دين وفطرت

پرسشی درباره حقیقت شب قدر و استمرار آن در رمضان‌های هر سال

پرسش:

می‌دانیم که ماه رمضان در گردش تقویمی خود، هر سال در یکی از فصل‌های سال قرار می‌گیرد و از این‌رو، زمان آن در تقویم شمسی ثابت نیست. با توجه به اینکه شب قدر در قرآن با نزول قرآن کریم پیوند خورده است، این پرسش به ذهن می‌ رسد که آیا می ‌توان گفت “شب قدر” مورد اشاره قرآن، همان شبی بوده است که قرآن در آن نازل شده و این واقعه، چون در گذشته تحقق یافته، به پایان رسیده است؟ اگر چنین باشد، آیا می ‌توان گفت شب قدر دیگر به معنای حقیقی خود تکرار نمی‌شود و آنچه امروزه در شب‌های رمضان به عنوان شب قدر گرامی داشته می‌شود، صرفا بزرگداشت همان واقعه تاریخی است؟

از سوی دیگر، ممکن است گفته شود که پس از گذشت شمار معینی از سال‌ها، ماه رمضان دوباره از نظر تقویمی به همان بازه‌ای بازگردد که در زمان نزول قرآن قرار داشته است. اما این بازگشت تقویمی، لزوما به معنای تکرار همان پدیده از نظر نجومی و زمانی نیست. بنابراین، از منظر عقل و منطق، چه دلیلی وجود دارد که بگوییم شب قدر، هر سال همراه با فرارسیدن ماه رمضان تکرار می‌شود، در حالی که خود ماه رمضان در چرخه سالانه، در فصل‌های گوناگون جابه‌جا می‌شود؟

با این همه، در آیات سوره قدر نکته‌ ای بسیار تأمل‌برانگیز وجود دارد که پرسش را عمیق‌تر می‌کند. قرآن کریم می‌فرماید:

﴿تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا﴾

“فرشتگان و روح در آن شب فرود می‌آیند”

در این آیه، فعل «تَنَزَّلُ» به صورت مضارع آمده است؛ یعنی ساختار زبانی آیه، دست‌ کم در ظاهر، تنها از یک رویداد تاریخیِ پایان‌یافته سخن نمی‌گوید، بلکه می‌تواند بر وقوع، استمرار یا تجدد این نزول دلالت داشته باشد.

اینجا پرسش اصلی شکل می‌گیرد: اگر شب قدر تنها به همان شب تاریخیِ نزول قرآن مربوط باشد و با پایان یافتن عصر نزول، دیگر تکرار نشود، کاربرد فعل مضارع در عبارت «تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا» چگونه تفسیر می‌شود؟

آیا می‌توان از ساختار این آیه چنین برداشت کرد که شب قدر حقیقتی مستمر و زنده است و نزول فرشتگان و «روح» در آن، همچنان در شب قدرِ هر رمضان تحقق می‌یابد؟ یا اینکه فعل مضارع در اینجا صرفاً یک ویژگی زبانی و اسلوبی دارد و به‌تنهایی نمی‌تواند دلیل بر تکرار سالانه این واقعه باشد؟

به بیان دیگر، آیا شب قدر را باید تنها یادگار یک شب عظیم در تاریخ نزول قرآن دانست، یا اینکه قرآن از حقیقتی سخن می‌گوید که در هر رمضان بار دیگر در عالم غیب تحقق می‌یابد؟

سپاسگزارم اگر این مسئله را از منظر قرآن، عقل و منطق و نیز ساختار زمانی آیات سوره قدرتبیین فرمایید؛ به‌ ویژه اینکه فعل مضارع «تَنَزَّلُ» چه نقشی در فهم استمرار یا عدم استمرار شب قدر دارد.

