دين وفطرت

بررسی قرآنی اوقات، رکعات و ارکان نماز و احکام نماز در سفر و حالت خوف

بررسی قرآنی اوقات، رکعات و ارکان نماز و احکام نماز در سفر و حالت خوف

مطالعه‌ای تحلیلی بر پایه آیات قرآن کریم

در باره نماز 

نماز عبادتی است که از زمان حضرت آدم علیه‌السلام تا امروز ادامه داشته است. الله تعالی نماز را بر همه امت‌ها فرض کرده است.  خداوند جل جلاله درین مورد در قرآن کریم  چنین میفرماید :

وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ

«به آنان جز این فرمان داده نشده بود که الله را با اخلاص عبادت کنند، بدون آن‌که چیزی بر دین بیفزایند و از راه درست منحرف شوند؛ نماز را به گونه درست و پیوسته برپا دارند و زکات بپردازند. ودین درست و استوار همین است.»
(بینه، ۵)

وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى وَأَخِيهِ أَنْ تَبَوَّآ لِقَوْمِكُمَا بِمِصْرَ بُيُوتًا وَاجْعَلُوا بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ

«و به موسی و برادرش وحی کردیم که شما دو نفر برای قوم خود در مصر خانه‌ (۱) هایی آماده کنید خانه‌های خود را رو به قبله قرار دهید و نماز را به گونه درست و پیوسته برپا دارید.» (یونس، ۸۷)

حضرت عیسی علیه‌السلام هنگامی که در گهواره بود، به عنوان یک معجزه سخن گفت و چنین فرمود:

وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنْتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا

«الله مرا هر جا که باشم، با برکت و ارزشمند قرار داده و تا زمانی که زنده باشم، مرا به نماز و زکات سفارش کرده است.»
(مریم، ۳۱)

هنگامی که حضرت ابراهیم علیه‌السلام پسرش اسماعیل و همسرش هاجر را در مکه سکونت داد، چنین دعا کرد:

رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ

«پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در دره‌ای بی‌کشت و زرع، در نزد خانه حرمت‌داده‌شده تو سکونت دادم. پرورد گارا! این کار را برای آن انجام دادم که آنان نماز را به گونه درست و پیوسته برپا دارند.»
(ابراهیم، ۳۷)

از آیه زیر نیز درمی‌یابیم که حضرت اسماعیل علیه‌السلام مطابق با این دعای پدرش عمل می‌کرد:

وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِسْمَاعِيلَ إِنَّهُ كَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَكَانَ رَسُولًا نَّبِيًّا ۝ وَكَانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ وَكَانَ عِندَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا

«در این کتاب از اسماعیل نیز یاد کن. (۲)  او به وعده خود وفادار بود و پیامبری فرستاده‌شده بود. خانواده خود را به نماز و زکات فرمان می‌داد و نزد پروردگارش مورد پسند و رضایت بود.»
(مریم، ۱۹/۵۴-۵۵)

از آنجا که مکیان از نسل حضرت اسماعیل علیه‌السلام بودند، نمی‌توان تصور کرد که آنان با نماز آشنایی نداشته باشند.

الف ـ نمازهای پنج‌گانه

آیهٔ زیر که در مکه نازل شده است، به‌صراحت بیان می‌کند که نمازهای فرض پنج وقت می‌باشند:

وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّـيِّئَاتِ ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ

«نماز را در دو بخش (۳)  روز و در اوقات نزدیک به روز از شب، به گونه درست و پیوسته برپا دار؛ زیرا نیکی‌ها بدی‌ها را از میان می‌برند. این، حقیقتی درست است که کسانی که دانش خود را به کار می‌گیرند، باید آن را به یاد داشته باشند.»
(هود، ۱۱۴)

بخش نخست روز، وقت ظهر است که با میل‌کردن خورشید از نقطه اوج خود به سوی مغرب آغاز می‌شود (اسراء، ۷۸) و بخش دوم، وقت عصر است که با غروب خورشید پایان می‌یابد. در مناطق قطبی که خورشید غروب نمی‌کند، پایان وقت عصر از زمانی تشخیص داده می‌شود که هوا آرام‌تر شده و پرندگان شروع به بازگشت به لانه‌های خود می‌کنند.

در متن «اوقات نزدیک به روز از شب»، واژه «زُلْفَة» که به معنای نزدیکی است، به صورت جمع «زُلَف» آمده است.(۴)  از آنجا که در زبان عربی کمترین عدد برای جمع، سه است، در اوقات نزدیک به روز از شب، دست‌کم باید سه نماز خوانده شود. این نمازها عبارت‌اند از: نماز مغرب و عشا که در تاریکی شام خوانده می‌شوند (اسراء، ۷۸)، و نماز صبح که پس از آغاز سپیده صبح، هنگامی که نوارهای سیاه و سفید در امتداد افق شرقی از یکدیگر جدا و مشخص می‌شوند، وقت آن داخل می‌شود (بقره، ۱۸۷؛ اسراء، ۷۸).

نزدیکی شب به روز از طریق شفق شناخته می‌شود. اما در روزهای تابستانی پس از عرض جغرافیایی ۴۵ درجه که شب‌های سفید پدید می‌آیند، این نزدیکی به روز از شامگاه، با آرام‌شدن هوا و آغاز بازگشت پرندگان به لانه‌هایشان شروع می‌شود و با رسیدن هوا به سردترین حالت خود نسبت به روز پایان می‌یابد. وقت نماز صبح نیز از زمانی آغاز می‌شود که خطوط نور سیاه و سفید در امتداد افق شرقی آشکار و مشخص می‌گردند و تا پایان‌یافتن آرامش هوا ادامه دارد.

