شهادت زنان
با آنکه قرآن کریم در موضوع شهادت میان زن و مرد تفاوتی قائل نشده است، در دیدگاهها و احکام فقهیِ رایج میان آنها تفاوت گذاشته شده؛ حتی در قضایای مربوط به حدود و قصاص شرط شده است که شاهدان همه مرد باشند، در سایر قضایا نیز دو مرد یا یک مرد و دو زن کافی دانسته شده است.
در آیهای که درباره ثبت روابط حقوقیِ ایجادکننده بدهی است، خداوند متعال چنین میفرماید:
آیه ۲۸۲ سوره بقره
«وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ ۖ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَىٰ ۚ وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا ۚ وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَىٰ أَجَلِهِ ۚ ذَٰلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَىٰ أَلَّا تَرْتَابُوا…»
ترجمه :
«و دو شاهد از مردان خود بگیرید. اگر دو مرد نبودند، یک مرد و دو زن از میان شاهدانی باشند که مورد قبول شما هستند؛ تا اگر یکی از آن دو زن دچار فراموشی شد، دیگری او را یادآوری کند. و هنگامی که شاهدان فراخوانده شوند، از آمدن خودداری نکنند. و از نوشتن بدهی، چه کوچک باشد و چه بزرگ، همراه با تعیین مدت آن خسته نشوید. این کار نزد خدا عادلانهتر، برای گواهی دادن استوارتر و برای اینکه دچار شک و تردید نشوید، مناسبتر است…»
اگر ارتباط آیات با یکدیگر مورد توجه قرار نگیرد، ممکن است از این آیه چنین برداشت شود که قرآن در موضوع شهادت میان زن و مرد تفاوت گذاشته است. فقیهان گذشته نیز بر اساس همین برداشت عمل کردهاند.
آیه در ادامه چنین میفرماید:
«وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا ۚ وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَىٰ أَجَلِهِ ۚ ذَٰلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَىٰ أَلَّا تَرْتَابُوا…»
ترجمه :
«و هنگامی که شاهدان فراخوانده شوند، از آمدن خودداری نکنند. و از نوشتن آن [بدهی]، چه کوچک باشد و چه بزرگ، همراه با تعیین مدت آن خسته نشوید. این کار نزد خدا عادلانهتر، برای گواهی دادن استوارتر و برای اینکه دچار شک و تردید نشوید، مناسبتر است…»
عبارت «برای گواهی دادن استوارتر است» هم میتواند درباره ثبت بدهی به صورت کتبی ارزیابی شود و هم درباره تعداد شاهدان.
واژه «استوارتر» در برابر «استوار» قرار دارد. وقتی دو چیز استوار با یکدیگر مقایسه شوند، میتوان یکی را استوارتر نامید. اگر شهادت یک مرد و دو زن «استوارتر» دانسته شده باشد، لازمهاش این است که شهادتی که این شرط را ندارد نیز بتواند استوار محسوب شود.
آیات مربوط به شهادت بر وصیت، موضوع را روشنتر میکند و نشان میدهد که حکم فوق، علاوه بر ثبت کتبی، به تعداد شاهدان نیز مربوط است. خداوند متعال میفرماید:
شهادت بر وصیت
آیات ۱۰۶ تا ۱۰۸ سوره مائده
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْكُمْ أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَيْرِكُمْ إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَأَصَابَتْكُمْ مُصِيبَةُ الْمَوْتِ ۚ تَحْبِسُونَهُمَا مِنْ بَعْدِ الصَّلَاةِ فَيُقْسِمَانِ بِاللَّهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لَا نَشْتَرِي بِهِ ثَمَنًا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَىٰ ۙ وَلَا نَكْتُمُ شَهَادَةَ اللَّهِ إِنَّا إِذًا لَمِنَ الْآثِمِينَ ١٠٦»
«فَإِنْ عُثِرَ عَلَىٰ أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثْمًا فَآخَرَانِ يَقُومَانِ مَقَامَهُمَا مِنَ الَّذِينَ اسْتَحَقَّ عَلَيْهِمُ الْأَوْلَيَانِ فَيُقْسِمَانِ بِاللَّهِ لَشَهَادَتُنَا أَحَقُّ مِنْ شَهَادَتِهِمَا وَمَا اعْتَدَيْنَا إِنَّا إِذًا لَمِنَ الظَّالِمِينَ ١٠٧»
«ذَٰلِكَ أَدْنَىٰ أَنْ يَأْتُوا بِالشَّهَادَةِ عَلَىٰ وَجْهِهَا أَوْ يَخَافُوا أَنْ تُرَدَّ أَيْمَانٌ بَعْدَ أَيْمَانِهِمْ ۗ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاسْمَعُوا ۗ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ ١٠٨»
