قرآن و طرح توسعه­ ی مدنی
دین و فطرت// اعلانات// پاسخ به شبهات قرانی// مباحث علمی تاريخ انتشار: ۰۳ مرداد ۱۳۹۷ Tavsiye Et Yazdır

مؤلف: ویکتور یفیموف

رئیس دانشگاه کشاورزی سنت پترزبورگ، دکترای اقتصاد

«او مهربان است! او است که قرآن نورانی را برای محمد فرستاد. بیایید ما هم به سوی این نور برویم تا پرده ­ها از چشمانمان کنار رود. (ا. س. پوشکین)

قرآن و محمد (ص)

محمد (ص) نه خواندن می­دانست و نوشتن می­توانست. او همانند سایر انسان­ها اطلاعات عمومی در باره­ ی دین یهود و مسیح داشت. این که عده ­ای مدعی هستند او از متون عبری مطالبی را برداشته و به نفع خود استفاده نموده است کاملاً ادعایی بی اساس است. این گونه ادعاها به گونه­ ای تحقیر علمای یهودی و مسیحی است. زیرا اگر چنین چیزی مطرح بود، در قرآن یا کتب سیره نبوی به آن برخورد می­کردیم. در عین حال، لازم بوده که محمد (ص) چند زبان را می­دانست و از متونی که در مکه یافت نمی­شدند نیز باخبر می­بود.

قرآن روگردانی قوم یهود و مسیحی را از تعلیمات حضرت موسی و حضرت عیسی افشا می­کند. یهودیان و مسیحیان از این که قرآن دست به چنین افشاگری علیه آنها زده بود، ناراحت بودند و کلمه­ ی «الله» مسلمانان را به عنوان یک خدای دیگر انگاشته و در هیچ کدام از ترجمه­ های خود از جمله ترجمه ­هایی که به زبان روسی کرده ­اند آن را به جای «خدا» ترجمه ننموده ­اند. این حرکت آنها برای ایجاد شبهه در میان ملل دیگر است که مسلمانان موجود دیگری را به نام «الله»، که خدا نیست، می­پرستند. در حالی که هر کسی که قرآن را می­خواند خیلی واضح می­فهمد که خدای واحد همان خدایی است که بر ابراهیم، موسی، عیسی و خاتم پیامبران محمد (درود خداوند بر آنها باد) وحی فرستاده است. واژه­ی خداوند تنها در زبان عربی متفاوت از الله است و این اقوام عامداً هنگام ترجمه به زبان­های دیگر خدا را به جای آن به کار نمی­برند.

در مقابل افتراهایی که علیه محمد (ص) ایراد می­شد دایر بر این که او قرآن را خود نگاشته است، پیامبر می­فرمود که او از جانب خداوند فرستاده شده و وحی خداوند را به مردم ابلاغ می­کند و بدون رسالت الهی او نیز یک انسان همانند انسان­های دیگر است. علاوه بر این، صحابه­ ی پیامبر هم اعلام داشته­اند که «شکل و سیاق خطابه­های محمد (ص) با اسلوب قرآن کاملاً متفاوت بوده است». هم چنین صحابه­ی پیامبر گفته­اند که «پیامبر اکرم هیچ آگاهی از وحی­ای که در آینده نازل خواهد شد نداشته است».

اگر به طور خلاصه بخواهیم بیان کنیم، قرآن حقیقت را برای تمامی اعصار و دوران­ها در سطح بین­المللی به انسان­ها بیان کرده است. بخشی از این حقایق بین المللی را علمای دین اسلام به عنوان حقایق مخصوص به خود معرفی کرده ­اند. و بدین ترتیب موفق شده ­اند که ارتباط میان آیات الهی و موضوعی که در خصوص آن نازل شده است از میان ببرند. مسیونرهای مسیحی نیز از این فرصت نهایت استفاده را کرده و با بزرگ­نمایی موضوع و تحریف آن، با استفاده از رسانه­ هایی که در اختیار دارند، آن را معادل ترور معرفی کرده­اند. از جمله­ی موضوعاتی که این گروه به عنوان وسیله­ی تبلیغات منفی بیشترین استفاده را کرده­اند مسئله ­ی «جهاد» است که در قرآن کریم آمده است:

