۱۱- سورهٔ هود
در مکه نازل شده است. ۱۲۳ آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
الر كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ ﴿۱﴾
۱- الف، لام، راء، این (قرآن) کتابی است که محکم و سربسته/دربرگیرندهٔ حکم شده آیات آن سپس به گستردگی روشن شده از نزد [خداوند]حکیم و آگاه.
أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنَّنِي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ ﴿۲﴾
۲- این که نپرستید جز خداوند را، بیگمان من شما را از سوی او هشدار دهنده ام و مژده دهنده.
وَأَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُمْ مَتَاعًا حَسَنًا إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ ﴿۳﴾
۳- و این که آمرزش خواهید از پروردگارتان سپس توبه کنید/بازگردید به سوی او که بهره مندتان سازد/برخوردارتان کند به بهره ای/برخورداری نیکو تا هنگام سررسید نامزد شده، و [پاداش] بدهد هر شایستهٔ فضل/افزونی و بخششی فضل/بخشش اورا؛ و اگر سربپیچید/روی بگردانید پس بیگمان من میترسم بر شما از عذاب روزی بزرگ.
إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿۴﴾
۴- به سوی خداوند است بازگشت شما، و او بــر هــر چیزی تواناست/اندازه گذار است.
أَلَا إِنَّهُمْ يَثْنُونَ صُدُورَهُمْ لِيَسْتَخْفُوا مِنْهُ أَلَا حِينَ يَسْتَغْشُونَ ثِيَابَهُمْ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿۵﴾
۵- آگاه باشید/بدانید که بیگمان آنان دو تاه میکنند سینههای خود را تا پنهان شوند از آن (خدا)؛ آگاه باشید/بدانید که همان گاهی که بر سر میکشند جامههای شان را [تا خود را پنهان کنند]، میداند خداوند آن چه را پنهان دارند و آنچه را آشکار میکنند، بیگمان که او داناست به راز [درون] سینه ها.
وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُبِينٍ ﴿۶﴾
۶- و نیست هیچ جنبنده ای در زمین مگر آن که بر خداوند است روزی او و او میداند جای ماندگاری/جایگیرندگی او را (رحم مادر/پشت پدر/روی زمین) و جای نگهداری/سپرده شدن او را(پشت پدر/زمین/گور) همه در کتابی/نوشته ای روشن هست.
وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَلَئِنْ قُلْتَ إِنَّكُمْ مَبْعُوثُونَ مِنْ بَعْدِ الْمَوْتِ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ ﴿۷﴾
۷- و اوست همانی که آفرید آسمانها و زمین را در شش روز (شش دوره) و بود عرش او بر آب؛ تا بیازماید شما را که کدام یک نیکوترید در کردار. و اگر بگویی بیگمان شما بر انگیخته شدگانید از پس مرگ؛ همانا گویند آنان که کفر ورزیدند: نیست این مگر جادویی آشکار/آشکار کننده.
وَلَئِنْ أَخَّرْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِلَى أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ لَيَقُولُنَّ مَا يَحْبِسُهُ أَلَا يَوْمَ يَأْتِيهِمْ لَيْسَ مَصْرُوفًا عَنْهُمْ وَحَاقَ بِهِمْ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿۸﴾
۸- و اگر بازپس افکنیم از آنها عذاب را تا چند گاهی/ تا روزگاری شمارش شده؛ همانا خواهند گفت: چه چیزی باز دارد آن را؟! آگاه باشند/باشید، روزی که [عذاب] فرا رسد بر آنان؛ بازداشته شدنی نیست از آنان و فراخواهد گرفت آنان را آنچه بدان ریشخند میکردند.
وَلَئِنْ أَذَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَيَئُوسٌ كَفُورٌ ﴿۹﴾
۹- و اگر بچشانیم انسان را از سوی خود رحمتی سپس بر کنیمش از او، بیگمان او بسیار نومید است و بسیار نا سپاسگر.
وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ ﴿۱۰﴾
۱۰- و اگر بچشانیم او را نکویی/آسایش پس از گزند/آسیبی که رسیده به او؛ همانا خواهد گفت که برفت بدیها از من؛ بیگمان او بسیار شادمان است و بسیار نازنده.
إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ ﴿۱۱﴾
۱۱- جز کسانی که صبر/پایداری کردند و کردند کارهای شایسته، همانانند که برای شان آمرزش و پاداشی بزرگ خواهد بود.
فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَضَائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جَاءَ مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّمَا أَنْتَ نَذِيرٌ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ ﴿۱۲﴾
۱۲- پس مبادا که واگذارنده/رها کننده باشی برخی از آن چه وحی میشود به سوی تو و تنگ باشد با آن سینه ات از این که گویند: کاش فرو فرستاده میشد بر او گنجی یا میآمد با او فرشته ای؟! جز این نیست که تو بیم دهنده ای و خداوند بر هر چیزی ناظر و نگهبان است.
أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَيَاتٍ وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ ﴿۱۳﴾
۱۳- آیا گویند که خود فرابافته آن را؟ بگو پس [اگر چنین است] شما هم بیاورید ده سوره مانند آن خود فرابافته و [به یاری] فراخوانید هر که را توانید جز خداوند اگر راستگویید.
فَإِلَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ وَأَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ ﴿۱۴﴾
۱۴- پس اگر پاسخ ندادند به شما پس بدانید که بیگمان [قرآن] فرو فرستاده شده به علم خداوند و اینکه نیست پرستیده ای جز او (خداوند)؛ پس آیا مسلمان خواهید شد؟
مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَهُمْ فِيهَا لَا يُبْخَسُونَ ﴿۱۵﴾
۱۵- هر که خواهد زندگانی این جهان و آرایشش را خواهیم داد همه مزد کردارهایشان را در این [جهان] و آنان [از مزدشان] در این [دنیا] کم داده نشوند.
أُولَئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ إِلَّا النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُوا فِيهَا وَبَاطِلٌ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿۱۶﴾
۱۶- آنانند همان کسانی که نیست آنان را در آخرت [بهره ای] جز آتش و ناچیز شد آنچه انجام داده اند در آن (دنیا) و باطل/بیهوده است آنچه میکردند.
أَفَمَنْ كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِنْهُ وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً أُولَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلَا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿۱۷﴾
۱۷- پس آیا کسی که بر نشانه ای روشن(قرآن) استوار است از سوی پروردگارش و میخواندش/تلاوتش میکند شاهدی از خود او(محمد و دانشوران امتش) و پیش از او کتاب موسی پیشرو و رحمت گونه بوده. [یکسان است با کسی که چنین نیست؟] آنانند که ایمان میآورند به آن (قرآن)؛ و هر کس کفر ورزد به آن (قرآن) از احزاب [کفر و شرک] پس آتش است وعده گاه/جایگاه او. پس نباش در در دو دلی از آن(قرآن)؛ بیگمان که آن حق است از سوی پروردگارت، ولی بیشتر مردم ایمان نمیآورند.
وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أُولَئِكَ يُعْرَضُونَ عَلَى رَبِّهِمْ وَيَقُولُ الْأَشْهَادُ هَؤُلَاءِ الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى رَبِّهِمْ أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ ﴿۱۸﴾
۱۸- و کیست ستمکارتر از آن کسی که بر خداوند دروغی ببندد؟ آنان گذرانده شوند/عرضه شوند بر پروردگارشان و گویند گواهان [کردارشان] اینانند همان کسانی که دروغ بستند بر پروردگار خود؛ هان، نفرین/لعنت خداوند بر ستمکاران باد.
الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا وَهُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ ﴿۱۹﴾
۱۹- آنانکه از راه خداوند باز میدارند و میجویند آن را کج/ناراست و آنان به سرای واپسین خود کافر انند.
أُولَئِكَ لَمْ يَكُونُوا مُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ وَمَا كَانَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ يُضَاعَفُ لَهُمُ الْعَذَابُ مَا كَانُوا يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ وَمَا كَانُوا يُبْصِرُونَ ﴿۲۰﴾
۲۰- آنان نبودند/نیستند ناتوان کننده [خداوند] در زمین و نبود/نیست ایشان را در برابر خداوند دوستانی/یاورانی؛ دو چندان کرده شود برای شان آن عذاب؛ نبودند/نیستند که توانند شنیدن [حقیقت را] و نبودند که ببینند/ بینش ورزند.
أُولَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ ﴿۲۱﴾
۲۱- آنان کسانی هستند که باخته اند/گم کرده اند خود را و برفت از دستشان/ناپدید گشت از دیدشان آن چه به دروغ میبافتند/آنچه فرا می بافتند.
