بیایید همه باهم به نماز برویم!
در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که بر اهمیت نماز با جماعت اشاره میکند. افزون بر آن، از روایات صحیحی که در کتابهای حدیث نقل شده است، بهخوبی دانسته میشود که رسولالله صلیالله علیه وسلم نیز به ادای نماز با جماعت اهمیت فراوان میدادند. به سبب همین آیات و روش عملی رسولالله صلیالله علیه وسلم، در روایات آمده است که در زمان صحابه، کسانی که بدون عذر در نماز جماعت حاضر نمیشدند، تقریباً با نگاه یک منافق به آنان نگریسته میشد. برای نمونه، از عبدالله بن مسعود، از صحابه برجسته، در این باره چنین روایت شده است:
«به خدا سوگند، من ندیدهام که هیچیک از ما از حضور در نماز جماعت باز بماند، مگر کسی که نفاق او بهروشنی شناخته شده بود یا بیماری داشت. حتی بیماران نیز خود را به نماز میرساندند؛ هرچند با قرار گرفتن در میان دو نفر و تکیه کردن بر شانههای آنان باشد…» [۱]
علاقه و پایبندی شدید صحابه کرام به ادای نمازهایشان با جماعت، بدون شک ناشی از پیروی آنان از پیامبر ما بود. زیرا آن حضرت نهتنها در نمازهای فرض از جماعت غیبت نمیکردند، بلکه هنگامی که به بیماریای مبتلا شدند که در نهایت سبب وفات ایشان گردید، حتی در حالی که میان علی بن ابیطالب و عبدالله بن عباس قرار داشتند و پاهایشان بر زمین کشیده میشد، در نماز جماعت حضور یافتند.[۲] هیچیک از شرایط دشوار و سخت، مانند گرما، سرما، باران و طوفان، و یا وضعیتهایی مانند سفر و جنگ، مانع آن حضرت از ادای نمازهای فرض پنجگانه با جماعت و امامت دادن به مسلمانان نمیشد.[۳] چنانکه در ادامه خواهد آمد، این میزان اهتمام پیامبر اکرم صلیالله علیه وسلم به ادای نماز با جماعت، به احتمال زیاد به سبب آیاتی بوده است که در این زمینه نازل شدهاند.
از عصر سعادت پیامبر صلیالله علیه وسلم تا امروز، مسلمانان معمولاً نمازهای روزانه خود را در مساجد و نمازخانهها در کنار دیگر برادران مسلمان خویش، شانهبهشانه، با جماعت ادا کردهاند و این روش نیکو را به فرزندان خود نیز به میراث گذاشته و سبب تداوم آن تا امروز شدهاند.
در این نوشته، با یادآوری آیاتی که اهمیت ادای نماز با جماعت را بیان میکنند، تلاش میشود تا سستی و کمتوجهیای که امروزه در زمینه حضور در نماز جماعت مشاهده میشود، تا اندازهای کاهش یابد.
در این زمینه، آیاتی که توانستهایم شناسایی کنیم، قرار ذیلاند:
۱. در آیات ۱۰۱ و آیات بعدی سوره نساء، نماز خوف که در هنگام خطر دشمن ادا میشود، بیان شده و در همین آیات بهگونه مستقیم از نماز با جماعت سخن گفته شده است. اگر حتی نماز خوف با در نظر گرفتن جماعت توضیح داده شده باشد، پس در شرایط عادی، اهمیت جماعت به طریق اولی بیشتر خواهد بود. آیات مربوط به این موضوع، به این معناست:
«هنگامی که در زمین سفر میکنید، اگر بیم آن داشته باشید که کافران به شما حمله کنند، کوتاه کردن نماز بر شما گناهی نیست؛ زیرا کافران دشمن آشکار شما هستند.»
