دين وفطرت

چگونه ما مسلمانان غیرمتخصص می‌توانیم درستی حدیث را تشخیص دهیم و به آن عمل کنیم؟

پرسش:

السلام علیکم!

پیش از این، مقالات زیادی را در اینجا دربارهٔ برداشت نادرست از «سنت» و باور کورکورانه به مطالبی که به دروغ به پیامبر ﷺ نسبت داده شده است، مطالعه کرده‌ام؛ چه این مطالب از طریق میراث به ما رسیده باشد و چه از راه مذاهب. در این مقالات گفته شده است که برای اطمینان از درستی احادیث، باید آنها را بر قرآن عرضه کنیم.

پرسش من فقط این است که ما مسلمانانی که در علوم حدیث و مسائل دینی تخصص و تحصیل کافی نداریم، چگونه می‌توانیم درستی یک حدیث را تشخیص دهیم و بدان عمل کنیم؟

به خدا قسم، گاهی احساس نگرانی و ناراحتی می‌کنم که مبادا نسبت به هر حدیثی که از پیامبر ﷺ نقل می‌شود، با دیدهٔ تردید نگاه کنم. از سوی دیگر، تعداد احادیث بسیار زیاد است.

با وجود اینکه برخی روایت‌های ساختگی را دربارهٔ پیامبرم نمی‌توانم و نخواهم پذیرفت، اما در عین حال معتقدم که بر ما مسلمانان لازم است سخنان پیامبر ﷺ را گرامی بداریم و او را الگوی زندگی خود قرار دهیم. همچنین باید او، اهل‌بیت، همسرانش، همهٔ پیامبران و صحابه را دوست داشته باشیم.

به همین دلیل دوست داریم بدانیم پیامبر ﷺ چگونه زندگی می‌کرد و چگونه به زندگی نگاه می‌کرد؛ زیرا انسان با گذشت زمان، از صفات نیک و اخلاق پسندیدهٔ او تأثیر می‌پذیرد و بخشی از آن ویژگی‌ها را در خود پیدا می‌کند.

فقط زمانی احساس گناه می‌کنم که کسی شروع به نقل حدیث یا روایت از پیامبر ﷺ می‌کند و من نسبت به آن با احتیاط برخورد می‌کنم. خداوند بهتر می‌داند شخصی که بر منبر رفته است چه نیتی دارد؛ آیا می‌خواهد برای ما خیرخواهی کند یا فتنه‌ای ایجاد کند؟

در نهایت، ما ـ و من نیز یکی از همین افراد هستم ـ نمی‌دانیم سند و متن حدیث چیست و آیا صرفاً صحیح دانستن یک حدیث به این معناست که حتماً باید به آن عمل کنیم؟

اگر چنین است، چرا مثلاً بخاری و ترمذی احادیث را پیش از رواج یافتن اختلافات و فتنه‌ها در میان مسلمانان، بر قرآن عرضه نکردند تا از درستی آنها اطمینان حاصل شود؟ البته قصد من این نیست که تلاش‌های آنان را نادیده بگیرم؛ بلکه برای زحماتشان احترام فراوان قائلم و از خداوند برای آنان رحمت می‌طلبم.

ببخشید که سخن طولانی شد و پیشاپیش از شما بسیار سپاسگزارم.

پاسخ:

وعلیکم السلام ورحمة الله وبرکاته

این پرسش، بیانگر مشکلی است که بسیاری از مردم هنگامی با آن روبه‌رو می‌شوند که می‌خواهند میان آنچه به پیامبر ﷺ نسبت داده می‌شود و آنچه واقعاً از ایشان ثابت است، تفاوت بگذارند.

در اینجا، پاسخ را با همان روح و روشی که در سایت «دین وفطرت» مطرح شده است، با بیانی ساده‌تر ارائه می‌کنیم:

اول: اصلی که همه‌چیز بر آن استوار است

قرآن کریم بالاترین معیار است؛ زیرا کتابی است که خداوند حفظ آن را بر عهده گرفته است. بنابراین، قرآن همان میزانی است که باید روایت‌ها و سخنان منسوب به پیامبر ﷺ با آن سنجیده شوند.

هر روایتی که با قرآن سازگار باشد، پذیرفته می‌شود و هر روایتی که با قرآن مخالفت داشته باشد، کنار گذاشته می‌شود؛ بدون توجه به اینکه چه کسی آن را نقل کرده است.

