دين وفطرت
فراخوانی به گفتگو در محور فطرت

فراخوانی به گفتگو در محور فطرت

فراخوانی به گفتگو در محور فطرت

گفتگو- مهمترین راه برقراری ارتباط میان انسانها است. فطرت –  پایه اصلی عالم خلقت می باشد. خلقت، نشانگر رشد و تحول، اساس و قانون است. انسانها، گیاهان، و حیوانات، زمین و آسمان و ساختار اینها نشانگر این می باشد. قوانین فطرت و و موجوداتی که از این قانون به وجود آمده اند همه آیت بر آن می باشد. به همین دلیل بهتر است به عالم خلقت، کتاب بزرگ کائنات بگوییم. هر انسان از آیات این کتاب به اندازۀ قابلیت خود برداشت می کند. کسانی که با دقت ببیشتر این کتاب را بررسی می کنند،  به اطلاعات بیشتری دست می یابند. ارزشها وعلم و فلسفه از این طریق به وجود می آید. کتابها برای محافظت از این اطلاعات و برای آموزش به نسلهای آینده خدمت می کنند.

کسانی که کتاب کائنات را می خوانند، وجود خداوند را درک کرده و می فهمند که تمام چیزهایی که دارند از آن قدرت بی پایان او می باشد. چون شیطان می داند که احتیاجات انسانها بی پایان است، از این طریق به زندگی انسانها رخنه می کند. برای اینکه نشان دهد که رابطۀ نزدیکی با خداوند دارد به اشکال مختلف در می آید، و انسان را از این طریق فریب می دهد. خداوند چنین می فرماید:

يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ وَاخْشَوْا يَوْمًا لَّا يَجْزِي وَالِدٌ عَن وَلَدِهِ وَلَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَن وَالِدِهِ شَيْئًا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ [1]

 اى مردم از پروردگارتان پروا كنيد و از روزى بترسيد كه هيچ پدرى به داد فرزندش نرسد، و هيچ فرزندى فريادرس پدرش نباشد، بى‏گمان وعده الهى حق است، پس زندگانى دنيا شما را نفريبد، و [شيطان‏] فريبكار شما را نسبت به خداوند فريفته نگرداند.

شیطان اولین بار آدم و حوا را فریب داد. در مورد میوۀ ممنوعه احساسات آنها را بر انگیخت و باعث خوردن آنها از  آن درخت شد.

 وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ فَدَلاَّهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَاتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَا إِنَّ الشَّيْطَآنَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُّبِينٌ [2]

و براي آنها سوگند ياد كرد كه من خيرخواه شما هستم! آنگاه آنان را فريبكارانه به طمع انداخت و چون از [ميوه‏] آن درخت خوردند، عورتهايشان بر آنان آشكار شد و بر آنها از برگ [درختان‏] بهشتى مى‏چسباندند [تا پوشيده شود] و پروردگارشان به آنان ندا در داد كه مگر شما را از اين درخت نهى نكرده بودم و به شما نگفته بودم كه شيطان دشمن آشكار شماست‏.

به همین دلیل بزرگترین سوء استفاده، سوءاستفاده از رابطۀ انسان با خداوند است. برخی، می گویند خداوند همه چیز را به من بدهد و کاری با کارم نداشته باشد، برخی هم درگیری باورهای باطل و نادرست می شوند. شیطان هر دو اینها را فریب می دهد، و کاری می کند که آنها باور کنند که انسانهای دینداری هستند. خداوند چنین می فرماید:

فَرِيقًا هَدَى وَفَرِيقًا حَقَّ عَلَيْهِمُ الضَّلاَلَةُ إِنَّهُمُ اتَّخَذُوا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاء مِن دُونِ اللّهِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ [3]

 جمعي را هدايت كرده و جمعي را (كه شايستگي نداشته‏اند) گمراهي بر آنها مسلم… آنها (كساني هستند كه) شياطين را به جاي خداوند، اولياي خود انتخاب كردند و چنين گمان مي‏كنند كه هدايت يافته‏اند.

پیامبر برای جلوگیری از این کار فعالیتهای بسیاری داشتند که در این مورد باید عقل و فطرت را با هم به کار برد.آنها به ذکر تاکید داشتند. ذکر، به کار بردن علم به همراه دین است.

خداوند چنین می فرماید:

فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ [4]

پاكدلانه روى به دين بياور، اين فطرت الهى است كه مردمان را بر وفق آن آفريده است، در آفرينش الهى تغييرى راه ندارد، اين دين استوار است، ولى بيشترينه مردم نمى‏دانند.

پیامبران تلاش کردند تا این ذکر را به اجرا در آورند. خداوند چنین می فرماید:

فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ [5]

پس تذكر ده تو فقط تذكر دهنده‏اي.

سخنان کتب الهی هم مانند اطلاهاتی که از طبیعت در یافت می شود ذکر است:

امِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ هَذَا ذِكْرُ مَن مَّعِيَ وَذِكْرُ مَن قَبْلِي بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُم مُّعْرِضُونَ [6]

 يا به جاى او خدايانى را به پرستش گرفته‏اند؟ بگو برهانتان را بياوريد، اين ياد كرد همراهان من و ذکر كرد پيشينيان من است، ولى بيشترينه‏شان حق را نمى‏شناسند و رويگردانند.

در آیه " پس تذكر ده تو فقط تذكر دهنده‏اي" منظور این است که با ادغام اطلاعاتی که از فطرت به دست آورده اید و تبلیغی که به شما شده، انسانها را به عقل و علم فرا خوانید.

هنگامی که گفتگو را با فطرت هم محور کنیم، کتابی که خداوند خلق کرده با کتابی که خداوند نازل کرده با هم بررسی کرده مورد استفاده قرارمی دهیم. بعد از گذشت اعصار دوباره انسانها  به حقایق پی برده و از از خرافات نجات پیدا خواهند کرد. آنگاه کتاب خداوند، به عنوان تنها کتاب مرجع درآمده فعالیتهای علمی به ماورای تخیل انسان جهش می کند.

پیشنهادات ما:

1.   بیایید و ارزشهای پایه کتب اصلی ادیان مختلف را بیان کنیم؛

2.   گروههای همکاری و تحقیق راجع به باورها و عرفها و عادتهای کتابهای مرجع تشکیل دهیم؛

3.    مرکز این تحقیقات در ترکیه ، شعبات آن در آمریکا و اروپا و آفریقا تشکیل شود.

 

 

 

 


[1]  سوره لقمان 31/33؛

[2]  سوره اعراف 7/21-22؛

[3]   سوره اعراف 7/30؛

[4]  سوره الروم 30/30؛

[5]   سوره الغاشیه 88/21؛

[6]   سوره انبیاء 21/24؛

ما را در فضای مجازی دنبال کنید