خروج ابلیس از راه حق
فرمان سجده
پروردگارت به فرشتگان گفته بود: «من انسانی را از گِل، از خاک سیاه و شکلپذیر خواهم آفرید. پس هنگامی که او را آراستم و از روح خود در او دمیدم، در برابر او به سجده افتید.» (حجر، آیه ۲۸)
پروردگارت به فرشتگان چنین گفته بود: «من انسانی را از گِل خواهم آفرید. پس هنگامی که او را آراستم و از روح خود در او دمیدم، در برابر او به سجده افتید.» (ص، آیه ۷۱)
پاسخ ابلیس
خداوند فرمود: «چه چیز تو را بازداشت از اینکه سجده کنی، در حالی که به تو فرمان داده بودم؟» او پاسخ داد: «مرا از آتش آفریدی و او را از گِل آفریدی؛ من از او برترم.» (اعراف، آیه ۱۲)
خداوند فرمود: «ای ابلیس! چه چیز تو را بازداشت که با سجدهکنندگان باشی؟» او گفت: «من نمیتوانم در برابر انسانی سجده کنم که او را از گِل، از خاک سیاه و شکلپذیر آفریدهای.» (حجر، آیات ۳۲-۳۳)
خداوند فرمود: «ای ابلیس! چه چیز تو را بازداشت که در برابر آنچه با قدرت خود آفریدم سجده کنی؟ آیا تکبّر کردی؟ یا از کسانی هستی که خود را برتر میدانند؟»
ابلیس گفت: «من از او برترم. مرا از آتش آفریدی و او را از گِل آفریدی.» خداوند فرمود: «از آنجا بیرون شو؛ تو اکنون راندهشدهای. تا روز جزا لعنت من بر تو خواهد بود.» (ص، آیات ۷۵-۷۸)
مجازاتی که دریافت کرد
خداوند به او فرمود: «از آنجا فرود آی؛ تو را نمیرسد که در آنجا تکبّر ورزی. بیرون شو که تو از خوارشدگانی.» (اعراف، آیه ۱۳)
فرمود: «پس از آنجا بیرون شو؛ تو اکنون راندهشدهای. بهراستی تا روز حساب لعنت بر تو خواهد بود.» (حجر، آیات ۳۴-۳۵)
«در حالی که من آنان را نه در آفرینش آسمانها و زمین و نه در آفرینش خودشان حاضر و ناظر قرار نداده بودم. و هرگز گمراهکنندگان را در هیچ کاری دستیار خود نگرفتم.
و آن روز که خداوند میفرماید: «کسانی را که شریک من میپنداشتید، فرا بخوانید.» آنان را میخوانند، ولی هیچکدام به ندای آنان پاسخ نمیدهند و میان آنان درّهای از جهنم قرار میدهیم.
گناهکاران آتش را میبینند و درمییابند که در آن خواهند افتاد، اما راه گریزی از آن نمییابند.» (کهف، آیات ۵۱-۵۳)
باورهای ابلیس
الف ـ باور به آخرت
ابلیس گفت: «مرا تا روزی که مردم دوباره برانگیخته میشوند، مهلت بده.»
خداوند فرمود: «تو از مهلتیافتگانی.» (اعراف، آیات ۱۴-۱۵)
گفت: «پروردگارا! دستکم مرا تا روزی که دوباره برانگیخته میشوند، مهلت بده.»
خداوند فرمود: «تو از مهلتیافتگانی تا آن روز معین.» (حجر، آیات ۳۶-۳۸)
گفت: «پروردگارا! مرا تا روزی که برانگیخته میشوند، مهلت بده.»
خداوند فرمود: «تو از مهلتیافتگانی تا آن روز معین.» (ص، آیات ۷۹-۸۱)
ب ـ شناخت راه راست
ابلیس گفت: «به عزت و قدرت تو سوگند که همه آنان را گمراه خواهم کرد، مگر بندگان خالص و وفادار تو.»
