دين وفطرت

آیا مفهوم “محبت خدا” در تصوف، در قرآن ریشه و مبنایی وجود دارد؟

در آیه ۱۶۵ سوره بقره می‌خوانیم: “کسانی که ایمان آورده‌اند، خدا را با محبتی بسیار عمیق و شدید دوست می‌دارند.” همچتین در آیه ۲۴ سوره توبه سخن از آن است که خدا و پیامبر او باید نزد انسان از هر کس و هر چیز دیگری محبوب‌ تر باشند.

این دو آیه، ما را با مفهومی روبه ‌رو می‌کنند که در عرفان و تصوف از آن با عنوان “محبت الهی” یا “عشق به خدا” یاد می‌شود. روشن است که عشق و محبت، در زبان انسان، به معنای دلبستگی عمیق و علاقه ‌ای نیرومند است. از این‌رو، در نگاه نخست، به نظر نمی‌رسد که به‌کار بردن تعبیرهایی همچون “محبت به خدا” یا “عاشق خدا بودن” اشکالی داشته باشد.  دیدگاه شما در این ‌باره چیست؟

پاسخ:

دوست داشتن خدا، روی آوردن به فرمان‌های او و مقدم داشتن خواست و فرمان الهی بر هر خواست و فرمان دیگری، باید امری روشن و پذیرفته برای هر مسلمان باشد. بنابراین، اگر مراد صوفیان از “محبت به خدا” دقیقاً همین معنا باشد، یعنی اینکه انسان خدا را دوست بدارد، به او روی آورد و فرمان او را بر هر چیز دیگری مقدم بشمارد، در اصلِ این معنا هیچ اشکالی وجود ندارد.

اما مسئله از جایی آغاز می‌شود که از نام خدا، از نام “الله” و از مفهوم “محبت به خدا” پلی برای کشاندن این محبت به سوی اشخاص و چیزهای دیگر ساخته شود و انسان‌ها از راه راست منحرف گردند. آن‌ گاه سخن به اینجا می‌رسد که: “اگر خدا را دوست داری، باید فلان شخص را نیز دوست داشته باشی، راه رسیدن به خدا تنها از مسیر این شخص یا این طریقت می‌گذرد؛ و اگر او را به عنوان واسطه در میان خود و خدا قرار ندهی، به مقصود نخواهی رسید”

چنین سخنانی، دین را از مسیر اصلی خود دور می‌کند و زمینه را برای وابسته ساختن انسان به اشخاص فراهم می‌سازد. در اینجا دیگر سخن تنها از “محبت به خدا” نیست؛ بلکه محبت الهی دستا ویزی می‌شود برای آنکه انسان را به شخصی خاص وابسته کنند و او را در برابر فرمان و خواست آن شخص به تسلیم وادارند.

نباید هرگز این حقیقت را از یاد ببریم که ابلیس در کمین راه راست نشسته است. او از هر سو به سراغ انسان می‌آید، از راست و چپ، از پیش رو و از پشت سر، و می‌کوشد او را بفریبد و از مسیر درست منحرف سازد. و در میان همه عرصه‌ها، شاید هیچ عرصه‌ای برای فریب خطرناک‌تر از عرصه دین نباشد؛ زیرا انسان هنگامی که چیزی را به نام دین می‌پذیرد، ممکن است با اطمینان و تسلیم بیشتری از آن پیروی کند.

ازاین ‌رو، اگر در امور دنیوی پیش از پذیرفتن هر سخنی چند بار می‌اندیشیم، در مسائل دینی باید با دقتی بسیار بیشتر بیندیشیم و حتی بارها و بارها آن را بسنجیم. باید در برابر کسانی هوشیار باشیم که می‌کوشند به نام دین، انسان را به خود وابسته کنند، او را مطیع فرمان‌های خویش سازند و به جای آنکه بنده خدا باشد، به بنده و پیرو بی‌چون‌وچرای خود تبدیل کنند.

محبت حقیقی به خدا، انسان را به خدا نزدیک می‌کند، نه به بندگی انسان‌ها؛ او را آزادتر می‌سازد، نه وابسته‌تر؛ و دل او را به سوی خدا متوجه می‌کند، نه اینکه میان او و خدا، زنجیره‌ای از واسطه‌های انسانی پدید آورد.

 

ما را در فضای مجازی دنبال کنید