پاسخ:

این پرسشی که مطرح کرده‌اید، به جنبه‌ای تحلیلی و دقیق در فهم رابطه میان «رویداد تاریخی» و «شعیره‌ای تکرارشونده» مربوط می‌شود. حقیقت این است که این دیدگاه – با وجود آنکه در نگاه نخست حاصل اندیشه و تأمل به نظر می‌رسد – صرفاً یک پرسش گذرا نیست، بلکه در میان برخی جریان‌های فکری که خواهان بازنگری در تقویم هجری هستند نیز محل بحث بوده است؛ آنان بر این باورند که جابه‌جایی زمان عبادت‌ها میان فصل‌های مختلف سال، با شیوه و نظام صحیح تقویمی سازگار نیست.

با این حال، از دید این افراد نکته‌ای مغفول مانده است: همین رویکرد است که با حکمت تشریع مخالفت دارد؛ زیرا این تصور که شب قدر رویدادی بوده که در گذشته اتفاق افتاده و به پایان رسیده است، بر پیش‌فرضی سست استوار است که از برداشت نادرست از ماهیت زمان ناشی می‌شود.

چنین ادعایی شب قدر را صرفاً به مراسمی برای بزرگداشت یک خاطره تاریخی تبدیل می‌کند که در تاریخ محصور شده است؛ و در نتیجه، ارزش و معنای آن از میان می‌رود، زیرا اساساً در هیچ رمضان دیگری وجود نخواهد داشت و طلوع خورشید شب قدر تنها یک‌بار و فقط در همان رمضانی خواهد بود که قرآن در آن نازل شده است.

حال آنکه تکرار نشدن شب قدر در موعد قمریِ سالانه، از نظر نجومی، عقلی و منطقی ناممکن است.

ناسازگاری منطق تقویم فصل

حتی اگر به ‌فرض، پیوند میان فضیلت شب قدر و یک فصل اقلیمی مشخص ــ مانند زمستان یا تابستان ــ را بپذیریم، با این استدلال که قرآن نخستین‌بار در آن شب نازل شده است، این تصور تنها به خودِ شب قدر محدود نخواهد ماند، بلکه به‌طور طبیعی و اجتناب‌ناپذیر به تمام ماه رمضان نیز سرایت خواهد کرد.

زیرا اگر رمضان در میان چهار فصل سال جابه‌جا می‌شود، بر اساس این منطق باید نتیجه گرفت که روزه تنها در روزهایی صحیح است که از نظر آب‌وهوا و دمای هوا با زمان نخستین نزول وحی مطابقت داشته‌اند.

این نتیجه‌گیری بسیار خطرناک است؛ زیرا بر اساس آن، عبادتی واجب، یعنی روزه، در خارج از زمان اصلیِ آن ــ از نظر فصلی ــ باطل خواهد بود. افزون بر این، دامنه این مسئله به تمامی مناسبت‌های دینی نیز کشیده خواهد شد؛ از جمله ماه‌های حج و تعیین ماه‌های حرام.

بر پایه این مقدمه نادرست، به نتیجه‌ای محال خواهیم رسید: اینکه از زمان نزول قرآن تا به امروز، هیچ روزه و حج صحیحی انجام نشده است

منطق عبادت میان ثبات رویداد و گردش شعیره

برای بررسی دقیق این مسئله و برطرف کردن ابهام موجود، باید نخست میان دو امر اساسی که معمولاً در ذهن‌ها با یکدیگر خلط می‌شوند، تفاوت قائل شویم: رویداد تاریخی و شعیره‌ای که تکرار می‌شود.

رویداد تاریخی (واقعه) در شب قدر: لحظه نخستین ارتباط میان آسمان و زمین با نزول وحی و آغاز رسالت است؛ رویدادی که در نقطه‌ای مشخص از تاریخ، تنها یک‌بار تحقق یافت و به پایان رسید:

﴿إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ﴾ [القدر: ۱]

«ما آن را در شب قدر نازل کردیم.»

شعیره تکرارشونده (موسم عبادی): ظرف زمانی‌ای است که هر سال با فرارسیدن ماه رمضان تجدید می‌شود و نعمتی مستمر و پایدار است که به سبب تداوم فضیلت آن و تکرار رویدادها در هر سال، در همان زمان قمری، به برکت توصیف شده است:

﴿تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ﴾ [القدر: ۴]

«فرشتگان و روح، به اذن پروردگارشان، در آن شب برای هر امری فرود می‌آیند.»