خداوند فرمود: «سخن درست همین است و من حق میگویم: جهنم را از تو و همه کسانی از آنان که از تو پیروی کنند، پر خواهم کرد.» (ص، آیات ۸۲-۸۵)
خداوند فرمود: «مذموم و راندهشده از آنجا بیرون شو. سوگند میخورم که هر کس از انسانها از تو پیروی کند، جهنم را از شما، همگی، پر خواهم کرد.» (اعراف، آیه ۱۸)
ابلیس گفت: «پروردگارا! چون مرا گمراه کردی، حتماً در زمین بدیها را برای آنان زیبا جلوه میدهم و همه آنان را گمراه میکنم، مگر بندگان خالصشده تو.»
خداوند فرمود: «این راه مستقیمی است که من آن را لازم شمردهام. تو بر بندگان من هیچ تسلطی نداری، مگر گمراهانی که از تو پیروی کنند.»
«و جهنم جایگاه همه آنان است.» (حجر، آیات ۳۹-۴۳)
ابلیس گفته بود: «آیا این کسی را میبینی که برتر از من قرار دادی؟ اگر مرا تا روز قیامت مهلت دهی، حتماً فرزندان او را، جز اندکی از آنان، تحت فرمان خود خواهم آورد.»
خداوند فرمود: «برو! هر کس از آنان از تو پیروی کند، بدان که جهنم کیفر کامل شما خواهد بود.»
«و با صدای خود هر کس را که میتوانی از جای برکن، و با سواره و پیادهنظام خود بر آنان بتاز، و در اموال و فرزندانشان با آنان شریک شو و به آنان وعده بده؛ و شیطان جز برای فریب دادن، به آنان وعده نمیدهد. بیگمان تو بر بندگان مؤمن من هیچ تسلطی نداری و پروردگارت برای کارگزاری کافی است.» (اسراء، آیات ۶۲-۶۵)
سوگند ابلیس
«و برای آن دو سوگند خورد که: «بیگمان من از خیرخواهان شما هستم.»» (اعراف، آیه ۲۱)
نخستین کاری که ابلیس انجام داد، آشکار کردن جایگاههای شرم و حیاى آدم و حوا بود.
«شیطان به آن دو وسو سه کرد تا آنچه را از اندامهای شرمآورشان از آنان پوشیده بود، برایشان آشکار سازد. گفت: «پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرده است، مگر برای اینکه فرشته شوید یا از جاودانگان اینجا باشید.»» (اعراف، آیه ۲۰)
جای گرفتن آدم در بهشت
«گفتیم: ای آدم! تو و همسرت در بهشت سکونت کنید و از هر جای آن که میخواهید، فراوان و گوارا بخورید؛ ولی به این درخت نزدیک نشوید که در آن صورت از ستمگران خواهید شد.» (بقره، آیه ۳۵)
«گفتیم: ای آدم! این، دشمن تو و همسر توست. پس مبادا شما را از بهشت بیرون کند که در این صورت بدبخت خواهی شد. بیگمان در بهشت نه گرسنه میشوی و نه برهنه میمانی؛ و در آنجا نه تشنه میشوی و نه در معرض گرمای آفتاب قرار میگیری.» (طه، آیات ۱۱۷-۱۱۹)
بیرون رانده شدن از بهشت
«پس شیطان موجب لغزش آن دو شد و آنان را از جایگاهی که در آن بودند بیرون کرد. و گفتیم: «همگی از اینجا فرود آیید، در حالی که دشمن یکدیگر خواهید بود. و برای شما در زمین تا مدتی قرارگاه و بهرهای خواهد بود.» و گفتیم: «همگی از آنجا فرود آیید. پس هرگاه از سوی من راهنماییای برای شما آمد، کسانی که از راهنمایی من پیروی کنند، نه ترسی بر آنان خواهد بود و نه اندوهگین خواهند شد. و کسانی که کافر شوند و آیات ما را دروغ بشمارند، اهل دوزخاند و در آن جاودانه خواهند ماند.»» (بقره، آیات ۳۶-۳۹)
«گفت: «همگی از اینجا فرود آیید، در حالی که دشمن یکدیگر خواهید بود و برای شما در زمین تا مدتی قرارگاه و بهرهای خواهد بود. در آنجا زندگی میکنید، در آنجا میمیرید و از همانجا بیرون آورده میشوید.»» (اعراف، آیات ۲۴-۲۵)