این روش به معنای کم‌اهمیت دانستن احادیث نیست، بلکه هدف آن، حفاظت از میراث حدیثی در برابر مطالبی است که بعدها وارد آن شده‌اند.

دوم: آیا هر مسلمان باید سند احادیث را بررسی کند؟

خیر. از هر مسلمان خواسته نشده است که عالم حدیث یا متخصص علم رجال باشد. علم بررسی سندها و راویان، علمی دقیق و تخصصی است و متخصصان خاص خود را دارد.

اما در مقابل، از مسلمان نیز خواسته نشده است که هر چیزی را بدون آگاهی و بررسی بپذیرد.

آنچه مورد نیاز است، حفظ تعادل است؛ نه باور کورکورانه و نه گرفتار شدن در شک و بدگمانی نسبت به همه‌چیز. بلکه باید مضمون کلی روایت را با قرآن و عقل سالم سنجید.

سوم: یک مسلمان در عمل چگونه با احادیث برخورد کند؟

می‌توان این روش را به زبان ساده چنین خلاصه کرد:

  • اگر حدیث با قرآن و ارزش‌های قرآنی مانند عدالت، رحمت و راستگویی سازگار باشد، از نظر معنا پذیرفتنی است.
  • اگر حدیث با قرآن مخالفت آشکار داشته باشد، باید آن را نپذیرفت.
  • اگر حدیث نه با قرآن تعارض داشته باشد و نه مطلب اساسی و مهمی را تأیید کند، نباید بر اساس آن عقیده‌ای بنا کرد و نباید ذهن و دل را بیش از حد درگیر آن ساخت.

با این روش، مسلمان می‌تواند خود را از نگرانی و جست‌وجوی خسته‌کننده و مداوم رها کند.

چهارم: آیا هر حدیثی که «صحیح» نامیده شده، حتماً باید به آن عمل کرد؟

احادیثی که «صحیح» نامیده شده‌اند، بر اساس اجتهادهای بشری تصحیح شده‌اند و مانند قرآن، وحی محفوظ نیستند.

بنابراین، نمی‌توان برای آنها مصونیت مطلق از خطا قائل شد؛ بلکه آنها نیز باید در پرتو قرآن مورد بررسی قرار گیرند.

پنجم: چرا محدثان احادیث را بر قرآن عرضه نکردند؟

عالمان حدیث، مانند بخاری و ترمذی، در درجهٔ نخست بر سند حدیث، یعنی زنجیرهٔ راویانی که حدیث را از نسلی به نسل دیگر منتقل کرده‌اند، تمرکز داشتند و نسبت به متن، یعنی محتوای حدیث، روش متفاوتی داشتند.

تلاش علمی آنان بزرگ و قابل احترام بود؛ اما آنان نیز انسان بودند و کار علمی‌شان از احتمال خطا یا کاستی مصون نبود.

مشکل زمانی پدید آمد که اجتهادهای آن دانشمندان به مرور زمان به‌صورت اموری قطعی و مقدس تلقی شد؛ در حالی که خود آنان چنین ادعایی نداشتند.

ششم: دربارهٔ احساس گناه و نگرانی شما

احساسی که دارید، به خودی خود اشتباه نیست؛ بلکه می‌تواند ناشی از دلسوزی و علاقهٔ صادقانهٔ شما به این باشد که سخنی نادرست به پیامبر ﷺ نسبت داده نشود.

اما نباید این احتیاط به اضطراب و فشار روحی تبدیل شود.

اگر پیامبر ﷺ را دوست دارید، او را گرامی می‌دارید، حاضر نیستید مطالبی را که شایستهٔ مقام او نیست به او نسبت دهید و قرآن را مرجع اصلی خود قرار می‌دهید، در مسیر درستی قرار دارید.

لازم نیست دائماً در حالت شک و تردید باشید یا هر سخنی را که از کسی می‌شنوید، به‌صورت وسواس‌گونه مورد محاکمه قرار دهید.

هفتم: خلاصهٔ روش سایت «دین وفطرت» در ارزیابی احادیث منسوب به پیامبر ﷺ

۱. قرآن معیار اساسی است

هر حدیثی را که می‌شنوید، از خود بپرسید:

آیا این سخن با قرآن سازگار است یا با آن مخالفت دارد؟

اگر با قرآن سازگار بود، نسبت به معنای آن اطمینان پیدا کنید و اگر با قرآن مخالفت داشت، آن را کنار بگذارید.