لَا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الْآخِرَةِ هُمُ الْأَخْسَرُونَ ﴿۲۲﴾
۲۲- ناگزیر که آنان در آخرت همان زیانکارترینان اند.
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُوا إِلَى رَبِّهِمْ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿۲۳﴾
۲۳- بیگمان کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند و فروتنی کردند/آرمیدند به درگاه پروردگارشان؛ آنان بهشتیانند، آنان در آنجا جاودانند.
مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ كَالْأَعْمَى وَالْأَصَمِّ وَالْبَصِيرِ وَالسَّمِيعِ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلًا أَفَلَا تَذَكَّرُونَ ﴿۲۴﴾
۲۴- مثل/مانند این دو گروه همانند نا بینا و ناشنواست و بینا و شنوا؛ آیا برابری میکنند [این دو گروه] از نگاه مثل/همانندگی؟ آیا پس یادآوری نمیکنید/تذکر نمییابید؟!
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ ﴿۲۵﴾
۲۵- و همانا فرستادیم نوح را به سوی قومش/گروهش، [گفت:] بیگمان من شما را بیم کننده/هشدار دهنده ای آشکارم/آشکار کننده ام.
أَنْ لَا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ أَلِيمٍ ﴿۲۶﴾
۲۶- این که نپرستید جز خداوند را، بیگمان من میترسم بر شما از عذاب روزی دردناک.
فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مَا نَرَاكَ إِلَّا بَشَرًا مِثْلَنَا وَمَا نَرَاكَ اتَّبَعَكَ إِلَّا الَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِيَ الرَّأْيِ وَمَا نَرَى لَكُمْ عَلَيْنَا مِنْ فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَاذِبِينَ ﴿۲۷﴾
۲۷- پس گفتند همان بزرگانی/سرانی که کفر وزیده بودند از قومش/مردمش: ما نمی بینیم تو را جز بشری مانند خودمان و نمیبینیم تو را که پیروی کرده باشندت در نخستین نگاه (نسنجیده) جز کسانی که آنان فرومایگان مایند و نمیبینیم برای شما بر خودمان هیچ برتریی/فزونی بلکه میپنداریم شما را دروغگویانی.
قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَآتَانِي رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنْتُمْ لَهَا كَارِهُونَ ﴿۲۸﴾
۲۸- گفت: ای قوم من، آیا اندیشیده اید که اگر من باشم بر نشانه ای روشن از سوی پروردگارم و داده باشد به من رحمتی از نزد خود پس پوشیده شده باشد [چگونگی داده شدن آن رحمت] بر شما [و شما آن را نپذیرید] آیا میتوانیم وادار کنیم شما را به آن با آن که شما مر آن را نا خوش دارندگانید.
وَيَا قَوْمِ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مَالًا إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ وَمَا أَنَا بِطَارِدِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّهُمْ مُلَاقُو رَبِّهِمْ وَلَكِنِّي أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ ﴿۲۹﴾
۲۹- و اى قوم/گروه من نخواهم از شما بر این [رسالت] مالی/خواسته ای؛ نیست مزد من جز بر خداوند و نیستم من دور کنندهٔ/رانندهٔ کسانی که ایمان آورده اند از خود؛ بیگمان آنان دیدار کنندگان پروردگار خویشند [و بهره مند از پاداش او] ولی من میبینم شما را مردمی که نادانی میورزید.
وَيَا قَوْمِ مَنْ يَنْصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِنْ طَرَدْتُهُمْ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ ﴿۳۰﴾
۳۰- و ای قوم/گروه من چه کسی یاری میدهد مرا در برابر خداوند اگر برانم آنان را؟ آیا پس یادآوری نمیکنید/تذکر نمییابید؟!
وَلَا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلَا أَقُولُ إِنِّي مَلَكٌ وَلَا أَقُولُ لِلَّذِينَ تَزْدَرِي أَعْيُنُكُمْ لَنْ يُؤْتِيَهُمُ اللَّهُ خَيْرًا اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا فِي أَنْفُسِهِمْ إِنِّي إِذًا لَمِنَ الظَّالِمِينَ ﴿۳۱﴾
۳۱- و نگویم به شما که نزد من است گنج های خداوند و ندانم غیب/چیزهای پنهان را و نگویم که من فرشته ام و نگویم دربارهٔ کسانی که دیدگان شما آنها را به خواری مینگرند که هرگز ندهد خداوند به آنان خیری؛ خداوند داناتر است به آن چه در دلهای شان دارند که بیگمان آنگاه [که برانم آنان را] از ستمکاران خواهم بود.