«به آنان گفت: «همگی از آنجا فرود آیید، در حالی که دشمن یکدیگر خواهید بود. قطعاً از سوی من برای شما راهنماییای خواهد آمد. پس هر کس از راهنمایی من پیروی کند، نه گمراه میشود و نه بدبخت خواهد شد. و هر کس از یاد و کتاب من روی بگرداند، زندگی تنگ و دشواری خواهد داشت و در روز قیامت او را نابینا محشور خواهیم کرد.»» (طه، آیات ۱۲۳-۱۲۴)
خوردن از درخت ممنوع
«ای آدم! تو و همسرت در بهشت سکونت کنید و از هر جا که میخواهید بخورید؛ ولی به این درخت نزدیک نشوید، در غیر این صورت از ستمگران خواهید شد.» (اعراف، آیه ۱۹)
آرزوی جاودانگی یا فرشته شدن
«شیطان به آن دو وسوسه کرد تا جایگاههای شرم و حیاى آنان را برایشان آشکار سازد. گفت: «پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرده است، مگر برای اینکه فرشته شوید یا در اینجا جاودانه بمانید.»» (اعراف، آیه ۲۰)
«اما شیطان او را وسوسه کرد و گفت: «ای آدم! آیا تو را به درخت جاودانگی و فرمانرواییای که هرگز زوال نمییابد، راهنمایی کنم؟»
پس هر دو از میوه آن درخت خوردند و جایگاههای شرم و حیاى آنان آشکار شد و شروع کردند به پوشاندن خود با برگهای بهشت. آدم از فرمان پروردگارش سرپیچی کرد و راه را گم نمود.» (طه، آیات ۱۲۰-۱۲۱)
پاسخ آدم
«بدینگونه شیطان آنان را به لغزش انداخت. هنگامی که از میوه آن درخت چشیدند، جایگاههای شرم و حیاى آنان برایشان آشکار شد و شروع کردند به پوشاندن خود با برگهای بهشت. پروردگارشان آنان را ندا داد: «آیا من شما را از آن درخت نهی نکرده بودم و به شما نگفته بودم که شیطان دشمن آشکار شماست؟»
آن دو گفتند: «پروردگارا! ما به خود ستم کردیم. اگر ما را نیامرزی و بر ما رحم نکنی، حتماً از زیانکاران خواهیم بود.»» (اعراف، آیات ۲۲-۲۳)
پیامبر شدن آدم
«آدم از پروردگارش کلماتی دریافت کرد و به وسیله آنها توبه کرد؛ پس پروردگارش توبه او را پذیرفت. بیگمان او بسیار توبهپذیر و مهربان است.» (بقره، آیه ۳۷)
«سپس پروردگارش او را برگزید و توبهاش را پذیرفت و او را هدایت کرد.» (طه، آیه ۱۲۲)
نتیجه
«به آنان گفته میشود: «آنچه را به جای خدا میپرستید، کجاست؟ آیا آنان شما را یاری میکنند یا میتوانند به خودشان کمکی برسانند؟»
آنگاه آنان و گمراهان و سپاهیان ابلیس، همگی، سرنگون و با خواری به جهنم افکنده میشوند.
در آنجا در حالی که با معبودهای خود به مجادله میپردازند، میگویند: «به خدا سوگند، ما در گمراهی آشکاری بودیم؛ زیرا شما را با پروردگار جهانیان برابر قرار داده بودیم. جز گناهکاران کسی ما را گمراه نکرد. اکنون نه شفاعتکنندهای داریم و نه دوستی نزدیک و دلسوز. ای کاش بازگشتی برای ما میبود تا از مؤمنان میشدیم.»
بیگمان در این ماجرا درس و عبرتی است، ولی بیشتر آنان ایمان نیاوردند. و بیگمان پروردگار تو توانای شکستناپذیر و مهربان است.» (شعرا، آیات ۹۲-۱۰۴)
یک نمونه مرتبط با موضوع
در ترکیه و برخی کشورهای اسلامی، از زنان مسلمان خواسته نمیشود که سر خود را بپوشانند. کسانی که با پوشاندن سر زنان مسلمان مخالفت میکنند، معمولاً میگویند که به دین و دینداران واقعی احترام میگذارند و اتهام بیدینی را نیز رد میکنند.