با پایان‌یافتن شفق شامگاهی، وقت نماز عشا پایان می‌یابد و طولانی‌ترین بخش شب آغاز می‌شود. از این پس تا وقت فجر، هیچ نماز فرض دیگری وجود ندارد و در این زمان تنها نماز شب خوانده می‌شود.
(اسراء، ۷۸-۷۹)

در آیه‌ای که در مدینه نازل شده است، الله تعالی پنج ‌وقت بودن نمازها، تعداد رکعت‌های آنها و برخی ویژگی‌های دیگر را به صورت محاسباتی بیان کرده است:

حَٰافِظُوا۟ عَلَى ٱلصَّلَوَٰتِ وَٱلصَّلَوٰةِ ٱلْوُسْطَىٰ وَقُومُوا۟ لِلَّهِ قَٰنِتِينَ

«نمازها و نیز نماز میانه را به گونه درست و پیوسته برپا دارید و همواره از کسانی باشید که با فروتنی در برابر الله ایستادگی می‌کنند.» (بقره، ۲۳۸)

در این آیه، واژه «الْوُسْطَى» که آن را «میانه» ترجمه کرده‌ایم، معمولاً از سوی همه به معنای «وسط» یا «میانه» فهمیده می‌شود. (۵) در حالی که این واژه، اسم تفضیل است. اسم تفضیل، قالبی از اسم است که نشان می‌دهد یکی از دو یا چند چیز که دارای یک ویژگی مشترک‌اند، در آن ویژگی از دیگری برتر است؛ مانند «بزرگ‌تر، بزرگ‌ترین» یا «شیرین‌تر، شیرین‌ترین» در زبان فارسی.

برای اینکه یکی از نمازها «نماز میانه» یا «نماز وسط» باشد، باید نمازهای دیگر نیز دارای ویژگی میانه ‌بودن باشند. در واقع، پنج نماز روزانه مانند پنج نقطه بر محیط یک دایره‌اند. هر کدام از آنها را که در وسط قرار دهیم، دو نماز پیش از آن و دو نماز پس از آن قرار می‌گیرند.

«نماز میانه» نماز مغرب است؛ زیرا قرآن به زبان عربی نازل شده است (یوسف، ۲؛ شوری، ۷). در زبان عربی، روز فاصله زمانی میان طلوع و غروب خورشید است و شب نیز فاصله زمانی میان غروب و طلوع خورشید است. ابتدا روز می‌آید و پس از آن شب (یس، ۴۰).

نخستین وقت نماز روزانه، وقت ظهر است که با میل‌کردن خورشید به سوی مغرب آغاز می‌شود (اسراء، ۷۸). نماز مغرب در زمانی خوانده می‌شود که روز پایان یافته و شب آغاز می‌شود.

پیش از نماز مغرب، دو نماز روزانه یعنی ظهر و عصر قرار دارند و پس از آن نیز دو نماز شبانه، یعنی عشا و صبح، قرار می‌گیرند. بنابراین، نماز مغرب «نماز میانه» است.

در دیدگاه رایج فقهی با تعریف خاصی از «روز شرعی»، روز از وقت امساک یا فجر آغاز شده و نماز صبح، نخستین نماز روز و نماز عشا، آخرین نماز شمرده شده است. از آنجا که این تعریف پذیرفته شده، درباره اینکه نماز عصر «نماز میانه» است، تقریباً اتفاق نظر شکل گرفته است. (۶)

در آیه ۲۳۸ سوره بقره، واژه الصَّلَوَات به معنای «نمازها» به صورت جمع آمده است. در زبان عربی، جمع سه و بیشتر را نشان می‌دهد. عبارت «نماز میانه» با حرف عطف به واژه «نمازها» پیوند داده شده است. از آنجا که معطوف و معطوف‌علیه باید از یکدیگر متفاوت باشند، معنای آیه از نظر فارسی چنین می‌شود:

«نمازها را، و نیز نماز میانه را برپا دارید!»

از آنجا که نخستین عددی که پس از سه، دارای وسط است، عدد پنج است، بر اساس این آیه نیز تعداد نمازهای روزانه پنج وقت خواهد بود.

در آیات، آغاز وقت ظهر و پایان وقت عصر به صورت قطعی بیان شده است، اما درباره فاصله‌ای که این دو وقت را از یکدیگر جدا می‌کند، سخنی نیامده است. همین مسئله درباره وقت مغرب و عشا نیز وجود دارد. بنابراین، نماز ظهر و عصر و نیز مغرب و عشا را می‌توان با یکدیگر جمع کرد.

از عبدالله بن عباس روایت شده است که گفته است:
«رسول الله صلی الله علیه وسلم در مدینه نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشا را با هم جمع کرد، در حالی که نه ترسی وجود داشت و نه بارانی.» مسلم، صلاة المسافرین، باب ۶، حدیث شماره ۴۹ ـ ۷۰۵. (۷)

ب ـ نماز در حالت ترس

هیچ نمازی خارج از وقت آن خوانده نمی‌شود. تنها استثنا، نمازی است که شخص آن را فراموش کرده یا به خواب مانده باشد. از پیامبر ما صلی الله علیه وسلم روایت شده است که فرمود:

«کسی که نمازی را فراموش کند یا به خواب بماند و آن را نخواند، کفاره آن ـ یعنی کاری که باید انجام دهد ـ این است که هرگاه آن را به یاد آورد، آن را به جا آورد.» بخاری، مواقیت، حدیث ۳۷ (۸)

جز فراموشی و خواب‌ماندن، هیچ دلیلی وجود ندارد که نشان دهد نمازها باید به صورت قضا ادا شوند.

الله تعالی برای مسافر و کسی که در حالت ترس قرار دارد، با ایجاد آسانی، امکان خواندن نماز در وقت آن را فراهم کرده است. ترس دو نوع است: یکی ترس عمومی و دیگری ترسی که در سفر پدید می‌آید.