قرآن و جهاد

از آنجا که محمد (ص) فردی مورد اعتماد در مکه بوده است، همه او را با لقب «امین» می­شناختند. او به همراه صحابه ­ی خود ده سال تبلیغات بی نظیر نمودند. او طی این مدت نه ارتباطش را با کسی برید و نه با کسی قهر کرده و از او روگردان شد …. (۱)

زمانی که در مدینه بود، برخی انسان­ها سودای قهرمانی را در سر خود پرورانده و رسول خدا را مجبور به دشمنی نمودند. در نتیجه ­ی این گونه حوادث و از طرفی در اثر فشارهایی که اهل مکه وارد می­نمودند حکم جهاد نازل شد. این حکم به معنای حفظ وطن است و حتی به علمای دین مسیح نیز توصیه می­کنیم به عنوان یک امر صواب (درست) آنها نیز از آن بهره ببرند. از آنجا که حمله به کشورهای دیگر و به اسارت گرفتن مردم آن دیار به عنوان تجاوز شناخته می­شود، بنا بر این محافظت از میهن خود امری مقدس است. بنا بر این، به این نتیجه می­رسیم که از نقطه نظر جنگ و صلح، دیدگاه مذهب پراواسلا و  و اسلام، یکی است.

هم­چنین قرآن کسانی را که به خاطر منافع شخصی خود به اسلام گرویده ­اند و در حالی که در ظاهر خود را مسلمان می­نامند در باطن اعتقادی به آن ندارند و اعمالشان ریاکارانه است، افشا نموده و آنها را به عنوان افراد ریاکار / منافق افشا کرده است. این منافقین قرآن را سرلوحه­ ی خود قرار نمی­دهند و حوادثی را که در زندگی رخ داده با سنجه­ ی وجدان / فطرت خود نمی­سنجند و بسیاری از مردم را به بیراهه کشانده و با خود همراه می­کنند.

در نگاه نخست، می­بینیم که در قرآن آیات زیادی در رابطه با جنگ «در راه دین» و نابودی کافران آمده است:

«با آنها بجنگید تا دیگر فتنه­ای نباشد و کل دین مخصوص خدا شود! ….» (سوره بقره (۲) / آیه ۱۹۳)

در اصل با جدا کردن آیات و عدم مداقه در کلمات استفاده شده در این ایه سبب می­شود که انسان به این نتیجه­گیری نادرست برسد که این آیه بر علیه بشریت است. در حالی که وقتی این آیه را همراه با آیات دیگر می­خوانیم می­بینیم که قرآن اعلام می­نماید «با کسانی که با شما می­جنگند بجنگید»: «پس اگر از جنگ دست برداشتند، دیگر تجاوز جز بر ستمکاران روا نیست» (سوره بقره (۲) / آیه ۱۹۳).

هر جا آیه­ای در رابطه با جنگ دیده­اند آن را از آیات ما قبل و ما بعد خود جدا کرده و یا معنی آن را دگرگونه بفهمیم و یا آن را به تمامی موارد تعمیم دهیم، این امر منجر به فاجعه خواهد شد. برای نمونه:

«پس چون ماه­های حرام سپری شد، مشرکان را هر کجا یافتید بکشید و آنان را دستگیر کنید و به محاصره درآورید و در هر کمینگاهی به کمین آنان بنشینید، پس اگر توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات دادند راه برایشان گشاده گردانید زیرا خداوند آمرزنده مهربان است.» (سوره توبه (۹) / آیه ۵).

در این آیه عبارت «آن مشرکان» به صورت عمومی بیان نشده، منظور کسانی است که قرارداد (حدیبیه) را نقض کرده بودند، می­بینیم که منظور آیه مشرکینی است که مسلمانان را از مکه اخراج نموده و علیه آنها اعلام جنگ نموده بودند. از مطالبی که بیان شد این گونه می­توانیم نتیجه­گیری کنیم که جهادی که در قرآن به آن اشاره شده است، تنها بر علیه کسانی که قصد حمله به مسلمانان را دارند و مسلمانان برای دفاع از خود مجبورند با آنها بجنگند و این جنگ خود یک نوع دفاع تلقی می­شود. آنهایی که جهاد را به مثابه­ی ترور تعریف نموده و معنی آن را از مجرای خود خارج می­نمایند با دیدن این آیه قطعاً مهر سکوت بر لب خواهند زد:

