دوست دارم از شما درباره حروفی مانند «حروف مقطعه» پرسشی مطرح کنم: این حروف در قرآن چه معنایی دارند؟ آیا آنها واژههایی رمزی و پنهانیاند که تنها خداوند از حقیقت آنها آگاه است؟ اگر چنین باشد، چرا باید در قرآن عباراتی نازل شود که برای انسانها نامفهوم باشد و آنان را به تأمل درباره معنای آن وادارد، در حالی که تا امروز نیز هیچکس به معنای قطعی و نهایی آنها نرسیده است؟ حتی پیامبر اسلام نیز توضیحی صریح درباره آنها ارائه نکرده و یاران او نیز پرسشی در این باره مطرح نکردهاند؛ بهگونهای که هر مفسری برداشت و نظری خاص ارائه داده و آن را حقیقت نهایی پنداشته است.
پاسخ:
در پاسخ به این پرسش، اصلاً نمیخواهم این تصور در شما ایجاد شود که فقط نظر من درست است و دیدگاههای دیگر نادرستاند. من تنها تلاش میکنم این موضوع را درک کنم، و اینکه آیا موفق به پاسخگویی میشوم یا نه، قضاوتش با شماست. اگر این دیدگاه و پاسخ برای شما قانعکننده بود، بفرمایید. از شگفتانگیزترین نکته شروع میکنم. شاید باورش دشوار باشد، اما واقعیت این است که در این باره حتی یک روایت هم وجود ندارد که نشان دهد پیامبر محمد درباره «حروف مقطعه» چیزی گفته باشد، و هیچیک از یاران او نیز حتی یکبار درباره توضیح آنها سؤال نکردهاند. اکنون از خود بپرسید: اگر طبق سنت بپذیریم که احادیث پیامبر محمد تفسیر قرآن هستند، پس چرا او درباره این «حروف مقطعه» توضیحی ارائه نکرد و حتی هیچیک از یارانش نیز چیزی در این باره از او نپرسیدند؟ شگفتانگیز نیست؟ «حروف مقطعه» چیست؟ بیایید بهطور کوتاه با آن آشنا شویم:
«مُقَطَّعه» (مقطعة) به معنای «حروف جدا از هم» است؛ یعنی حروفی که بهظاهر ارتباطی با یکدیگر ندارند. همچنین به آنها «فواتح» (فواتح) نیز گفته میشود، که به معنای «حروف آغازگر» است. بنابراین، ۲۹ سوره از قرآن با چنین حروفی آغاز میشوند. در قرآن ترکیبهایی از یک، دو، سه، چهار و پنج حرف از این نوع دیده میشود. در مورد اینکه آیا «حروف مقطعه» آیات مستقلی به شمار میآیند یا نه، میان دو مکتب کوفی و بصری اختلاف نظر وجود دارد. بخشی از عالمان مکتب کوفه بر این باور بودند که برخی از «حروف مقطعه» خود بهتنهایی آیات مستقلی را تشکیل میدهند؛ در حالیکه عالمان مکتب بصره برعکس معتقد بودند که «حروف مقطعه» اساساً آیات مستقل به حساب نمیآیند. حتی نخستین مفسران قرآن نیز نتوانستند درباره معنای این حروف پاسخ قطعی و یکسانی ارائه دهند. برخی از آنان کوشیدند «حروف مقطعه» را با ارزش عددی حروف الفبای عربی مرتبط سازند و از این طریق انواع گوناگونی از اشارات باطنی و پیشگوییها را استخراج کنند؛ همانگونه که یهودیان در زمان پیامبر محمد انجام میدادند و سعی داشتند ارزش عددی حروف را به مدت حکومت مسلمانان پیوند دهند. گروهی دیگر از مفسران در این حروف نشانههایی از وحی میدیدند، چراکه همه سورههایی که با «حروف مقطعه» آغاز میشوند، بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم به اهمیت قرآن اشاره دارند. گفتنی است که آموزه یهودی درباره ارزشهای عددی حروف در زبان عربی «ابجد» نامیده میشود. «ابجد» سامانهای است که در آن اعداد با استفاده از حروف الفبای عربی نشان داده میشوند و این امکان را فراهم میکند که مجموع ارزش عددی واژههایی که با حروف عربی نوشته شدهاند، محاسبه شود. نام «ابجد» از تلفظ حروف آغازین الفبای عربی در ترتیب کهن آن گرفته شده است. این نظام شباهت زیادی به دیگر زبانهای سامی، مانند فینیقی و عبری دارد. این سامانه نام خود را از واژه عربیِ دالّ بر «الفبا» گرفته است که از چهار حرف نخست الفبای عربی در ترتیب قدیمیِ ابجدی ساخته شده؛ همانگونه که واژه انگلیسی «alphabet» نیز از نام دو حرف نخست الفبای یونانی (آلفا و بتا) تشکیل شده است.