۱ ـ ترس عمومی

خداوند جلاجلاله چنین میفرماید :

حَٰافِظُوا۟ عَلَى ٱلصَّلَوَٰتِ وَٱلصَّلَوٰةِ ٱلْوُسْطَىٰ وَقُومُوا۟ لِلَّهِ قَٰنِتِينَ ۝ فَإِنْ خِفْتُمْ فَرِجَالًا أَوْ رُكْبَانًا ۖ فَإِذَآ أَمِنتُمْ فَٱذْكُرُوا۟ ٱللَّهَ كَمَا عَلَّمَكُم مَّا لَمْ تَكُونُوا۟ تَعْلَمُونَ

«نمازها و نیز نماز میانه را به گونه درست و پیوسته برپا دارید و همواره از کسانی باشید که با فروتنی در برابر الله ایستادگی می‌کنند. پس اگر ترسیدید، نماز را در حال راه‌رفتن یا بر سواره بخوانید. و هنگامی که امنیت یافتید، الله را همان‌گونه یاد کنید که به شما آموخته است؛ چیزی را که نمی‌دانستید به شما تعلیم داده است.»
(بقره، ۲۳۸-۲۳۹)

الله تعالی در اینجا تعریف مشخصی از ترس ارائه نکرده است. هنگامی که ترسی پدید آید که مانع خواندن درست نماز در وقت آن شود، می‌توان نماز را در حال راه‌رفتن یا بر وسیله سواری خواند. در آن هنگام، شخص حتی ممکن است در حال راندن اسب یا موتر خود باشد. اگر نتواند به سوی قبله برگردد، می‌تواند بدون روکردن به قبله نماز بخواند.

فرمان موجود در آیه که می‌فرماید: «هنگامی که امنیت یافتید، الله را همان‌گونه یاد کنید که به شما آموخته است»، نشان می‌دهد که الله تعالی شیوه انجام ذکر در نماز را آموزش داده است. آیات مربوط به این موضوع در ادامه خواهد آمد.

۲ ـ ترس از دشمن در سفر

درین مورد خداوند جل جلاله چنین میفرماید:

وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلَاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا، إِنَّ الْكَافِرِينَ كَانُوا لَكُمْ عَدُوًّا مُبِينًا.

«هنگامی که به سفر می‌روید، اگر بیم آن دارید که کسانی که کفر می‌ورزند و آیات را نادیده می‌گیرند، به شما حمله کنند، کوتاه‌کردن نماز ـ یعنی نمازی را که در سفر می‌خوانید ـ گناهی بر شما نیست. زیرا کافران دشمن آشکار شما هستند.»
(نساء، ۱۰۱)

درین مورد خداوند جل جلاله مسافرانی که با خطر دشمن روبه‌رو می‌شوند، چگونه نماز را به جا آورند چنین  توضیح داده است که:

وَإِذَا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلَاةَ فَلْتَقُمْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ وَلْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذَا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا مِنْ وَرَائِكُمْ، وَلْتَأْتِ طَائِفَةٌ أُخْرَى لَمْ يُصَلُّوا فَلْيُصَلُّوا مَعَكَ وَلْيَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَأَسْلِحَتَهُمْ، وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَأَمْتِعَتِكُمْ فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُمْ مَيْلَةً وَاحِدَةً، وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِنْ كَانَ بِكُمْ أَذًى مِنْ مَطَرٍ أَوْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَنْ تَضَعُوا أَسْلِحَتَكُمْ، وَخُذُوا حِذْرَكُمْ، إِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُهِينًا.

«ای محمد! هنگامی که تودر میان آنان هستی و برایشان نماز را برپا می‌داری، باید گروهی از آنان با تو به نماز بایستند و سلاح‌های خود را نیز با خود داشته باشند. هنگامی که سجده‌های خود را انجام دادند، باید به پشت سر شما بروند. و گروه دیگری که هنوز نماز نخوانده‌اند، بیایند و با تو نماز بخوانند و احتیاط خود را رعایت کرده و سلاح‌های خویش را نیز با خود داشته باشند. کافران دوست دارند که شما از سلاح‌ها و وسایل خود غافل شوید تا یکباره بر شما حمله کنند. اگر به سبب باران یا بیمار بودن، از گذاشتن سلاح‌های خود در یک جا ناراحتی و دشواری داشته باشید، گناهی بر شما نیست؛ اما همچنان احتیاط خود را حفظ کنید. بی‌گمان الله برای کافران عذابی خوارکننده آماده کرده است.» (نساء، ۱۰۲)

بر اساس  آیه پیشین ، از میان مسافرانی که با خطر حمله دشمن روبه‌رو هستند، هر کس بخواهد نماز را کوتاه می‌کند و هر کس بخواهد آن را کوتاه نمی‌کند. اما بر اساس این آیه، اگر محمد علیه‌السلام در چنین وضعیتی بخواهد بدون کوتاه‌کردن نماز، امامت همه مسافران را بر عهده بگیرد، آنان را به دو گروه تقسیم می‌کند؛ یک گروه در برابر دشمن به نگهبانی می‌ایستند و گروه دیگر پشت سر او به نماز می‌ایستند. گروه نخست هنگامی که سجده‌های رکعت اول را انجام داد، نماز خود را به پایان رسانده و فوراً از گروه دوم نگهبانی را تحویل می‌گیرد. آنان نیز می‌آیند، به پیامبر ما اقتدا می‌کنند و بخش باقی‌مانده نماز را همراه او به جا می‌آورند. فرمان آیه که می‌فرماید: «گروه دیگری که هنوز نماز نخوانده‌اند، فوراً بیایند و آنان نیز با تو نماز بخوانند»، بسیار مهم است. در اینجا گفته نشده است که آنان نیز یک رکعت بخوانند؛ بلکه گفته شده است که بخش باقی‌مانده نماز را به جا آورند. زیرا آنان نیز مانند پیامبر ما، پس از سجده‌ها می‌نشینند و دعاها را می‌خوانند و سپس پراکنده می‌شوند. اگر نماز مغرب خوانده شود، آنان دو رکعت باقی‌مانده را همراه پیامبر ما به جا خواهند آورد.

ج ـ تعداد رکعت‌ها

از آنجا که الله تعالی فرموده است: «هنگامی که به امنیت رسیدید، نماز را کامل برپا دارید» (نساء، ۱۰۳)، هنگامی که حالت ترس پایان یابد، مسافران ـ به جز نماز مغرب ـ نمازهای خود را دو رکعت می‌خوانند. این به معنای کوتاه‌کردن نماز برای مسافر نیست، بلکه همین، نماز کامل مسافر است. پیامبر ما صلی الله علیه وسلم نیز در دوران سفر، نمازهای خود را همواره به همین صورت ادا می‌کرد.

