سؤال:
معنای نام خداوند “المُصوِّر” (صورتگر) چیست؟ و آیا ما حق داریم به انجام هنرهای سودمند بپردازیم، بازی و بازیهای ویدئویی طراحی کنیم، داستان و رمان بنویسیم، مانگا بکشیم و انیمیشن تولید کنیم؟
دلیل پرسشم این است که من کاملاً فردی بصری هستم؛ جهان پیرامونم را بیشتر از طریق دیدن شکلها، چهره و ظاهر انسانها و تصاویر درک میکنم. همچنین حافظه و شیوه یادگیری من بیش از آنکه بر شنوایی متکی باشد، بر بینایی استوار است. از دوران کودکی نیز هنرمند بودهام، به خلق کردن علاقه داشتهام و همیشه از تجربه کردن لذت بردهام. در ذهنم آرزوها و ایدههای بسیاری داشتهام، اما از این میترسم که مرتکب گناه شوم؛ با این حال، به درآمد مالی اضافی نیز نیاز دارم.
وقتی از هنر فاصله گرفتم، بسیار خسته و فرسوده شدم و احساس کردم دیگر هدفی ندارم و چیزی مفید برای خلق و آفرینش در اختیارم نیست؛ با اینکه ایدهها، داستانها و بیانهای گوناگون، با هر موج الهام، پیوسته به ذهنم هجوم میآورند، اما آنها را عملی نمیکنم.
می بینم که مردم مشغول کار و فعالیت هستند و من نیز آرزو میکنم تابلویی نقاشی کنم؛ اما به دلیل ترس و سخنانی که درباره حرام بودن هنرها رواج یافته است، حسرت میخورم و رنج میکشم.
خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید:
إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَن يَخْلُقُوا ذُبَابًا
ترجمه:
“کسانی را که جز خدا میخوانید، هرگز نخواهند توانست حتی مگسی بیافرینند”
منظور در این آیه، بتها و بتکدههایی است که مورد پرستش قرار میگرفتند. اما امروزه انسان هواپیماهایی ساخته است که به پرندگان شباهت دارند و فناوری نیز بهطور چشمگیری پیشرفت کرده است. پس آیا من باید حتماً پزشک، مهندس یا مخترع باشم تا بتوانم نقشی در جامعه داشته باشم؟
آیا هنر فقط در انحصار غیرمسلمانان است، در حالی که ما با وجود دوربینها، هوش مصنوعی، فناوریهای سهبعدی (3D) و انیمه، از آن فاصله میگیریم؟
پاسخ:
پرسشگر گرامی، آنچه احساس میکنی و سینهات را تنگ میکند، چیزی جز وسوسههایی برخاسته از گمانهایی نیست که خداوند هیچ دلیلی بر آنها نازل نکرده است. بدان که برای تمام حیرتها و تردیدهایی که به ذهنت راه مییابد، میتوانی پاسخ شفابخش و اطمینانبخش را در کتاب خدا بیابی؛ همان کتابی که خداوند متعال درباره آن فرموده است:
﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَشِفَاءٌ لِمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ﴾ [يونس: 57].
-معنای نام خداوند «المُصوِّر» و حقیقت آفرینش و ساخت بشری
نام خداوند متعال «المُصَوِّر» (صورتگر) در قرآن کریم در کنار افعال آفرینش و تدبیر مطلق الهی تجلی یافته است؛ تدبیری که هیچکس در آن با او شریک نیست: “هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى…” (الحشر: 24) و صورتگری و شکلبخشی خداوند متعال به آفریدگان، ایجاد و پدید آوردنی است که بر قدرت الهی استوار است و شامل دمیدن روح و بخشیدن حیات از نیستی میشود؛ چنانکه خداوند متعال فرموده است: (هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحَامِ كَيْفَ يَشَاءُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ) (آل عمران: 6).