مانند، حج. رویداد تاریخی (واقعه): نخستین ندایی است که حضرت ابراهیم علیه‌السلام برای اعلام زمان عبادت و اصل تکلیف سر داد؛ رویدادی تاریخی که زمان و شرایط اقلیمی خاص خود را پشت سر گذاشته و به گذشته پیوسته است:

(وَأَذِّن فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا…) [الحج: ۲۷]

«و در میان مردم به حج ندا درده تا پیاده به سوی تو بیایند…»

شعیره تکرارشونده (موسم عبادی):** مناسک و عبادتی است که هر سال در «ماه‌های معین» تکرار می‌شود و در فصل‌های مختلف سال، از تابستان تا زمستان، گردش می‌کند؛ در حالی که اصل و ترتیب زمانی این عبادت بر اساس تقویم قمری ثابت می‌ماند:

(الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ…) [البقرة: ۱۹۷]

«حج در ماه‌های معینی است؛ پس هر کس در این ماه‌ها حج را بر خود واجب گرداند…»

دلالت ذکر «زمستان و تابستان» در قرآن

یکی از شواهدی که استقلال عبادات از فصل‌های اقلیمی را تأیید می‌کند، این است که قرآن کریم به‌صراحت از فصل‌ها یاد کرده است؛ آن هم در بیان نعمت آسان‌شدن روزی و فراهم‌بودن سفرهای تجاری، چنان‌که می‌فرماید:

﴿إِيلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاءِ وَالصَّيْفِ﴾ [قریش: ۲]

“برای الفت و انس آنان با سفر زمستان و تابستان.”

این تصریح قرآن به فصل‌ها، خود دلالتی بر پذیرش وجود فصل‌های سال و تفاوت و تمایز میان آن‌ها دارد:

خداوندِ آفریننده، سبحانه‌وتعالی، وجود زمستان با سرمای آن و تابستان با گرمای آن را به رسمیت شناخته و برای هر یک ویژگی‌های اقتصادی و معیشتی خاصی ــ مانند سفرهای تجاری ــ قرار داده است. اگر خداوند متعال می‌خواست عباداتی همچون روزه و حج را به فصل خاصی پیوند دهد، می‌فرمود: «در زمستان روزه بگیرید» یا «در تابستان حج به‌جا آورید». اما او سبحانه‌وتعالی میان دو نوع محاسبه و تقویم تفاوت نهاده است:

ا.  حساب معیشت (سفرها و تجارت): این نوع محاسبه می‌تواند با فصل‌ها و شرایط اقلیمی ارتباط داشته باشد.

ب.  حساب عبادت (مواقيت شرعی): اما زمان‌بندی عبادات را خداوند به‌طور انحصاری بر هلال‌های قمری مرتبط ساخته است؛ هلال‌هایی که در طول زمان، همه فصل‌های سال را دربر می‌گیرند و از میان آن‌ها عبور می‌کنند.

اشتباه از آنجا ناشی می‌شود که برخی گمان می‌کنند یک شعیره عبادی باید همچنان در همان شرایط اقلیمی‌ای محصور بماند که رویداد تاریخی در آن رخ داده است. حال آنکه حقیقت این است که قرآن کریم با تبیین این نکته، پیوند میان این دو را از میان برداشته است که نظام محاسبه در جهان بر اساس تقویم الهی استوار است؛ و این‌که این نظام همان «دین استوار» است که با تغییر هوا و هوس‌ها یا دگرگونی فصل‌ها تغییر نمی‌کند. این معنا بر اساس شواهد قرآنی زیر قابل تبیین است:

۱. ثبات شمارش الهیِ ماه‌ها (دوازده ماه)

قرآن کریم تأکید می‌کند که شمار ماه‌ها از همان هنگام آفرینش آسمان‌ها و زمین تعیین و تثبیت شده است؛ آنجا که می‌فرماید:

﴿إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتَابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذَٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ﴾ [التوبة: ۳۶]

“همانا شمار ماه‌ها نزد خدا دوازده ماه است؛ در کتاب خدا، از روزی که آسمان‌ها و زمین را آفرید، چهار ماه از آن‌ها حرام است. این است دین استوار.”