از سوی دیگر، مسلمانان شروع کردهاند زندگی دینی خود را در پرتو قرآن مورد بازنگری قرار دهند. همزمان با روی آوردن به قرآن، مبارزه با خرافات نیز آغاز شده است. اکنون از دو نوع اسلام سخن گفته میشود: یکی اسلام قرآنی و دیگری اسلام خارج از قرآن. منظور از اسلام خارج از قرآن، همان اسلام سنتی است. از آنجا که اکثریت بزرگ دینداران به معنای سنتی مسلمان هستند، اسلام قرآنی توجه کسانی را که با حجاب مخالفت میکنند نیز به خود جلب کرده است.
در این نوشته، وضعیت کسانی که با حجاب زنان مخالفت میکنند، تنها در پرتو آیات قرآن مورد بررسی قرار گرفته است. برای سهولت خواننده، این نوشته به صورت گفتوگویی متقابل تنظیم شده است. اکنون شما را با این گفتوگو تنها میگذارم.
– آیا واقعاً در قرآن درباره کسانی که با پوشاندن سر زنان مسلمان مخالفت میکنند، حکمی وجود دارد؟
– البته که وجود دارد. پوشاندن سر زنان مسلمان فرمان خداوند است. وضعیت کسی که حتی یکی از فرمانهای خداوند را نپذیرد، در قرآن بیان شده است. هر مسلمان باید این موضوع را بهخوبی بداند. اکنون من از شما میپرسم: کدام موجود در قرآن به نماد گمراهی و گمراهکردن تبدیل شده است؟
– شیطان؟
– بله. شیطان، که نام دیگرش ابلیس است، هنگامی که همراه فرشتگان بود، خداوند به او و همه فرشتگان فرمان داد که در برابر آدم به سجده افتند. او چون این فرمان را نپذیرفت، کافر شد. آیات مربوط به این موضوع چنین است:
روزی پروردگارت به فرشتگان گفت: «من انسانی را از گِل خشکشده، از گل سیاه و دگرگونشده خواهم آفرید.
پس هنگامی که او را سامان دادم و از روح خود در او دمیدم، در برابر او به سجده افتید.»
همه فرشتگان بیدرنگ و همگی با هم سجده کردند.
ابلیس چنین نکرد. او بر این اصرار ورزید که همراه سجدهکنندگان سجده نکند.
خداوند فرمود: «ای ابلیس! تو را چه شده است که همراه آنان سجده نکردی؟»
گفت: «من نمیتوانم در برابر انسانی سجده کنم که او را از گِل خشکشده و گل سیاه و دگرگونشده آفریدهای.»
خداوند فرمود: «پس از آنجا بیرون شو، زیرا تو رانده شدهای.» (حجر، آیات ۲۸-۳۴)
بنابراین، ابلیس به دلیل اینکه حتی یک فرمان خداوند را نپذیرفت، از درگاه او رانده شد.
– البته تکبّر او نیز مطرح است. خداوند متعال میفرماید: «… ابلیس سرپیچی کرد، تکبّر ورزید و از کافران شد.» (بقره، آیه ۳۴)
– تکبّر شیطان در حقیقت در برابر حضرت آدم نبود، بلکه در برابر فرمان خداوند بود. یعنی اینکه خداوند از او خواسته بود در برابر موجودی که از گِل آفریده شده است به سجده بیفتد، برای ابلیس سنگین و ناخوشایند بود. از همین رو، خداوند به او فرمود: «… از آنجا فرود آی؛ تو را نمیرسد که در آنجا تکبّر ورزی. بیرون شو که تو از خوارشدگانی.» (اعراف، آیه ۱۳)
– آیا ابلیس با این حالت، خداوند را انکار کرده است؟
– در اینجا ابلیس یکی از فرمانهای خداوند را نپذیرفته است. همین امر برای کافر شدن او کافی دانسته شده است. وگرنه ابلیس نه وجود خداوند، نه یگانگی او، نه خالق بودن او و نه قدرت او را انکار کرده است. قرآن کریم گزارش میکند که ابلیس پس از گمراه شدن گفت: «… بیگمان من از خدا میترسم؛ و کیفر خدا بسیار سخت است.» (انفال، آیه ۴۸) اما چون همچنان برخی از فرمانهای خداوند را نمیپذیرفت، این سخن نتوانست او را از کفر نجات دهد.