اما درباره آنچه انسان از تصاویر و آثار هنری میسازد و شکل میدهد، قرآن کریم نشان داده است که میتوان واژه «خلق» را به معنای لغوی و مجازی آن، یعنی شکل دادن، اندازهگذاری و صورتبخشی، به کار برد؛ چنانکه خداوند متعال میفرماید:
(فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ)
“پس بزرگ و پربرکت است خداوند، که بهترینِ آفرینندگان است” (مؤمنون: ۱۴)
بهکار رفتن صیغه جمع “الخالقين” (آفرینندگان) نشان میدهد که کسانی نیز هستند که چیزی را اندازهگذاری، میسازند و شکل میدهند؛ اما خداوند متعال “بهترینِ آنان” و اصل و سرچشمه آفرینش است؛ زیرا آفرینش و ابتکار انسان، پدید آوردن چیزی از عدم نیست و به هیچوجه با آفرینش خالق بزرگ و برتر قابل مقایسه نیست.
پس آفریننده و پدیدآورنده حقیقی، ذات اقدس خداوند متعال است؛ همان کسی که جهان را بدون الگوی قبلی و نمونهای از پیش موجود پدید آورده است، چنانکه میفرماید:
(بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ) (بقره: ۱۱۷)
“او پدیدآورنده بیهمتای آسمانها و زمین است”
اما انسان، حتی اگر به او صفت آفریننده یا نوآور داده شود، در حقیقتِ کار خود مقلّد، شبیهساز و بهرهمند از اصول، جلوهها و زیباییهایی است که خداوندِ پدیدآورنده در این جهان به ودیعت نهاده است.
هنرمند و طراح نه روحی میآفریند و نه مادهای را از نیستی پدید میآورد؛ بلکه آنچه را خالق آفریده و از شکلها، رنگها و اندیشهها به او آموخته است، دوباره ترکیب و بازآفرینی میکند.
تنوع در شیوههای یادگیری و اهمیت بهکارگیری استعدادهای بصری
خداوند متعال انسانها را با حالات، سرشتها و ویژگیهای گوناگون آفریده و راههای شناخت و درک آنان از زندگی را نیز متناسب با ابزارهای ادراکی مختلفی که در وجودشان قرار داده است، متنوع ساخته است؛ از شنیدن و دیدن گرفته تا اندیشیدن و تعقل.
طبیعت پیرامون ما بزرگ ترین دلیل و روشنترین گواه بر این شیوه یادگیری است. خداوند این جهان را سرشار از نشانههایی برای مشاهده و تأمل قرار داده و انسان را به استفاده از قوه بینایی خود برای اندیشیدن در طبیعت و جلوههای گوناگون آن فراخوانده است تا از این طریق بیاموزد و عظمت و آفرینش او را درک کند. ازاینرو، انسان را به نگریستن در زیبایی آسمان و زینتهای آن فرمان داده و میفرماید:
خداوند متعال میفرماید:
(أَفَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّمَاءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَاهَا وَزَيَّنَاهَا وَمَا لَهَا مِنْ فُرُوجٍ) [ق: ۶]
“آیا به آسمان بالای سرشان ننگریستهاند که چگونه آن را بنا کرده و آراستهایم و هیچ شکافی در آن نیست؟”
همچنین انسان را به تأمل و مشاهده بصری در روییدن و رسیدن میوهها فراخوانده و میفرماید:
انْظُرُوا إِلَى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَيَنْعِهِ (انعام: ۹۹)
“به میوه آن، هنگامی که میوه میدهد و هنگام رسیدنش، بنگرید”
و نگاه انسان را به تنوع رنگ میوهها و شکل و ساختار کوهها متوجه ساخته است:
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ ثَمَرَاتٍ مُخْتَلِفًا أَلْوَانُهَا وَمِنَ الْجِبَالِ جُدَدٌ بِيضٌ وَحُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهَا وَغَرَابِيبُ سُودٌ (فاطر: ۲۷)
“آیا ندیدهای که خداوند از آسمان آبی فرو فرستاد و به وسیله آن میوههایی با رنگهای گوناگون بیرون آوردیم؟ و در کوهها نیز راهها و رگههایی سفید و سرخ با رنگهای متفاوت و نیز سیاهِ پررنگ وجود دارد”
همچنین انسان را به نگاه کردن به پرندگان و چگونگی حرکت و ماندن آنها در فضای آسمان فراخوانده و میفرماید:
أَلَمْ يَرَوْا إِلَى الطَّيْرِ مُسَخَّرَاتٍ فِي جَوِّ السَّمَاءِ مَا يُمْسِكُهُنَّ إِلَّا اللَّهُ (نحل: ۷۹)
“آیا به پرندگانی که در فضای آسمان رام و مسخرند، ننگریستهاند؟ هیچکس جز خدا آنها را در آنجا نگاه نمیدارد”
همچنین داستانگویی یکی از مهمترین شیوههای آموزش، تربیت و استدلال در قرآن کریم است؛ زیرا قرآن با نقل تصاویر و صحنههای ذهنی، انسان را به تأمل در آنها و عبرت گرفتن از آنها فرامیخواند. چنانکه خداوند متعال میفرماید:
نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَذَا الْقُرْآنَ (یوسف: ۳)
“ما به وسیله این قرآنی که به تو وحی کردهایم، بهترین داستانها را برایت بازگو میکنیم.”
