دين وفطرت

تحصیل و اشتغال زنان در پرتو قرآن و سنت؛ بررسی فقهی ضوابط و محدودیت‌ها

 

بررسی فقهی محدودیت‌های تحصیل و اشتغال زنان در پرتو قرآن و سنت

مقدمه

یکی از مهم‌ترین مسائل اجتماعی و فقهی افغانستان در سال‌های اخیر، محدودیت شدید دسترسی دختران و زنان به آموزش و کار است. پس از سال ۲۰۲۱، دسترسی دختران به آموزش بالاتر از صنف ششم متوقف شد و آموزش عالی زنان نیز ممنوع گردید. محدودیت‌ها در بخش کار زنان نیز در بسیاری از عرصه‌ها گسترش یافته است. سازمان ملل متحد در سال ۲۰۲۵ گزارش داده است که افغانستان تنها کشوری است که در آن زنان و دختران از تمام سطوح آموزش محروم شده‌اند و زنان نیز از بسیاری از مشاغل کنار گذاشته شده‌اند.

مقامات امارت اسلامی این سیاست‌ها را در چارچوب تفسیر خود از شریعت و با تأکید بر ایجاد محیط اسلامی، حجاب، تفکیک جنسیتی و فراهم‌سازی شرایط مناسب برای آموزش زنان توجیه می‌کنند. رسانه رسمی امارت اسلامی نیز تصریح کرده است که این نظام مخالف اصل آموزش دختران نیست، بلکه ایجاد محیط و برنامه آموزشی مطابق شریعت را شرط می‌داند.

اما پرسش اساسی این است که آیا قرآن و سنت، تحصیل و اشتغال زنان را به طور کلی ممنوع کرده‌اند، یا آن‌که برای آموزش و فعالیت اجتماعی زنان، رعایت برخی شرایط و ضوابط شرعی را لازم دانسته‌اند؟

درین مقاله می‌کوشیم  این پرسش را بر اساس قرآن و سنت بررسی  کنیم.

۱. جایگاه آموزش در قرآن کریم

قرآن کریم برای دانش و آگاهی جایگاه ارزشمندی قائل شده و میان کسانی که می‌دانند و کسانی که نمی‌دانند، تفاوت گذاشته است. خداوند می‌فرماید:

قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ ۗ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ

ترجمه : بگو: آیا کسانی که می‌دانند با کسانی که نمی‌دانند برابرند؟ تنها خردمندان پند می‌گیرند. (الزمر ۹)

در این آیه، قرآن «دانستن» را در برابر «ندانستن» قرار داده است؛ اما هیچ قیدی وجود ندارد که این فضیلت مخصوص مردان باشد. بنابراین، نمی‌توان تنها با استناد به جنسیت، حق تحصیل را از زنان و از دختران سلب کرد.

از سوی دیگر، قرآن می‌فرماید:

يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ

ترجمه : لله مقام (و درجات) کسانی را از شما که ایمان آورده اند و کسانی را که علم داده شده اند بالا می‌برد، و الله به آنچه می‌کنید آگاه است.. (المجادله ۱۱)

این آیه علم و دانش را از عوامل افزایش جایگاه انسان دانسته و در بیان این فضیلت، میان مردان و زنان تفاوتی قائل نشده است

حتی آغاز نزول وحی نیز با فرمان «اقرأ»، یعنی «بخوان»، همراه شده هست:

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ۝ خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ ۝ اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ ۝ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ۝ عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ

ترجمه : بخوان به نام پروردگارت که آفرید؛ انسان را از علق آفرید. بخوان و پروردگار تو بزرگوارترین است؛ همان کسی که به وسیله قلم آموزش داد؛ و به انسان آنچه را نمی‌دانست، آموخت. (العلق  (۱ــ۴)

البته این آیات به تنهایی نمی‌توانند یک حکم جزئی فقهی درباره شکل و محیط آموزش زنان تعیین کنند؛ اما به روشنی نشان می‌دهند که علم‌آموزی در منطق قرآن ارزش دینی دارد و اصل آن اختصاص به مردان ندارد.

۲. سنت پیامبر ﷺ و آموزش مستقیم زنان

دلیل دیگری رفتار عملی پیامبر اکرم ﷺ است. در صحیح بخاری آمده است که زنان نزد پیامبر ﷺ آمدند و گفتند مردان بیشتر از آنان از پیامبر بهره می‌برند؛ بنابراین از ایشان خواستند روزی را برای آموزش اختصاص دهد. پیامبر ﷺ درخواست آنان را پذیرفت.