«هنگامی که در میان آنان هستی و برایشان نماز را برپا میداری، باید گروهی از آنان با تو به نماز بایستند و سلاحهای خود را نیز با خود داشته باشند. هنگامی که سجده کردند، به پشت سر شما بروند و گروه دیگری که هنوز نماز نخواندهاند، بیایند و با تو نماز بخوانند. آنان نیز باید احتیاط کنند و سلاحهای خود را با خود داشته باشند. کافران دوست دارند که شما از سلاحها و وسایل خود غافل شوید تا یکباره بر شما هجوم آورند. اگر از باران آسیب میبینید یا بیمار هستید، گناهی بر شما نیست که سلاحهای خود را بر زمین بگذارید؛ ولی همچنان احتیاط و آمادگی خود را حفظ کنید. بیگمان، الله برای کافران عذابی خوارکننده آماده کرده است.» (نساء، ۱۰۱–۱۰۲)
اگر ادای نماز با جماعت اهمیت نمیداشت، در برابر دشمن، در زمانی و شرایطی که همه باید کاملاً هوشیار و آماده باشند، توضیح داده نمیشد که نماز چگونه به جماعت ادا شود؛ بلکه گفته میشد که هر شخص میتواند در همان جایی که قرار دارد، بهتنهایی نماز خود را ادا کند و همین برای او کافی است. اما چنین نشده است؛ بلکه حتی چگونگی ادای نماز خوف با اقتدا به یک امام، بهصورت مفصل بیان شده و بدین ترتیب بر اهمیت جماعت توجه داده شده است.
۲. نکتهای که در آیه زیر جلب توجه میکند، عبارت «هنگامی که شما به نماز دعوت میکنید» است. این عبارت نشان میدهد که دعوتی که از طریق اذان صورت میگیرد، در اصل دعوتی برای حضور در نماز با جماعت است. چنانکه عبارتهای موجود در اذان، یعنی «حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ، حَيَّ عَلَى الْفَلَاحِ» ــ «بیایید به سوی نماز، بیایید به سوی رستگاری» ــ نیز همین معنا را به ذهن میرساند. الله متعال میفرماید: «و هنگامی که شما به نماز دعوت میکنید، آنان آن را به مسخره و بازی میگیرند. این به سبب آن است که آنان مردمی هستند که نمیاندیشند.» (مائده، ۵۸)
۳. نکتهای که در آیه زیر توجه ما را جلب میکند، این است که درباره منافقان گفته نشده است که آنان با سستی و بیمیلی نماز میخوانند؛ بلکه گفته شده است که آنان با سستی و بیمیلی به نماز میآیند! این تعبیر نیز نشانه مهمی بر ادای نمازها با جماعت است. آیه چنین است:
«و چیزی که مانع پذیرفته شدن نفقات آنان میشود، این است که آنان به الله و پیامبرش کفر میورزند، با سستی و بیمیلی به نماز میآیند و نفقات خود را نیز با ناخشنودی و بیمیلی مصرف میکنند.» (توبه، ۵۴)
۴. به همین ترتیب، در آیه زیر نیز بیان شده است که منافقان نماز را نه برای آنکه الله آنان را ببیند، بلکه برای آنکه مردم آنان را ببینند، ادا میکنند. طبیعی است که مکان یا مکانهایی که مردم آنان را در آنجا میبینند، همان جاهایی خواهد بود که نماز با جماعت ادا میشود؛ یعنی مساجد و نمازخانهها: «منافقان (…) هنگامی که برای نماز برمیخیزند، با سستی و بیمیلی برمیخیزند و در برابر مردم خودنمایی میکنند و الله را جز اندکی یاد نمیکنند.» (نساء، ۱۴۲)
نمازهایی که منافقان، نه به خاطر فرمان الله متعال، بلکه برای اینکه مردم آنان را ببینند، ادا میکردند، نماز صبح و نماز خفتن بود که بیش از همه برای آنان دشوار و سنگین تمام میشد. در این زمینه، در حدیثی چنین آمده است:
«هیچ نمازی برای منافقان سنگینتر از نماز صبح و نماز خفتن نیست. اگر مردم میدانستند که در این دو نماز چه اندازه اجر و ثواب وجود دارد، حتی اگر مجبور میشدند سینهخیز هم بیایند، خود را به جماعت میرساندند…»[۴]
۵. در آیات نخست سوره توبه، درباره مشرکانی که با مسلمانان پیمان بسته و سپس پیمان خود را شکسته بودند، دستور داده شده است که اگر سرزمینهای اسلامی را ترک نکنند، در هر جایی که یافت شوند، کشته شوند. اما اگر توبه کنند، نماز را برپا دارند و زکات بدهند، از این مجازات نجات خواهند یافت. توبه میان بنده و الله است؛ ازاینرو، جز الله هیچکس نمیتواند بداند که آنان واقعاً توبه کردهاند یا نه. زکات نیز از این جهت اهمیت فراوان دارد که وابستگی و التزام شخص را به دولت اسلامی نشان میدهد. اما نماز نشان میدهد که این افراد توبه کرده، ایمان را در درون خود پذیرفتهاند و با حضور در جماعت، آن را عملاً ثابت کردهاند.