خداوند متعال تفاوت در استعدادها و ابزارهای ادراک انسانها را نیز یکی از نشانههای شگفتانگیز قدرت خود قرار داده است؛ چنانکه میفرماید:
وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَانِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِلْعَالِمِينَ﴾ (روم: ۲۲)
“و از نشانههای او آفرینش آسمانها و زمین و گوناگونی زبانها و رنگهای شماست؛ بیتردید در این امر، نشانههایی برای دانایان وجود دارد”
بنابراین، گوناگونی زبانها و رنگها در این آیه تنها به تفاوتهای ظاهریِ زبانها یا رنگ پوست محدود نمیشود، بلکه میتواند تفاوت در استعدادها، شیوههای بیان و راههای ادراک میان انسانها را نیز در بر بگیرد؛ تا این تنوع، زمینهای برای ژرفتر شدن دانش و معرفت بشری، تکامل زندگی و آبادانی جهان باشد.
بر این اساس، استفاده از تصاویر و نقاشیها از سوی تو بهعنوان وسیلهای برای انتقال مفاهیم، بیان اندیشهها یا کسب درآمد حلال، امری هماهنگ با فطرت انسانی است؛ زیرا خداوند متعال استعداد را در وجود انسان بیهوده و بدون هدف قرار نداده است.
بنابراین، حرام دانستن این استعدادها و تواناییهای بصری، در واقع میتواند به معنای نسبت دادن بیهودگی به آفرینش الهی باشد؛ در حالی که خداوند متعال خود را از چنین امری منزه دانسته و میفرماید:
أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ (مؤمنون: ۱۱۵)
“آیا پنداشتید که شما را بیهوده آفریدهایم و به سوی ما بازگردانده نخواهید شد؟”
حقیقت مَثَل قرآنی درباره “آفریدن مگس” و ناتوانیِ واسطهها
تدبر در این سخن خداوند متعال:
يَا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَإِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَيْئًا لَا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ (حج: ۷۳)
“ای مردم! مَثَلی زده شده است، پس به آن گوش فرا دهید: کسانی را که جز خدا میخوانید، هرگز نمیتوانند حتی مگسی بیافرینند، هرچند همگی برای این کار گرد هم آیند؛ و اگر مگس چیزی از آنان برباید، نمیتوانند آن را از او بازپس گیرند. خواهان و خواستهشده، هر دو ناتواناند”
تدبر در این آیه، معنایی گسترده و انسانی و فکری را آشکار میکند که فراتر از صرفاً سخن گفتن درباره سنگها و بتهای خاموشِ گذشته است. آیه درباره هر چیزی یا هر کسی است که به جای خدا قرار داده شود و مورد تعظیم قرار گیرد یا به او پناه برده شود؛ خواه سنگ و بت باشد، خواه صاحب قدرت و مقام، خواه یک طاغوت و ستمگر، یا شیادی فریبکار، یا نگهبان و متولیِ یک نظام باطل.