«خداوند شما را از نیکی کردن به کسانی که در (کار) دین با شما نجنگیده و شما را از دیارتان بیرون نکرده­اند باز نمیداردُ‌به آنها نیکی کنید و با ایشان عدالت ورزید زیرا خدا دادگران را دوست می­دارد. (سوره ممتحنه (۶۰)‌ / آیه ۸)»

آنهایی که ایده­ی «جنگ در راه خدا» را  پیش می­برند و مبنای آن را توجیهات خود قرار می­دهند، آنها ناقضین این آیات و تروریست­های واقعی هستند.  درست مانند کسانی که خود را منسوب به دین می­کنند، این گونه تفاسیر می­تواند ریشه در منافع شخصی و در راستای منافع تجار اسلحه و سیاستمداران باشد.

محمد (ص) در رابطه با حقایق جهانی به انسان­های هم عصر خود اطلاعات لازم را داده و این حقایق وحی شده به وی را نگاشته، تبلیغ نموده و کمک نموده (در قالب قرآن کریم) تا به امروز به دست ما برسد. در روزگار ما فقط یک عده تروریست با پشتیبانی نیروهای خارجی حقایق دین را وارونه جلوه کرده و آن را از راهبردی که قرآن مشخص کرده منحرف و به راهبردی که خود به دنبال آن هستند سوق می­دهند. برای نمونه، قرآن آشکارا بیان فرموده است که در دین هیچ اجباری وجود ندارد:

«در دین هیچ اجبارى نیست و راه از بیراهه بخوبى آشکار شده است پس هر کس به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد به یقین به دستاویزى استوار که آن را گسستن نیست چنگ زده است و خداوند شنواى داناست» (سوره­ی بقره (۲) / آیه ۲۵۶)

در اینجا هر انسان عاقلی با درک معنی درست این آیه می­تواند به اختیار خود دین را انتخاب کرده و آن را به عنوان برنامه­ ی درست زندگی خود برگزیند. اگر کسی این گونه عمل کند، خداوند نیز در این راه به او کمک خواهد نمود. خداوند هیچ کسی را مجبور به قبول حقیقت نمی­کند و به کسی هم اختیار نداده که کسی را مجبور به قبول باور دینی نماید:

«و اگر یکى از مشرکان از تو پناه خواست پناهش ده تا کلام خدا را بشنود سپس او را به مکان امنش برسان چرا که آنان قومى نادانند» (سوره توبه (۹) / آیه ۶)

یعنی خداوند به مسلمانان اجازه نمی­دهد که به کسی صرفاً به علت باور خود آزار برسانند.

حتی اگر کسی پس از آن که با اسلام آشنا شد نباید برای قبول اسلام بر او آسیبی وارد نماید (تا زمانی که به نبرد علیه اسلام نپیوسته باشد)، نباید با ارزش­هایی که برای او مقدس است کسی کاری داشته باشد و باید با او صبورانه برخورد نمود و صرفاً به او توصیه نمود.

قرآن به کسانی که آیات ارسال شده از سوی خداوند و توصیه ­های الهی را به کنار نهاده و در راستای منافع فردی و ایدئولوژیکی خود آنها را استفاده می­نماید مذمت کرده و برای تبعیضی که آنها روا می­دارند به آنها هشدار می­دهد.

«اى کسانى که ایمان آورده‏اید! چون در راه خدا سفر مى‏کنید [خوب] رسیدگى کنید و به کسى که نزد شما [اظهار] اسلام مى‏کند مگویید تو مؤمن نیستى [تا بدین بهانه] متاع زندگى دنیا را بجویید چرا که غنیمتهاى فراوان نزد خداست قبلا خودتان [نیز] همین گونه بودید و خدا بر شما منت نهاد پس خوب رسیدگى کنید که خدا همواره به آنچه انجام مى‏دهید آگاه است» (سوره­  نساء (۴) / آیه ۹۴)