به عبارت دیگر، در آیه بالا، بزرگترین نشانه مسلمان شدن مشرکانی که از آنان سخن گفته شده است، نماز خواندن و پرداخت زکات به دولت است. در مورد زکات مشکلی وجود ندارد؛ زیرا زکات از سوی دولت گرفته میشود. اما این افراد چگونه ثابت خواهند کرد که نماز میخوانند؟ آنان تنها در صورتی میتوانند این موضوع را برای مسلمانان ثابت کنند که در نماز جماعت حضور یابند. از همین جهت، این آیه نیز میتواند به عنوان دلیلی بر اهمیت نماز با جماعت مورد استناد قرار گیرد.
الله متعال میفرماید:
«پس هنگامی که ماههای حرام پایان یافت، مشرکان[۵] را هر جا یافتید بکشید، آنان را دستگیر کنید، محاصره نمایید و در هر کمینگاهی در برابر آنان بنشینید. اما اگر توبه کردند، نماز را برپا داشتند و زکات دادند، راهشان را باز بگذارید. زیرا الله بسیار آمرزنده و مهربان است.» (توبه، ۵)
۶. در آیه زیر بیان شده است که افرادی که قرار است بر وصیت یا اقرار به بدهیِ شخصی که در بستر مرگ قرار گرفته است، شهادت دهند، باید پس از نماز نگه داشته شوند. این امر نیز زمانی امکانپذیر است که نماز با جماعت ادا شده باشد:
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! هنگامی که مرگ یکی از شما فرا رسد و بخواهد وصیتی کند، باید دو نفر عادل از میان خودتان بر آن شهادت دهند. اگر در سفر بودید و مصیبت مرگ به سراغتان آمد، دو نفر دیگر از غیر خودتان [نیز میتوانند شاهد باشند]. اگر در مورد آنان شک داشتید، آنان را پس از نماز نگه دارید و آنان را چنین سوگند دهید: به الله سوگند، ما این سوگند را به هیچ بهایی نمیفروشیم، هرچند درباره خویشاوند نزدیک ما باشد، و شهادتی را که برای الله است پنهان نمیکنیم؛ در غیر این صورت، از گناهکاران خواهیم بود.» (مائده، ۱۰۶)
۷. در آیات زیر، بیان شده است که ساختن مسجد دیگری، یعنی مسجد ضرار، با هدف ایجاد تفرقه میان کسانی که در مسجد پیامبر ما (مسجد نبوی) نماز میخوانند، کار درستی نیست. این موضوع نیز از آن جهت اهمیت دارد که نشان میدهد نمازها در مسجد و با جماعت ادا میشده است. الله متعال میفرماید:
«کسانی که مسجدی ساختند تا زیان برسانند، کفر ورزند، میان مؤمنان تفرقه ایجاد کنند و برای کسی که پیش از این با الله و پیامبرش جنگیده بود کمینگاهی فراهم سازند، حتماً سوگند خواهند خورد که: ما جز نیکی و خیر، هدف دیگری نداشتیم. الله گواهی میدهد که آنان قطعاً دروغگو هستند.
هرگز در آن مسجد به نماز نه ایست! مسجدی که شایسته است در آن نماز بخوانی، همان مسجدی است که از نخستین روز بر پایه تقوا بنا شده است. در آن، مردانی هستند که پاکیزگی را دوست دارند و الله پاکیزگان را دوست دارد.» (توبه، ۱۰۷–۱۰۸)
آیاتی که تا اینجا ترجمه آنها بیان شد، اهمیت ادای نماز با جماعت را بهروشنی نشان میدهند. برخی از علما بر اساس این آیات، نماز با جماعت را فرض عین، برخی فرض کفایه و برخی نیز واجب دانستهاند. اما نظر بیشتر علمای مذهب حنفی و مالکی این است که نماز با جماعت سنت مؤکده است[۶] و به نظر ما نیز همین دیدگاه درست است. زیرا در هیچ آیهای گفته نشده است که ادای نمازها با جماعت شرط صحت نماز است و نماز انفرادی صحیح نیست.