و در این مَثَل، انتخابمگس صرفاً برای به چالش کشیدن بتهای محسوس نیست؛ زیرا بدیهی است که بتها نمیتوانند چیزی بیافرینند. بلکه این مَثَل، معیاری الهی برای آشکار ساختن ناتوانی مطلق و ضعف فراگیر انسان در برابر کسانی یا چیزهایی است که به جای خداوند به آنان پناه میبریم یا از آنان میترسیم.
آیه تنها به ناتوانی این واسطهها در آفریدن ضعیفترین و ناچیزترین موجودات از نگاه انسان، یعنی مگس، بسنده نمیکند؛ بلکه فراتر از آن، ناتوانی کامل آنان را حتی در مقابله با سادهترین کار مگس بیان میکند. اگر این مگس چیزی ناچیز را از انسان برباید مثلاً غذایی را آلوده کند یا قطرهای را بمکد ــ انسان با وجود تمام امکانات و تواناییهایش، و حتی صاحبان قدرت و نفوذی که به آنان میبالد، از بازگرداندن آن چیز و برگرداندنش به حالت اولیه و سالم خود عاجزند.
مفهوم بنیادین در این سخن خداوند متعال که میفرماید:
ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ
همه را در یک جایگاه، یعنی جایگاه ناتوانی و نیازمندی به خداوند یگانه قرار میدهد. این معنا با مَثَل دیگری که خداوند برای کسانی زده است که به جای او، سرپرستان، حامیان و تکیهگاههایی برای خود برمیگزینند، شباهت دارد؛ آنجا که سستی و بیپایگی این پناهگاهها را چنین توصیف میکند:
مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتًا وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ (عنکبوت: ۴۱)
“مَثَل کسانی که به جای خدا سرپرستانی برای خود برگزیدهاند، همچون عنکبوتی است که خانهای برای خود ساخته است؛ و بیگمان سستترین خانهها، خانه عنکبوت است، اگر میدانستند”
بدین ترتیب، هدف و مقصود قرآنی روشن میشود: آزاد کردن اندیشه انسان از ترس و بزرگداشتِ غیر خداوند متعال و درک این حقیقت که هر مخلوقی، هر اندازه هم که مقام و شأن بزرگی داشته باشد، در نهایت موجودی ناتوان است و برای خود یا دیگری، مالک سود و زیانی نیست.
تفکیک قرآنی میان مفهوم شرک و زیباییهای آفرینش
اینکه بر اساس برخی اجتهادهای فقهیِ قدیمی که با تکیه بر اصل **«سدّ ذرایع»** و با هدف پاسداری از توحید در صدر اسلام شکل گرفتهاند، بهطور مطلق حکم به حرمت هنرها و مجسمهها داده شود، نباید بهگونهای مطرح شود که بر **نصّ صریح قرآن** مقدم گردد یا بهعنوان حجتی فراتر از آن قرار گیرد.
قرآن کریم بهروشنی میان دو امر تفاوت گذاشته است: آنچه برای عبادت، تعظیم و شرک ساخته میشود و آنچه برای زیبایی، هنر و مهارت، و استفادههای سودمند ساخته میشود.
خداوند متعال، ساختن و نگهداری تندیسها و تصاویر را هنگامی که با عبادت و پرستش همراه شود، مورد نکوهش و انکار قرار داده است؛ چنانکه در ماجرای سخن حضرت ابراهیم علیهالسلام با پدر و قومش میفرماید:
إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا هَذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِي أَنْتُمْ لَهَا عَاكِفُونَ (انبیاء: ۵۲)
“آنگاه که به پدرش و قوم خود گفت: این تندیسهایی که شما همواره در برابر آنها به عبادت و پرستش مشغولید، چیست؟”
بنابراین، “آنچه در اینجا موجب انکار و نکوهش شده، “اعتکاف” به معنای ملازمت و روی آوردن به عبادت و پرستش آن تندیسهاست.