قَالُوا يَا نُوحُ قَدْ جَادَلْتَنَا فَأَكْثَرْتَ جِدَالَنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿۳۲﴾
۳۲- گفتند: ای نوح، همانا ستیزیدی با ما پس بسیار کردی ستیزه را با ما! پس بیار بر سر ما آن چه بیم دهی ما ر اگر از راستگویانی.
قَالَ إِنَّمَا يَأْتِيكُمْ بِهِ اللَّهُ إِنْ شَاءَ وَمَا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ ﴿۳۳﴾
۳۳- [نوح] گفت: جز این نیست که آن را خداوند بر سرتان بیاورد اگر خواهد و شما ناتوان کننده/گریزنده نیستید.
وَلَا يَنْفَعُكُمْ نُصْحِي إِنْ أَرَدْتُ أَنْ أَنْصَحَ لَكُمْ إِنْ كَانَ اللَّهُ يُرِيدُ أَنْ يُغْوِيَكُمْ هُوَ رَبُّكُمْ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿۳۴﴾
۳۴- و سودی نرساند به شما نکوخواهی من اگر بخواهم نکوخواهی کنم برای شما؛ اگر خداوند بخواهد که شما را [به خاطر اشتباهاتتان] در بیراهی و انهد؛ او پروردگار شماست و به سوی او بازگردانده میشوید.
أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَعَلَيَّ إِجْرَامِي وَأَنَا بَرِيءٌ مِمَّا تُجْرِمُونَ ﴿۳۵﴾
۳۵- آیا گویند که خود فرابافته آن را؟ بگو اگر خود فرابافته باشم آن را پس بر خودم است گناهم و من بیزارم از آن چه شما گناه/بزه میکنید.
وَأُوحِيَ إِلَى نُوحٍ أَنَّهُ لَنْ يُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ فَلَا تَبْتَئِسْ بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ ﴿۳۶﴾
۳۶- و وحی شد به نوح که دیگر ایمان نمیآورد کسی از قوم/مردم تو مگر همان کسانی که [تا هنوز] ایمان آورده اند، پس اندوه مدار از آنچه همیکنند/همیکردند.
وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلَا تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ ﴿۳۷﴾
۳۷- و بساز کشتی را زیر نگاهداشت ما و وحی/راهنمایی ما و سخن مگو با من دربارهٔ آنان که بیداد کرده اند که بیگمان آنان غرق شدنی/فرو رفتنی در آبند.
وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ قَالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْكُمْ كَمَا تَسْخَرُونَ ﴿۳۸﴾
۳۸- و [نوح] می ساخت کشتی را و هرگاه میگذشت بر او گروهی از سران قومش ریشخند می کردند او را؛ گفت: اگر ریشخند میکنید ما را پس ما هم ریشخند میکنیم شما را چنانچه شما ریشخند میکنید.
فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُقِيمٌ ﴿۳۹﴾
۳۹- پس به زودی خواهید دانست کسی را که برسدش عذابی که خوار کندش/رسوا کندش و فرود آید بر او عذابی پایدار.
حَتَّى إِذَا جَاءَ أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِيهَا مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ وَمَنْ آمَنَ وَمَا آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ ﴿۴۰﴾
۴۰- تا آنگاه که در رسید فرمان ما و [آب] بر جوشید از آن تنور؛ گفتیم بار گیر/سوار کن در آن [کشتی] از هر نوعی [از حیوانات] جفت جفت [نر و ماده] و نیز خاندانت را مگر آن کس (همسرت) که از پیش آمده است بر وی فرمان/حکم ما و نیز هر کس را که ایمان آورده است و ایمان نیاورد با او مگر اندکی.
وَقَالَ ارْكَبُوا فِيهَا بِسْمِ اللَّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا إِنَّ رَبِّي لَغَفُورٌ رَحِيمٌ ﴿۴۱﴾
۴۱- و گفت: سوار شوید در آن، به نام خداوند است روان شدنش و لنگر انداختنش؛ بیگمان پروردگار من بسیار آمرزنده و مهربان است.