۲. بررسی سند، یک کار تخصصی است

مردم عادی موظف نیستند بدانند چه کسی روایت کرده و چه کسی از چه کسی نقل کرده است. برای یک مسلمان عادی، فهم معنای روایت و سنجیدن آن با قرآن کافی است.

۳. از احادیثی که با ارزش‌های روشن قرآن سازگارند، بهره ببریم

مانند احادیثی که بر رحمت، عدالت، راستگویی و اخلاق نیک تأکید می‌کنند.

۴. در برابر احادیث نگران‌کننده توقف کنیم

اگر احساس کردید حدیثی حاوی ظلم است، یا تصویری نامناسب از پیامبر ﷺ ارائه می‌کند، یا با رحمت و اصول اسلام ناسازگار است، آن را بدون بررسی بیشتر نپذیرید و خود را نیز گرفتار آن نسازید.

۵. هر «حدیث صحیح» الزاماً به معنای وجوب پیروی از آن نیست

حتی معتبرترین کتاب‌های حدیث، مانند صحیح بخاری و صحیح مسلم، حاصل تلاش‌های علمی و اجتهادهای بشری برای گردآوری سخنان پیامبر ﷺ هستند. این کتاب‌ها هرچند تلاش‌های بزرگی‌اند، اما معصوم نیستند و روایات آنها نیز باید در پرتو قرآن بررسی شوند.

۶. توقف یا نپذیرفتن یک حدیث به معنای انکار سنت نیست

اگر کسی در برابر یک حدیث توقف کند یا از احتجاج به آن خودداری کند، این به معنای انکار سنت نیست؛ بلکه می‌تواند ناشی از تلاش برای حفظ سنت از مطالب نادرست باشد.

بنابراین، دلیلی برای احساس گناه وجود ندارد. شما در برابر احادیث موضع‌گیری خصمانه ندارید؛ بلکه می‌خواهید دین خود را از خطا محفوظ نگه دارید و این احتیاط، امر پسندیده‌ای است.

۷. دین را با آرامش و سادگی دنبال کنید

قاعدهٔ کلی این است:

آنچه با قرآن سازگار است، می‌پذیریم؛ آنچه با قرآن مخالفت دارد، کنار می‌گذاریم؛ و دربارهٔ چیزی که حقیقت آن برای ما روشن نشده است، خود را بیش از حد درگیر نمی‌کنیم.

هشتم: نمونه‌هایی برای روشن شدن روش عملی سایت «دین وفطرت»

نمونهٔ اول: حدیثی که با قرآن سازگار است

حدیث:

«الراحمون يرحمهم الرحمن»

یعنی:

«رحم‌کنندگان را خدای رحمان مورد رحمت قرار می‌دهد.»

بررسی:

قرآن کریم سرشار از آیات مربوط به رحمت است، از جمله:

﴿وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُمْ بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ﴾
[اعراف: ۱۵۶]

بنابراین، این حدیث از نظر معنا با قرآن کاملاً سازگار است.

نتیجه: آن را می‌پذیریم و نسبت به معنای آن اطمینان داریم.

نمونهٔ دوم: حدیثی که ظاهراً با قرآن تعارض دارد

یک نمونهٔ مشهور، روایتی است که از آن چنین برداشت می‌شود که:

«بیشتر اهل دوزخ زنان هستند.»

بررسی:

قرآن می‌فرماید:

﴿مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾ «هر کس از مرد یا زن که کار شایسته‌ای انجام دهد، در حالی که مؤمن باشد، قطعاً او را به زندگی پاک و نیکو زنده خواهیم داشت و بی‌تردید پاداش آنان را بر اساس بهترین اعمالی که انجام می‌دادند، خواهیم داد.»
[نحل: ۹۷]

این آیه و آیات مشابه آن، بر عدالت الهی و عدم تبعیض میان زن و مرد در پاداش اعمال تأکید می‌کنند.

اگر حدیث به‌گونه‌ای فهمیده شود که به تحقیر یا بی‌ارزش دانستن زنان بینجامد، چنین برداشتی با قرآن سازگار نیست.

نتیجه: یا روایت از اساس صحیح نیست، یا برداشت رایج از آن نادرست است. در هر دو صورت، آن را با چنین معنایی نمی‌پذیریم.

