دين وفطرت

پنج وقت نماز در قرآن کریم؛ دلایل وجوب، اوقات و جایگاه شرعی آن

مقدمه

پروردگارا! تو بر ما فرض گردانیدی که در یک شبانه‌روز پنج وقت نماز ادا کنیم و راهی را برای ما نشان دادی تا هر روز پنج بار در برابر تو تعظیم کنیم، با تو مناجات نماییم، از تو یاری بخواهیم و نفس خویش را پرورش دهیم. رحمت تو که به ما ارزانی داشته‌ای، چه بی‌پایان است و نظامی که برای ما مقرر ساخته‌ای، چه کامل است! ای پروردگار ما، ستایش و سپاس از آنِ تو باد!

خداوندا! بندگان پرهیزگارت را که در راه دوری از خشم و عذاب تو گام برمی‌دارند، به فرجام نیک برسان. خداوندا! بر آخرین پیامبرت، محمد، که او را تا روز قیامت به‌عنوان فرستادهٔ خود برای تمام بشریت مبعوث کرده‌ای، رحمت نازل فرما؛ شأن او را بلند، درجه‌اش را رفیع و مقامش را والا گردان. بر خانواده، صحابه و پیروان او تا روز قیامت نیز رحمت، آمرزش، یاری و توفیق عطا کن!

اسلام، نظامی الهی است که الله متعال به‌واسطهٔ پیامبران خود به انسان‌ها تعلیم داده است. اساس این نظام آن است که انسان در تمام عرصه‌های زندگی، بندهٔ الله باشد. کتاب‌هایی که در طول تاریخ نازل شده‌اند، این نظام را در بر داشته‌اند و پیامبرانی که فرستاده شده‌اند، مردم را به همین نظام دعوت کرده‌اند.[۱] کسانی که از این نظام پیروی کرده‌اند، به نجات رسیده‌اند و کسانی که سرپیچی ورزیده‌اند، گرفتار عذاب الهی شده‌اند.[۲]

وقتی شخصی کلمهٔ شهادت را بر زبان می‌آورد و ورود خود به اسلام را اعلام می‌کند، در حقیقت می‌پذیرد که این نظام را به‌صورت یک مجموعهٔ کامل، شامل عقیدهٔ صحیح، عمل نیک، اخلاق پسندیده و معاملات درست، قبول کرده است. همچنین، او به الله متعال وعده می‌دهد که زندگی خویش را بر اساس همین نظام سپری کند.

عبادت‌هایی که در اسلام باید در وقت‌های معین، با شرایط مشخص و به شیوه‌های خاص ادا شوند، جلوه‌ای از بندگی‌اند که نشان می‌دهند انسان زندگی خود را مطابق نظام اسلام سپری می‌کند. با این حال، اسلام هرگز منحصر به همین عبادت‌ها نیست؛ بلکه اسلام زمانی در زندگی انسان تحقق می‌یابد که او در تمام عرصه‌های خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و دیگر حوزه‌های زندگی، از نظام یادشده پیروی کند؛ همان‌گونه که عبادت‌های نمادین نیز بر آن دلالت دارند.

به بیان دیگر، اسلام با اطاعت از اوامر و فرامین الله تحقق می‌یابد؛ خواه این اوامر در وقت‌های معین باید اجرا شوند و خواه رعایت آن‌ها در تمام اوقات لازم باشد، مشروط بر آن‌که اطاعت با نیت عبادت الله صورت گیرد. برای نمونه:

ادای هر یک از عبادت‌هایی مانند پنج وقت نماز، نماز جمعه و عیدین، قربانی، روزهٔ رمضان، زکات و حج، در وقت معین و مقرر آن فرض است. صحیح بودن عقیده و دوری از امور و چیزهای حرام نیز در تمام اوقات فرض است.

همچنین، وفا به عهد، پایبندی به وعده، شکیبایی، اتکا به خود، توکل بر الله، گذشتن از حق شخصی به نفع دیگران، عدالت، مهربانی، حیا، نیکی به دیگران، متانت، راست‌گویی، سخاوت، فروتنی و جوانمردی، از جمله اخلاق نیکی‌اند که رعایت آن‌ها در هر دقیقه و هر ثانیه فرض است. در مقابل، ظلم، حسادت، غیبت، دروغ‌گویی، فریب‌کاری، ریاکاری، خودپسندی، غرور، سستی و تنبلی، از جمله خصلت‌های ناپسندی‌اند که در هر دقیقه و هر ثانیه حرام‌اند.

کسی که نظام اسلام را به‌عنوان یک مجموعهٔ کامل، هم از نظر نظری می‌پذیرد و هم در عمل اجرا می‌کند، «مسلمان» نامیده می‌شود. کسانی که می‌گویند: «نیتم خوب است، دلم پاک است، درونم صاف است» یا «دیگران را فریب نمی‌دهم و همین‌قدر کافی است که مال حرام نخورم»، اما در برابر تمام نظام اسلام تسلیم نمی‌شوند، جز خودشان کسی را فریب نمی‌دهند؛ شیطان را خشنود می‌سازند و زندگی خویش را تباه می‌کنند.

همچنین، کسی که یکی از شروط، ارکان، اصول یا احکام این نظام را انکار کند، شایستگی آن را ندارد که با عنوان «مسلمان» شناخته شود؛ زیرا واژهٔ «مسلمان» به معنای کسی است که در برابر الله تسلیم است. کسی که یکی از احکام الله را انکار می‌کند، در برابر او تسلیم نشده است.

چند سالی است که در میان مسلمانان، برخی افراد جرئت یافته‌اند شماری از احکام آشکار اسلام و بعضی از ارکانی را که در طول تاریخ هیچ اختلافی دربارهٔ آن‌ها وجود نداشته است، انکار کنند. نکتهٔ شگفت‌آور آن است که این افراد بی‌پروایی خود را با ادعای پایبندی به قرآن به بازار عرضه می‌کنند.

