پاسخ: خداوند روزی را هم به هر که بخواهد میدهد و هم به کسی که تلاش میکند؛ هر دو درست است. البته روزیای که از راهی به انسان داده میشود با روزیای که انسان با تلاش و کار خود به دست میآورد یکسان نیست. منظور از روزی، آن چیزی است که از راه حلال به دست آمده باشد. آنچه از راه حرام به دست میآید روزی نامیده نمیشود. این را هم فراموش نکنیم که اصلِ مهم، داشتنِ روزی نیست؛ بلکه این است که آن را کجا، برای چه و برای چه کسی خرج میکنی. اگر انسانی چه روزیای که خداوند مستقیماً به او داده و چه روزیای که با تلاش و زحمت خود به دست آورده را در راهی که رضایت خدا در آن است خرج نکند و آن را صرف کارهای خیر ننماید، داشتن آن روزی چه سودی برایش دارد؟
هر انسانی آرزوی ثروتمند شدن دارد، اما متوجه نیست که این ثروت چه تغییرات بزرگی در وجود او ایجاد میکند و در نهایت ممکن است به یک فاجعه بزرگ و ابدی تبدیل شود؛ فاجعهای که از عهده حق آن برنیامده است. به همین دلیل، ثروتمند نشدنِ هر کسی که آرزوی ثروت دارد میتواند برای او نعمتی باشد و ثروتمند شدنش ممکن است برایش مصیبتی گردد. از همین رو گفتهاند:
«اینکه مال اندکی داشته باشی که حقش را ادا میکنی، برای تو بهتر است از اینکه مال فراوانی داشته باشی که نتوانی حق آن را ادا کنی.»
برای مثال؛ در حال حاضر خداوند به عربهای عربستان ثروتی عظیم از زیرِ زمین عطا کرده است، بهگونهای که همه ثروتمند شدهاند. پس از وفات پیامبر (ص) به ثروت دو امپراتوری دست یافتند، اما نهتنها اسلام، بلکه حتی انسانیت خود را نیز فراموش کردند و مانند یهودیان دینشان را فروختند. هنوز هم در کشورهای همسایهشان مردم از گرسنگی میمیرند، اما آنان حتی یک ریال برایشان خرج نمیکنند، هیچ کاری در راه خیر انجام نمیدهند، در عوض برای خوشگذرانی و کارهای پوچ میلیونها خرج میکنند.
خداوند گروهی از انسانها را با دارایی میآزماید و این سختترین نوع آزمون است. گروهی دیگر را نیز با فقر امتحان میکند. همانگونه که ثروتمندی ذاتاً خوب و فقر ذاتاً بد شمرده نمیشود، آزمون الهی هم خوب و بد ندارد؛ بلکه سبک و سنگین دارد. این ما هستیم که در برابر آن، میتوانیم واکنشی خوب یا بد داشته باشیم…
میگویید: «اگر خداوند روزی را بهطور برابر به همه میداد، عادلانهتر نمیبود؟»
خیر، عادلانهتر نمیبود. در روی زمین آنقدر روزی وجود دارد که همه انسانها هرگز نمیتوانند آن را تمام کنند. گرسنگی عمدتاً نه بهخاطر کمبود روزی، بلکه به سبب طمعورزی انسانها و غصب اموال دیگران بهوجود میآید. کسانی که اموال مردم را غصب میکنند، فقیران نیستند، بلکه ثروتمنداناند. کسی که میلیونها دارد، حتی برای گرفتن یک سکه از دست دیگری هم حرص میزند. برقراری عدالت روی زمین وظیفه خدا نیست، بلکه بر عهده انسانهاست؛ و آزمون الهی نیز دقیقاً برای همین است.
بسیاری از کسانی که به نظر ما ثروتمند میآیند، در حقیقت اموال دیگران را تصاحب کردهاند. در واقع، آنان هیچ مالک واقعی چیزی نیستند. بیشترِ این افراد بهجای آنکه مال را مدیریت کنند، مال آنها را مدیریت میکند. حاصلِ دستاوردشان نیز چیزی جز غرور، تکبر و انواع گناهان نیست. درباره چنین افرادی، مناسبتر آن است که بهجای «روزی»، آنچه به دست آوردهاند را «بلا» بنامیم.
یک مسلمان باید برای خود، در دنیا و آخرت، چیزی بهتر از صرفاً ثروت بخواهد؛ و ما این دعا را در هر نماز، در حالت نشسته، تکرار میکنیم:«پروردگارا! به ما در دنیا و در آخرت نیکی عطا فرما!»
در نتیجه: یکی از راههای ثروتمند شدن این است که انسان بتواند آنچه را خداوند متعال به او عطا کرده، در راه خیر خرج کند.
انسان ثروتمند کسی است که بیش از همه توانِ بخشیدن و شریک کردن دیگران را دارد؛ کسی که حتی اگر تنها یک لقمه نان داشته باشد، آن را تقسیم میکند. چنین انسانی هم در دنیا و هم در آخرت ثروتمند است و نزد خداوند محبوب میباشد:
“هر کس با کار نیکی (به پیشگاه خدا) بیاید، ده برابرِ آن پاداش خواهد داشت؛ و هر کس با کار بدی بیاید، جز به اندازه همان کیفر داده نمیشود و به آنان ستم نخواهد شد.”
(سوره انعام، آیه ۱۶۰)