ترجمه :
«ای مؤمنان! هنگامی که مرگ یکی از شما فرا رسد و بخواهد وصیت کند، دو شاهد عادل از میان خودتان بگیرید. اگر در سفر بودید و مصیبت مرگ به شما رسید، میتوانید دو نفر از غیر خودتان را شاهد بگیرید. اگر درباره آنان شک کردید، پس از نماز آن دو را نگه دارید تا به خدا سوگند یاد کنند که: ما این سوگند را به هیچ قیمتی نمیفروشیم، هرچند به سود خویشاوند ما باشد، و شهادتی را که برای خداست پنهان نمیکنیم؛ در غیر این صورت، ما قطعاً از گناهکاران خواهیم بود.» (مائده، ۱۰۶)
«پس اگر معلوم شود که آن دو مرتکب گناه شدهاند، دو نفر دیگر از کسانی که حق به آنان میرسد جای آن دو را میگیرند و به خدا سوگند یاد میکنند که: شهادت ما از شهادت آنان درستتر است و ما تجاوز نکردهایم؛ در غیر این صورت، ما قطعاً از ستمگران خواهیم بود.» (مائده، ۱۰۷)
«این روش نزدیکتر است به اینکه آنان شهادت را به صورت درست ادا کنند، یا بترسند که پس از سوگندهای آنان، سوگندهای دیگری رد شود. و از خدا پروا کنید و گوش فرا دهید؛ و خداوند قوم فاسق را هدایت نمیکند.» (مائده، ۱۰۸)
در این آیات، بدون هیچ تفاوتی میان زن و مرد، دو شاهد مسلمان و مورد اعتماد پیشبینی شده است. اگر وصیت در سفر انجام شود، شهادت دو فرد غیرمسلمان نیز کافی دانسته شده است. به دلیل شرایط خاص سفر، ممکن است همه شاهدان زن باشند، همه مرد باشند، یا یکی زن و دیگری مرد باشد.
شاهدان، هنگامی که مشخص شود با بیان نادرست مرتکب گناه شدهاند، دو نفر از نزدیکان صاحب حقِ متوفی شهادتی ارائه میکنند که شهادت قبلی آنان را بیاعتبار میسازد. این دو نفر از نزدیکان متوفی میتوانند زن باشند.
در اینجا جملهای که باید مورد استناد قرار گیرد، این است:
«ذَٰلِكَ أَدْنَىٰ أَنْ يَأْتُوا بِالشَّهَادَةِ عَلَىٰ وَجْهِهَا…»
«این روش نزدیکتر است به اینکه آنان شهادت را به صورت درست ادا کنند…»
(مائده، ۱۰۸)
وقتی این جمله را با عبارت موجود در آیه ۲۸۲ سوره بقره، یعنی:
«… وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ…»
«… برای گواهی دادن استوارتر است…»
مقایسه کنیم، روشن میشود که دو مرد یا یک مرد و دو زن بودن شاهدان، یک قاعده همیشگی و الزامی نیست.
در این زمینه، به این حدیث نیز استناد شده است:
«… برابر دانستن شهادت دو زن با شهادت یک مرد، نشاندهنده نقصان عقل اوست…»
(مسلم، ایمان، ۱۳۲)
عقل در زبان عربی به معنای دانش و آگاهی نیز به کار میرود[۱]. بنابراین، نقصان عقل به معنای نقصان اطلاعات و آگاهی است. شهادت دادن انسان درباره موضوعی که از آن اطلاع کافی ندارد، دشوار است؛ زیرا نمیتواند آن موضوع را بهدرستی درک کند. این امر نیز موجب ایجاد شک و تردید میشود.
زنان، به طور عمومی، به روابط حقوقیای که موجب ایجاد بدهی میشوند، علاقه و ارتباط چندانی ندارند. از این رو، اطلاعات آنان درباره چنین موضوعاتی کمتر است. بنابراین، حدیث میتواند توضیحی برای آیه ۲۸۲ سوره بقره باشد. زیرا کسی که موضوعی را به خوبی نمیداند، نمیتواند به آسانی تشخیص دهد که از میان آنچه دیده و شنیده، کدام بخش مربوط به اصل موضوع و کدام بخش مربوط به جزئیات است و در نتیجه ممکن است به آسانی دچار اشتباه شود.
۱. شهادت در مورد زنا
چهار مذهب فقهی، شهادت زنان را در قضایای مربوط به زنا نمیپذیرند. اما قرآن در این زمینه میان زن و مرد تفاوتی قائل نشده است. خداوند متعال میفرماید:
آیه ۱۵ سوره نساء
«وَاللَّاتِي يَأْتِينَ الْفَاحِشَةَ مِنْ نِسَائِكُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَيْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْكُمْ ۖ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ حَتَّىٰ يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ يَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِيلًا ١٥»
ترجمه : «و از میان شما چهار نفر را بر آنان شاهد بگیرید. پس اگر شهادت دادند، آنان را در خانهها نگه دارید تا مرگشان فرا رسد یا خداوند برای آنان راهی قرار دهد.»