اسلام چراغی است که الله متعال آن را روشن کرده است و هیچ‌کس نمی‌تواند آن را خاموش سازد. کسانی که درصدد خاموش کردن این چراغ برمی‌آیند، در حقیقت خود را در معرض عذاب الهی قرار می‌دهند. ابوجهل‌های زمان خود نتوانستند این چراغ را خاموش کنند؛ امروز نیز و تا روز قیامت، نوادگان معنوی ابوجهل‌ها نخواهند توانست آن را خاموش سازند؛ زیرا الله خود عهده‌دار حفظ نور خویش شده است، هرچند کافران و منافقان از آن ناخشنود باشند.

هر انسانی در دنیا این اختیار را دارد که راه دوزخ را انتخاب کند. الله متعال این آزادی را به انسان‌ها داده است.[۳] ازاین‌رو، برای پاسخ‌گویی به چنین افرادی، کافی است با عبرت به آنان بنگریم و در راه حق استوار بمانیم. با این همه، عالمان دینی مسئولیت دارند که این افراد را به نقد بکشند، کسانی را که فریب آنان را خورده‌اند و ترک شعائر اسلامی را نشانهٔ دینداری می‌پندارند، از غفلت بیدار کنند و حقیقت را برایشان روشن سازند.

از همین رو، برخی از عالمان ما با هدف رد دیدگاه پیشوایان چنین جریان‌هایی و نصیحت پیروان آنان، سخن گفته و نوشته‌اند. الله متعال از ایشان راضی باشد.

با آن‌که باور دارم پاسخ‌ها و نقدهای این برادران دانشمندم برای خاموش ساختن زبان این یاوه‌گویان و بیدار کردن مقلدان کافی است، برای ادای مسئولیت علمی و وظیفهٔ اسلامی خود، مناسب دیدم که من نیز در این باره نوشته‌ای مستقل بنویسم.

در ادامه می‌کوشم جایگاه پنج وقت نماز را در اسلام، همراه با دلایل آن، بیان کنم و آینه‌ای در برابر کسانی قرار دهم که نسبت به پنج وقت نماز بی‌اعتنایی می‌کنند، آن را انکار می‌نمایند، ترک می‌کنند یا دربارهٔ وقت‌ها و تعداد آن سخنان آشفته می‌گویند.

تلاش از بنده است و توفیق از جانب الله.

۱. معنای نماز

واژهٔ «صلاة» که در زبان ما به «نماز» ترجمه شده است، از ریشهٔ «صَلْي» مشتق گردیده و در لغت با معانی‌ای مانند افروختن آتش، گرم شدن در آتش و سرخ شدن در آتش ارتباط دارد. واژهٔ «صلاة» معانی دیگری نیز دارد؛ از جمله دعا کردن، عبادت نمودن، برای دیگری طلب برکت کردن، تعظیم نمودن و طلب آمرزش کردن.[۴]

این واژه در زبان فارسی، با کلمهٔ «نماز» بیان شده است؛ کلمه‌ای که برای تعظیم، خم شدن، اظهار بندگی و عبادت به کار می‌رود و در زبان ترکی ما نیز به همین صورت پذیرفته شده است.

اما معنای اصطلاحی یا شرعی «صلاة» عبارت است از: «عبادتی بدنی که با تکبیر آغاز می‌شود و با سلام پایان می‌یابد و از حرکات معین، ذکرها، تسبیحات و دعاهای مشخص تشکیل شده است».[۵]

واژهٔ «صلاة» با صورت‌های مختلف خود بیش از ۱۲۰ بار در قرآن کریم تکرار شده است. این واژه، علاوه بر معانی دعا و دعا کردن[۶] و پاک ساختن[۷]، در مجموع به معنای نماز نیز به کار می‌رود.

به‌ویژه هنگامی که این واژه به‌صورت اسم معرفه، همراه با «الف و لام»، و در کنار کلماتی مشتق از مصدر «إقامة» آمده باشد، مانند «أَقِيمُوا الصَّلَاةَ»، «يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ» و «الْمُقِيمِينَ الصَّلَاةَ»، منظور از «الصلاة» همان پنج وقت نماز است که در یک شبانه‌روز ادا می‌شود.

۲. تاریخ پنج وقت نماز

تاریخ پنج وقت نماز با پدید آمدن انسان بر روی زمین آغاز می‌شود؛ زیرا از آیات مرتبط قرآن کریم چنین برمی‌آید که پنج وقت نماز عبادتی نیست که برای نخستین بار تنها بر پیامبر ما، حضرت محمد ﷺ، فرض شده باشد؛ بلکه این نماز از زمان حضرت آدم علیه‌السلام بر تمام پیامبران و امت‌های آنان فرض بوده است.

الله متعال می‌فرماید:

﴿شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ…﴾

«الله از دین، همان چیزی را برای شما مقرر ساخت که نوح را به آن سفارش کرده بود؛ و آنچه را به تو وحی کردیم، و آنچه را به ابراهیم، موسی و عیسی سفارش کرده بودیم، نیز برای شما مقرر ساخت. آن سفارش این بود که دین را برپا دارید و در آن پراکنده و گروه‌گروه نشوید…»[۸]

این آیه نشان می‌دهد که نماز، به‌عنوان یکی از پایه‌های اساسی دین و نماد پایدار رابطهٔ بنده با پروردگارش، در تمام شریعت‌ها وجود داشته است.

الله متعال می‌فرماید:

﴿إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِلْعَالَمِينَ﴾

«نخستین خانه‌ای که برای مردم بنا نهاده شد، همان خانه‌ای است که در بَکّه قرار دارد؛ خانه‌ای پربرکت و مایهٔ هدایت برای جهانیان.»[۹]

کعبه نخستین عبادتگاهی است که برای انسان‌ها بنا شده است. واژهٔ «انسان‌ها» در این آیه، نخستین انسان، حضرت آدم علیه‌السلام، و فرزندان او را نیز در بر می‌گیرد. آیات زیر نشان می‌دهند که نماز نیز از جمله عبادت‌هایی بوده است که در این عبادتگاه انجام می‌شده است.