نظر به آیت ذیل نماز حد اقل دو رکعت میباشد:

فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ ۝ وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَأَدْبَارَ السُّجُودِ

«ای محمد! هرچه می‌گویند، تو شکیبا باش و از موضع خود عقب‌نشینی نکن. پیش از طلوع آفتاب ـ در اوقات شام، خفتن و صبح ـ و نیز پیش از غروب آن ـ در اوقات ظهر و عصر ـ به پاس اینکه پروردگارت هر چیزی را به کامل‌ترین صورت آفریده است، او را تسبیح بگو. در بخشی از شب و نیز پس از سجده‌ها، او را تسبیح بگو.»
(ق، ۳۹-۴۰)

تسبیح، شتاب‌کردن در بندگی و عبادت الله است.[۹] این فرمان هم عبادت‌های فرضی و هم عبادت‌های نافله را دربر می‌گیرد.[۱۰] عبارت «در بخشی از شب» در این آیه، مربوط به نماز شب است. نماز شبی که پس از مدتی خوابیدن خوانده می‌شود، «تهجد» نام دارد. نماز تهجد بر پیامبر ما صلی الله علیه وسلم فرض شده بود (اسراء، ۷۹) و به همه مسلمانان نیز توصیه شده است.[۱۱]

بر اساس عبارت زیر از آیه یادشده، تعداد رکعت‌های نماز دست‌کم دو رکعت است:

وَأَدْبَارَ السُّجُودِ

«و نیز پس از سجده‌ها، او را تسبیح بگو.»

واژه‌ای که در اینجا به معنای «سجده‌ها» آمده، السجود است. در زبان عربی، جمع دست‌کم سه چیز را نشان می‌دهد؛ بنابراین فرمان تسبیح در این آیه می‌تواند دست‌کم پس از چهار سجده انجام شود. زیرا مطابق آیات ۱۰۲ و ۱۰۳ سوره نساء، در هر رکعت انجام دو سجده فرض است.

بر اساس این آیات، پس از هر دو رکعت، نشستن و ذکرگفتن فرض می‌شود. همین امر دلیلی است بر اینکه ـ به جز در حالت ترس در سفر ـ نمازها باید دست‌کم دو رکعت خوانده شوند.

تعداد رکعت‌های نماز مغرب سه رکعت است. این امر لازمه آن است که نماز مغرب «نماز میانه» باشد (بقره، ۲۳۸). زیرا سه نخستین عددی است که دارای وسط است. عدد ۳ در میان عددهای ۲ و ۴ قرار دارد. میانه‌بودن نماز مغرب نیز اقتضا می‌کند که تعداد رکعت‌های نمازها حداقل دو و حداکثر چهار رکعت باشد.

از آنجا که در هر رکعت دو سجده وجود دارد، نماز مغرب شش سجده دارد. عدد ۶ در میان عدد ۴، که تعداد سجده‌های نماز دو رکعتی است، و عدد ۸، که تعداد سجده‌های نماز چهار رکعتی است، قرار دارد. از این جهت نیز تعداد رکعت‌های نمازها حداقل دو و حداکثر چهار رکعت خواهد بود.

بر اساس همه این مطالب، در نماز صبح که دو رکعت است، یک بار نشستن و در نمازهای ظهر، عصر، مغرب و خفتن، دو بار نشستن و خواندن اذکار فرض می‌شود. نماز مغرب سه رکعت است. از آنجا که رکعت سوم با شش سجده پایان می‌یابد، پس از سجده ششم نیز نشستن و خواندن اذکار فرض است.

د ـ نماز برای ذکر الله

نخستین فرمان الله تعالی به موسی علیه‌السلام چنین بود:

إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي «من الله هستم؛ هیچ معبودی جز من نیست. پس مرا عبادت کن و برای ذکر من، نماز را به گونه درست و پیوسته برپا دار!» (طه، ۱۴)

در زبان عربی، درک و فهم یک چیز همراه با نتایج و پیامدهای آن «معرفت» نامیده می‌شود.[۱۲] و نگه‌داشتن آن معرفت در ذهن یا بیان‌کردن آن با زبان، «ذکر» نامیده می‌شود.[۱۳] بنابراین، ذکر عبارت است از اطلاعات درست و صحیحی که باید در ذهن جای گیرد. از آنجا که کتاب‌های الهی از چنین اطلاعاتی تشکیل شده‌اند، نام مشترک همه آنها «ذکر» است. الله تعالی می‌فرماید:

أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ هَذَا ذِكْرُ مَن مَّعِيَ وَذِكْرُ مَن قَبْلِي بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُم مُّعْرِضُونَ «آیا آنان به جای الله، معبودانی برای خود گرفته‌اند؟ بگو: دلیل خود را بیاورید. این، ذکر کسانی است که با من هستند ـ یعنی قرآن ـ و این نیز ذکر کسانی است که پیش از من بودند. اما بیشتر آنان این حقیقت را نمی‌دانند و به همین دلیل از آن روی می‌گردانند.»
(انبیاء، ۲۴)

ذکر الله عبارت است از خواندن آیات قرآن و دعاهایی که با آن آیات هماهنگ هستند. خواندن برای فهمیدن است. چون فهم قرآن از برنامه و توجه مسلمانان خارج شده است، امروزه خواندن قرآن بیشتر به بر زبان آوردن الفاظ آن بدون فهم معنا تبدیل شده است. فهمی که انسان را از قرآن به طور کامل دور کرده است، تنها از این طریق می‌تواند پابرجا بماند.