– درست است؛ او خداوند را «پروردگار من» خطاب میکند. چنانکه هنگامی که خداوند او را از جایگاهی که در آن بود فرود آورد، گفت: «پروردگارا! دستکم مرا تا روزی که دوباره برانگیخته میشوند، مهلت بده.» (حجر، آیه ۳۶)
– از اینجا نیز بهروشنی دانسته میشود که او به آخرت ایمان داشته است.
– در این صورت، وضعیت بسیار جالبی به وجود میآید. ابلیس به خداوند ایمان دارد، به فرشتگان ایمان دارد؛ زیرا خودش نیز در میان آنان بوده است. به روز آخرت ایمان دارد. هنوز پیامبری وجود ندارد که او موظف به ایمان آوردن به او باشد، زیرا حضرت آدم هنوز به پیامبری برگزیده نشده است. کتاب نازلشدهای نیز وجود ندارد. برخی ممکن است چنین کسی را مسلمان خوبی بدانند، اما آیه ۳۴ سوره بقره بهروشنی نشان میدهد که او کافر شده است. افزون بر این، وقتی به سراسر قرآن نگاه میکنید، بهوضوح دیده میشود که او در کفر از همه پیشتازتر است.
– همین که او حتی یک فرمان خداوند را نپذیرفت، برای رسیدن به این وضعیت کافی بود. کفر او از همینجا آغاز شد و پس از آن پیوسته بر بار گناهان خود افزود.
– سخنی وجود دارد که زبانبهزبان نقل میشود و میگویند: «اگر برای کافر بودن کسی نود و نه دلیل و برای مسلمان بودن او یک دلیل وجود داشته باشد، مفتی باید همان یک دلیل را مبنا قرار دهد.»
– چنین چیزی قابل قبول نیست. شکل درست آن سخن این است: «اگر درباره یک موضوع، برداشتهای متفاوتی وجود داشته باشد و برخی از این برداشتها مستلزم کافر دانستن شخص باشد، اما یکی از برداشتها نشان دهد که آن شخص کافر نیست، وظیفه مفتی این است که برداشت دال بر کافر نبودن او را در نظر بگیرد. اگر نیت آن شخص نیز همین باشد، او اساساً مسلمان است. اما اگر نیت او چنین نباشد، اینکه مفتی او را کافر نداند، هیچ سودی برای آن شخص ندارد.» (محمد علاءالدین حصکفی، متوفای ۱۰۸۸ هـ.، الدر المختار علی تنویر الابصار، همراه با حاشیه ابن عابدین، مصر، ۱۴۰۴/۱۹۸۴، جلد چهارم، صفحه ۲۴۹، بخش ارتداد.)
در غیر این صورت، همانگونه که در آیه آمده است، حتی یک سخن یا رفتار که موجب کفر شود، برای آنکه شخص نزد خداوند کافر محسوب شود، کافی است.
– درباره حجاب، خداوند متعال فرمان داده است: «و باید روسریهای خود را بر گریبانهایشان بیندازند…» (نور، آیه ۳۱). اما گفته میشود کلمهای که در آیه «روسریها» ترجمه شده، «خُمُر» است. این واژه جمع «خِمار» است. این کلمه به معنای پوشش نیز به کار میرود. آیا نمیتوان در اینجا تفسیری به نفع کسانی که با حجاب مخالفت میکنند ارائه کرد؟
– بله، ریشه واژه «خِمار» که در آیه آمده، «خَمْر» است و معنای آن پوشاندن چیزی است. «خِمار» نیز به معنای پوشش به کار رفته است. اما این واژه در عرف عرب به پوششی گفته میشد که زن سر خود را با آن میپوشاند. در فرهنگهای قدیمی زبان عربی نیز تصریح شده است که این واژه به معنای روسری زنانه است. (نگاه کنید به: ابن منظور، محمد بن مکرم، متوفای ۶۳۰-۷۱۱ هـ.، لسان العرب، بیروت، ۱۴۱۰/۱۹۹۰، جلد چهارم، صفحه ۲۵۷؛ محمد مرتضی زبیدی، تاج العروس، مصر، ۱۳۰۶، جلد سوم، صفحه ۱۸۸.)