الله متعال می‌فرماید:

﴿وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِيمَ مَكَانَ الْبَيْتِ أَنْ لَا تُشْرِكْ بِي شَيْئًا وَطَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْقَائِمِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ﴾

«و هنگامی را به یاد آور که جایگاه خانه را برای ابراهیم تعیین کردیم و به او گفتیم: چیزی را با من شریک مگردان و خانهٔ مرا برای طواف‌کنندگان، قیام‌کنندگان و رکوع‌کنندگان و سجده‌کنندگان پاک نگه دار.»[۱۰]

همچنین، ابراهیم علیه‌السلام چنین دعا کرد:

﴿وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنَامَ ۝ رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي وَمَنْ عَصَانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ۝ رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ ۝ رَبَّنَا إِنَّكَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِي وَمَا نُعْلِنُ وَمَا يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاءِ ۝ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاءِ ۝ رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلَاةِ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاءِ﴾

«و هنگامی را به یاد آور که ابراهیم گفت: پروردگارا! این شهر را امن بگردان و مرا و فرزندانم را از پرستش بت‌ها دور نگه دار. پروردگارا! آن‌ها بسیاری از مردم را گمراه ساخته‌اند. پس هرکس از من پیروی کند، از من است و هرکس از من نافرمانی نماید، به‌راستی تو آمرزنده و مهربانی.

پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در دره‌ای بی‌کشت‌وزرع، در نزد خانهٔ حرمت‌مند تو، سکونت داده‌ام؛ پروردگارا، تا نماز را برپا دارند. پس دل‌های برخی از مردم را به سوی آنان متمایل ساز و از میوه‌ها و محصولات، روزی‌شان ده، باشد که سپاس‌گزاری کنند.

پروردگارا! تو آنچه را پنهان می‌داریم و آنچه را آشکار می‌سازیم، می‌دانی؛ و هیچ چیزی در زمین و آسمان بر الله پوشیده نمی‌ماند.

ستایش از آنِ الله است که در دوران پیری، اسماعیل و اسحاق را به من عطا کرد. بی‌گمان، پروردگار من شنوندهٔ دعاست.

پروردگارا! مرا برپادارندهٔ نماز قرار ده و از نسل من نیز کسانی را برپادارندهٔ نماز بگردان. پروردگارا! دعای مرا بپذیر.»[۱۱]

الله متعال در آیات دیگری می‌فرماید:

﴿أُولَئِكَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ مِنْ ذُرِّيَّةِ آدَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَمِنْ ذُرِّيَّةِ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْرَائِيلَ وَمِمَّنْ هَدَيْنَا وَاجْتَبَيْنَا إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُ الرَّحْمَنِ خَرُّوا سُجَّدًا وَبُكِيًّا ۝ فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا﴾

اینان کسانی از پیامبران بودند که خداوند بر آنان انعام کرده بود، از فرزندان آدم و از کسانی که با نوح (بر کشتی) سوار کردیم، و از فرزندان ابراهیم و اسرائیل (= یعقوب) و از کسانی که آنها را هدایت کردیم و بر گزیدیم. چون آیات (خداوند) رحمان بر آنها تلاوت می شد، سجد کنان و گریان (به خاک) می افتادند.

پس از آنان، نسلی ناخلف آمد که نماز را ضایع ساختند و از خواهش‌های نفسانی پیروی کردند؛ بنابراین، به‌زودی با گمراهی و کیفر آن روبه‌رو خواهند شد.»[۱۲]

الله متعال پس از بیان داستان‌های ابراهیم، لوط، اسحاق و یعقوب علیهم‌السلام می‌فرماید:

﴿وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ﴾

«و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما هدایت می‌کردند؛ و انجام کارهای نیک، برپاداشتن نماز و پرداخت زکات را به آنان وحی کردیم و آنان تنها ما را عبادت می‌کردند.»[۱۳]

همچنین، الله متعال بیان می‌کند که اسماعیل علیه‌السلام بنده‌ای بود که خانوادهٔ خود را به برپاداشتن نماز و پرداخت زکات فرمان می‌داد. آیهٔ مربوط چنین است:

﴿وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِسْمَاعِيلَ إِنَّهُ كَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَكَانَ رَسُولًا نَبِيًّا ۝ وَكَانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ وَكَانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا﴾

«و در این کتاب، اسماعیل را یاد کن؛ او در وعدهٔ خود راست‌گو بود و فرستاده‌ای پیامبر بود. خانوادهٔ خود را به برپاداشتن نماز و پرداخت زکات فرمان می‌داد و نزد پروردگارش پسندیده بود.»[۱۴]

فرمان الله متعال به بنی‌اسرائیل نیز که می‌فرماید:

﴿وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ﴾

«نماز را برپا دارید، زکات را بپردازید و همراه رکوع‌کنندگان رکوع کنید»،[۱۵] نشان می‌دهد که نماز مقرر شده برای ما، با همین صورت، بر یهودیان نیز فرض بوده است.

الله متعال در آیه‌ای دیگر بیان می‌کند که برپاداشتن نماز و پرداخت زکات نیز بخشی از پیمانی بود که از یهودیان گرفته شده بود. او می‌فرماید:

﴿وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْكُمْ وَأَنْتُمْ مُعْرِضُونَ﴾

«و هنگامی را به یاد آورید که از بنی‌اسرائیل پیمان گرفتیم که جز الله را عبادت نکنید؛ به پدر و مادر، خویشاوندان، یتیمان و نیازمندان نیکی کنید؛ با مردم سخن نیک بگویید؛ نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید. سپس، جز اندکی از شما، روی گرداندید و از پیمان خود اعراض کردید.»[۱۶]

الله متعال همین فرمان را  [۱۷] در ضمن فرمان ویژه‌ای به موسی و برادرش هارون علیهماالسلام نیز تکرار می‌کند. آیهٔ مربوط چنین است:

﴿وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى وَأَخِيهِ أَنْ تَبَوَّآ لِقَوْمِكُمَا بِمِصْرَ بُيُوتًا وَاجْعَلُوا بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ﴾

«و به موسی و برادرش وحی کردیم که برای قوم خود در مصر خانه‌هایی آماده سازید، خانه‌های خود را عبادتگاه قرار دهید، نماز را برپا دارید و به مؤمنان بشارت دهید.»[۱۸]

الله متعال به‌طور ویژه به موسی علیه‌السلام می‌فرماید:

﴿إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي﴾

«به‌راستی من الله هستم؛ هیچ معبودی جز من نیست. پس مرا عبادت کن و برای یاد کردن من نماز را برپا دار.»[۱۹]

الله متعال فرمان درخواست یاری از راه شکیبایی و نماز را هم به مسلمانان و هم به بنی‌اسرائیل داده است. آیات مربوط چنین‌اند:

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ﴾

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از شکیبایی و نماز یاری بجویید؛ بی‌گمان، الله با شکیبایان است.»[۲۰]

و نیز:

﴿وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ﴾

«و از شکیبایی و نماز یاری بجویید؛ بی‌گمان، نماز کاری دشوار است، مگر برای فروتنان و کسانی که در برابر الله خشوع دارند.»[۲۱]

از آیات مربوط به اهل کتاب به‌روشنی دانسته می‌شود که نماز نیز از جمله فرمان‌هایی بوده است که به‌صورت قطعی به آنان داده شده بود. یکی از این آیات چنین است:

﴿وَمَا تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَةُ ۝ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ﴾

«کسانی که کتاب آسمانی به آنان داده شده بود، پس از آن‌که دلیل روشن برایشان آمد، پراکنده و گروه‌گروه شدند؛ در حالی که به آنان فرمان داده نشده بود مگر این‌که الله را با اخلاص در دین عبادت کنند، حق‌گرا باشند، نماز را برپا دارند و زکات بپردازند. این است دین استوار.»[۲۲]

این آیه نشان می‌دهد که اهل کتاب نیز به برپاداشتن نماز مأمور شده بودند.

آیهٔ زیر نیز بیان می‌کند که یکی از سفارش‌های لقمان علیه‌السلام به پسرش، برپاداشتن نماز بود:

﴿يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ﴾

«ای پسرک من! نماز را برپا دار، به کار پسندیده فرمان بده، از کار ناپسند بازدار و بر آنچه به تو می‌رسد شکیبا باش؛ بی‌گمان، این از کارهای استوار و شایسته است.»[۲۳]

در آیهٔ زیر نیز بیان شده است که عیسی علیه‌السلام از جانب الله متعال به برپاداشتن نماز فرمان یافته بود:

﴿…وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا﴾

«و تا زمانی که زنده‌ام، مرا به برپاداشتن نماز و پرداخت زکات سفارش کرده است.»[۲۴]

این آیات به‌روشنی نشان می‌دهند که نماز از زمان حضرت آدم علیه‌السلام، نخستین انسان و نخستین پیامبر، بر تمام پیامبران و امت‌های آنان فرض بوده است.

چنان‌که در حدیث مشهور جبرئیل، که به اوقات نماز مربوط است، آمده است، جبرئیل علیه‌السلام دو روز برای پیامبر اکرم ﷺ امامت کرد و اوقات پنج وقت نماز را عملاً به او نشان داد. سپس گفت:

«ای محمد! وقت‌های نماز این‌هاست که پیامبران پیش از تو در آن‌ها نماز می‌خواندند. وقت نماز تو نیز میان این دو وقت قرار دارد.»[۲۵]

۳. پنج وقت نماز در امت آخر

فرمان الله متعال دربارهٔ نماز به امت آخر، یعنی امت آخرین پیامبر، حضرت محمد ﷺ، به این صورت آمده است:

﴿أَقِيمُوا الصَّلَاةَ﴾

«نماز را برپا دارید.»[۲۶]

در این فرمان و فرمان‌های مشابه الله متعال، واژهٔ «الصلاة» که به «نماز» ترجمه شده است، اسم معرفه است. از همین رو، بر اساس استدلال نویسنده، این واژه به همان پنج وقت نمازی اشاره دارد که از زمان حضرت آدم علیه‌السلام بر تمام پیامبران فرض بوده است. آیات یادشده در بخش پیشین نیز این مطلب را نشان می‌دادند.

بنابراین، معنای فرمان الله متعال، ﴿أَقِيمُوا الصَّلَاةَ﴾، چنین خواهد بود:

«ای امت محمد! همان پنج وقت نمازی را که از آغاز تاریخ بر تمام پیامبران و امت‌های آنان فرض کرده بودم و آنان آن را ادا می‌کردند، بر شما نیز فرض گردانیدم؛ پس شما نیز از این پس آن پنج وقت نماز را ادا کنید.»

علاوه بر این، الله متعال با نازل کردن آیات ۲۳۸ سورهٔ  بقره؛ ۱۱۴ سورهٔ ی، هود؛ و ۷۸ سورهٔ ، اسراء، فرض بودن پنج وقت نماز را به‌طور ویژه بر پیامبر محمد ﷺ تأکید کرده است.

۴. اهمیت پنج وقت نماز

پنج وقت نماز عبادتی است که نشان می‌دهد انسان به الله احترام می‌گذارد و ناتوانی خویش را در برابر او به رسمیت می‌شناسد. این عبادت همچنین رابطهٔ انسان با الله را نیرومند و زنده نگه می‌دارد و یکی از پنج رکن دین اسلام است.[۲۷]

در قرآن کریم بیان شده است که پنج وقت نماز، هنگامی که به‌درستی و به‌طور کامل ادا شود، مانع ارتکاب بدی‌ها می‌گردد.[۲۸] همچنین، یکی از دو شرط درخواست یاری از الله، برپاداشتن پنج وقت نماز است.[۲۹]

قرآن کریم بیان می‌کند که پنج وقت نماز تنها برای کسانی دشوار نیست که از صمیم قلب در برابر الله خشوع و فروتنی دارند؛ اما کسانی که در دل‌هایشان بیماری معنوی وجود دارد و در برابر الله صادق و مخلص نیستند، نماز را با تنبلی و بی‌میلی ادا می‌کنند و آن را کاری دشوار و طاقت‌فرسا می‌پندارند.[۳۰]

الله متعال چنان به پنج وقت نماز اهمیت داده است که ترک آن را تحت هیچ شرایطی اجازه نداده است. حتی در هنگام جنگ نیز مسلمانان را فرمان داده است که نماز را در وقت خود ادا کنند، هرچند لازم باشد جماعت را به دو گروه تقسیم نمایند.[۳۱]

در عین حال، الله متعال بیان کرده است که در سفر می‌توان نماز را قصر ادا کرد و برای استمرار این عبادت، برخی آسان‌گیری‌ها را مقرر ساخته است. از جمله، کسانی که توانایی ندارند، می‌توانند نماز را نشسته، درازکشیده یا در حال حرکت ادا کنند؛ همچنین می‌توانند هنگام سوار بودن بر مرکب یا وسیلهٔ نقلیه، حتی با اشاره، نماز خود را به‌جا آورند.[۳۲]

همچنین، در برخی شرایط اجازه داده شده است که نماز ظهر با نماز عصر و نماز مغرب با نماز عشاء یک‌جا ادا شوند.[۳۳]

این موارد نشان می‌دهند که زندگی مسلمان بدون نماز سپری نمی‌شود و نباید نیز بدون نماز سپری گردد.