متن حدیث: قَالَتِ النِّسَاءُ لِلنَّبِيِّ ﷺ: غَلَبَنَا عَلَيْكَ الرِّجَالُ، فَاجْعَلْ لَنَا يَوْمًا مِنْ نَفْسِكَ، فَوَعَدَهُنَّ يَوْمًا لَقِيَهُنَّ فِيهِ، فَوَعَظَهُنَّ وَأَمَرَهُنَّ.

ترجمه : زنان به پیامبر ﷺ گفتند: مردان در استفاده از حضور شما بر ما پیشی گرفته‌اند؛ بنابراین، روزی را برای ما اختصاص دهید. پیامبر ﷺ برای آنان یک روز تعیین کرد و در آن روز نزد آنان رفت، آنان را موعظه کرد و به آنان آموزش داد. (بخاری، صحیح البخاری، کتاب العلم، حدیث ۱۰۱.)

این حدیث از صحیح بخاری است و اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا تنها درباره فضیلت علم سخن نمی‌گوید، بلکه یک رفتار عملی پیامبر ﷺ در زمینه آموزش زنان را نشان می‌دهد.اگر زنان شرعاً از آموزش منع شده بودند، پیامبر ﷺ درخواست آنان برای اختصاص دادن زمانی به آموزش را نمی‌پذیرفت، پیامبر ﷺ نمی‌بایست درخواست آنان را برای آموزش مستقل بپذیرد.

بنابراین، اگر امارت اسلامی رعایت حجاب، جداسازی محیط آموزشی دختران و پسران و دیگر شرایط شرعی را ضروری بداند، این شرایط می‌تواند موضوع یک بحث فقهی جداگانه باشد؛ اما از این شرایط نمی‌توان به‌طور مستقیم نتیجه گرفت که اصل آموزش زنان و دختران ممنوع است. برای ممنوع دانستن آموزش زنان، باید دلیل شرعی روشن و مستقلی وجود داشته باشد.

۳. آیا می‌توان آموزش زنان را به دلیل اختلاط زن و مرد به طور کامل ممنوع کرد؟

ممکن است گفته شود که در محیط‌های آموزشی احتمال اختلاط زن و مرد، بی‌حجابی یا مفاسد اخلاقی وجود دارد؛ بنابراین جلوگیری از تحصیل زنان برای جلوگیری از فساد لازم است.

این استدلال از نظر اصول فقه نیازمند دقت است.اگر یک روش خاص آموزشی دارای مشکل شرعی باشد، نخستین راه‌حل، اصلاح همان روش است، نه تعطیل کردن اصل آموزش.

برای نمونه، می‌توان از مدارس دخترانه، دانشگاه‌های مخصوص زنان، استادان زن، محیط‌های جداگانه، رعایت حجاب و سایر ضوابط استفاده کرد. در واقع، حتی مقامات امارت اسلامی نیز در بیان‌های خود گفته‌اند که مشکل را در اصل آموزش دختران نمی‌دانند، بلکه بر ایجاد محیط و برنامه مطابق شریعت تأکید دارند. پس اگر امکان ایجاد محیط آموزشی مطابق ضوابط شرعی وجود داشته باشد، منع مطلق آموزش دیگر نمی‌تواند با استناد به احتمال اختلاط توجیه شود.

۴. آموزش زنان و مسئولیت اجتماعی

قرآن کریم در سوره توبه می‌فرماید:

وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ

ترجمه :مردان مؤمن و زنان مؤمن، دوستان و یاوران یکدیگرند؛ به کار نیک فرمان می‌دهند و از کار بد بازمی‌دارند، نماز برپا می‌دارند، زکات می‌دهند و از الله و پیامبرش اطاعت می‌کنند. (التوبه؛71)

این آیه تصویر قرآن از زن مؤمن را تنها به یک موجود منزوی و بدون نقش اجتماعی محدود نمی‌کند؛ بلکه زنان مؤمن را در کنار مردان، دارای مسئولیت‌های دینی و اجتماعی معرفی می‌کند.

انجام بسیاری از مسئولیت‌های دینی و اجتماعی به دانش و آموزش نیاز دارد. از این‌رو، محروم کردن زنان از آموزش می‌تواند توانایی آنان را برای ایفای این مسئولیت‌ها کاهش دهد.

