دين وفطرت

آیا احادیث پیامبر نیز وحی به شمار می‌آیند؟

پاسخ:

واژه «وحی» معانی گوناگونی دارد. گاهی به معنای رساندن پیام الهی به پیامبر و گاهی به معنای الهام به کار می‌رود. معنای آن را باید از سیاق و زمینه‌ای که در آن آمده است دریافت. این واژه در معنای الهام، در آیه زیر نیز به کار رفته است:

﴿وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ﴾
(شوری، ۵۱)

در این آیه، سه راه برای رساندن علم و آگاهی از جانب خداوند متعال به بندگان بیان شده است:

نخست: وحی

در این آیه، «وحی» به معنای الهام یا رؤیا آمده است و پیامبران و غیر پیامبران می‌توانند در این نوع از وحی مشترک باشند.

از رؤیاهای پیامبران، می‌توان به رؤیایی اشاره کرد که حضرت ابراهیم علیه‌السلام درباره ذبح فرزندش اسماعیل دید:

﴿قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ﴾
«گفت: ای پسرم! من در خواب می‌بینم که تو را ذبح می‌کنم.»
(صافات، ۱۰۲)

همچنین رؤیایی که پیامبر ما ﷺ درباره ورود خود و یارانش به مسجدالحرام، در حالی که سرهای خود را تراشیده و یا کوتاه کرده‌اند، دید:

﴿لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ﴾

«به‌راستی خداوند رؤیای رسولش را به حق تحقق بخشید؛ شما، اگر خدا بخواهد، در حالی که ایمن هستید و سرهایتان را تراشیده یا کوتاه کرده‌اید، بدون ترس وارد مسجدالحرام خواهید شد.»
(فتح، ۲۷)

از رؤیاهای غیر پیامبران نیز می‌توان به رؤیایی اشاره کرد که پادشاه مصر دید و حضرت یوسف علیه‌السلام آن را تعبیر کرد:

﴿وَقَالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَرَى سَبْعَ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعَ سُنْبُلَاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يَابِسَاتٍ﴾

«پادشاه گفت: من در خواب می‌بینم که هفت گاو چاق را هفت گاو لاغر می‌خورند و هفت خوشه سبز و هفت خوشه خشکیده نیز می‌بینم.»
(یوسف، ۴۳)

همچنین واژه «وحی» در معنای الهام درباره مادر حضرت موسی علیه‌السلام به کار رفته است:

﴿وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ﴾

«و به مادر موسی الهام کردیم که او را شیر بده؛ و هنگامی که بر او بیمناک شدی، او را در دریا بیفکن و نترس و اندوهگین مباش؛ زیرا ما او را به تو بازمی‌گردانیم و او را از پیامبران قرار خواهیم داد.» (قصص، ۷)

همچنین همین تعبیر درباره الهام به حیوان نیز به کار رفته است:

﴿وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ﴾

«و پروردگارت به زنبور عسل وحی کرد که از کوه‌ها و درختان و آنچه مردم می‌سازند، خانه‌هایی برای خود برگزین.»
(نحل، ۶۸)

همین واژه درباره القای فرمان به موجودات بی‌جان نیز به کار رفته است:

﴿بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا﴾

«زیرا پروردگارت به آن [زمین] وحی کرده است.» (زلزال، ۵)

دوم: سخن گفتن از پشت حجاب

راه دوم این است که خداوند از پشت حجاب با بنده خود سخن بگوید؛ همان‌گونه که با حضرت موسی علیه‌السلام سخن گفت. خداوند با موسی سخن گفت، اما موسی او را ندید. خداوند متعال می‌فرماید:

﴿وَكَلَّمَ اللَّهُ مُوسَى تَكْلِيمًا﴾

«و خداوند به‌طور مستقیم با موسی سخن گفت.» (نساء، ۱۶۴)

سوم: فرستادن فرستاده

راه سوم این است که خداوند فرستاده‌ای را بفرستد تا به فرمان او، پیام الهی را به پیامبران برساند. فرشته امین وحی، جبرئیل علیه‌السلام است و این نوع وحی مخصوص پیامبران است. جبرئیل پیام خداوند را برای آنان می‌آورد، آن را برایشان می‌خواند و به همان صورتی که خداوند اراده کرده است، به آنان ابلاغ می‌کند.

پیام خداوند، یعنی «کتاب»، نمی‌تواند از طریق الهام یا خواب به پیامبر برسد؛ زیرا پیامبر باید به‌صورت قطعی یقین داشته باشد که آنچه دریافت کرده، پیام پروردگار اوست. وحی از طریق الهام یا خواب ممکن است در فهم یا تأویل دچار ابهام شود و همچنین نباید راه برای هر مدعی باز گذاشته شود تا ادعا کند خداوند از طریق الهام یا خواب به او وحی کرده است.

