دين وفطرت
تفاوت بین بانکهای اشتراک و بانکهای عادی

تفاوت بین بانکهای اشتراک و بانکهای عادی

تفاوت بین بانکهای اشتراک و بانکهای عادی

بانکهای اشتراک و بانکهای عادی تفاوتها وشباهتهایی با هم دارند. برخی به دلیل این شباهتها عملکرد این دو بانک را یکی می دانند، در صورتی که با توجه به تفاوتهای بین این دو بانک، متوجه می شویم که دو مؤسسه کاملا متفاوت از هم محسوب می شوند.

مثلا،وجه شباهت مرد و زن زیاد است، ولی به علت تفاوتهایی که بین آنها وجود دارد، یکی مرد و دیگری زن است.

فرق اصلی بین این دو بانک، این است که بانکهای عادی امور خود را از طریق دادن وام انجام می دهند ولی بانکهای اشتراک از سیستم شرکت در امور تجاری فعالیتهای خود را انجام می دهند.

خداوند چنین می فرماید:

الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لاَ يَقُومُونَ إِلاَّ كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَن جَاءهُ مَوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَانتَهَىَ فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ [1]

كسانى كه ربا مى‏ خورند، (از گور) برنمى‏ خيزند مگر مانند برخاستن كسى كه شيطان بر اثر تماس‏، آشفته ‏سرش كرده است‏. اين بدان سبب است كه آنان گفتند: (داد و ستد صرفاً مانند رباست‏.) و حال آنكه خدا داد و ستد را حلال‏، و ربا را حرام گردانيده است‏. پس‏، هر كس‏، اندرزى از جانب پروردگارش بدو رسيد، و (از رباخوارى‏) باز ايستاد، آنچه گذشته‏، از آنِ اوست‏، و كارش به خدا واگذار مى‏ شود، و كسانى كه (به رباخوارى‏) باز گردند، آنان اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود.

بانکهای اشتراک به عنوان یک تاجر،(همان طور که خداوند حلال فرموده) از راه تجارت، خرید و فروش، امور بانکی را انجام می دهد.

در صورتی که بانکهای عادی به روشی که خداوند آن را حرام خوانده (بهره وسود) می کنند.

تفاوتهای امور بانکی بانک اشتراک و بانکهای عادی (قسمت اول)

  1. بانکهای عادی سپرده های بانکی مشتریان را از طریق دادن بهره جمع آوری می کنند. بانکهای اشتراک سرمایه را از طریق مضاربه (اشتراک) جمع آوری می کنند و برای مشتریان (صاحبان پول) حساب اشتراک باز می کنند.

در بانکهای عادی رابطه بانک با مشتری رابطه طلب کار وبدهکار است، در نتیجه هیچ کدام در ضرر هم دخلی ندارند.

ولی در بانکهای اشتراک، چون شرکت وجود دارد در سود وزیان هم شریک هستند.

2.بانکهای عادی سپرده های بانکی در آمد خود را از طریق سود وامها جمع آوری می کنند.

بانکهای اشتراک پول قرض نمی دهند، وام نمی دهند و در آمد خود را از طریق تجارت کسب می کند. رابطه آن با مشتریان،

رابطه سهامداری تجاری است.

3.بانکهای عادی اگر متوجه شوند که مشتریان شان در پرداخت قرض وام خود دچار مشکل شده اند، قبل از اتمام موعد وام، قرض خود را طلب می کنند. اگر پول قرض داده شده را نخواهند هم بهره تمرد می گیرند و اسنادی را که به عنوان وثیقه در اختیار بانک قرار داده شده تصاحب کرده و مشتری را دچار مشکل بیشتری می کنند.

مثلا: یک مشتری وام با شرط باز پرداخت دو ساله از بانک گرفته باشد، اگر در پرداخت اقساط دچار مشکل شود، بانک به او فرصت کوتاه دو سه هفته ای می دهد تا بدهی خود را با بهره در نظر گرفته شده پرداخت کند. این عملکرد بانکها باعث می شود که افراد با قرض اندک، بدهی بزرگی را متحمل شوند.

اما مشتریان بانک اشتراک چنین مشکلی ندارند چون تمام مشتریان بانک در اصل شریک امور تجاری بانک هستند، در نتیجه در سود و زیان شریکند.

4.نحوه استفاده از چک نیز در این بانکها از هم متفاوت است.

بانکهای عادی به نام کسی که از آنها وام گرفته حساب سپرده بدون مدت باز می کنند و وام را در آن ثبت می کنند. مشتری با چک می تواند از آن وام استفاده کند.به همین طریق به مشتریان دیگر هم چک داده می شود و این به صورت حلقه های زنجیر به هم متصل است.

پولی که در اصل وجود ندارد، اما در حساب موجود به نظر می رسد از طریق چک وارد بازار می شود. پول را بانک مرکزی می سازد اما چک هایی که نام پول قیدی به آن داده شده، بانک های عادی را به عنوان سازنده پول مطرح می کند.

پول بانک مرکزی بدون بهره است، اما چون چک ها با بهره هستند باعث ایجاد تورم وگرانی در بازار می شوند.

بانک اشتراک یک مؤسسه تجاری است پول قیدی تولید نمی کند و بسان یک تاجر خرید و فروش و فعالیتهای تجاری را انجام می دهد.

 

 

 


[1]  بقره 275؛

نظریه ها

  • سلام علیکم
    این مساله بانکداری را بسیار واضح و طبق قران بیان کردید.اما در حال حاضر وظیفه ما نسبت به استفاده از بانکهامان که اکثرا به صورت عادی هستند چیست؟

    • و علیکم السلام تا می توانید از خدمات آن استفاده نکنید

ما را در فضای مجازی دنبال کنید