۵. کار زنان در پرتو قرآن

درباره کار زنان نیز قرآن کریم می‌فرماید: لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ

ترجمه : برای مردان از آنچه به دست آورده‌اند بهره‌ای است و برای زنان نیز از آنچه به دست آورده‌اند بهره‌ای است. (النسا‌ء ۳۲)

این آیه نشان می‌دهد که قرآن برای زنان نیز کسب و دستاورد را به رسمیت می‌شناسد. بنابراین، نمی‌توان گفت زنان به طور کلی از حق کسب درآمد و فعالیت اقتصادی محروم‌اند. همچنین داستان دو دختر شعیب علیه‌السلام در قرآن قابل توجه است. قرآن می‌فرماید:

وَلَمَّا وَرَدَ مَاءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَيْنِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُكُمَا قَالَتَا لَا نَسْقِي حَتَّىٰ يُصْدِرَ الرِّعَاءُ وَأَبُونَا شَيْخٌ كَبِيرٌ

ترجمه : هنگامی که موسی به آب مدین رسید، گروهی از مردم را دید که دام‌های خود را آب می‌دادند و در کنار آنان دو زن را دید که گوسفندان خود را بازمی‌داشتند. گفت: کار شما چیست؟ گفتند: ما گوسفندان خود را آب نمی‌دهیم تا چوپانان بازگردند، و پدر ما پیرمردی سالخورده است. (القصص ۲۳)

این آیه به تنهایی بیانگر وجوب یا استحباب کار کردن زنان نیست؛ اما نشان می‌دهد که انجام کارهای مشروع توسط زنان در قرآن منع نشده است. بنابراین، نمی‌توان اصل کار و فعالیت اقتصادی زنان را به طور کلی حرام دانست.

۶. سنت پیامبر ﷺ و فعالیت اجتماعی زنان

در صحیح مسلم آمده است که ام عطیه رضی‌الله‌عنها همراه پیامبر ﷺ در هفت غزوه شرکت کرده و وظایفی مانند تهیه غذا، درمان زخمیان و مراقبت از بیماران را انجام داده است:

غَزَوْتُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ﷺ سَبْعَ غَزَوَاتٍ، أَخْلُفُهُمْ فِي رِحَالِهِمْ، فَأَصْنَعُ لَهُمُ الطَّعَامَ، وَأُدَاوِي الْجَرْحَى، وَأَقُومُ عَلَى الْمَرْضَى.

ترجمه :
همراه پیامبر ﷺ در هفت غزوه شرکت کردم؛ در اردوگاه آنان می‌ماندم، برای آنان غذا آماده می‌کردم، زخمیان را درمان می‌کردم و از بیماران مراقبت می‌نمودم. ( صحیح مسلم، کتاب الجهاد والسیر، حدیث ۱۸۱۲.)

همچنین در روایت دیگری از صحیح مسلم آمده است که ام سلیم و شماری از زنان انصار همراه پیامبر ﷺ می‌رفتند و به مجروحان رسیدگی می‌کردند و آب می‌رساندند. (مسلم، صحیح مسلم، کتاب الجهاد والسیر، کتاب ۳۲، حدیث ۱۷۲)

این شواهد نشان می‌دهد که زنان در زمان پیامبر ﷺ در برخی فعالیت‌های اجتماعی و خدماتی حضور و مشارکت داشتند. بنابراین، نمی‌توان گفت که کار و فعالیت اجتماعی زنان به طور کلی ممنوع است..

۷. نقد استدلال «مصلحت» و «شرایط نامناسب»

ممکن است گفته شود که شرایط فعلی افغانستان برای تحصیل یا کار زنان مناسب نیست. این سخن، اگر نظر به برخی محیط‌ها یا برخی شیوه‌های خاص باشد، قابل بررسی است؛ اما تبدیل آن به ممنوعیت نامحدود و بدون زمان‌بندی، مسئله دیگری است.

در فقه اسلامی میان این دو مسئله باید تفاوت گذاشت:

نخست: آیا یک عمل ذاتاً حرام است؟

دوم: آیا ممکن است انجام آن در شرایط خاص، به دلیل یک مفسده مشخص، موقتاً محدود شود؟

اگر تحصیل دختران از نظر شرعی حرام نباشد، برای ممنوع کردن آن باید دلیل روشن و قابل اثباتی وجود داشته باشد. افزون بر این، اگر بتوان مشکلات احتمالی را از راه‌هایی مانند جدا کردن محیط آموزشی دختران و پسران، رعایت حجاب، ایجاد دانشگاه‌های مخصوص زنان و تنظیم مناسب محیط آموزشی برطرف کرد، دیگر نمی‌توان ممنوعیت کامل آموزش دختران را به آسانی توجیه کرد. از سوی دیگر، محرومیت طولانی‌مدت خود می‌تواند مفسده‌های بزرگی ایجاد کند؛ از جمله کمبود داکتران زن، آموزگاران زن، قابله‌ها، متخصصان و دیگر نیروهای حرفه‌ای مورد نیاز جامعه.

