دين وفطرت

نماز پنج‌گانه و رکعت‌های آن در قرآن

سؤال:

السلام علیکم. الحمدلله که  اساتید مانند شما وجود دارد؛ این از رحمت‌های خداوند است که انسان عاقل در آیات الهی تدبر  می کند، زیرا هر کسی نمی‌تواند چنین کند. من سؤالی از شما دارم که بیشتر مسلمانان آن را می‌پرسند. کدام آیات قرآن اشاره می‌کنند که نمازهای پنج‌گانه چند رکعت هستند؟ کدام آیات قرآن به این موضوع اشاره دارند تا درباره آن‌ها اندیشه کنیم؟

پاسخ:

این سؤال شبیه حالت حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) است؛ زمانی که از خداوند پرسید چگونه مردگان زنده می‌شوند. خداوند به او فرمود: “مگر به من ایمان نداری؟”

ابراهیم (علیه‌السلام) پاسخ داد: «البته ایمان دارم، اما می‌خواهم قلبم آرام و مطمئن شود.»

در نهایت، خداوند به ابراهیم (علیه‌السلام) گفت که برای درک این فرایند چه کاری انجام دهد تا کنجکاوی او برطرف شود. اما حتی در پایان این ماجرا نیز، همان‌طور که از آیه فهمیده می‌شود و برای انسان خردمند روشن است، پیامبر ابراهیم (علیه‌السلام) در حقیقت این فرایند را درک نکرد. زیرا به انسان داده نشده است که این فرایند را کاملاً بفهمد. کار ما این است که بفهمیم ما بسیاری از چیزها را درک نمی‌کنیم. و این خود نیز نوعی پیشرفت و حالت خوبی برای انسانی فروتن و مطیع است.

تقریباً پرسشی مشابه را نیز پیامبر موسی (علیه‌السلام) مطرح کرد؛ زمانی که از خداوند پرسید آیا می‌توانم تو را ببینم؟ و خداوند به او پاسخ منفی داد. او چنین می‌فرماید:

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ قَالَ بَلَى وَلَكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ

ترجمه: و چون ابراهیم گفت: بار پروردگارا، به من بنما که چگونه مردگان را زنده خواهی کرد؟ خدا فرمود: باور نداری؟ گفت: آری باور دارم، لیکن خواهم (به مشاهده آن) دلم آرام گیرد. خدا فرمود: چهار مرغ بگیر و گوشت آنها را به هم درآمیز نزد خود، آن گاه هر قسمتی را بر سر کوهی بگذار، سپس آن مرغان را بخوان، که به سوی تو شتابان پرواز کنند؛ و بدان که خدا (بر همه چیز) توانا و داناست.

وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَنْ تَرَانِي وَلَكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ (اعراف 143)

ترجمه: و هنگامي كه موسي به ميعادگاه ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت، عرض كرد پروردگارا خودت را به من نشان ده تا تو را ببينم! گفت: هرگز مرا نخواهي ديد، ولي به كوه بنگر اگر در جاي خود ثابت ماند مرا خواهي ديد، اما هنگامي كه پروردگارش جلوه بر كوه كرد آنرا همسان زمين قرار داد و موسي مدهوش به زمين افتاد، موقعي كه به هوش آمد عرض كرد: خداوندا منزهي تو (از اينكه قابل مشاهده باشي) من به سوي تو بازگشتم و من نخستين مؤ منانم.

من تلاش می‌کنم به این سؤال پاسخ بدهم، اما با این حال فکر می‌کنم بسیاری حتی پس از این نیز چیزی را درک نخواهند کرد و دوباره سخنانی خواهند گفت که نباید بگویند.

پس، این پرسشی رایج از سوی اهل حدیث است و من پیش‌تر نیز به آن پاسخ داده‌ام، اما برای رضای خدا تلاش می‌کنم یک بار دیگر پاسخ دهم. مسئله این است که اگر گفته شود در قرآن سخنی درباره رکعت‌های نماز وجود ندارد، این به معنای بی‌اعتمادی و نسبت دادن دروغ به خداوند و کلام او در قرآن خواهد بود. و اگر گفته شود که نماز با پیامبر  محمد (صلی‌الله علیه وسلم)  آغاز شده و اگر او نبود ما تعداد رکعت‌های نمازهای پنج‌گانه و زمان‌های آن را نمی‌دانستیم، در این صورت این دروغ بزرگی درباره پیامبر و درباره تمام تاریخ بشریت خواهد بود که این عبادت را انجام می‌دادند.