توصیف این نظام با تعبیر «دین استوار» نشان می‌دهد که این نظام، نظمی راست، پایدار و استوار است که خداوند آن را برای سامان‌بخشیدن به عبادات و تعیین اوقات آن‌ها مقرر داشته است؛ نظامی که فراتر از دگرگونی‌های اقلیمی و تغییرات فصل‌های سال قرار دارد.

همچنین، گردش ماه رمضان و شب قدر میان «زمستان و تابستان» که در قرآن از آن‌ها یاد شده است، مانع از آن می‌شود که مسلمانان در گناه نَسیء ــ که خداوند متعال آن را نکوهش کرده است ــ گرفتار شوند؛ همان نَسیئی که اهل جاهلیت برای پیوند دادن ماه‌ها با فصل‌های سال، بر اساس منافع و هواهای نفسانی خود، انجام می‌دادند و قرآن آن را «افزونی در کفر» توصیف کرده است:

﴿إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيَادَةٌ فِي الْكُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عَامًا وَيُحَرِّمُونَهُ عَامًا﴾ [التوبة: ۳۷]

“نَسیء، چیزی جز افزونی در کفر نیست؛ کسانی که کافر شده‌اند، به‌وسیله آن گمراه می‌شوند؛ آن را یک سال حلال می‌شمارند و سالی دیگر حرام می‌کنند”

نَسیء در واقع تلاشی برای دستکاری در ماه‌های قمری بود تا آن‌ها با فصل‌های معینی هماهنگ شوند. بنابراین، اگر رمضان را برای همیشه در فصل زمستان ثابت می‌کردیم، حکمت «دین استوار» از میان می‌رفت؛ زیرا یکی از جلوه‌های این نظام آن است که بندگی انسان در برابر آفریدگار را هم در گرمای تابستان و هم در سرمای زمستان می‌آزماید.

ازاین‌رو، ماه‌های الهی، زمان‌بندی ثابتی دارند و نباید با افزودن یا کاستن و دستکاری در آن‌ها، نظم الهیِ مقرر دگرگون شود.

۲. ماه؛ مرجع محاسبه سالانه

برای شناخت آغاز و پایان ماه‌ها و تنظیم زمان و محاسبه، خداوند متعال گردش ماه را به‌عنوان یکی از معیارهای اصلی قرار داده است. بنابراین، ماه تنها یک جرم آسمانی نیست، بلکه همچون «ساعت کیهانی» دقیقی است که از دگرگونی فصل‌های سال تأثیر نمی‌پذیرد:

(هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاءً وَالْقَمَرَ نُورًا وَقَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ) [یونس: ۵]

«اوست کسی که خورشید را روشنایی و ماه را نور قرار داد و برای آن منزلگاه‌هایی مقرر کرد تا شمار سال‌ها و حساب زمان را بدانید.»

در اینجا، آفریدگارِ متعال، «دانستن شمار سال‌ها و حساب زمان» را به تعیین منزلگاه‌ها و مراحل گردش ماه پیوند داده است تا ماه به‌عنوان مرجعی برای محاسبه و تعیین زمان در اختیار انسان قرار گیرد. این امر نشان می‌دهد که عباداتی که با ماه‌های سال پیوند دارند، مانند رمضان و حج، از همین منزلگاه‌ها و تقویم قمری پیروی می‌کنند؛ خواه این ماه‌ها در هر یک از فصل‌های سال واقع شوند.