۵. حکمت و فضیلت پنج وقت نماز

ادای پنج وقت نماز، انسان را از سخنان و رفتارهای زشت و اعمال ناپسند بازمی‌دارد، روح او را پاک می‌سازد و او را در دنیا و آخرت شایستهٔ رحمت الله می‌گرداند.

الله متعال می‌فرماید:

﴿اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ﴾

«آنچه را از کتاب به تو وحی شده است، تلاوت کن و نماز را برپا دار؛ زیرا نماز از کارهای زشت و ناپسند بازمی‌دارد. و بی‌گمان، یاد الله بزرگ‌تر است و الله آنچه را انجام می‌دهید، می‌داند.»[۳۴]

در حقیقت، هنگامی که مؤمن پنج وقت نماز را به‌گونه‌ای شایسته و پیوسته ادا کند، دلش روشن می‌شود، نفسش پاک می‌گردد، ایمانش قوت می‌گیرد، به کارهای نیک علاقه‌مند می‌شود و از اعمال ناپسند فاصله می‌گیرد. در نتیجه، از سخنان و رفتارهای زشت و اعمال نادرست دوری می‌ورزد.[۳۵]

یاد کردن الله به این شیوه، از بزرگ‌ترین عبادت‌هاست؛ زیرا مؤمن در نماز، از یک‌سو با زبان، دل و اعضای بدن خود الله را یاد می‌کند و از سوی دیگر، با حضور در پیشگاه او، ناتوانی خویش را به رسمیت می‌شناسد، نیاز خود را به یاری الله ابراز می‌دارد و از او طلب کمک می‌کند.[۳۶]

از ابوهریره رضی‌الله‌عنه روایت شده است که روزی پیامبر اکرم ﷺ به اصحاب حاضر در نزد خود فرمود:

«به من بگویید، اگر در برابر دروازهٔ خانهٔ یکی از شما جوی آبی باشد و او هر روز پنج بار در آن غسل کند، آیا بر بدنش چرکی باقی می‌ماند؟»

آنان پاسخ دادند: «خیر، هیچ چرکی از او باقی نمی‌ماند.»

پس پیامبر اکرم ﷺ فرمود:

«این، مثال پنج وقت نماز است؛ الله به‌وسیلهٔ پنج وقت نماز، خطاها را محو می‌کند.»[۳۷]

۶. حکم شرعی ادای پنج وقت نماز

الله متعال می‌فرماید:

﴿…إِنَّ الصَّلَاةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَابًا مَوْقُوتًا﴾

«… بی‌گمان، نماز بر مؤمنان فریضه‌ای است که وقت آن تعیین شده است.»[۳۸]

این سخن الله متعال بیان می‌کند که ادای نماز در وقت‌های تعیین‌شده بر مؤمنان فرض است. آیات زیر، افزون بر تأکید بر فرض بودن نماز، پنج وقت بودن آن و زمان‌های مربوط به آن را نیز بیان می‌کنند.

الله متعال می‌فرماید:

﴿حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَى…﴾

«بر نمازها و به‌ویژه بر نماز میانه محافظت کنید…»[۳۹]

واژه‌ای که در این آیه به «نمازها» ترجمه شده، «الصَّلَوَاتِ» است که جمع «الصَّلَاة» به شمار می‌رود. در زبان عربی، صیغهٔ جمع دست‌کم بر سه چیز دلالت می‌کند؛ بنابراین، معنای حداقلی «الصَّلَوَاتِ» در این آیه، سه نماز خواهد بود.

اما اگر «الصَّلَوَاتِ» را بر حداقل معنای جمع، یعنی سه نماز، حمل کنیم، با افزودن «الصَّلَاةِ الْوُسْطَى» به آن، مجموع نمازها چهار وقت خواهد شد. در حالی که چهار عدد، وسط ندارد. در این صورت، نماز میانه پس از افزوده شدن به آن سه نماز، ویژگی «میانه» بودن خود را از دست خواهد داد.

ازاین‌رو، نویسنده استدلال می‌کند که واژهٔ جمع «الصَّلَوَاتِ» در این آیه باید بر چهار نماز دلالت کند؛ زیرا اگر بر اعداد دیگری که از نظر لغوی می‌تواند بر آن‌ها دلالت داشته باشد، مانند پنج، شش یا هفت نماز، حمل شود، آیات و احادیث دیگری که دربارهٔ پنج وقت نماز آمده‌اند، مانع از چنین برداشتی خواهند بود.

بر این اساس، هنگامی که «الصَّلَوَاتِ» بر چهار نماز دلالت کند و «الصَّلَاةِ الْوُسْطَى» نیز به آن افزوده شود، مجموعاً پنج نماز خواهد بود و نماز میانه جایگاه خود را حفظ خواهد کرد؛ زیرا در میان پنج نماز، یک نماز در وسط قرار می‌گیرد:

(۱، ۲، ۳، ۴، ۵)

همچنین، فرمان ﴿حَافِظُوا﴾ به معنای «محافظت کنید»، استدلال شده است که چون حفظ نمازها مستلزم ادای آن‌ها در وقت‌های مقرر است، این فرمان بر وجوب ادای پنج نماز در اوقات معین دلالت دارد.