نماز عبادتی بسیار کهن است که از آغاز پیدایش انسان انجام می‌شده است؛ از زمانی که  آدم  و  حوا  از بهشت بیرون آورده شدند و هنگامی که  آدم (علیه‌السلام)  به عنوان پیامبر برای قوم خود قرار داده شد. از آن زمان نماز عبادتی واجب برای همه انسان‌ها بوده و در اساس خود هرگز تغییر نکرده است. تنها متن‌هایی که در نماز خوانده می‌شد، یعنی ذکرها و دعاها، تغییر می‌کردند.

بنابراین، در زمان  آدم (علیه‌السلام)  در نماز همان چیزی خوانده می‌شد که به صورت کتابی از سوی خداوند بر او نازل شده بود.

در زمان  نوح (علیه‌السلام)  در نماز آنچه به صورت کتابی از سوی خداوند بر او نازل شده بود خوانده می‌شد.

در زمان ابراهیم (علیه‌السلام) و لوط (علیه‌السلام) در نماز آنچه به صورت کتابی از سوی خداوند بر آنان نازل شده بود خوانده می‌شد.

در زمان  موسی (علیه‌السلام)  در نماز آنچه به صورت کتابی از سوی خداوند بر او نازل شده بود خوانده می‌شد.

در زمان  داوود (علیه‌السلام)  و پسرش  سلیمان (علیه‌السلام)  در نماز آنچه به صورت کتابی از سوی خداوند بر آنان نازل شده بود خوانده می‌شد.

در زمان  زکریا (علیه‌السلام)  و پسرش  یحیی (علیه‌السلام)  در نماز آنچه به صورت کتابی از سوی خداوند بر آنان نازل شده بود خوانده می‌شد.

در زمان  عیسی (علیه‌السلام)  در نماز آنچه به صورت کتابی از سوی خداوند بر او نازل شده بود خوانده می‌شد.

در زمان  محمد (صلی‌الله علیه و آله)  در نماز آنچه به صورت کتابی از سوی خداوند بر او نازل شده بود خوانده می‌شد. امیدوارم تا اینجا همه چیز کاملاً روشن باشد. بنابراین ادامه می‌دهیم.

و برای اینکه این سخنان بی‌دلیل نباشد، لازم است آن‌ها را با آیات قرآن تأیید کنیم. خداوند چنین می‌فرماید:

إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ، ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (ال عمران 33-34)

“خداوند، آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان برتري داد. فرزندانی هستند برخی از نسل برخی دیگر، و خدا (به اقوال و احوال همه) شنوا و داناست”

شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ (شوری 13)

“آئيني را براي شما تشريع كرد كه به نوح توصيه كرده بود، و آنچه را بر تو وحي فرستاديم و به ابراهيم و موسي و عيسي سفارش نموديم كه دين را برپا داريد و در آن تفرقه ايجاد نكنيد. خداوند هر كس را بخواهد بر مي‏گزيند، و كسي را كه به سوي او باز گردد هدايت مي‏كند.”

همان‌طور که می‌بینیم، در این آیات درباره  دین واحدی  سخن گفته می‌شود که از زمان پیامبر  آدم (علیه‌السلام)  برای همه مقرر شده است. بنابراین، همه عبادت‌هایی که در این دین واحد مقرر شده‌اند، برای همگان به یک شکل مقرر بوده‌اند.و آیات بعدی به تاریخ آغاز  نماز  اشاره می‌کنند:

أُولَئِكَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ مِنْ ذُرِّيَّةِ آدَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَمِنْ ذُرِّيَّةِ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْرَائِيلَ وَمِمَّنْ هَدَيْنَا وَاجْتَبَيْنَا إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُ الرَّحْمَنِ خَرُّوا سُجَّدًا وَبُكِيًّا. فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا (مریم 58-59)

“آنها پيامبراني بودند كه خداوند مشمول نعمتشان قرار داده بود، از فرزندان آدم و از كساني كه با نوح بر كشتي سوار كرديم، و از دودمان آنها كه هدايت كرديم و برگزيديم، آنها كساني بودند كه وقتي آيات خداوند رحمان بر آنان خوانده مي‏شد به خاك مي‏افتادند و سجده مي‏كردند، در حالي كه گريان بودند. اما بعد از آنها فرزندان ناشايسته‏ اي روي كار آمدند كه نماز را ضايع كردند و پيروي از شهوات نمودند و به زودي (مجازات) گمراهي خود را خواهند ديد”

همان‌طور که می‌بینیم، برخی نماز را برپا می‌داشتند و برخی دیگر آن را انجام نمی‌دادند. به همین سبب نیز در این دنیا از سوی خداوند مجازات شدند و در زندگی آخرت عذابی بسیار سخت‌تر در انتظار آنان است.