در سال­های اخیر، سیاستمداران اروپایی برای خود مشکلی به نام «مشکل اسلام» درست کرده­اند (!). علت آن نیز این است که به اندازه­ی کافی در معانی قرآن مداقه نمی­کنند. برای نمونه، آنها قرآن را در حالی که تحت تأثیر افکاری بی­دینی و یا ایدئولوژی­های دیگر هستند مطالعه می­کنند. آنها با مطالعه­ی قرآن در این شرایط، مطالب قرآن را به آن چه در دیدگاه خود مقدس می­دانند تشبیه کرده و به گونه­ای آن را تقلید از کتب خود می­بینند که به آن اعتقاد دارند. این گونه رویکرد به قرآن سبب شده که سیاستمداران غیر مسلمان احترام ریاکارانه­ی خود را به قرآن و اسلام ابراز نمایند. در حالی که قرآن فراتر از این احساس تهی از صمیمیت آنها است و به عنوان کتابی که برخوردار از جهان بینی بسیار عمیقی است، تنها زمانی می­توان از معانی ژرف آن سر درآورد که به آن باور داشت.

در نتیجه­ی رویکرد اشتباه «حکام» (و در عین حال چند کشور مسلمان) قرن­ها است که آزادی­های فردی انسان­ها نقض می­گردد. علاوه بر این حقوق آنها به طرز بی­شرمانه­ای پایمال می­گردد. پیدا است که قرآن برای کسانی که به این روش خود ادامه می­دهند غیر قابل قبول خواهد بود.

نباید فراموش کرد که، خداوند به آن چه در روی زمین رخ می­دهد بی توجه نیست و از سویی آن دسته از کارهایی که از عهده­ی انسان­ها برمی­آید و موظف به انجام آن هستند خود به جا نخواهد آورد.

قرآن و بهره (ربا)

قرآن کتابی است که در خصوص مسائل عمیق تاریخی و مشکلات بزرگ اجتماعی سخن به میان آورده است. از جمله­ ی این مسائل ایجاد شکاف عمیق میان طبقات فقیر و غنی است و نقشی که در این میان بهره (ربا) بازی می­کند و نیز مشکلات زیادی که ریشه در ربا دارند در قرآن بحث گردیده است:

«کسانی که ربا می‌خورند ]از گور[ بر نمی‌خیزند مگر مانند برخاستنِ کسی که شیطان بر اثر تماس،آشفته سَرَش کرده است. این بدان سبب است که آنان گفتند:«داد و ستد صرفاً مانند رباست.» و حال آنکه خدا داد و ستد را حلال، و ربا را حرام گردانیده است. پس هر کس اندرزی از جانب پروردگارش بدو رسید، و ]از ربا خواری[ باز ایستاد آنچه گذشته، از آنِ اوست، و کارش به خدا واگذار می‌شود، و کسانی که ]به ربا خواری[ باز گردند، آنان اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود.» (سوره­ی بقره (۲) / آیه­ی ۲۷۵)

قرآن بهره (ربا) را به عنوان یکی از اعمال شیطان دانسته و آن را مطلقاً حرام اعلام کرده است. در کتاب مقدس و از دیدگاه آن دسته که خود را به عنوان انسان­های متمدن می­دانند، بدون وجود سیستم بهره (ربا) در قراردادها و سیستم بانکی امکان تداوم این سیستم وجود ندارد.

قرآن به نقش ربا در از میان بردن عدالت اجتماعی و هموار کردن راه برای استثمار انسان­ها اشاره می­کند. ما می­توانیم آموزه­های زیادی در رابطه با حل مشکلات اجتماعی از قرآن فرابگیریم از جمله:

«اى کسانى که ایمان آورده‏اید شراب و قمار و بتها و تیرهاى قرعه پلیدند [و] از عمل شیطانند پس از آنها دورى گزینید باشد که رستگار شوید.» (سوره­ی مائده (۵) / آیه­ی ۹۰)

هم چنانکه از این آیه می­توان برداشت کرد، مواد مخدر و قمار می­توانند به عنوان موانعی برای رشد اجتماعی باشند. زیرا این گونه اعمال به استثمار مشروعیت بخشیده، ذهن را از کار انداخته و می­تواند راه را برای فریب انسان­ها هموار نماید. این گونه اعمال بیشترین زیان را به حس معنوی و عزم و اراده­ی جوانان برای کار می­رساند.

انسان دنیا را با قدرت عقل و دین درک می­کند. اگر انسان مسیر زندگی خود را مطابق خواست الهی تنظیم نماید، یعنی نه به خود، نه به اطرافیان خود و نه به دنیا زیان نرساند، او بی شک به کمک و سلطه­ی خداوند باور دارد.