وَهِيَ تَجْرِي بِهِمْ فِي مَوْجٍ كَالْجِبَالِ وَنَادَى نُوحٌ ابْنَهُ وَكَانَ فِي مَعْزِلٍ يَا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنَا وَلَا تَكُنْ مَعَ الْكَافِرِينَ ﴿۴۲﴾
۴۲- و آن [کشتی]، میبرد آنان را در میان امواجی/خیزابههایی مانند کوهها و آواز داد نوح پسرش را که در کناره ای [جدایی گزیده] بود: ای پسرکم سوار شو با ما و نباش با کافران.
قَالَ سَآوِي إِلَى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْمَاءِ قَالَ لَا عَاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلَّا مَنْ رَحِمَ وَحَالَ بَيْنَهُمَا الْمَوْجُ فَكَانَ مِنَ الْمُغْرَقِينَ ﴿۴۳﴾
۴۳-[پسرش] گفت: پناه خواهم برد به کوهی که نگه دارد مرا از آب. [نوح] گفت: نیست هیچ نگهدارنده ای امروز از فرمان (گردباد) خداوند مگر کسی که رحم کند [خداوند] به او؛ و موج جدایی افکند میان آن دو پس او از غرق شدگان شد.
وَقِيلَ يَا أَرْضُ ابْلَعِي مَاءَكِ وَيَا سَمَاءُ أَقْلِعِي وَغِيضَ الْمَاءُ وَقُضِيَ الْأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَقِيلَ بُعْدًا لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿۴۴﴾
۴۴- و گفته شد ای زمین فرو خور آبت را و ای آسمان باز ایست؛ و فرو شد آب و گزارده شد کار و بر ایستاد [کشتی] بر جودی و گفته شد: دوری [از رحمتم] باد گروه ستمگر را.
وَنَادَى نُوحٌ رَبَّهُ فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَأَنْتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ ﴿۴۵﴾
۴۵- و آواز داد نوح پروردگارش را پس گفت: پروردگارا، بیگمان پسرم از خاندان من است و بیگمان وعده/پیمان تو حق/درست است و تو داورترین داورانی.
قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِه عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ ﴿۴۶﴾
۴۶- [خداوند] گفت: ای نوح، بیگمان او نیست از خاندان تو، بیگمان او کارکردی است ناشایسته. پس مخواه از من چیزی را که نیست تو را به آن دانشی؛ همانا من همی پند دهم تو را که نباشی از نادانان.
قَالَ رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْأَلَكَ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَإِلَّا تَغْفِرْ لِي وَتَرْحَمْنِي أَكُنْ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿۴۷﴾
۴۷- [نوح] گفت: پروردگارا! بیگمان من پناه میآورم به تو از این که بخواهم از تو چیزی را که نیست من را به آن دانشی، و اگر نیامرزی برایم و نبخشایی مرا باشم از زیانکاران.
قِيلَ يَا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلَامٍ مِنَّا وَبَرَكَاتٍ عَلَيْكَ وَعَلَى أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَكَ وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ يَمَسُّهُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿۴۸﴾
۴۸- گفته شد: ای نوح فرود آی با سلامت/آرامش و برکاتی/افزونیهایی از ما بر تو و بر گروههایی که از آنان که با تو هستند، و گروه هایی هم هستند که بهرهمند کنیم آنان را سپس برسد آنان را از سوی ما عذابی دردناک.
تِلْكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنْتَ تَعْلَمُهَا أَنْتَ وَلَا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هَذَا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ ﴿۴۹﴾
۴۹- اینها از گفتار/اخبار/سرگذشت ناپیداست که وحی میکنیم به سوی تو؛ نبودی که بدانی آنها را تو و نه قوم/گروه تو پس صبر/پایداری کن، بیگمان سرانجام خوش/ پیروزی برای پرواپیشگان است.
وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا مُفْتَرُونَ ﴿۵۰﴾
۵۰- و به سوی [قوم] عاد برادرشان هود را فرستادیم. گفت ای قوم من بپرستید خداوند را؛ نیست شما را پرستیده ای جز او؛ شما جز دروغ زنانی بیش نیستید.
يَا قَوْمِ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى الَّذِي فَطَرَنِي أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿۵۱﴾
۵۱- ای قوم/گروه من! نمیخواهم من از شما بر این کار [رسالت] مزدی؛ نیست مزد من جز بر کسی که آفریده است مرا بر فطرت/سرشت سالم. آیا پس خرد نمیورزید؟
وَيَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِكُمْ وَلَا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِينَ ﴿۵۲﴾
۵۲- و ای قوم/گروه من آمرزش خواهید از پروردگار خود؛ آنگاه توبه/بازگشت کنید به سوی او تا آسمان را بر شما پیاپی بارنده فرستد و بیفزاید به شما نیرویی به نیرویتان، و روی برنتابید بزهکارانه/گناهکارانه.
