی شک او را در اُفق مبین دیده است و او نیست برای این ناپیدای بخیل ! و او نیست قول شیطان رجیم ! پس به کجا می‌روید؟!
والصبحِ إذا تنفس(۱۸) إنه لقول رسول کریم(۱۹) ذی قوه عند ذی العرش مکین(۲۰) مطاعٍ ثم أمین(۲۱) وما صاحبکم بمجنون(۲۲) ولقد رآه بالأفق المبین (۲۳) وما هو على الغیب بضنین (۲۴) وما هو بقول شیطان رجیمٍ(۲۵) فأین تذهبون(تکویر:۲۶)

و در سوره نجم این موضوع تکرار می شود و تأکید بر دیدار محمد از رسول بزرگوار و هدایتگر خداست « دقت کنید ، تحریف گران و کتمان کاران شدید القوی را فرشته و یا جبرئیل معرفی کرده اند در حالیکه طبق آیه ۵۲ شوری او روحی از امر خداست که وحی شده و او به محمد علم آموخت و به بنده خود وحی میکند و آیات الله است »

سوگند به ستاره وقتیکه ناپیدا شود، که دوست شما گمراه نشده و طغیان نکرده * والنجم إذَا هوى (۱) ما ضل صاحبکم وما غوى (۲نجم)

«هوى» به معنی هوس نیست بلکه در قرآن «هوا» به معنی هوس آمده !؟
و «هوى» طبق آیه یکم سوره نجم یعنی چیزی که ما نمی توانیم ببینیم اما وجود دارد 
«الهوى» = « الغیب» = این نا پیدا = منظور به شیطان است

و نقل قولی از شیطان نیست!* وما ینطق عن الهوى (۳نجم)

آن کسی را که محمد دیده ، روحی از امر خداست که وحی شده: 
او نیست مگر وحی ی که وحی می شود !* إن هو إِلا وحی یوحى(نجم۴)

و این رسول گرامی در این آیه ها توصیف می شوند:
« ابرقدرتــــی» که به او علم آموخت همان زیبای قدرتمند و عاقل که مسلط شد و او در افق اعلی بود سپس «بصورت شیب دار» نزدیک آمد و نزدیکتر شد تا به قدر «دو کـمـــــــان» یا نزدیکتر شد *علمه شدید القوى ﴿۵﴾ ذو مره فاستوى ﴿۶﴾ وهو بالأفق الأعلى (۷) ثم دنا فتدلى ﴿۸ ﴾ فکان قاب قوسین أو أدنى ﴿۹ نجم﴾

و سپس می فرماید محمد دیوانه نیست بلکه آیات الله به بنده اش یعنی محمد وحی کردنی ها رو وحی کرده !؟:
آنگاه وحی کردنی ها را به بنده‌اش وحی کرد عقل در آنچه دید دروغ نگفت * فأوحى إلى عبده ما أوحى (۱۰) ما کذب الفؤاد ما رأى (نجم:۱۱)

و خطاب به اصحاب محمد می فرماید : چرا در باره آنکسی که پیامبر او را دیده مجادله می کنید چون او یک بار دیگر هم «رسول گرامی خدا یعنی آیات الله » را دیده:

آیا با او درباره آنکه را دیده مجادله می‌کنید؟ و قطعاً بار دیگرى هم او را دیده است نزدیک آخرین درخت سدر در همان مکان که جنت است آنگاه که درختان سدر را آنچه پوشیده بود، پوشیده بود چشم او منحرف نشد و طغیان نکرد براستی او آیات بزرگ مالک خود را دید * أفتمارونه على ما یرى (۱۲) و لقد رآه نزله أخرى (۱۳)عند سدره المنتهى (۱۴)عندها جنه المأوى (۱۵) إذ یغشى السدره ما یغشى(۱۶) ما زاغ البصر وما طغى (۱۷) لقد رأى من آیات ربه الکبرى (نجم:۱۸)

پس پیامبر و اصحابش به رسول و روح و آیات الله که بر آنان نازل شده بود ، ایمان آوردند و توبه کردند :
رسول، به آنچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورد و همه مؤمنان ، به الله و فرشتگان او و کتابها و فرستادگانش، ایمان آوردند؛ ما در میان هیچ یک از رسولانش فرق نمی‌گذاریم و گفتند: «ما شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا؛ آمرزشت.. و بازگشت به سوی توست.» آمن الرسول بما أنزل إلیه من ربه و المؤمنون کل آمن بالله و ملائکته و کتبه و رسله لا نفرق بین أحد من رسله و قالوا سمعنا و أطعنا غفرانک ربنا و إلیک المصیر (۲:۲۸۵)

و توبه آنان مورد قبول خداوند متعال قرار گرفت:
به یقین، الله توبه پیامبر و مهاجران و انصار که در آن ساعت دشوار از او اطاعت کردند را پذیرفت ، بعد از آنکه چیزى نمانده بود که ذهن دسته‌اى از آنان منحرف شود پس توبه کرد با ایشان ، چرا که او نسبت به آنان مهربان و رحیم است.* لقد تاب الله على النبی والمهاجرین والأنصارِ الذین اتبعوه فی ساعه العسره من بعد ما کاد یزیغ قلوب فریق منهم ثم تاب علیهم إنه بهم رئوف رحیم (توبه:۱۱۷)

پس اگر منبعد «أطیعوا الله ورسوله» را « أطیعوا الله ومحمد» بدانند!؟ واین باور اشتباه که اطاعت ازمحمد ،همسنگ اطاعت از خداست و از احادیث پیامبر پیروی کنند که قرآن صراحتأ آنان را سخنان شیاطین جن و انس دانسته ، گناهش به گردن کسی نیست بجز همان کسانی که بر این باور مانده اند چون در قرآن تعقل نمی کنند و کسانی که «الله ورسولش» را «خدا و محمد» بدانند و او را کتمان کنند ، لعنت خدا بر آنان خواهد بود !؟همانطور که منافقین وشیاطین برای فریب و گمراهی مردم «الله ورسولش» را «خداوپیامبرش» ترجمه کرده و تفسیر کردند و گفتند که منظور از «رسول» محمد است و او را تنها رسول خدا و همسنگ خدا معرفی کردند:

کسانى که کتمان می کنند ، نازل شده با دلایل روشن وهدایتگر ما را ، بعد از آنکه او را براى مردم در کتاب بیان نموده ایم ، آنان را الله لعنت مى ‏کند و لعنت‏ کنندگان لعنتشان مى‏ کنند * إن الذین یکتمون ما أنزلنا من البینات والهدى من بعد ما بیناه للناس فی الکتاب أولَئک یلعنهم الله ویلعنهم اللاعنون (بقره:۱۵۹)

Facebook'ta PaylaşTwitter'da Paylaş

ابراز نظر  
نظر خود را درباره اين مطلب بيان کنيد *
 

شوهد 513 مرة/مرات