دین اسلام می­خواهد ارزش­های معنوی بین­ المللی نهفته در وجود / فطرت هر کسی را به آن شخص بازگرداند. در این خصوص وجود واسطه میان انسان و خدا برای آن چه که خداوند می­خواهد به بنده­ی خود بدهد امری است بیجا. این امر در عین حال به حفظ حاکمیت الهی در روی زمین کمک می­کند. و این با دعایی که حضرت داوود (ع) کرده است منطبق است: «ای پدر حقیقی ما در آسمان­ها! بگذار نام تو بر سر زبان­ها باشد! بگذار حاکمیت تو حکمفرما شود! اراده­ی تو هم روی زمان و هم در آسمان حاکم گردد …! (۲)

درست همانند کتب آسمانی پیشین، در قرآن نیز قرار دادن واسطه میان خود و خدای خود مطلقاً ممنوع است. درست به مثابه­ ی مسائل عقیدتی، در مسائل مربوط به عدالت اجتماعی هم نیازی به وجود واسطه نیست و باید به قدرت الهی به همان صورتی که هست ایمان و باور  داشته باشیم:

«و هرگاه بندگان من از تو در باره من بپرسند [بگو] من نزدیکم و دعاى دعاکننده را به هنگامى که مرا بخواند اجابت مى‏کنم پس [آنان] باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان آورند باشد که راه یابند.» (سوره­ی بقره (۲) / آیه­ی ۱۸۶)

این جمله به بیانات عیسی مسیح (ع) بسیار شبیه است: «چرا شما مرا همیشه برادر! برادر! صدا می­زنید ولی آن چه می­گویم به جا نمی­آورید؟» (لوکا، ۶ / ۴۶)

«بگو اى اهل کتاب بیایید بر سر سخنى که میان ما و شما یکسان است بایستیم که جز خدا را نپرستیم و چیزى را شریک او نگردانیم و بعضى از ما بعضى دیگر را به جاى خدا به خدایى نگیرد پس اگر [از این پیشنهاد] اعراض کردند بگویید شاهد باشید که ما مسلمانیم (نه شما)» (سوره­ی آل عمران (۳) / آیه­ی ۶۴)

ماهیت کتب نازل شده بر حضرت موسی (ع)، حضرت عیسی (ع) و حضرت محمد (ص) یکسان بوده است و تمامی این رسل برای هدفی واحد فرستاده شده­ اند. فقط برای آن که صهیونیست­ها عزمی برای پیاده شدن عدالت و حق در روی زمین نداشته­اند و میان انسان­ها و ادیان طبقات ایجاد کرده و آنها را از هم جدا کرده و به جان هم می­اندازند.

قرآن اطلاعات لازم را از مسیر دین به انسان­ها می­دهد. در عین حال، هم چون چراغی فرا راه انسان­ها است و مسائل مبهم را روشن می­نماید. ولیکن بسیاری از مسلمانان سربازی لایق برای این رهبر نیستند.

می­بینیم که ظالمین نمی­خواهند اهداف قرآنی محقق گردد. تنها ظالمین و کسانی که ذهن و عقل خود را به دیگران عاریه داده­اند بر سر تحقق اهداف اعلام شده در کتب مقدس و قرآن کریم مانع تراشی می­کنند. برای عبور از این گونه موانع، باید انسان­ها باید بگیرند که چگونه به دیگران احترام بگذارند، از مقدس سازی و مقدس نمایی بی­معنی پرهیز نمایند و مسائل مورد اختلاف فی مابین را از طریق گفت و گوی مدنی و در چهارچوب کتب آسماین حل و فصل نمایند. در غیر این صورت، هژمونی ظالمان و فرمانروایی آنها بر انسان­ها به نام دین و باورهای دینی ادامه پیدا خواهد کرد.

(از زبان روسی ترجمه کرد: علی رضا)

  • یک بار به خاطر آن که کسی که برخورد نسنجیده­ای با یک نابینا داشته است، خداوند با نزول آیه­ای هشدار داده بود. (سوره­ی عبس (۸۰)، آیات ۱ – ۵)
  • عهد قدیم، مضمورها، ۱۰ الی ۱۳

Facebook'ta PaylaşTwitter'da Paylaş

ابراز نظر  
نظر خود را درباره اين مطلب بيان کنيد *
 

شوهد 444 مرة/مرات