کسانی که در آیه زیر با دقت بیندیشند، درمی‌یابند که خواندن کتاب الله بدون فهم آن، خواندن واقعی به شمار نمی‌رود:

وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ «ما هیچ پیامبری را جز با زبان قوم خودش نفرستادیم تا آیات را برای آنان به روشنی بیان کند.» (ابراهیم، ۴)

«رسول» به معنای «فرستاده‌شده» است. همان‌گونه که به فرستاده‌ای که برای رساندن یک اطلاعات فرستاده می‌شود «رسول» گفته می‌شود، به اطلاعاتی که همراه او فرستاده شده نیز رسول گفته می‌شود.[۱۴] رسولی که امروز در میان ما وجود دارد، قرآن است. بر اساس این آیه، لازم است قرآن به زبان هر جامعه‌ای به آنان رسانده شود.
(انعام، ۱۳۰؛ اعراف، ۳۵-۳۶)

یکی از آیاتی که درباره ذکر در نماز است، چنین می‌باشد:

اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ

«آنچه را از این کتاب به تو وحی شده است، با ارتباط میان آیاتش بخوان[۱۵] و نماز را نیز به گونه درست و پیوسته برپا دار. نماز انسان را از گناهان جنسی[۱۶] و کارهای ناپسند بازمی‌دارد. و ذکر الله ـ یعنی کتاب او ـ قطعاً از هر چیزی بزرگ‌تر است. الله می‌داند شما چه کارهایی انجام می‌دهید.»
(عنکبوت،۴۵)

بازداشتن انسان از گناهان جنسی و کارهای ناپسند، تنها زمانی از طریق نماز تحقق می‌یابد که آیات و دعاهای نماز با فهم و درک خوانده شوند. چنین نمازی یک فعالیت کامل آموزشی خواهد بود.

هـ ـ ارکان نماز

«رکن» به معنای عنصر اساسی و چیزی است که بدون آن یک امر تحقق نمی‌یابد. ارکان نماز عبارت‌اند از: قیام، رکوع، سجده و اذکاری که در حالت‌های نشستن خوانده می‌شوند.

همچنین نماز دارای شرایطی است که باید پیش از آغاز نماز انجام شوند. اگر کسی جنب باشد، غسل می‌کند و اگر جنب نباشد، وضو می‌گیرد. اگر در شرایطی باشد که نتواند وضو بگیرد یا غسل کند، تیمم می‌کند.
(مائده، ۶)

لباس خود را می‌پوشد (اعراف، ۳۱) و تصمیم می‌گیرد که نماز بخواند. این تصمیم انسان «نیت» نامیده می‌شود. از این رو، هیچ آیه یا حدیثی وجود ندارد که نیت را به صورت یک عبارت خاص تعریف کرده باشد.

سپس به سوی قبله، یعنی جهتی که مسجدالحرام در آن قرار دارد، رو می‌کند.
(بقره، ۱۴۹-۱۵۰)

پاک‌بودن لباس، بدن و محل نماز بسیار پسندیده است؛ اما با وجود هر شرایط و وضعیتی، چون نماز را نمی‌توان به تأخیر انداخت، هیچ آیه یا حدیثی وجود ندارد که این پاکی را شرط مطلق نماز قرار داده باشد.

الله تعالی شیوه خواندن نماز یک رکعتی مسافران را در برابر دشمن، چنین توضیح داده است:

فَإِذَا قَضَيْتُمُ الصَّلَاةَ فَاذْكُرُوا اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِكُمْ، فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ، إِنَّ الصَّلَاةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَابًا مَوْقُوتًا

«هنگامی که آن نماز یک رکعتی را ادا می‌کنید، الله را در حالت ایستاده، نشسته و بر پهلوهای خود ذکر کنید. هنگامی که به امنیت رسیدید، نماز را کامل برپا دارید؛ زیرا نماز بر مؤمنان در وقت‌های معین فرض شده است.»
(نساء، ۱۰۳)

۱ ـ ذکر در حالت قیام

فَإِذَا قَضَيْتُمُ الصَّلَاةَ فَاذْكُرُوا اللَّهَ قِيَامًا «هنگامی که آن نماز را ادا می‌کنید، الله را در حالت قیام ذکر کنید.» (نساء، ۱۰۳)

قیام به معنای ایستادن است. قیام با گفتن «الله اکبر» آغاز می‌شود. الله تعالی می‌فرماید:

وَلَا تَجْهَرْ بِصَلَاتِكَ وَلَا تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلًا ۝ وَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُن لَّهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَكَبِّرْهُ تَكْبِيرًا

«در نمازت صدایت را نه بسیار بلند کن و نه بسیار آهسته؛ بلکه راهی میان این دو اختیار کن.[۱۸] و بگو: ستایش مخصوص الله است؛ یعنی کامل‌بودن همه چیز از ویژگی‌های الله است.[۱۹] او فرزندی اختیار نکرده است، در فرمانروایی شریکی ندارد و به سبب نیاز، برای خود سرپرستی نگرفته است. او را هرچه بیشتر بزرگ و والا بدان و با گفتن تکبیر، آن‌گونه که شایسته است، او را تعظیم کن!» (اسراء، ۱۱۰-۱۱۱)

هر مؤمن برای اینکه قدرت، توانایی و بزرگی الله را به خوبی درک کند و آن را از ذهن خود بیرون نکند، هنگام آغاز نماز و هنگام انتقال از یک رکن به رکن دیگر می‌گوید:

الله اکبر یعنی: «الله بزرگ‌ترین است.»

در هر رکعت سوره فاتحه خوانده می‌شود. فاتحه خلاصه‌ای از قرآن است. الله تعالی می‌فرماید:

لَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ

«ما هفت آیه از مثانی و آن مجموعه بزرگ و باشکوه از آیات را به تو عطا کرده‌ایم.»
(حجر، ۸۷)

«مثانی» به معنای «دوتایی‌ها» است. آیات قرآن دارای این ویژگی هستند که آیات محکم، یعنی آیاتی که احکام کوتاه و روشن دارند، با آیات مشابه آنها ـ یعنی متشابهات ـ مجموعه‌های دوتایی تشکیل می‌دهند. (آل عمران، ۷؛ زمر۲۳)

گروهی از اهل دانش می‌توانند آیات مربوط به یک موضوع را بر اساس روش «مثانی» در کنار یکدیگر قرار دهند و به راه‌حل‌هایی که قرآن نشان می‌دهد دست یابند. (فصلت، ۳)

هر آیه فاتحه آیات فراوانی در قرآن دارد که با آن مشابهت دارند. همین مشابهت، فاتحه را به خلاصه‌ای از قرآن تبدیل می‌کند.