۳. پی‌درپی‌آمدن آیات برای تنظیم امور معیشتی و عبادات

قرآن کریم به‌تفصیل بیان می‌کند که گردش شب و روز و محاسبه زمان بر اساس آن‌ها، خود نشانه‌ای از دقت و نظم الهی است:

(وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ) [الإسراء: ۱۲]

«و شب و روز را دو نشانه قرار دادیم؛ سپس نشانه شب را محو کردیم و نشانه روز را روشنایی‌بخش قرار دادیم تا فضل و بخشش پروردگارتان را بجویید و شمار سال‌ها و حساب زمان را بدانید.»

۴. آیات کیهانی؛ گواهی بر تجدید و تکرار شعائر

از آنجا که ماه برای سراسر جهان یکی است، گردش نجومی آن نیز نظامی کیهانی، ثابت و یکپارچه است؛ و خداوند متعال حرکت آن در منزلگاه‌های گوناگونش را وسیله‌ای یقینی برای تعیین و تنظیم اوقات قرار داده است.

این چرخه با رؤیت هلال آغاز می‌شود؛ سپس ماه در مراحل فزاینده خود پیش می‌رود تا در مرحله «بدر» به اوجِ گردی و کمال خود برسد. پس از آن، مسیر بازگشت و کاسته‌شدن تدریجی آن آغاز می‌شود تا در پایان ماه، بار دیگر همانند آغاز، به صورت هلالی باریک و خمیده بازگردد.

ماه، نشانه‌ای آشکار و قابل مشاهده برای همگان است:

﴿وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّىٰ عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ﴾ [یس: ۳۹]

«و برای ماه منزلگاه‌هایی مقرر کردیم تا سرانجام، همچون شاخه خشکیده و کهنه خرما، بازگردد.»

این نظام دقیق کیهانی، از رهگذر «وحدت نظام آفرینش»، بر «وحدت تشریع» نیز گواهی می‌دهد؛ زیرا این نظم دقیق، از هرگونه تداخل یا آشفتگی در زمان جلوگیری می‌کند. این گردش منظم و هماهنگ، به انسان‌ها امکان می‌دهد تقویم عبادی خود را با وضوح و نظم کامل تنظیم کنند.

این امر تأکید می‌کند که شب قدر به‌عنوان یک شعیره عبادی، از نظامی پیروی می‌کند که آفریدگار در جهان هستی برقرار ساخته است و با تجدید چرخه ماه و گردش آن، که بر اساس هندسه و نظم الهی حرکت می‌کند، تجدید می‌شود؛ نظمی که در آن هیچ شبی بر روز پیشی نمی‌گیرد:

﴿لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ، وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ﴾ [یس: ۴۰]

«نه خورشید را سزد که به ماه برسد، و نه شب بر روز پیشی می‌گیرد؛ و هر یک در مداری شناورند.»

اگر نخستین شب قدر، یعنی شبی که قرآن کریم در آن نازل شد، با مرحله مشخصی از چرخه ماه در ماه رمضان هم‌زمان بوده باشد، بر اساس قانون «وحدت نظام کیهانی و تشریع»، شب قدر در هر سال، در همان شب از ماه مبارک رمضان و دقیقاً با همان وضعیت و شکل ماه تجدید خواهد شد.

بنابراین، شب قدر شعیره‌ای زنده و پویاست که وجود و تداوم آن تابع ظرف زمانیِ خود، یعنی ماه رمضان، است و با تجدید منزلگاه‌های ماه، تجدید می‌شود؛ همان‌گونه که ماه به منزلگاه خود بازمی‌گردد، شب قدر نیز در موعد مقدر و تعیین‌شده خویش بازمی‌گردد.

بر این اساس، تلاش برای محدود کردن شب قدر به یک فصل اقلیمی خاص، برخلاف سنت و قانون الهی‌ای است که ماه را به‌عنوان معیار معتبر تعیین اوقات قرار داده است. این امر با منطقِ

﴿وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ﴾

“و هر یک در مداری شناورند.”

هماهنگ است؛ چراکه عبادت نیز در مدار زمان به گردش درمی‌آید تا برکت آن همه فصل ‌های سال را دربر گیرد و بدین‌سان، عدالت الهی تحقق یابد. در نتیجه، مؤمن بندگی خود را هم در گرمای تابستان و هم در سرمای زمستان تجربه و آزمون می‌کند.