در مقابل، قرآن کریم ساخت تندیسها و بناهای عظیم را به دلیل زیبایی و کارکرد معماریِ سودمند آنها پذیرفته و آن را از نعمتهای الهی و فضل خداوند بر حضرت سلیمان علیهالسلام دانسته است. خداوند متعال میفرماید:
“يَعْمَلُونَ لَهُ مَا يَشَاءُ مِنْ مَحَارِيبَ وَتَمَاثِيلَ وَجِفَانٍ كَالْجَوَابِ وَقُدُورٍ رَاسِيَاتٍ اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُكْرًا وَقَلِيلٌ مِنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ” (سبأ: ۱۳)
“برای او هرچه میخواست، از بناهای بلند و معابد، تندیسها، ظروفی مانند حوضهای بزرگ و دیگهای ثابت میساختند. ای خاندان داوود! برای شکرگزاری عمل کنید، و اندکی از بندگان من شکرگزارند”
حتی قرآن کریم بهصراحت استفاده از هنر معماری و زیباییهای بصری را در کاخ باشکوه حضرت سلیمان علیهالسلام نیز بیان میکند؛ هنگامی که ملکه سبأ نزد او آمد، خداوند میفرماید:
قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةً وَكَشَفَتْ عَنْ سَاقَيْهَا قَالَ إِنَّهُ صَرْحٌ مُمَرَّدٌ مِنْ قَوَارِيرَ (نمل: ۴۴)
“به او گفته شد: وارد قصر شو. هنگامی که آن را دید، پنداشت که برکهای از آب است و ساقهای خود را بالا زد. سلیمان گفت: این قصری است که کف آن از شیشههای صاف و صیقلی ساخته شده است”
بنابراین، این آیات دلیلی روشن بر این امرند که هنر و آفرینش بصری و معماری، ذاتاً و فینفسه حرام نیستند؛ بلکه حکم آنها به هدف، محتوا و نحوه استفاده از آنها بستگی دارد.
–آیا مسلمان از خلاقیت و نوآوری معاصر مستثناست؟
این خلاقیت انسانی و رقابت فناورانه با ابزارهای نوین عصر، مانند هوش مصنوعی، دوربینها، انیمیشن، و استفاده از تصاویر در برنامههای آموزشی و ارائههای سودمند، نه در انحصار غیرمسلمانان است و نه مسلمان از بهرهگیری از آنها مستثناست.
بلکه بسیاری از هنرها، تمدنها و علوم گوناگون، ریشه در تلاشها و پیشگامی دانشمندان مسلمانِ گذشته داشتهاند؛ دانشمندانی که اهداف و مقاصد دین حنیف را بهدرستی درک کرده و خلاقیت و نوآوری را در مسیر آبادانی و پیشرفت جهان به کار گرفتهاند.
زیبایی و هنرِ فاخر و ماهرانه میتواند ابزاری ارزشمند برای هدایت و شناخت حقیقت باشد؛ چنانکه درباره ملکه سبأ نیز چنین اتفاقی افتاد. او هنگامی که آن بنای باشکوه و خیرهکننده را دید که از شیشههای شفاف و صیقلی ساخته شده بود، اسلام آورد.
با اینکه او ملکهای بود که قرآن دربارهاش میفرماید:
وَأُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَلَهَا عَرْشٌ عَظِيمٌ
“از هر چیزی به او داده شده بود و تختی بزرگ داشت”
اما دریافت که این چنین هنر و ظرافت شگفتانگیز و کمالی که از توان صاحبان قدرت و انسانها فراتر است، نمیتواند جز به دست کسی باشد که خدایی حقیقی آن را پشتیبانی و تدبیر میکند. ازاینرو گفت:
رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمَانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (نمل: ۴۴)
“پروردگارا! من به خویشتن ستم کردم و همراه سلیمان در برابر خداوند، پروردگار جهانیان، تسلیم شدم.”
و امروزه مسلمان، بیش از هر کس شایسته و قادر است که این ابزارها را در خدمت حق و حقیقت به کار گیرد. مشاهده این پیشرفت و نوآوریهای بشری، در واقع میتواند دریچهای برای بزرگداشت و شناخت خالق بزرگ باشد. اگر این مخلوق ضعیف توانسته است به چنین سطحی از خلاقیت و هوش دست یابد، پس عظمت آن کسی که او را آفریده و این توانایی را به او آموخته است، چگونه خواهد بود؟!