از پیامبر ما صلی الله علیه وسلم روایت شده است که فرمود:
«الحمد لله، همان هفت مثانی و مجموعه عظیم آیات است که به من داده شده است.»[۲۰]

۲ ـ ذکر بر پهلوها

ذکر بر پهلوها در حالت رکوع و سجده انجام می‌شود. بخش مربوط به آیه چنین است:

فَإِذَا قَضَيْتُمُ الصَّلَاةَ فَاذْكُرُوا اللَّهَ … وَعَلَى جُنُوبِكُمْ

«هنگامی که آن نماز را ادا می‌کنید، الله را در حالی که بر پهلوهای خود هستید، ذکر کنید.» (نساء،۱۰۳)

واژه‌ای که به معنای «پهلوها» ترجمه شده، جمع «جنب» و به صورت «جنوب» آمده است. در زبان عربی، جمع دست‌کم سه چیز را نشان می‌دهد؛ بنابراین منظور از پهلوهای انسان، دو دست و دو پای اوست؛ زیرا چیز دیگری با این تعداد تناسب ندارد.

وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَكُم مِّن شَعَائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِيهَا خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا صَوَافَّ فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ كَذَلِكَ سَخَّرْنَاهَا لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ

«ما چهارپایان کامل‌الجثه ـ یعنی گوسفند، بز، گاو و شتر ـ را برای شما از نشانه‌های بندگی الله قرار دادیم. در آنها برای شما منافعی وجود دارد. هنگامی که آنها به صورت صف‌کشیده ایستاده‌اند، نام الله را بر آنها یاد کنید. هنگامی که پهلوها، یعنی دست‌ها و پاهایشان، بی‌حرکت شد، از گوشت آنها بخورید و هم به نیازمند و هم به کسی که نیاز ندارد، غذا بدهید. ما آنها را این‌گونه در اختیار شما قرار دادیم تا شکرگزار باشید و وظایف خود را انجام دهید.» (حج، ۳۶)

نام الله بر حیوانات قربانی که در صف ایستاده‌اند، پیش از خواباندن آنها بر زمین و هنگام فروبردن چاقو در قسمت بالای استخوان سینه و بریدن رگ‌های شریانی و وریدی گفته می‌شود. در این حالت، حیوان بدون آنکه متوجه ذبح‌شدن خود شود، بر زمین می‌افتد و شروع به دست‌وپا زدن می‌کند. هنگامی که «جنوب» آن، یعنی دست‌ها و پاهایش، بی‌حرکت می‌شود، گوشت از استخوان‌هایش جدا می‌گردد.

پهلوهای انسان نیز دست‌ها و پاهای او هستند. بدن انسان بر دست‌ها و پاهای خود به دو صورت قرار می‌گیرد.

نخست در حالت رکوع. زانوها و آرنج‌ها به صورت راست نگه داشته می‌شوند و هنگامی که دست‌ها بر زانوها قرار می‌گیرند، بدن بر دست‌ها و پاها قرار گرفته و حالت رکوع آغاز می‌شود.

دوم در حالت سجده است. برای سجده، ابتدا زانوها و سپس دست‌ها بر زمین گذاشته می‌شوند. پس از آن پیشانی به گونه‌ای بر زمین قرار داده می‌شود که میان دو دست قرار گیرد. در این حالت، شکم از زانوها دور نگه داشته می‌شود تا بدن بر دست‌ها و پاها قرار گیرد و ذکر آغاز شود.

آیات مربوط به ذکر در رکوع و سجده چنین‌اند: فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ «پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح بگو!» (واقعه، ۷۴، ۹۶؛ حاقه، ۵۲)

سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى «در برابر نام و ویژگی‌های پروردگار والاترین خود فروتنی کن!» (اعلی، ۱)

پس از نزول این آیات، روایت شده است که پیامبر ما صلی الله علیه وسلم دستور داد در رکوع گفته شود:

سُبْحَانَ رَبِّيَ الْعَظِيمِ

و در سجده:

سُبْحَانَ رَبِّيَ الْأَعْلَى

همچنین با بیان اینکه انسان در سجده نزدیک‌ترین حالت را به پروردگار خود دارد، فرمود:
«در سجده دعا را بیشتر کنید.»[۲۱]

۳ ـ ذکر در حالت نشستن

در نماز دو نوع نشستن وجود دارد: یکی نشستن میان دو سجده و دیگری نشستن پس از دست‌کم چهار سجده.

فرمان «الله را در حالت نشسته ذکر کنید» که در آیه ۱۰۳ سوره نساء آمده و نماز یک رکعتی را توضیح می‌دهد، مربوط به نشستن میان دو سجده است. زیرا به گروه اول مسافرانی که به دلیل ترس از حمله دشمن به دو گروه تقسیم شده بودند، چنین فرمانی داده شد:

فَإِذَا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا مِنْ وَرَائِكُمْ

«هنگامی که سجده را انجام دادند، فوراً در اطراف شما پراکنده شوند و نگهبانی را بر عهده بگیرند.»
(نساء، ۱۰۲)

رکعت اول با سجده پایان می‌یابد. آنان باید بلافاصله پس از سجده برای به عهده گرفتن نگهبانی بروند. بنابراین فرمان «الله را در حالت نشسته ذکر کنید» (نساء، ۴/۱۰۳) تنها با نشستن میان دو سجده قابل انجام است.

این امر نشان می‌دهد که در هر رکعت انجام دو سجده و نشستن میان دو سجده و ذکرگفتن در آن حالت فرض است.

روایت شده است که پیامبر ما صلی الله علیه وسلم میان دو سجده چنین ذکری می‌گفت:

رَبِّ اغْفِرْ لِي، رَبِّ اغْفِرْ لِي «پروردگارا! مرا بیامرز! پروردگارا! مرا بیامرز!»[۲۲]

در نتیجه، آیه ۱۰۳ سوره نساء نشان می‌دهد که ذکر الله ـ یعنی بیان‌کردن اطلاعات درست درباره الله ـ در قیام، رکوع، سجده‌ها و میان دو سجده، فرض است.

نشستن در نماز پس از دست‌کم چهار سجده انجام می‌شود. آیات مربوط به این موضوع در بخش «تعداد رکعت‌ها» به تفصیل بیان شد.