این همان «حساب» الهی است که شعائر را از مرزهای تنگ و محدود تفسیر انسانی رها می‌سازد.

این گردش زمانی عبادات، ضامن آن است که اسلام همچنان دینی استوار و جهانی باقی بماند؛ دینی که در آن **«عالم امر»** ـ- عنی تشریع و وحی – با “عالم خلق”  – یعنی جهان هستی و اجرام آسمانی ــ در هماهنگی شگفت‌انگیزی پیوند می‌یابد؛ هماهنگی‌ای که وحدت سرچشمه الهی را بازتاب می‌دهد.

و چه راست فرموده است خداوند متعال:

﴿أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ﴾ [الأعراف: ۵۴]

“آگاه باشید که آفرینش و فرمان از آنِ اوست؛ پربرکت است خداوند، پروردگار جهانیان”

پس همان خدایی که این جهان را با نظامی دقیق آفریده است، همان کسی است که این عبادات را در اوقات قمریِ مقرر فرمان داده است؛ تا مسلمان در هر زمان و هر مکان، از طریق حرکت همین جهانی که به ستایش او در گردش است، پیوند خود را با پروردگارش حفظ کند.

شب قدر صرفاً یک یادبود تاریخی یا ظرفی برای تبرک و احساسات معنوی نیست؛ بلکه قانونی الهی و قاعده‌ای کیهانی است که از مفهوم بزرگداشت گذشته فراتر می‌رود و به ساختن آینده می‌پردازد. این همان شبی است که در آن، آسمان درهای خود را می‌گشاید و:

(تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ) [القدر: ۴]

“فرشتگان و روح، به اذن پروردگارشان، در آن شب برای هر امری فرود می‌آیند.”

در این شب، فرشتگان با مأموریت‌ها و تقدیرهای تازه‌ای از هر امر، بر اساس تقدیر و تدبیر نو به نوِ الهی فرود می‌آیند؛ چنان‌که خداوند متعال می‌فرماید:

{﴿فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ. أَمْرًا مِنْ عِنْدِنَاۚ إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ. رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ) [الدخان: ۴ـ۶]

“در آن شب هر امر استواری از یکدیگر جدا و تعیین می‌شود؛ فرمانی از جانب ما؛ زیرا ما فرستنده‌ایم؛ رحمتی از سوی پروردگارت؛ همانا او شنوای داناست.”

و این گردش زمانی شب قدر در میان فصل‌های سال نشان می‌دهد که این عطیه الهی، نعمتی جهانی است و در یک واقعه تاریخیِ سپری‌شده محدود نمی‌شود؛ بلکه شب قدر،دروازه‌ای زمانی است که با فرارسیدن ماه رمضان فعال و گشوده می‌شود.

حکمت الهی چنین اقتضا کرده است که شب قدر در یک روز مشخص از ماه تعیین نشود تا فضیلت آن در یک شب خاص محدود نگردد؛ بلکه نور و برکت آن همچون چراغدانی باشد که سراسر ماه را روشن می‌کند و بنده را به تلاش وادارد تا تمام توان خود را در عبادت به کار گیرد.

این امر تأکید می‌کند که برکت شب قدر، حقیقتی عملی است که روزی، تقدیر و تدبیر امور را در هر نقطه از زمین دربرمی‌گیرد؛ و فضیلت آن، فضیلتی زنده و جاری است که در گذشته ما ریشه دارد و بر حال و آینده ما نیز اثر می‌گذارد.

و همان‌گونه که خداوند متعال می‌فرماید:

(سَلَامٌ هِيَ حَتَّىٰ مَطْلَعِ الْفَجْرِ)

“آن شب تا طلوع فجر، سراسر سلام و آرامش است”

پژوهشگر: شیماء ابوزید

ترجمه کرد: علی رضازاده

 

 

 

 

 

ما را در فضای مجازی دنبال کنید