در آیه ۴۸ سوره نساء بیان شده است که کسانی که شرک میورزند، به خداوند نسبت ناروا و افترا میدهند. آیا میتوانید این موضوع را کمی توضیح دهید؟ کسی که شرک میورزد چگونه به خداوند افترا میبندد؟
پاسخ:
شرک ورزیدن به این معناست که انسان، خداوند را در جایگاه دوم قرار دهد. هر انسان به یقین میداند که خداوند همان کسی است که او را آفریده است. او میداند که نظام موجود در بدن خودش و در سراسر جهان را خداوند آفریده است. همچنین میداند که هوا، آب و غذایی که به آن نیاز دارد نیز از جانب او آفریده شدهاند. با این حال، کسانی که میخواهند بر اساس خواستههای خود یک نظام دینی بسازند، در کنار خداوند، معبود یا اله دیگری قرار میدهند.
برای مثال، مشرکان مکه میگفتند: «فرشتگان دختران خدا هستند.» امروز مسیحیان میگویند: «عیسی پسر خداست.» کاتولیکها نیز مریم را نوعی الهه یا دارای مقام الوهی میدانند. پس آنها در واقع چه میکنند؟ آنها خداوند را به حاشیه میبرند و عیسی را به جایگاه الوهیت میرسانند.
وقتی عیسی را به مقام الوهی تبدیل میکنند، در واقع برای خودشان نیز این امکان را ایجاد میکنند که نوعی جایگاه الوهی یا شبهالهی داشته باشند. به همین دلیل مثلاً از واژه «پاپ» استفاده میکنند. در این نگاه، خداوند مانند یک پاپ در نظر گرفته میشود و خودشان نیز مانند پاپ هستند؛ یعنی خود را نمایندگان عیسی میدانند. در نتیجه، دین در اختیار و کنترل آنان قرار میگیرد.
این بزرگ ترین افترا و نسبت ناروا به خداوند است. آنان گمان میکنند که میتوانند نظامی را که خداوند برقرار کرده است بر اساس خواستههای خود تغییر دهند و در نتیجه باعث آشفتگی، فساد و انواع مشکلات میشوند. با اینکه بهخوبی میدانند که جز خداوند نباید هیچکس را پرستش کرد، با این حال چنین ساختارهایی را ایجاد میکنند.
سپس از اینجا، با سخنان نادرست، دینی جدید اختراع میکنند و در واقع به خداوند افترا میبندند و بر اساس آن عمل میکنند. زیرا هیچکس نمیتواند بدون دین باشد. حتی کسی که میگوید: «من بیخدا هستم»، به نوعی برای خود یک نوع نگرش یا نظام اعتقادی دارد و دیگران نیز او را بهعنوان فردی دارای نوعی باور و جهتگیری میبینند.
باید از این افراد پرسید: «تو بهعنوان یک مؤمن به کدام دین تعلق داری؟» آنان برای سوءاستفاده از احساسات دینی مردم و بهرهکشی از آنها، در کنار خداوند معبودهای دیگری قرار میدهند. این همان بزرگترین افترا نسبت به خداوند است.