اینجاست که مفهوم گسترده سخن خداوند متعال آشکار میشود:
إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ (فاطر: ۲۸)
“از میان بندگان خدا، تنها دانشمندان و اهل علماند که از خداوند خشیت دارند”
زیرا هرکس بیشتر بداند، بیاموزد و در اسرار جهان و شگفتیهای آفرینش الهی تأمل کند، خشیت در قلبش افزونتر و درک و بزرگداشت او نسبت به آفریننده بیهمتای آسمانها و زمین عمیقتر میشود
ازاینرو، شایسته نیست کسی بدون داشتن دلیل قطعی قرآنی، در مورد کتاب خداوند با جرئت حکم به حلال یا حرام بودن چیزی بدهد. قرآن کریم بستن راههای زیبایی، آراستگی و زینت و نیز حرام اعلام کردن امور بدون دلیل را نکوهش کرده است؛ چنانکه میفرماید:
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ (اعراف: ۳۲)
“بگو: چه کسی زینت خدا را که برای بندگانش پدید آورده و روزیهای پاکیزه را حرام کرده است؟”
همچنین خداوند با لحنی بسیار هشداردهنده، از حرام اعلام کردن امور صرفاً بر اساس سخن و ادعا نهی کرده و میفرماید:
“وَلَا تَقُولُوا لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَذَا حَلَالٌ وَهَذَا حَرَامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لَا يُفْلِحُونَ﴾ (نحل: ۱۱۶)
“و به سبب دروغی که بر زبانهایتان جاری میشود، نگویید: این حلال است و آن حرام، تا بر خدا دروغ ببندید؛ بیتردید کسانی که بر خدا دروغ میبندند، رستگار نخواهند شد”
چگونه ضوابط شرعی صحیح برای هنر سودمند را تعیین کنیم؟
اما درباره معیار و ضوابطی که باید برای هنرمندان و آفرینندگان آثار هنری با ابزارهای گوناگون ــ چه نقاشی، چه بازیهای ویدئویی، انیمیشن یا رمان ــ در نظر گرفت، قرآن کریم خودِ ابزار و شیوه را بهطور مطلق ممنوع نکرده است؛ بلکه معیار اصلی و تعیینکننده را ماهیت محتوا و تأثیر آن قرار داده است: آیا آن محتوا پاک و نیکوست یا پلید و زیانبار؟
این معنا با سخن خداوند متعال مطابقت دارد:
(أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ) (ابراهیم: )
“آیا ندیدی که خداوند چگونه مَثَل زده است: سخنی پاکیزه، همچون درختی پاکیزه که ریشهاش استوار و شاخهاش در آسمان است؟”
و در مقابل میفرماید:
وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ مَا لَهَا مِنْ قَرَارٍ (ابراهیم: ۲۶)
“و مَثَلِ سخنی پلید، همچون درختی پلید است که از روی زمین برکنده شده و هیچ ثبات و قراری ندارد”
منظور از کلمه در اینجا صرفاً یک واژه، لفظ یا مجموعهای از حروف اداشده نیست؛ بلکه میتواند هر نوع بیان و آفرینشی باشد که در ذهن و دل انسان اثر و تأثری بر جای میگذارد ازاینرو میتواند رمان، اثر تصویری، پیام هنری و هر نوع اثر و بیان خلاقانه را دربرگیرد.
قرآن کریم این معیار را بهروشنی درباره ابزارهای بیان و ارتباط انسانی، مانند داستان و شعر نیز به کار گرفته است. داستانگویی یکی از شیوههای قرآنی برای پرورش اندیشه و دعوت به تأمل است؛ ازاینرو خداوند به پیامبر خود و اهل موعظه فرمان میدهد که برای ارتقای سطح اندیشه از داستان بهره بگیرند و میفرماید:
فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (اعراف: ۱۷۶)
پس داستانها را بازگو کن، باشد که آنان بیندیشند.