در سمت راست و چپ ما فرشتگانی گماشته شده‌اند که همه اعمال ما را ثبت می‌کنند.(ق، ۱۷-۱۸)

الله فرشتگان را به عنوان فرستادگان خود مأمور کرده است. (فاطر، ۳۵/۱)

و فرموده است: «سلام بر فرستادگان!» (صافات، ۳۷/۱۸۱)

از این رو، هنگامی که نماز را پایان می‌دهیم، به سمت راست و چپ خود برمی‌گردیم و به فرشتگانی که اعمال ما را می‌نویسند می‌گوییم:

السَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللَّهِ «سلام و رحمت الله بر شما باد.»

نتیجه

نماز عبادتی است که از زمان آدم علیه‌السلام ادامه داشته است. نماز، جز در صورت خواب‌ماندن یا فراموش‌کردن، حتماً باید در وقت خود خوانده شود.

نماز صبح دو رکعت، نمازهای ظهر، عصر و خفتن چهار رکعت و نماز مغرب سه رکعت است. در سفر، نمازهای غیر از نماز مغرب دو رکعت هستند.

نمازهای نافله که آنها را به عنوان نمازهای سنت می‌شناسیم، فرض نیستند؛ اما خواندن آنها بسیار نیکو و پسندیده است.
(طه، ۱۳۰؛ انسان، ۲۶)

در هیچ ‌یک از آیات مربوط به نماز، میان زن و مرد تفاوتی گذاشته نشده است. بنابراین اینکه زنان در رکوع کمتر خم شوند، در سجده دست‌های خود را به پهلوهایشان بچسبانند و شکم خود را به زانوهایشان نزدیک کنند، مبنایی ندارد.

الله تعالی محمد صلی الله علیه وسلم را در همه امور برای ما الگو قرار داده و فرموده است:

«برای شما در رسول الله الگوی نیکویی وجود دارد؛ برای کسانی که به الله و روز آخرت امید دارند و الله را بسیار یاد می‌کنند ـ یعنی کتاب الله را با فهم و درک فراوان می‌خوانند.» (احزاب، ۲۱)

فرستاده الله، محمد صلی الله علیه وسلم، همان‌گونه که در همه امور برای ما الگو است، در مسئله نماز نیز الگوی ماست. از این رو، روایات صحیحی که از ایشان نقل شده‌اند اهمیت فراوانی دارند. کسانی که قرآن را به خوبی می‌دانند، باید این روایات را با آیات مرتبط قرآن مقایسه کرده و مردم را به صورت صحیح آگاه سازند.

از الله تعالی می‌خواهیم ما را از بندگانی قرار دهد که از پیامبر اکرم، محمد صلی‌الله علیه وسلم، پیروی می‌کنند، قرآن کریم را درست می‌فهمند و به آن عمل می‌کنند؛ و تا پایان زندگی، در برابر فرمان الله تعالی تسلیم و فرمان‌بردار می‌مانند.

عبدالعزی(بایندر) به زبان ترکی

برگرداننده  فیض الله فیاض

__________________________________________________________________

یادداشت‌ها و منابع

【۱】 در زبان عربی، «بیت» به مکانی گفته می‌شود که می‌توان شب را در آن سپری کرد. (مفردات)

«نخستین خانه‌ای که برای مردم بنا شد، در بکه است.» (آل عمران، ۹۶) «حج‌گزاری در آن خانه، برای کسانی که توانایی یافتن راهی به سوی آن دارند، حقی از سوی الله بر مردم است.» (آل عمران، ۹۷) بکه دره‌ای است که در آن کشت و زرع وجود ندارد. (ابراهیم، ۳۷)

در تورات نیز آنجا «دره بکه» نامیده شده است. (مزامیر، ۸۴:۴-۷)

نام «بکه» به سبب ازدحام شدید مردم و فشرده‌ شدن آنان به یکدیگر گرفته شده است. (مفردات)

مکه از سوی الله به عنوان شهری امن قرار داده شده و به گونه‌ای ساخته شده است که انواع محصولات از سراسر جهان بتواند به مردم آنجا برسد. (بقره، ۱۲۵-۱۲۶)

پس از آنکه ابراهیم علیه‌السلام همراه با پسرش اسماعیل، کعبه را بر پایه‌های قدیمی آن بازسازی کرد، الله جایگاه‌های انجام حج و عمره را به او نشان داد. (بقره، ۱۲۸، ۱۵۸، ۱۹۶) و آن مکان‌ها را «مقام ابراهیم» نامید. (آل عمران، ۹۷) در هنگام انجام حج، این ازدحام در عرفات، مزدلفه، منا، کعبه، صفا و مروه شکل می‌گیرد. شهری که دربرگیرنده دره بکه است، مکه نام دارد. مرز غربی آن تا حدی به حُدیبیه، در فاصله ۱۷ کیلومتری، امتداد دارد. (فتح، ۲۴)

برای مکه از تعبیر «مسجدالحرام» نیز استفاده شده است. (توبه، ۷)

به کعبه نیز «بیت» گفته می‌شود. (بقره، ۱۲۷؛ مائده، ۲، ۹۷)

【۲】 وفاداری اسماعیل به وعده خود را از آیات زیر درمی‌یابیم:

«روزی ابراهیم گفت: پروردگار من! به من فرزندی شایسته عطا کن. ما نیز او را به پسری بردبار و خوش‌اخلاق بشارت دادیم. هنگامی که آن فرزند به سنی رسید که می‌توانست همراه پدرش کار کند، ابراهیم به او گفت: پسرم! در خواب دیدم که تو را ذبح می‌کنم. ببین نظر تو چیست؟ او گفت: پدرم! آنچه را مأمور شده‌ای انجام بده. اگر الله بخواهد، خواهی دید که من از شکیبایان خواهم بود. هنگامی که هر دو تسلیم فرمان الله شدند و ابراهیم او را بر پیشانی بر زمین خواباند، به او ندا دادیم:

ای ابراهیم! تو رؤیای خود را تحقق بخشیدی. ما نیکوکاران را این‌گونه پاداش می‌دهیم. این واقعاً آزمایشی دشوار و آشکارکننده بود. و ما به جای او قربانی بزرگی قرار دادیم. و نسل‌های بعدی نیز آنان را با همین ویژگی یاد کردند. سلام بر ابراهیم باد!» (صافات، ۱۰۰-۱۰۹)

از آنجا که اسماعیل همان کسی بود که به پدرش وعده وفاداری داد، بنابراین قربانی‌شده اسحاق نبود، بلکه اسماعیل علیه‌السلام بود.