در این صورت به نظر میرسد که این حروف، حروفی شناختهشده بودهاند و عربها معنای آنها را میدانستند. زیرا در غیر این صورت، مشرکان چنین فرصتی را از دست نمیدادند و میکوشیدند با طرح پرسشهایی پیامبر را به چالش بکشند. اما چنین چیزی رخ نداد. نه یهودیان و نه عربها—هیچیک حتی یک کلمه هم درباره «حروف مقطعه» نپرسیدند و هیچ گزارشی در این باره تا به امروز به ما نرسیده است. برعکس، پرسشهایی درباره این حروف بیشتر از سوی کسانی مطرح شده که اساساً عرب نبودهاند و بعدها اسلام را پذیرفتهاند. بنابراین در میان آنها حتی دانشمندانی نیز بودهاند که غیرعرب بودند. اگر به سورههای قرآن توجه کنیم، از میان ۲۹ مورد، بیستوپنج سوره با «حروف مقطعه» آغاز میشوند و پس از هر یک از این حروف، آیه بعدی به اهمیت و جایگاه قرآن اشاره میکند. در چهار سوره باقیمانده از این ۲۹ سوره نیز، پس از این حروف، به موضوعات مهم دیگری از قرآن اشاره شده است. در نتیجه، به نظر میرسد که اینها مجموعهای از حروفِ نامرتبط با یکدیگر هستند که برای جلب توجه خواننده یا شنونده به کار رفتهاند. احتمالاً این نوعی شیوهی جلب توجه است که فقط در زبان عربی بهکار میرود. اما بر اساس نظر اکثریت مسلمانان، «حروف مقطعه» نوعی راز الهی محسوب میشوند و هرگونه تفسیر از معنای این حروف، صرفاً در حد گمانهزنی و احتمال است. درباره اینکه در قرآن چیزی بهعنوان «راز پنهان (غیب) قابل حدس و خیالپردازی» وجود ندارد و اینکه نباید در این باره به گمانهزنی و تخیل پرداخت، بیشتر آیات قرآن به این نکته اشاره دارند. من تنها آیات زیر از قرآن را ذکر میکنم که به این پرسش پاسخ میدهند: “حم، سوگند به اين كتابي كه حقايقش آشكار است. كه ما آن را قرآني فصيح و عربي قرار داديم تا شما آن را درك كنيد.”(زخرف 1-3) “حم، سوگند به اين كتاب آشكار، كه ما آنرا در شبي پربركت نازل كرديم، ما همواره انذار كننده بوده ايم” (دخان 1-3) “الم، معبودي جز خداوند يگانه زنده و پايدار و نگهدارنده، نيست. آن خدایی که قرآن را به راستی بر تو فرستاد که تصدیق کننده کتب آسمانی قبل از خود است و (پیش از قرآن) تورات و انجیل را فرستاد، برای هدایت مردم، و نیز کتاب جدا کننده میان حق و باطل (یعنی قرآن) را فرستاد. همانا آنان که به آیات خدا کافر شدند بر آنها عذاب سختی است، و خدا مقتدر و کیفر کننده ستمکاران است.”(آل عمران 1-4) بنابراین در تمام آیاتی که در ابتدای سورهها «حروف مقطعه» آمدهاند، خداوند توجه ما را به اهمیت سخنان بعدی خود جلب میکند. یعنی اینها نوعی شیوه جلب توجه هستند که به زبان عربی اختصاص دارد. به نظر میرسد این نیز همان پاسخی باشد که به سؤال مطرحشده داده میشود.