همچنین قرآن کریم، شاعران و داستانپردازان و دیگر اهل آفرینش را در سورهای که به نام آنان “شعراء” نامیده شده است ــ بر اساس محتوا و هدف آثارشان دستهبندی کرده، نه صرفاً به دلیل اینکه به این هنر میپردازند. خداوند متعال میفرماید:
وَالشُّعَرَاءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ ، أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ ، وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ ، إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا (شعراء: ۲۲۴–۲۲۷)
“و شاعران را گمراهان پیروی میکنند. آیا ندیدهای که آنان در هر وادی سرگرداناند؟ و سخنانی میگویند که خود به آن عمل نمیکنند؛ مگر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده و خدا را بسیار یاد کردهاند”
بنابراین، هر اثر خلاقانه، هنر و داستانی که ثمرهای نیکو داشته باشد، به خیر و صلاح دعوت کند و در خدمت اندیشه و منفعت انسان باشد، در زمره امور پاکیزه و مباح قرار میگیرد.
دعوت به آشکار کردن نعمت، پایبندی به فطرت و آفرینش نیکو
استعداد و توانایی بیان بصری و هنرهای سودمند، نعمت و فضلی الهی است که خداوند در وجود تو به ودیعت نهاده است. خداوند متعال بندگان خود را تشویق میکند که نعمتهای او را آشکار سازند و آنها را در زندگی واقعی و در مسیرهای سودمند به کار گیرند، نه اینکه آنها را دفن یا بلااستفاده کنند. چنانکه میفرماید:
وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ (ضحی: ۱۱)
و اما نعمت پروردگارت را بازگو و آشکار کن
هر نعمتی، استعداد و تواناییای که خداوند به بنده خود عطا کرده است ــ خواه دانش، روزی، استعداد، یا ذوق و حس هنری و بصری ــ شایسته است که آن را اظهار و در راه سود رساندن به مردم به کار گیرد و آن را با زندگی واقعی و جنبههای زیباییشناختی زندگی انسان پیوند دهد؛ نه اینکه از ترس و تردید، آن را پنهان یا سرکوب کند.
پس به سخن کسانی که بدون علم و آگاهی، آنچه را خداوند متعال گسترده و مباح قرار داده، بر خود تنگ و محدود میکنند، گوش نده. این نعمت بصری و هنری را که خداوند در وجودت به ودیعت نهاده است، رها نکن؛ بلکه آن را حفظ کن و در زمینهای که خداوند به تو استعداد و توانایی بخشیده، خلاقیت به خرج بده و از آن بهره بگیر تا از طریق آن روزی حلال، پاکیزه و پربرکت به دست آوری؛ همانگونه که خداوند برای بندگانش حلال کرده و میفرماید:
يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ (بقره: ۱۶۸)
“ای مردم! از آنچه در زمین است، حلال و پاکیزه بخورید و از گامهای شیطان پیروی نکنید”
و هر آنچه پاکیزه و سودمند باشد، به خدمت به بشریت کمک کند، اندیشه را غنا بخشد و حس زیباییشناختی و خلاقیت انسانها را پرورش دهد، در اصل و منشأ خود امری فطری و الهی است و باید از آن پاسداری و آن را تقویت کرد.
همچنین باید از گوش سپردن به دیدگاههای رایجی که بر پایه هوا و گمان شکل گرفتهاند، بدون آنکه دلیل قطعی از کتاب خداوند متعال داشته باشند، پرهیز کرد. زیرا خداوند ما را از پیروی از گمان برحذر داشته و میفرماید:
وَإِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ (انعام: ۱۱۶)
“و اگر از بیشتر کسانی که در زمین هستند پیروی کنی، تو را از راه خدا گمراه خواهند کرد؛ آنان جز از گمان پیروی نمیکنند و جز به حدس و گمان سخن نمیگویند.”
پس با توکل بر خداوند و با برکت او پیش برو و هنر و خلاقیت خود را به وسیلهای برای رساندن پیامی نیکو و کسب روزی حلال تبدیل کن. از خداوند بلندمرتبه و توانا میخواهیم که قلبت را استوار و آرام گرداند و تو را با سخن استوار در زندگی دنیا و آخرت ثابتقدم بدارد؛ چنانکه پس از بیان مَثَلِ پاک و ناپاک میفرماید:
“يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ” (ابراهیم: ۲۷)
“خداوند کسانی را که ایمان آوردهاند، با سخن استوار در زندگی دنیا و در آخرت ثابتقدم میدارد”