این مسئله در افغانستان اهمیت ویژه دارد. گزارش‌های سازمان ملل نشان می‌دهد که محدودیت‌های آموزشی و کاری زنان پیامدهای جدی اجتماعی، اقتصادی و صحی داشته است.

نتیجه‌گیری:

بررسی آیات قرآن کریم و روایات معتبر نشان می‌دهد که برای ممنوعیت مطلق تحصیل زنان و دختران، دلیل صریح و عامی در قرآن و سنت یافت نمی‌شود. در مقابل، قرآن کریم بر اهمیت علم و دانش تأکید کرده و برای اهل علم جایگاه ویژه‌ای قائل شده است. همچنین، شواهد موجود در سنت پیامبر ﷺ نشان می‌دهد که زنان در عصر نبوی از آموزش بهره‌مند بوده و در برخی فعالیت‌های اجتماعی و خدماتی نیز مشارکت داشته‌اند. از این‌رو، نمی‌توان صرفِ زن بودن را دلیلی برای محرومیت کلی زنان و دختران از آموزش دانست.

سنت پیامبر ﷺ نیز به صورت روشن نشان می‌دهد که زنان در زمان ایشان از آموزش دینی بهره می‌بردند و حتی برای آنان برنامه آموزشی جداگانه تعیین شد. همچنین زنان در فعالیت‌های خدماتی و اجتماعی مانند درمان زخمیان، مراقبت از بیماران و رساندن آب به مجروحان مشارکت داشتند.

از این‌رو، اگر امارت اسلامی رعایت حجاب، تفکیک محیط آموزشی و کاری، تأمین امنیت اخلاقی و سایر ضوابط شرعی را برای تحصیل و اشتغال زنان ضروری بداند، باید میان تعیین این ضوابط و ممنوعیت تحصیل و اشتغال زنان تفاوت گذاشته شود. رعایت شرایط شرعی می‌تواند موضوع یک بحث فقهی مستقل درباره چگونگی تحصیل و اشتغال زنان باشد؛ اما برای ممنوعیت کلی و محروم‌ساختن زنان از آموزش و کار، ارائه دلیل شرعی معتبر و مستقل ضروری است.

بنابراین، از منظر قرآن و سنت، منع مطلق تحصیل زنان و ممنوعیت گسترده کار آنان را نمی‌توان به سادگی به شریعت اسلام نسبت داد. راه درست‌تر آن است که به جای تعطیل کردن حق و نیاز جامعه، شرایطی فراهم شود که زنان بتوانند در محیط امن، با رعایت حجاب و ضوابط شرعی، آموزش ببینند و در عرصه‌های مورد نیاز جامعه فعالیت کنند.

این نتیجه با وضعیت کنونی افغانستان نیز اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا در سال ۲۰۲۵، سازمان ملل گزارش کرده بود که بیش از ۲.۲ میلیون دختر از آموزش بالاتر از صنف ششم محروم شده‌اند و نزدیک به ۸۰ درصد زنان جوان افغانستان نه در آموزش، نه در کار و نه در برنامه‌های آموزشی و حرفه‌ای حضور دارند. (UNAMA).

نتیجه فقهی مقاله را می‌توان چنین خلاصه کرد:

اسلام برای تحصیل و فعالیت اجتماعی زنان، رعایت برخی ضوابط شرعی را لازم می‌داند؛ اما میان تعیین این ضوابط و ممنوعیت کامل تحصیل و فعالیت اجتماعی زنان تفاوت اساسی وجود دارد. بنابراین، برای ممنوعیت مطلق تحصیل و اشتغال زنان، باید دلیل شرعی معتبر و روشنی ارائه شود.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-

منابع

۱. قرآن کریم: سوره علق، ۱–۵؛ زمر، ۹؛ مجادله، ۱۱؛ توبه، ۷۱؛ نساء، ۳۲؛ قصص، ۲۳.

۲. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، کتاب العلم، حدیث ۱۰۱. (Sunnah)

۳. مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، کتاب الجهاد والسیر، حدیث ۱۸۱۲. (Sunnah.com)

۴. مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، کتاب الجهاد والسیر، حدیث ۱۸۱۰. (Sunnah.com)

۵. یوناما، گزارش‌ها و بیانیه‌های مربوط به وضعیت آموزش و کار زنان و دختران در افغانستان. (UNAMA)

 

ما را در فضای مجازی دنبال کنید