این معنا از آیات زیر نیز آشکار می‌شود:

﴿عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا ۝ إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا ۝ لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا﴾

«او دانای غیب است و هیچ‌کس را بر غیب خود آگاه نمی‌کند، مگر پیامبری را که از او خشنود باشد؛ پس در پیش رو و پشت سر او نگهبانانی قرار می‌دهد، تا بداند که آنان پیام‌های پروردگارشان را ابلاغ کرده‌اند. و او به آنچه نزد آنان است احاطه دارد و همه چیز را به شماره شمرده است.»
(جن، ۲۶ـ۲۸)

اگر آیات مربوط به وحی به خاتم پیامبران، یعنی وحی به معنای نازل کردن پیام الهی، را بررسی کنیم، می‌بینیم که این نوع وحی در مورد پیامبر اسلام ﷺ به قرآن اختصاص داده شده است. از جمله خداوند می‌فرماید:

﴿وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَمَنْ بَلَغَ﴾

«و این قرآن به من وحی شده است تا شما و هرکس را که این پیام به او برسد، به وسیله آن بیم دهم.»
(انعام، ۱۹)

و می‌فرماید:

﴿نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَذَا الْقُرْآنَ وَإِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِينَ﴾

«ما بهترین داستان‌ها را از طریق وحی کردن این قرآن به تو، برایت بازگو می‌کنیم؛ هرچند پیش از آن از آن بی‌خبر بودی.»
(یوسف، ۳)

همچنین می‌فرماید:

﴿وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنْذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لَا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ﴾

«و بدین‌گونه قرآن عربی را به تو وحی کردیم تا مادر شهرها [مکه] و کسانی را که پیرامون آن هستند، بیم دهی و آنان را از روز گردهمایی که هیچ شکی در آن نیست، بیم دهی؛ روزی که گروهی در بهشت و گروهی در آتش خواهند بود.»
(شوری، ۷)

بنابراین، صحیح نیست که واژه «وحی» ـ به این معنا ـ درباره چیزی غیر از قرآن کریم به کار برده شود.

اما سخنان و اعمال پیامبر ﷺ کاربست عملی قرآن کریم است و دربرگیرنده حکمتی است که از قرآن به دست آمده است. پیامبر ما ﷺ حکمتی را که در کتاب الهی نهفته است، یعنی احکام، موعظه‌ها و عبرت‌هایی را که از طریق پیوند دادن آیات و یافتن مناسبت میان آنها به دست می‌آیند، بر اساس روشی که خداوند به او آموخته بود، فرا گرفت.

خداوند متعال می‌فرماید:

﴿الر كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ﴾

«الف، لام، راء. این کتابی است که آیاتش استوار شده، سپس از سوی خدای حکیم و آگاه به تفصیل بیان شده است.»
(هود، ۱)

و خداوند درباره تعلیم حکمت به پیامبرش توسط جبرئیل می‌فرماید:

﴿إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى ۝ عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى﴾

«این جز وحی‌ای که وحی می‌شود نیست؛ آن را [فرشته‌ای] نیرومند به او آموخته است.»
(نجم، ۴ـ۵)

همچنین درباره استنباط احکام از قرآن کریم، خطاب به پیامبر ﷺ می‌فرماید:

﴿إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ وَلَا تَكُنْ لِلْخَائِنِينَ خَصِيمًا﴾

«ما این کتاب را به حق بر تو نازل کردیم تا میان مردم بر اساس آنچه خداوند به تو نشان داده است، داوری کنی و مدافع خیانتکاران نباشی.»
(نساء، ۱۰۵)

بنابراین، همه سخنان، عملکردها و تقریرات پیامبر ﷺ که با ابلاغ رسالت ارتباط دارد، حکمتی است که از قرآن کریم به دست آمده است.

از پیامبر ﷺ روایت شده است که فرمود:

«آگاه باشید که به من کتاب و مانند آن همراه آن داده شده است.»[۱]

منظور از «مانند آن»، حکمتی است که پیامبر ﷺ آن را فرا گرفت و به مردم ابلاغ کرد و در قالب سخنان و اعمال او آشکار شد.

بر این اساس، آنچه از پیامبر ﷺ روایت شده است باید بازتاب‌دهنده حقیقت و روح قرآن باشد. بنابراین، روایتی را که با قرآن مخالفت داشته باشد، نمی‌پذیریم؛ زیرا احتمال صحت نسبت دادن چنین روایتی به پیامبر ﷺ صفر است.

در پایان می‌توان گفت که سخنان و اعمال پیامبر ﷺ همانند قرآن وحی نیستند، بلکه آن چیزی هستند که پیامبر ما ﷺ از قرآن آموخته است.

به همین دلیل، هنگامی که از ام‌المؤمنین عایشه رضی‌الله‌عنها درباره اخلاق پیامبر ﷺ سؤال شد، فرمود:

«خُلق او قرآن بود.»[۲]

این امر به‌طور ضروری اقتضا می‌کند که سنت از قرآن استقلال نداشته باشد، بلکه باید سنت را در کنار قرآن و در پرتو آن مورد توجه قرار داد؛ زیرا سنت بازتاب‌دهنده حقیقت و روح قرآن است. همچنین باید توجه داشت که برای تشخیص روایت صحیح از ضعیف، به دلیل نقل شدن بسیاری از روایات به صورت «خبر واحد»، نمی‌توان با قطع و یقین دانست که در نقل روایت چه کسی درست عمل کرده و چه کسی دچار خطا شده است.

والله أعلم


منابع

[۱] سنن ابی‌داود، کتاب السنة، باب «لزوم السنة»، حدیث شماره ۴۶۰۴.

[۲] مسند احمد، شماره‌های ۲۵۳۰۲ و ۲۴۲۶۹؛ مستدرک حاکم، ج ۲، ص ۴۹۹؛ الأدب المفرد بخاری، حدیث ۳۰۸.

ما را در فضای مجازی دنبال کنید