دين وفطرت

 جایگاه تدبر در قرآن 

 جایگاه تدبر در قرآن

یکی از مبانی اساسی  ما دعوت به تدبر در قرآن کریم است. چون فهم صحیح کتاب الهی تنها از طریق مراجعه مستقیم، مستمر و روشمند به آیات قرآن امکان‌پذیر است. از این  منظر  قرآن صرفاً کتابی برای تلاوت و کسب ثواب نیست، بلکه قران کریم کتاب هدایت، اندیشه، تعقل و تدبر است و خداوند متعال، همه مؤمنان را به تأمل در آیات آن فراخوانده است.

خداوند جل جلاله در یک  آیه شریفه  چنین میفرماید: ﴿أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا﴾ «آیا در قرآن تدبر نمی‌کنند؟ اگر از جانب غیر خدا بود، اختلاف فراوانی در آن می‌یافتند.» (النساء: 82)  خداوند، تدبر در قرآن را وظیفه همگانی معرفی کرده است. خطاب آیه، اختصاص به گروه خاصی از عالمان یا مفسران ندارد، بلکه همه مخاطبان قرآن را در بر می‌گیرد. از این رو، اصل تدبر، مسئولیتی عمومی است و هر مسلمان باید با رعایت ضوابط علمی، در فهم آیات الهی بکوشد.

همچنین خداوند می‌فرماید: ﴿كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ﴾ «این کتابی مبارک است که آن را بر تو نازل کردیم تا در آیاتش تدبر کنند و خردمندان پند گیرند.» (ص: 29) این آیه، هدف نزول قرآن را تدبر در آیات آن معرفی می‌کند.  اگر تدبر، هدف نزول قرآن باشد، نمی‌توان آن را به گروهی خاص محدود ساخت. بلکه همه مسلمانان، متناسب با توان علمی خود، مکلف به تدبر در قرآن هستند و وظیفه عالمان نیز فراهم ساختن روش صحیح این تدبر است. از سوی دیگر، قرآن کریم کسانی را که از تدبر در آیات الهی روی‌گردان می‌شوند، مورد نکوهش قرار داده و می‌فرماید: ﴿أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا﴾ «آیا در قرآن تدبر نمی‌کنند یا بر دل‌های آنان قفل‌هایی نهاده شده است؟» (محمد: 24) این آیه بیانگر آن است که مانع اصلی فهم قرآن، پیچیدگی آیات نیست، بلکه غفلت، تعصب، تقلید و بسته بودن دل نسبت به حقیقت است. هرگاه انسان با ذهنی آزاد و به دور از پیش‌داوری به قرآن مراجعه کند، زمینه فهم صحیح آیات برای او فراهم خواهد شد.

بر همین اساس، ما  معتقد هستیم که تدبر، تنها مطالعه لفظی آیات نیست، بلکه فرایند علمی است که مستلزم بررسی سیاق آیات، شناخت مفاهیم قرآنی، جمع میان آیات هم‌موضوع، توجه به محکم و متشابه، عام و خاص، مطلق و مقید و نیز درک هدف کلی سوره‌هاست. از این رو، تدبر با برداشت‌های ذوقی و شخصی تفاوت اساسی دارد و باید بر پایه قواعد علمی تفسیر استوار باشد. یکی از نتایج مهم این نگرش، پیوند میان تدبر و پویایی اجتهاد است.

فلهذا ما بر این باور هستیم که مسائل نوپدید هر عصر را باید نخست در پرتو اصول و مقاصد قرآنی بررسی کرد. تدبر در آیات، زمینه استخراج قواعد کلی قرآن را فراهم می‌سازد و سپس با بهره‌گیری از سنت صحیح، می‌توان این قواعد را بر مسائل جدید تطبیق داد. بدین ترتیب، تدبر نه تنها یک عمل عبادی، بلکه مبنای اجتهاد و عامل پویایی فقه اسلامی نیز به شمار می‌آید.

تحلیل و ارزیابی  آیات یادشده نشان می‌دهد که ، نظریه تدبر بر نصوص صریح قرآن کریم  استوار است.  فلهذا تدبر یک توصیه اخلاقی صرف نیست، بلکه روشی هست  که از خواطر معرفت‌ و شناختی برای فهم دین محسوب می‌شود. بنا بر این باید کوشیده شود که  قرآن به جایگاه محوری در رابطه مستقیم میان مسلمان و کتاب الهی قرار داده شود تا از محدود شدن فهم دین به نقل اقوال و آرای گذشتگان جلوگیری نماید. با این حال، تأکید بر تدبر عمومی، مستلزم تبیین دقیق ضوابط علمی فهم قرآن است تا از برداشت‌های سلیقه‌ای و تفسیر به رأی جلوگیری شود. ازاین‌رو، ما بر این باوریم که دعوت به تدبر باید همواره با رعایت اصول و قواعد فهم قرآن همراه باشد؛ از جمله تسلط بر زبان عربی، توجه به انسجام درون‌متنی قرآن، بررسی سیاق آیات و ارجاع آیات هم‌موضوع به یکدیگر. در حقیقت، این اصول همان چیزی است که قرآن کریم از آن با عنوان «حکمت» یاد می‌کند؛ مفهومی که در آیات متعددی در کنار «کتاب» آمده و از جایگاه بنیادینی در فهم و تبیین معارف الهی برخوردار است. بر این اساس، می‌توان گفت که حکمت، صرفاً دانشی نظری نیست، بلکه روش صحیح فهم، تفسیر و به‌کارگیری آموزه‌های قرآن در زندگی است. ازاین‌رو، دستیابی به فهم صحیح قرآن، بدون درک درست از مفهوم حکمت و نقش آن در فرآیند تفسیر، امکان‌پذیر نخواهد بود.

ما را در فضای مجازی دنبال کنید