بر اساس حدیثی که از عبدالله بن عمر نقل شده است، پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم در این باره چنین فرمودهاند:
«نمازی که با جماعت ادا شود، بیستوهفت درجه برتر از نمازی است که بهتنهایی ادا شود.»[۷]
عبارت «برتر است» در این حدیث نشان میدهد که نماز با جماعت فرض نیست. «اگر بخواهیم این موضوع را بهصورت ریاضی بیان کنیم، اگر ارزش نماز بدون جماعت را a در نظر بگیریم، ارزش نماز با جماعت 27a خواهد بود. برای اینکه این 27a معنا و ارزش داشته باشد، همان یک a نیز باید دارای ارزش باشد.»[۸] این موضوع نشان میدهد که نماز بهتنهایی نیز صحیح است. با این حال، تا حد امکان نباید بدون عذر از حضور در جماعت خودداری کرد. زیرا نباید فراموش کنیم که نماز با جماعت، همانند اذان، مناره و قربانی، به یکی از شعار ها ، نمادها و نشانههای امت محمد صلیالله علیه وسلم تبدیل شده است. بنابراین، باید از این نمادها و نشانهها پاسداری کرد.
در پایان میتوانیم چنین بگوییم:
کسانی که به دلیل داشتن عذری نمیتوانند به مسجد و نماز جماعت بروند یا به جماعت برسند، شایسته است که در خانه همراه اعضای خانواده خود جماعت تشکیل دهند؛ یا هر جا که هنگام فرا رسیدن وقت نماز حضور دارند، نماز را با جماعت ادا کنند. در خانه، محل کار، کارخانه، کارگاه و بهطور خلاصه در هر جایی میتوان جماعت تشکیل داد. هر جا که جماعت تشکیل شود، چه تعداد افراد شرکتکننده کم باشد و چه زیاد، فواید و بهرههایی که از نماز با جماعت انتظار میرود، بهطور کامل حاصل خواهد شد.[۹]
پیامبر ما نیز با این سخن که:
«هنگامی که وقت نماز فرا رسید، اذان بگویید و اقامه برپا کنید. سپس کسی که از میان شما دو نفر سن بیشتری دارد، امام شود!»[۱۰]
بیان فرمودهاند که حتی دو نفر نیز میتوانند جماعت تشکیل دهند. پس همانگونه که در عنوان این نوشته گفتیم: بیایید همه باهم به نماز برویم!
دکتر یحیی شِنول
برگرداننده: فیض الله فیاض
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع :
[۱] مسلم، مساجد، ۲۵۶ (۶۵۴). [۲] بخاری، اذان، ۳۹. [۳] بدرالدین چتینر، «نماز فردی ـ نماز با جماعت»، در: نماز و مسجد از جنبه کارکردهای اجتماعی و فردی، مجموعه نشستهای علمی مورد بحث ایساف، انتشارات انصار، استانبول، ۲۰۰۹، ص ۱۵۶. [۴] بخاری، مواقیت، ۲۰؛ مسلم، مساجد، ۲۵۲. [۵] منظور از مشرکانی که پیمان را شکسته بودند، کسانی هستند که پیش از آن قصد کشتن حضرت محمد علیهالسلام را کرده و او و مؤمنان را مجبور به هجرت از مکه ساخته بودند. در برابر این جرایم، آنان یا باید تا تاریخ تعیینشده از مکه خارج میشدند و یا کشته میشدند. بر اساس آیه ۱۱، اگر توبه میکردند و این توبه را در رفتار خود نیز نشان میدادند، میتوانستند با امنیت به زندگی خود در آنجا ادامه دهند. [۶] مصطفی اوزونپستالچی، «جماعت»، دانشنامه اسلامی دیانت، استانبول، ۱۹۹۳، ج ۷، ص ۲۸۸. [۷] بخاری، اذان، ۳۰؛ مسلم، مساجد، ۲۴۹–۲۵۰ (۶۵۰). در احادیث دیگری نیز آمده است که نماز با جماعت بیستوپنج درجه برتر از نماز انفرادی است. برای مطالعه بیشتر، مراجعه شود : بخاری، اذان، ۳۰؛ مسلم، مساجد، ۲۴۵–۲۴۷ (۶۴۹). [۸] رحمی یاران، متن نقد و بررسی ارائه بدرالدین چتینر با عنوان «نماز فردی ـ نماز با جماعت»، در: نماز و مسجد از جنبه کارکردهای اجتماعی و فردی، ص ۱۶۷. [۹] چتینر، «نماز فردی ـ نماز با جماعت»، در: نماز و مسجد از جنبه کارکردهای اجتماعی و فردی، ص ۱۵۸. [۱۰] بخاری، اذان، ۳۵.