هنگامی که این آیه نازل شد، در میان عربها واژه «خِمار» به معنای روسری زنانه بود. احادیث فراوانی نیز وجود دارد که واژه «خِمار» در آنها آمده و منظور از آن روسری زنانه است. سه نمونه از آنها را بیان میکنیم:
۱- پارچههای ابریشمی برای رسول خدا، صلیالله علیه وسلم، آورده شده بود. آن حضرت قطعهای برای عمر فرستاد، قطعهای برای اسامه بن زید فرستاد و قطعهای را به علی بن ابیطالب داد و فرمود: «آن را میان زنان به عنوان خِمار (روسری) تقسیم کن.» (مسلم، لباس، ۷-۲۰۶۸)
۲- علقمه بن ابی علقمه از مادرش نقل میکند که گفت: «حفصه، دختر عبدالرحمن، نزد عایشه، همسر رسول خدا، صلیالله علیه وسلم، وارد شد. حفصه روسری نازکی بر سر داشت. عایشه آن را پاره کرد و روسری ضخیمی به او پوشاند.» (الموطأ، لباس، ۴، حدیث شماره ۶)
۳- حضرت عایشه، رضیالله عنها، گزارش کرده است که پیامبر، صلیالله علیه وسلم، فرمود: «خداوند نماز زن بالغ را بدون خِمار (روسری) نمیپذیرد.» (ابوداوود، نماز، ۵۸، حدیث شماره ۶۴۱)
تا امروز، حتی یک مذهب اسلامی نیز پیدا نشده است که گفته باشد پوشاندن سر زن مسلمان فرمان خداوند نیست. عمل مسلمانان نیز همواره بر همین اساس بوده است.
– اکنون کار به جایی رسیده است که گفته میشود «روسری آزاد است، اما توربان ممنوع است». حال که گفته میشود روسری آزاد است، آیا نمیتوان تفسیری به نفع آنان ارائه کرد؟
– واژه «توربان» فرانسوی است و به معنای عمامه است. (تحسین ساراج، فرهنگ بزرگ فرانسوی ـ ترکی، انتشارات مؤسسه زبان ترکی، آنکارا، ۱۹۷۶، جلد دوم، صفحه ۱۳۲۵) این واژه وارد زبان ترکی نیز شده است. در زبان ترکی، به پوششی گفته میشود که مانند عمامه چندلایه است، موهای سر را از ریشه گردن تا خط رویش مو در پیشانی میپوشاند، اما گوشها، سینه و گردن را آشکار میگذارد و زنان از آن استفاده میکنند. اگر منظور از «توربان» همین نوع پوشش باشد، کسانی که به این معنا آزادی استفاده از روسری را میپذیرند، از نظر قرآن با فرمان خداوند مخالفت نکردهاند.
اما در چند سال اخیر، این واژه بهاصرار به معنای روسری زنان به کار برده میشود. از نظر آنان، توربان همان روسریای است که شانهها را نیز میپوشاند. عجیب این است که روسریای که زنان مسلمان ترک قرنهاست در بیرون از خانه استفاده میکنند، شانهها را نیز میپوشاند. اگر منظور از توربان همین است، چرا تا امروز هیچ فرهنگ لغتی چنین معنایی برای آن ننوشته است؟
– احتمالاً کسانی که این موضوع را بر اساس قرآن ارزیابی میکنند، بسیار اندک هستند.
– مسلمانان امروزی هنوز عادت نکردهاند مسائل را بر اساس قرآن ارزیابی کنند. خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: «بیشتر مردم از آیات ما واقعاً بیخبرند.» (یونس، آیه ۹۲)
دلیل اینکه آیات بالا را بیان کردم، این است که نشان دهم قرآن درباره مسلمانی که با یکی از فرمانهای خداوند مخالفت میکند، چگونه داوری میکند.
نویسنده : پروفسور دکتر عبدالعزیز بایندیر
مترجم: دکتر فیض الله فیاض