قَالُوا يَا هُودُ مَا جِئْتَنَا بِبَيِّنَةٍ وَمَا نَحْنُ بِتَارِكِي آلِهَتِنَا عَنْ قَوْلِكَ وَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ ﴿۵۳﴾
۵۳- گفتند: ای هود نیاوردی تو برای ما نشانه ای روشن و نیستیم ما رها کنندهٔ پرستیدگان/خدایان خود به گفتهٔ تو و نیستیم ما باور کنندگان تو.
إِنْ نَقُولُ إِلَّا اعْتَرَاكَ بَعْضُ آلِهَتِنَا بِسُوءٍ قَالَ إِنِّي أُشْهِدُ اللَّهَ وَاشْهَدُوا أَنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ ﴿۵۴﴾
۵۴- نگوییم جز این که آسیب بد [روانی] رسانده اند به تو برخی از خدایان/پرستیدگان ما؛ گفت: بیگمان من گواه میگیرم خداوند را و شما هم گواهی دهید که من بیزارم از آن چه شما انباز میگیرید.
مِنْ دُونِهِ فَكِيدُونِي جَمِيعًا ثُمَّ لَا تُنْظِرُونِ ﴿۵۵﴾
۵۵- به جای او؛ پس نیرنگ کنید در بارهٔ من همگی آنگاه مهلت/درنگ ندهید مرا.
إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكُمْ مَا مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ ﴿۵۶﴾
۵۶- بیگمان من توکل کردم بر خداوند پروردگار من و پروردگار شما، هیچ جنبنده ای نیست مگر این که او در دست دارندهٔ آن است. بیگمان پروردگار من بر راهی راست (حق و عدل) است.
فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ مَا أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَيْكُمْ وَيَسْتَخْلِفُ رَبِّي قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلَا تَضُرُّونَهُ شَيْئًا إِنَّ رَبِّي عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ ﴿۵۷﴾
۵۷- پس اگر روی برتابید پس [بدانید که] همانا من رساندم به شما آنچه (کتاب خداوند) را که برای [رساندن] آن فرستاده شده بودم به سوی شما، و جا نشین میکند پروردگار من [اگر خواهد] قومی/گروهی جز شما را و نمیرسانید به او هیچ زیانی، بیگمان پروردگار من بر هر چیزی نگهبان است.
وَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا هُودًا وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَنَجَّيْنَاهُمْ مِنْ عَذَابٍ غَلِيظٍ ﴿۵۸﴾
۵۸- و چون آمد فرمان ما، رهانیدیم هود را و کسانی را که ایمان آورده بودند با او به رحمتی/بخشایشی از خویش و رهانیدیم آنان را از عذابی سخت.
وَتِلْكَ عَادٌ جَحَدُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ وَعَصَوْا رُسُلَهُ وَاتَّبَعُوا أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ ﴿۵۹﴾
۵۹- و آن [قوم] عاد انکار کردند آیات/نشانههای پروردگارشان را و نافرمانی رسولانش/فرستادگانش را و پیروی کردند فرمان هر زورگوی ستیزه جو را.
وَأُتْبِعُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلَا إِنَّ عَادًا كَفَرُوا رَبَّهُمْ أَلَا بُعْدًا لِعَادٍ قَوْمِ هُودٍ ﴿۶۰﴾
۶۰- و پی آورده شدند در این دنیا لعنتی/نفرینی و نیز در روز قیامت/رستاخیز. آگاه باشید که بیگمان [قوم] عاد کفر ورزیدند/ناسپاسی کردند پروردگار خود را، هان دوری [از رحمت خداوند] باد عاد، قوم هود را!
وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ ﴿۶۱﴾
۶۱- و به سوی [قوم] ثمود برادرشان صالح را فرستادیم. گفت ای قوم من بپرستید خداوند را؛ نیست شما را پرستیده ای جز او؛ اوست که پدید آورد شما را از زمین/خاک و به آبادانی گماشت شما را در آن؛ پس آمرزش خواهید از او؛ آنگاه توبه/بازگشت کنید به سوی او؛ بیگمان پروردگار من [به همه] نزدیک و پاسخ دهنده[خواستهها] است.