الله متعال می‌فرماید:

﴿وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِنَ اللَّيْلِ…﴾

«نماز را در دو طرف روز و در بخش‌هایی از شب که به روز نزدیک‌اند، برپا دار…»[۴۰]

عبارت «در دو طرف روز» در این آیه، ترجمهٔ «طَرَفَيِ النَّهَارِ» است. این عبارت یک ترکیب اضافی است و واژهٔ «طَرَفَي» صورت تثنیهٔ «طَرَف» به شمار می‌رود.

واژهٔ «طَرَف» در زبان عربی معانی‌ای مانند یک جانب، یک گروه یا بخش، مرز و کناره را می‌رساند.[۴۱] هنگامی که این واژه در قرآن کریم به‌صورت مضاف به کار می‌رود، به‌عنوان بخشی از مضاف‌الیه نیز مطرح می‌شود.[۴۲] بر این اساس، منظور از «دو طرف روز» در آیه، دو بخش از زمان‌هایی است که به روز تعلق دارند.

بخش دیگری از آیه که به «در بخش‌هایی از شب که به روز نزدیک‌اند» ترجمه شده، عبارت ﴿زُلَفًا مِنَ اللَّيْلِ﴾ است. واژهٔ «زُلَف» جمع «زُلْفَة» است. چنان‌که پیش‌تر گفته شد، جمع در زبان عربی دست‌کم بر سه چیز دلالت می‌کند. واژهٔ «زُلْفَة» نیز یکی از معانی خود را در مفهوم نزدیکی دارد.

بنابراین، بر اساس تحلیل لغوی ، معنای ﴿زُلَفًا مِنَ اللَّيْلِ﴾ چنین خواهد بود: «سه وقت از شب که به روز نزدیک‌اند».

فرمان ﴿أَقِمِ الصَّلَاةَ﴾، یعنی «نماز را برپا دار»، بر این اساس، با ادای پیوستهٔ نماز در دو وقت متعلق به روز و سه بخش از شب که به روز نزدیک‌اند، اجرا می‌شود؛ یعنی در پنج وقت.

فرمان الله متعال در آیهٔ ۲۳۸ سورهٔ بقره، یعنی «بر نمازها و به‌ویژه بر نماز میانه محافظت کنید»، نیز بر اساس این استدلال، تنها به همین صورت تحقق می‌یابد؛ زیرا اگر نمازها در تمام وقت‌هایی که برایشان تعیین شده است ادا نشوند، نمی‌توان گفت که از آن‌ها محافظت شده است.

الله متعال در آیه‌ای دیگر می‌فرماید:

﴿أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ…﴾

«نماز را از هنگام مایل شدن خورشید تا تاریک شدن شب برپا دار و نماز صبح را نیز ادا کن…»[۴۳]

این آیه، زمان آغاز و پایان پنج وقت نماز را بیان می‌کند؛ همان پنج وقتی که در آیهٔ ۱۱۴ سورهٔ هود نیز به‌روشنی ذکر شده‌اند.

الله متعال می‌فرماید:

﴿فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى﴾

«پس بر آنچه می‌گویند شکیبا باش و پیش از طلوع خورشید و پیش از غروب آن، پروردگارت را همراه با ستایش او تسبیح بگو؛ و در ساعت‌هایی از شب و در بخش‌هایی از روز نیز تسبیح او را بگو، باشد که خشنود شوی.»[۴۴]

این آیه،  بر مشروعیت نمازهای نافله و سنت پیش و پس از پنج وقت نماز، نماز چاشت و نماز تهجد، و نیز بر اوقات پایانی نماز صبح و نماز عصر و زمان‌های نمازهای پنج‌گانه، تهجد و چاشت دلالت دارد.

الله متعال همچنین می‌فرماید:

﴿فَسُبْحَانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَحِينَ تُصْبِحُونَ وَلَهُ الْحَمْدُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَعَشِيًّا وَحِينَ تُظْهِرُونَ﴾

«پس هنگامی که وارد شام می‌شوید و هنگامی که صبح می‌کنید، الله را تسبیح بگویید. ستایش در آسمان‌ها و زمین از آنِ اوست؛ و نیز در هنگام عصر و هنگامی که وارد وقت ظهر می‌شوید، او را تسبیح بگویید.»[۴۵]

از این آیه چنین برداشت می‌شودکه الله متعال دو مورد از سه وقتی را که در آیهٔ ۱۱۴ سورهٔ هود با تعبیر «بخش‌هایی از شب که به روز نزدیک‌اند» آمده‌اند، با واژهٔ «مَسَاء» و مورد دیگر را با واژهٔ «صَبَاح» بیان کرده است. بر این اساس، آن سه وقت در مجموع به دو دستهٔ زمانی تقسیم می‌شوند.

به تعبیر دیگر، عبارت «هنگامی که وارد شام می‌شوید و هنگامی که در شام هستید» به دو وقت نماز اشاره دارد: یکی نماز مغرب و دیگری نماز عشاء. هرچند وقت این دو نماز جداگانه است، هر دو در محدودهٔ زمانی شام قرار می‌گیرند. نماز صبح در وقت «هنگامی که وارد صبح می‌شوید و هنگامی که در صبح هستید» ادا می‌شود. نماز عصر به «هنگام عصر» مربوط است و نماز ظهر در زمانی ادا می‌شود که به هنگام ظهر نزدیک است یا در آن قرار دارد.

الله متعال در آیه‌ای دیگر می‌فرماید:

﴿فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ﴾

«پس بر سخنان کافران شکیبا باش و پیش از طلوع خورشید و پیش از غروب آن، پروردگارت را همراه با ستایش او تسبیح بگو.»[۴۶]

وقت‌هایی که جبرئیل علیه‌السلام با دو روز امامت کردن برای پیامبر اکرم ﷺ عملاً نشان داد، همان وقت‌هایی‌اند که در آیات یادشده تعیین شده‌اند.