【۳】 ابن منظور، لسان العرب، بیروت، ۱۴۱۰/۱۹۹۰، ماده «طرف».

【۴】 لسان العرب، ماده «زلف».

【۵】 راغب اصفهانی، المفردات، تحقیق صفوان عدنان داوودی، دمشق و بیروت، ۱۴۱۲/۱۹۹۲، ماده «نهر».

【۶】 ابوجعفر محمد بن جریر طبری، متوفای ۳۱۰ هجری، جامع البیان فی تأویل القرآن، بیروت، ۱۴۰۷، ذیل آیه ۲۳۸ سوره بقره.

【۷】 مسلم، صلاة المسافرین، باب ۶، حدیث شماره ۴۹ ـ ۷۰۵.

【۸】 بخاری، مواقیت، حدیث ۳۷.

【۹】 المفردات، ماده «سبح».

【۱۰】 اینکه این فرمان شامل نمازهای نافله نیز می‌شود، از آیه زیر فهمیده می‌شود:

«هرچه می‌گویند، تو تحمل کن. پیش از طلوع آفتاب، پیش از غروب آن و در بخش‌هایی از شب، به پاس اینکه پروردگارت همه چیز را به کامل‌ترین صورت آفریده است، او را عبادت کن. در بخش‌هایی از روز نیز عبادت کن؛ شاید خشنود شوی.»
(طه، ۱۳۰)

واژه «أطراف النهار» که به «بخش‌های روز» ترجمه شده، جمع است. در زبان عربی، جمع دست‌کم سه مورد را نشان می‌دهد؛ بنابراین این عبادت باید دست‌کم در سه بخش روز انجام شود.

از آنجا که تنها دو نماز در روز فرض است (هود، ۱۱۴)، نماز سوم و بیشتر از آن نافله خواهد بود. از این رو در سه بخش روز نماز نافله خوانده می‌شود. این اوقات عبارت‌اند از: چاشت، ظهر و عصر. همین حکم درباره شب نیز صادق است.

【۱۱】 ـ راغب اصفهانی، مفردات، با تحقیق صفوان عدنان داوودی، دمشق و بیروت، ۱۴۱۲/۱۹۹۲، ماده «عرف».

【۱۲】 ـ مفردات، ماده « معرفت ».

【۱۳】 ـ مفردات ماده «ذکر»

【۱۴】 ـ مفردات معنای «رسول»

【۱۵】 «تلاوت» به معنای قرارگرفتن چند چیز پشت سر یکدیگر است، به گونه‌ای که چیزی از جنس دیگر میان آنها وارد نشود (مفردات). تلاوت به شیوه درست، یعنی برای فهم صحیح کتاب، آیاتی را که با یکدیگر ارتباط دارند در کنار هم خواندن است. استفاده از واژه «تلاوت» هم درباره قرآن و هم درباره کتاب‌های پیشین نشان می‌دهد که کتاب‌های پیشین نیز باید با همین روش خوانده شوند. اهل کتابی که با این روش کتاب خود را می‌خوانند، در کتابی که در اختیار دارند، وظیفه ایمان‌آوردن به آخرین کتاب آسمانی را درمی‌یابند و از همین رو به قرآن ایمان می‌آورند.

【۱۶】 واژه‌ای که آن را «گناهان جنسی» ترجمه کرده‌ایم، «فحشاء» است. واژه‌های «فحشاء» و «فاحشه» هر دو مصدر هستند و معنای یکسانی دارند (اعراف، ۷/۲۸). چون این واژه مصدر است، می‌توان معنای جمع نیز از آن برداشت کرد. در این آیه، ما واژه را به صورت جمع ترجمه کرده‌ایم؛ زیرا آیه ۳۲ سوره نجم نیز بر این معنا دلالت دارد.

【۱۸】 در آیات اسراء، ۱۷/۱۱۰ و اعراف، ۷/۲۰۵، میزان صدای ذکر در نمازهای روز و شب بیان شده است.

【۱۹】 ـ توضیح معنای «الحمد لله» سه نوع ستایش وجود دارد.
نخست، ستایش‌کردن کسی به دلیل چیزی است که خودش در به‌وجودآمدن آن نقشی نداشته است؛ مانند اینکه گفته شود: «قد بلند دارد»، «باهوش است» یا «از خانواده خوبی است». در زبان عربی به این نوع ستایش «مدح» (المدح) گفته می‌شود.
دوم، ستایش‌کردن کسی به دلیل کار خوبی است که انجام داده است؛ مانند اینکه گفته شود: «غذای خوبی می‌پزد» یا «رفتار دوستانه خوبی دارد». در زبان عربی به این نوع ستایش «حمد» (الحمد) گفته می‌شود.
سوم، ستایش‌کردن کسی به دلیل خوبی‌ای است که در حق ما انجام داده است؛ مانند اینکه بگوییم: «برای من غذای خوبی آماده کرد.» در زبان عربی به این نوع ستایش «شکر» (الشکر) گفته می‌شود.
تنها الله است که هر کاری را به بهترین و کامل‌ترین صورت انجام می‌دهد. برای نشان‌دادن تفاوت میان کار الله و کار انسان‌ها، به جای واژه «خوب»، از واژه «کامل» استفاده کرده‌ایم.

【۲۰】 ـ روایت مربوط به هفت مثانی بخاری، تفسیر، حدیث ۱؛ نسائی، افتتاح، حدیث ۲۶.

【۲۱】 ـ روایت مربوط به دعا در سجده در متن مقاله آمده است. مسلم، صلاة ، حدیث ۲۱۵.

【۲۲】 ـ روایت ذکر میان دو سجده ؛ ابن ماجه، اقامة الصلاة ، باب ۲۳، حدیث شماره ۸۹۷. این ذکر در سه آیه آمده است: اعراف، ۷/۱۵۱؛ ص، ۳۸/۳۵؛ نوح، ۷۱/۲۸.

ما را در فضای مجازی دنبال کنید