همه این‌ها نشان می‌دهد که  نماز  عبادتی کهن است که انجام آن بر همه انسان‌های روی زمین واجب بوده است. اما همان‌گونه که امروز بسیاری نماز می‌خوانند و بسیاری نیز نماز نمی‌خوانند، در آن زمان‌ها نیز همین‌گونه بوده است.

و در آیات بعدی، خداوند خطاب به فرزندان اسرائیل (یعقوب) می‌فرماید:

يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ،وَآمِنُوا بِمَا أَنْزَلْتُ مُصَدِّقًا لِمَا مَعَكُمْ وَلَا تَكُونُوا أَوَّلَ كَافِرٍ بِهِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا وَإِيَّايَ فَاتَّقُونِ،وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ، وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ، أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ، وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ، الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ (بقره 40-46)

“اي فرزندان اسرائيل نعمتهائي را كه به شما ارزاني داشتم به خاطر بياوريد، و به پيماني كه با من بسته‏ ايد وفا كنيد، تا من نيز به پيمان شما وفا كنم، (و در راه انجام وظيفه و عمل به پيمانها) تنها از من بترسيد. و به آنچه نازل كرده‏ ام (قرآن) ايمان بياوريد كه نشانه‏ هاي آن با آنچه در كتابهاي شما است كاملا مطابقت دارد، و نخستين كافر به آن نباشيد، و آيات مرا به بهاي ناچيزي نفروشيد (به خاطر در آمد مختصري نشانه‏ هاي قرآن و پيامبر اسلام را كه در كتب شما موجود است پنهان نكنيد) و تنها از من (و مخالفت دستور من) بترسيد (نه از مردم). و حق را با باطل نياميزيد، و حقيقت را با اينكه مي‏دانيد كتمان نكنيد. و نماز به پا دارید و زکات بدهید و با خدا پرستان حق را پرستش کنید. چگونه شما مردم را به نیکوکاری دستور می‌دهید و خود را فراموش می‌کنید و حال آنکه کتاب خدا را می‌خوانید، چرا اندیشه نمی‌کنید؟و یاری جویید از خدا به صبر و نماز، که نماز (با حضور قلب) امری بسیار بزرگ و دشوار است مگر بر خداپرستان فروتن. آنها كه ايمان دارند خداي خود را ملاقات مي‏كنند و به سوي او باز مي‏گردند.”

به آیاتی که خوانده شد توجه کنید. خداوند از نمازی سخن می‌گوید که در  تورات  وجود داشت و همانند نمازی است که در قرآن آمده است؛ بدون هیچ تغییری.

همچنین آیه ۱۴۲ سوره بقره نیز به این موضوع اشاره دارد؛ در این آیه به‌روشنی دیده می‌شود که یهودیان مدینه همان نمازی را پشت سر پیامبر به جا می‌آوردند که در تورات نیز به همان شکل برای آنان مقرر شده بود.

پس این پرسش پیش می‌آید: چرا آنان با خواندن نماز به زبان عربی مخالفت نکردند، اما تنها با تغییر قبله از اورشلیم به مکه (کعبه) مخالفت کردند؟ آیا تاکنون کسی از مسلمانان به این موضوع اندیشیده است؟

آن‌ها زبان عربی را می‌فهمیدند، اما درک نکردند که چرا قبله باید  مکه  باشد و نه اورشلیم .

بنابراین، همه آیاتی که ذکر شد نشان می‌دهند که  نماز  عبادتی کهن است که همه ملت‌ها آن را انجام می‌دادند. شکل و اساس آن یکسان بود، اما متن‌هایی که در نماز خوانده می‌شد، همچنین ذکرها و دعاها، بر اساس وحی و کتاب آسمانی هر زمان متفاوت بودند.