حدیث مربوط چنین است:

از ابن‌عباس رضی‌الله‌عنهما روایت شده است که پیامبر اکرم ﷺ فرمود:

«جبرئیل دو بار در کنار کعبه برای من امامت کرد. در بار نخست، نماز ظهر را هنگامی ادا کرد که سایهٔ هر چیز به اندازهٔ بند کفش شده بود؛ نماز عصر را هنگامی ادا کرد که سایهٔ هر چیز به اندازهٔ خود آن شده بود؛ نماز مغرب را هنگامی ادا کرد که خورشید غروب کرد و روزه‌دار افطار نمود؛ نماز عشاء را هنگامی ادا کرد که شفق از بین رفت؛ و نماز صبح را هنگامی ادا کرد که سپیده دمید و خوردن و نوشیدن برای روزه‌دار حرام شد.

در بار دوم، نماز ظهر را هنگامی ادا کرد که سایهٔ هر چیز به اندازهٔ خود آن شده بود؛ یعنی در همان وقتی که در بار نخست نماز عصر را ادا کرده بود. نماز عصر را هنگامی ادا کرد که سایهٔ هر چیز به اندازهٔ دو برابر آن شده بود. نماز مغرب را نیز در همان وقتی ادا کرد که در بار نخست ادا کرده بود. نماز عشاء را هنگامی ادا کرد که یک‌سوم شب سپری شده بود و نماز صبح را هنگامی ادا کرد که اطراف روشن شده بود.

سپس رو به من کرد و گفت: ای محمد! این وقت‌های نماز پیامبران پیش از تو است و وقت نماز تو میان این دو وقت قرار دارد.»[۴۷]

۷. حکم انکارکنندهٔ پنج وقت نماز

«بی‌گمان، دین نزد الله اسلام است.»[۴۸] پنج وقت نماز یکی از ارکان همین دین اسلام است و ادای آن نشانهٔ مؤمن بودن به شمار می‌رود.[۴۹]

انکار پنج وقت نماز، دست‌کم به معنای انکار حدود یک‌صد آیه، سنت مکتوب و سنت عملی است؛ همچنین به معنای نادان شمردن امت اسلامی و آشکار ساختن بی‌ایمانی، ناآگاهی و بی‌پروایی خویش است.

زیرا الله متعال در کتاب خود، قرآن کریم، در آیات فراوان، اهمیت پنج وقت نماز، حکم شرعی آن، حکمت و اوقات آن را به‌روشنی بیان کرده است. فرستادهٔ الله، حضرت محمد ﷺ، این احکام را ابلاغ کرده و خود به آن‌ها عمل نموده است. زندگی اسلامی بر محور پنج وقت نماز شکل گرفته و در تاریخ امت اسلامی حتی یک روز نیز پنج وقت نماز به‌طور کامل ترک نشده است.

مسئله چنان روشن، آشکار و بی‌ابهام بوده که مذاهب اسلامی در این باره هیچ اختلافی نداشته‌اند. ازاین‌رو، اکنون که بیش از چهارده قرن از نزول قرآن کریم و از زمانی که پیامبر، حضرت محمد ﷺ، به‌عنوان ابلاغ‌کنندهٔ قرآن، شیوهٔ عملی اجرای آن را نشان داده است، می‌گذرد، سخنان یاوه‌گویی مانند «پنج وقت نماز وجود ندارد» یا «نماز پنج وقت نیست»، در واقع بیانگر این معناست که گوینده می‌گوید: «من بی‌ایمانم، ناآگاهم، بی‌پروا هستم، مؤمن نیستم، عضوی از امت اسلامی نیستم و تعادل عقلی من درست نیست.»

تفاوت میان مسلمانان و چنین افرادی این است که:

منافقان به زندگی دنیا مغرور می‌شوند؛

مسلمانان با اسلام آرامش و لذت می‌یابند.

«آخرین سخن ما این است: ستایش از آنِ الله است.»

یادداشت مترجم: مقالهٔ حاضر از طرف انس علیم اوغلو  به زبان اویغوری در وب‌سایت Kuranyoli.com منتشر شده بود.  توسط فیض‌الله فیاض به زبان فارسی ترجمه شده است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پاورقی‌ها و منابع

[۱] بنگرید به: سورهٔ نحل، آیهٔ ۳۶؛ سورهٔ انبیاء، آیهٔ ۲۵.

[۲] بنگرید به: سورهٔ حج، آیهٔ ۴۵؛ سورهٔ عنکبوت، آیهٔ ۴۰.

[۳] بنگرید به: سورهٔ کهف، آیهٔ ۲۹؛ سورهٔ انسان، آیهٔ ۳؛ سورهٔ بلد، آیهٔ ۱۰.

[۴] ابوالحسین احمد بن فارس بن زکریا، مدخل «صلي»، معجم مقاييس اللغة، تحقیق: عبدالسلام محمد هارون (بیروت: دارالفکر، ۱۳۹۹ق/۱۹۷۹م)، ج ۳، ص ۳۰۰؛ راغب اصفهانی، مدخل «صلي»، المفردات في غريب القرآن، تحقیق: صفوان عدنان داوودی (دمشق ـ بیروت: دارالقلم ـ الدار الشامیه، ۱۴۱۲ق)، صص ۴۹۰ـ۴۹۱؛ محمد بن مکرم بن منظور، مدخل «صلي»، لسان العرب (بیروت: دار صادر، ۱۴۱۴ق)، ج ۱۴، صص ۴۶۴ـ۴۶۸.

[۵] م. کامل یاشاراوغلو، مدخل «نماز»، دانشنامهٔ اسلامی بنیاد دیانت ترکیه (استانبول: انتشارات بنیاد دیانت ترکیه، ۲۰۰۶م)، ج ۳۲، ص ۳۵۰.

[۶] بنگرید به: سورهٔ توبه، آیات ۹۹ و ۱۰۳.

[۷] بنگرید به: سورهٔ بقره، آیهٔ ۱۵۷.

[۸] بنگرید به: سورهٔ شوری، آیهٔ ۱۳.

[۹] بنگرید به: سورهٔ آل‌عمران، آیهٔ ۹۶.

[۱۰] بنگرید به: سورهٔ حج، آیهٔ ۲۶.

[۱۱] بنگرید به: سورهٔ ابراهیم، آیات ۳۵ تا ۴۰.

[۱۲] بنگرید به: سورهٔ مریم، آیات ۵۸ و ۵۹.

[۱۳] بنگرید به: سورهٔ انبیاء، آیهٔ ۷۳.