قَالُوا يَا صَالِحُ قَدْ كُنْتَ فِينَا مَرْجُوًّا قَبْلَ هَذَا أَتَنْهَانَا أَنْ نَعْبُدَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا وَإِنَّنَا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ ﴿۶۲﴾
۶۲- گفتند: ای صالح، همانا تو در میان ما امید داشته شده/مایهٔ امید بودی پیش از این؛ آیا باز میداری ما را از این که بپرستیم چیزی را که میپرستیدند پدرانمان؟! و همانا ما در گمانی دو دل کننده هستیم از آنچه میخوانی ما را به سوی آن.
قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَآتَانِي مِنْهُ رَحْمَةً فَمَنْ يَنْصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ فَمَا تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِيرٍ ﴿۶۳﴾
۶۳- [صالح] گفت: ای قوم من، آیا اندیشیده اید که اگر من باشم بر نشانه ای روشن از سوی پروردگارم و داده باشد به من رحمتی/بخشایشی (نبوّت) پس چه کسی یاری میدهد مرا در برابر خداوند اگر نافرمانی کنم او را؟ پس نمی افزایید مرا جز زیانکار گردانیدن.
وَيَا قَوْمِ هَذِهِ نَاقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ قَرِيبٌ ﴿۶۴﴾
۶۴- ای قوم من، این شتر مادهٔ خداوند است که برای شما نشانه ای. پس واگذاریدش بخورد/بچرد در زمین خداوند، و هیچ آزاری به آن نرسانید پس [اگر آزار رسانید] بگیرد شما را عذابی زودرس.
فَعَقَرُوهَا فَقَالَ تَمَتَّعُوا فِي دَارِكُمْ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ ذَلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ ﴿۶۵﴾
۶۵- پس پی بریدند آن را/با بریدن پاهای شتر کشتندش. پس [صالح] گفت: پس بهره برید در شهر و خانهٔ خود سه روز؛ این وعده ای است نا دروغ داشته.
فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا صَالِحًا وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَمِنْ خِزْيِ يَوْمِئِذٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ ﴿۶۶﴾
۶۶- پس چون آمد فرمان [عذاب] ما؛ رهانیدیم صالح را و کسانی که ایمان آورده بودند با او به رحمتی/بخشایشی از سوی خود. و [رهانیدیم آنان را] از خواری/رسوایی آن روز؛ بیگمان پروردگار تو همان نیرومند و شکست ناپذیر است.
وَأَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيَارِهِمْ جَاثِمِينَ ﴿۶۷﴾
۶۷- و فرا گرفت کسانی را که ستم کرده بودند غریو [نابود کننده] پس گشتند همه در سرزمین/خانههایشان مردگان/از پا درآمدگان.
كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيهَا أَلَا إِنَّ ثَمُودَ كَفَرُوا رَبَّهُمْ أَلَا بُعْدًا لِثَمُودَ ﴿۶۸﴾
۶۸- گویی که هیچ [با آسایش] به سر نبرده اند در آنجا؛ آگاه باشید که بیگمان [قوم] ثمود کفر ورزیدند/ناسپاسی کردند پروردگار خود را، هان دوری [از رحمت خداوند] باد قوم ثمود را!
وَلَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَى قَالُوا سَلَامًا قَالَ سَلَامٌ فَمَا لَبِثَ أَنْ جَاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ ﴿۶۹﴾
۶۹- و همانا آمدند فرستادگان ما (فرشتگان) ابراهیم را با آن مژده؛ گفتند: سلام، گفت: سلام [بر شما] پس دیری نپایید/درنگ نکرد که آورد گوساله ای بریان شده.
فَلَمَّا رَأَى أَيْدِيَهُمْ لَا تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قَالُوا لَا تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمِ لُوطٍ ﴿۷۰﴾
۷۰- پس چون دید که دستانشان نمیرد به آن، بیگانه شمرد آنان را و در دل گرفت از آنان ترسی؛ گفتند نترس ما فرستاده شده ایم [برای عذاب] به سوی قوم لوط.
وَامْرَأَتُهُ قَائِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِنْ وَرَاءِ إِسْحَاقَ يَعْقُوبَ ﴿۷۱﴾
۷۱- و [در آن هنگام] زنش ایستاده بود پس خندید پس مژده دادیم او را به اسحاق و از پی اسحاق به [فرزند او] یعقوب.