به همین دلیل، یهودیان مدینه با خواندن آیات  قرآن  در نماز به زبان عربی توسط پیامبر مخالفتی نداشتند؛ اما زمانی که خداوند به او فرمان داد در نماز به سوی  مکه  ـ جایی که  مسجدالحرام  و  کعبه  قرار دارد ـ رو کند، با او مخالفت کردند.

و اینکه امروز یهودیان وضو می‌گیرند و برخی از اصول نماز را انجام می‌دهند که تا حدی با نماز مسلمانان شباهت دارد، بار دیگر نشان می‌دهد که نماز در اصل واحد بوده است. اما بعدها آنان شکل و اساس آن را تغییر دادند تا از مسلمانان متمایز شوند.

همین کار را نیز  مسیحیان، صابئین، زرتشتیان و بوداییان  انجام دادند.

یهودیان از پیامبران یهودی خود پیروی می‌کردند.

مسیحیان از پیامبر عیسی (علیه‌السلام) پیروی می‌کردند.

صابئین از پیامبر یحیی (علیه‌السلام) پیروی می‌کردند.

زرتشتیان از پیامبر خود زرتشت پیروی می‌کردند.

هندوها از پیامبر خود بودا پیروی می‌کردند.

در آغاز، زمانی که پیامبران زنده بودند، همه چیز درست بود؛ اما پس از وفات آنان، مردم دوباره به نادانی بازگشتند و کتاب‌های آسمانی و عبادت‌هایی را که در آن کتاب‌ها برایشان مقرر شده بود، دگرگون کردند.

به این ترتیب، آنان شکل و اساس نماز را تغییر دادند؛ اما با این حال، امروزه نیز می‌توان برخی عناصر این عبادت را در میان یهودیان، مسیحیان، صابئین، زرتشتیان، هندوها و دیگران مشاهده کرد.

تمام این‌ها مقدمه‌ای بود برای پرسشی که گفته می‌شد: «کدام آیات قرآن نشان می‌دهند که نماز پنج‌گانه چند رکعت دارد؟». این مقدمه به این منظور بیان شد تا تأکید شود که  نماز عبادتی کهن و واجب برای همه ملت‌ها  است.

بنابراین، خداوند در قرآن  به هیچ‌وجه  درباره تعداد رکعت‌های نماز پنج‌گانه سخنی نگفته است، و شما چنین آیه‌ای را نخواهید یافت؛ زیرا این عبادت شناخته‌شده و همگان از واجب بودن آن، زمان‌ها و تعداد رکعت‌هایش آگاه بودند.

پس، تعداد رکعت‌های نماز پنج‌گانه  به طور مستقیم توسط خداوند در قرآن ذکر نشده است  و پیامبر  محمد (صلی‌الله علیه و آله)  تنها ادامه‌دهنده سنت الهی بوده است.

هم در  مکه  و هم در  مدینه  مسلمانانی (پیرمردان و پیشینیان) بودند که این عبادت را انجام می‌دادند. در آن زمان، نماز را  یهودیان واقعی، مسیحیان واقعی و عرب‌های واقعی  که پیرو تعالیم پیامبر  ابراهیم (علیه‌السلام)  بودند و در مسیر درست قرار داشتند، انجام می‌دادند.

اما بر اساس تاریخ،  به ما مسلمانان امروزی  دانش و اطلاعاتی کاملاً متفاوت و تحریف‌شده تحمیل شده است.

و در نهایت تأکید می‌کنم که خداوند در قرآن تنها درباره  رکعت‌های نماز مسافر  سخن گفته است. در  سوره نساء، از آیه ۱۰۱ تا ۱۰۳ ، به نماز مسافر اشاره شده است؛ یعنی همان  نماز دو رکعتی  که در صورت مواجهه با خطر می‌توان آن را به  یک رکعت  کاهش داد. خداوند چنین می‌فرماید:

وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلَاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنَّ الْكَافِرِينَ كَانُوا لَكُمْ عَدُوًّا مُبِينًا (نساء 101)

“و هنگامی که در سفر باشید باکی بر شما نیست که نماز را کوتاه به جای آرید (چهار رکعت را دو رکعت کنید) هر گاه بیم آن داشته باشید که کافران شما را به رنج و هلاکت اندازند، که دشمنی کفار نسبت به شما کاملاً آشکار است”

 

 

ما را در فضای مجازی دنبال کنید