[۱۴] بنگرید به: سورهٔ مریم، آیات ۵۴ و ۵۵.

[۱۵] بنگرید به: سورهٔ بقره، آیهٔ ۴۳.

[۱۶] آیهٔ ۱۲ سورهٔ مائده نیز به این پیمان اشاره می‌کند.

[۱۷] بنگرید به: سورهٔ بقره، آیهٔ ۸۳.

[۱۸] بنگرید به: سورهٔ یونس، آیهٔ ۸۷.

[۱۹] بنگرید به: سورهٔ طه، آیهٔ ۱۴.

[۲۰] بنگرید به: سورهٔ بقره، آیهٔ ۱۵۳.

[۲۱] بنگرید به: سورهٔ بقره، آیهٔ ۴۵.

[۲۲] بنگرید به: سورهٔ بیّنه، آیات ۴ و ۵.

[۲۳] بنگرید به: سورهٔ لقمان، آیهٔ ۱۷.

[۲۴] بنگرید به: سورهٔ مریم، آیهٔ ۳۱.

[۲۵] صحیح بخاری، کتاب «مواقيت الصلاة»، حدیث ۲؛ صحیح مسلم، کتاب «المساجد»، احادیث ۱۶۶ـ۱۶۷؛ جامع ترمذی، کتاب «الصلاة»، حدیث ۱؛ سنن ابی‌داود، کتاب «الصلاة»، حدیث ۲.

[۲۶] بنگرید به: سورهٔ بقره، آیهٔ ۱۱۰؛ سورهٔ نساء، آیهٔ ۱۰۳؛ سورهٔ انعام، آیهٔ ۷۲؛ سورهٔ حج، آیهٔ ۷۸؛ سورهٔ نور، آیهٔ ۵۶؛ سورهٔ روم، آیهٔ ۳۱؛ سورهٔ مجادله، آیهٔ ۱۳؛ سورهٔ مزمل، آیهٔ ۲۰.

[۲۷] از ابن‌عمر رضی‌الله‌عنهما روایت شده است که رسول الله ﷺ فرمود: «اسلام بر پنج رکن بنا شده است: نخست، گواهی دادن به این‌که هیچ معبودی جز الله نیست و محمد فرستادهٔ الله است؛ دوم، برپاداشتن نماز؛ سوم، پرداخت زکات؛ چهارم، ادای حج برای کسی که توانایی آن را دارد؛ و پنجم، روزه گرفتن ماه رمضان.» صحیح بخاری، کتاب «الإيمان»، حدیث ۲؛ صحیح مسلم، کتاب «الإيمان»، احادیث ۱۹ـ۲۲.

[۲۸] بنگرید به: سورهٔ عنکبوت، آیهٔ ۴۵.

[۲۹] بنگرید به: سورهٔ بقره، آیهٔ ۴۵.

[۳۰] بنگرید به: سورهٔ بقره، آیهٔ ۴۵؛ سورهٔ نساء، آیهٔ ۱۴۲؛ سورهٔ توبه، آیهٔ ۵۴.

[۳۱] بنگرید به: سورهٔ نساء، آیهٔ ۱۰۲.

[۳۲] بنگرید به: سورهٔ نساء، آیهٔ ۱۰۳.

[۳۳] در قرآن کریم، وقت پایانی نماز ظهر، وقت آغازین نماز عصر، وقت پایانی نماز مغرب و وقت آغازین نماز عشاء ذکر نشده است. نویسنده این امر را نشان‌دهندهٔ جواز جمع میان نماز ظهر و عصر و میان نماز مغرب و عشاء می‌داند. در کتاب‌های حدیث نیز روایت‌هایی آمده است که پیامبر اکرم ﷺ این نمازها را به همین صورت جمع کرده است.

[۳۴] بنگرید به: سورهٔ عنکبوت، آیهٔ ۴۵.

[۳۵] بنگرید به: سورهٔ بقره، آیهٔ ۴۵.

[۳۶] بنگرید به: سورهٔ مؤمنون، آیات ۱ و ۲ و تفسیر آن‌ها.

[۳۷] صحیح بخاری، کتاب «مواقيت الصلاة»، حدیث ۶؛ صحیح مسلم، کتاب «المساجد»، حدیث ۲۸۲؛ جامع ترمذی، کتاب «الأمثال»، حدیث ۵؛ سنن نسائی، کتاب «الصلاة»، حدیث ۷.

[۳۸] بنگرید به: سورهٔ نساء، آیهٔ ۱۰۳.

[۳۹] بنگرید به: سورهٔ بقره، آیهٔ ۲۳۸.

[۴۰] بنگرید به: سورهٔ هود، آیهٔ ۱۱۴.

[۴۱] ابن‌فارس، مدخل «طرف»، ج ۳، ص ۴۴۷؛ راغب اصفهانی، مدخل «طرف»، ص ۵۱۷.

[۴۲] بنگرید به: سورهٔ آل‌عمران، آیهٔ ۱۲۷؛ سورهٔ رعد، آیهٔ ۴۱؛ سورهٔ طه، آیهٔ ۱۳۰؛ سورهٔ انبیاء، آیهٔ ۴۴.

[۴۳] بنگرید به: سورهٔ اسراء، آیهٔ ۷۸.

[۴۴] بنگرید به: سورهٔ طه، آیهٔ ۱۳۰.

[۴۵] بنگرید به: سورهٔ روم، آیات ۱۷ و ۱۸.

[۴۶] بنگرید به: سورهٔ قاف، آیهٔ ۳۹.

[۴۷] صحیح بخاری، کتاب «مواقيت الصلاة»، حدیث ۲؛ صحیح مسلم، کتاب «المساجد»، احادیث ۱۶۶ـ۱۶۷؛ جامع ترمذی، کتاب «الصلاة»، حدیث ۱؛ سنن ابی‌داود، کتاب «الصلاة»، حدیث ۲.

[۴۸] بنگرید به: سورهٔ آل‌عمران، آیهٔ ۱۹.

[۴۹] بنگرید به: سورهٔ نساء، آیهٔ ۱۰۳.

 

ما را در فضای مجازی دنبال کنید