(نساء، ۱۵)
آیات مربوط به لِعان، موضوع شهادت زنان در مسئله زنا را روشنتر میسازد. خداوند متعال میفرماید:
آیات ۶ تا ۹ سوره نور
«وَالَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْوَاجَهُمْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُمْ شُهَدَاءُ إِلَّا أَنْفُسُهُمْ فَشَهَادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ ۙ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ ٦»
«وَالْخَامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ كَانَ مِنَ الْكَاذِبِينَ ٧»
«وَيَدْرَأُ عَنْهَا الْعَذَابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ ۙ إِنَّهُ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ ٨»
«وَالْخَامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَيْهَا إِنْ كَانَ مِنَ الصَّادِقِينَ ٩»
ترجمه : «و کسانی که به همسران خود نسبت زنا میدهند و جز خودشان شاهدی ندارند، شهادت هر یک از آنان این است که چهار بار به خدا سوگند یاد کند که او از راستگویان است.
و بار پنجم بگوید که اگر از دروغگویان باشد، لعنت خدا بر او باد.
و مجازات را از زن برطرف میکند اینکه چهار بار به خدا سوگند یاد کند که شوهرش از دروغگویان است.
و بار پنجم بگوید که اگر شوهرش از راستگویان باشد، خشم خدا بر او باد.»
(نور، ۶–۹)
در اینجا هر بار که مرد میگوید:
«به خدا سوگند، من قطعاً راست میگویم»
یک شهادت محسوب شده است. تکرار این جمله برای چهار بار، چهار شهادت به شمار میرود و به این وسیله مرد از مجازاتِ اتهام زنا رهایی مییابد.
زن نیز هنگامی که میگوید:
«به خدا سوگند، شوهرم قطعاً دروغ میگوید»
یک شهادت داده است. تکرار این جمله برای چهار بار، چهار شهادت محسوب شده و باعث میشود که زن از مجازات رهایی یابد.
بنابراین، چهار شهادت شوهر در برابر چهار شهادت زن قرار گرفته است.
نکته درخور توجه این است که سخنان زن و شوهر هنگام ادای شهادت، جز در بخش پایانی، کاملاً یکسان است. تفاوت تنها در اینجاست که عبارت مرد به صورت مثبت و عبارت زن به صورت منفی بیان میشود. این دو شهادت از نظر اعتبار در برابر یکدیگر قرار میگیرند و شهادت زن، اثر شهادت مرد را خنثی میکند؛ ازاینرو، بر پایه شهادت شوهر، هیچ مجازاتی اجرا نمیشود.
این موضوع به روشنی نشان میدهد که زن میتواند در قضیه زنا شهادت دهد و شهادت او در این زمینه با شهادت مرد برابر است.
۲. شهادت درباره طلاق
خداوند متعال میفرماید:
آیه ۲ سوره طلاق
«فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَأَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ وَأَقِيمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّهِ ۚ ذَٰلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۚ وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا ٢»
ترجمه : «پس هنگامی که زنان به پایان مدت خود رسیدند، یا آنان را به شیوهای پسندیده نگه دارید یا به شیوهای پسندیده از آنان جدا شوید و دو نفر عادل از میان خود را شاهد بگیرید و شهادت را برای خدا برپا دارید. این چیزی است که به آن، کسی پند داده میشود که به خدا و روز آخرت ایمان دارد. و هرکس از خدا پروا کند، خداوند برای او راه بیرونشدن [از مشکلات] قرار میدهد.»
(طلاق، ۲)
در اینجا نیز میان زن و مرد تفاوتی گذاشته نشده است.
۳. توضیح پیامبر ما
توضیح پیامبر (ص) نیز نشان میدهد که برداشتهای بالا درست است.
«عُقبة بن حارث با اُمّ یحیی، دختر ابی إهاب، ازدواج کرده بود. عُقبه میگوید: زنی سیاهپوست آمد و گفت: من هر دوی شما را شیر دادهام. این موضوع را نزد پیامبر (ص) مطرح کردم. ایشان از من روی گرداند. جلو رفتم و دوباره موضوع را بیان کردم. فرمود: «حالا چه میگویی؟ این زن ادعا دارد که هر دوی شما را شیر داده است.» سپس پیامبر (ص) او را از ازدواج با آن زن منع کرد.»
(بخاری، کتاب الشهادات، حدیث ۱۳)
با وجود این سخن پیامبر (ص)، در فقه، برای ثابت شدن قرابت رضاعی، شهادت زنان به تنهایی کافی دانسته نشده است.
عمر نصوحي بيلمان در اینباره چنین میگوید:
«نصاب شهادت در موضوع قرابت رضاعی، در صورتی که شاهدان مورد اعتماد باشند، دو مرد یا یک مرد و دو زن است. اما در این مورد، شهادت تنها یک مرد، یا تنها دو زن و بیشتر از آن، پذیرفته نمیشود.»[۳]
پروفسور دکتر عبدالعزیز بایندیر
مترجم: داکتر فیض الله فیاض