نمونهٔ سوم: حدیثی که در آن مبالغه یا نسبت ناروا به پیامبر ﷺ وجود دارد

برای نمونه، روایت‌هایی که پیامبر ﷺ را فردی خشن یا بی‌رحم معرفی می‌کنند.

بررسی:

قرآن دربارهٔ پیامبر ﷺ می‌فرماید:

﴿وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ﴾ «و ما تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم.» [انبیاء: ۱۰۷]

و نیز می‌فرماید:

﴿لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ﴾ «بی‌گمان پیامبری از میان خودتان برای شما آمده است؛ رنج و مشقتی که به شما می‌رسد بر او دشوار است، سخت به خیر و صلاح شما علاقه‌مند است و نسبت به مؤمنان، بسیار دلسوز و مهربان است.» [توبه: ۱۲۸]

بنابراین، اصل بر این است که پیامبر ﷺ دارای رحمت و اخلاق بزرگوارانه بوده است.

پس اگر روایتی تصویری کاملاً مخالف با این ویژگی‌ها از پیامبر ﷺ ارائه کند، با آنچه قرآن دربارهٔ ایشان بیان کرده است، ناسازگار خواهد بود.

نتیجه: چنین روایتی را نمی‌پذیریم.

نمونهٔ چهارم: حدیثی دربارهٔ یک موضوع عادی

برای مثال، احادیثی دربارهٔ جزئیات زندگی روزمرهٔ پیامبر ﷺ، مانند نوع غذا، لباس و مسائل مشابه.

بررسی:

این موارد با اصول قرآن تعارضی ندارند و به‌طور مستقیم نیز با اصول اساسی دین ارتباطی ندارند.

نتیجه: نباید در این موارد سخت‌گیری کرد یا آنها را به مسئله‌ای بزرگ تبدیل نمود. اگر معنای روایت با عقل و اصول دین سازگار بود، می‌توان از آن بهره گرفت و اگر هم چنین نبود، نباید خود را بیش از حد درگیر آن کرد.

نمونهٔ پنجم: حدیثی که از آن یک حکم خطرناک برداشت می‌شود

برای مثال، روایتی که از آن برای تکفیر مردم یا ظلم به آنان استفاده شود.

قرآن می‌فرماید:

﴿لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ﴾ «در دین هیچ اجباری نیست؛ زیرا راه درست از راه گمراهی به‌روشنی آشکار شده است.»
 [بقره: ۲۵۶]

همچنین دربارهٔ عدالت و پرهیز از ظلم می‌فرماید:

﴿وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ﴾ «دشمنی و کینهٔ گروهی که شما را از مسجدالحرام بازداشتند، نباید شما را به تجاوز وادار کند. و در کارهای نیک و پرهیزگاری با یکدیگر همکاری کنید و در گناه و تجاوز همکاری نکنید.»
[مائده: ۲]

اگر حدیثی به ظلم یا تکفیر ناحق انسان‌ها منجر شود، چنین برداشتی با اصول قرآن سازگار نیست.

نتیجه: با چنین معنایی نباید به آن عمل کرد.

نهم: تمرین عملی برای تشخیص و ارزیابی حدیث

تمرین اول

حدیث:

«لا يؤمن أحدكم حتى يحب لأخيه ما يحب لنفسه»

یعنی:

«هیچ‌یک از شما ایمان کامل ندارد تا زمانی که برای برادر خود همان چیزی را بخواهد که برای خودش می‌خواهد.»

گام اول: آیا این معنا با قرآن سازگار است؟

قرآن انسان‌ها را به نیکی کردن و خیرخواهی برای دیگران دعوت می‌کند و حتی ایثار را می‌ستاید.

خداوند می‌فرماید:

﴿إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ﴾ «همانا خداوند به عدالت و نیکوکاری فرمان می‌دهد.»  [نحل: ۹۰]

و دربارهٔ انصار می‌فرماید:

﴿وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ﴾. «و آنان دیگران را بر خود ترجیح می‌دهند، هرچند خودشان نیازمند باشند.» [حشر: ۹]

بنابراین، معنای این حدیث با قرآن سازگار است.

گام دوم: آیا با اخلاق پیامبر ﷺ هماهنگ است؟

قرآن پیامبر ﷺ را رحیم معرفی کرده است:

[توبه: ۱۲۸]

و دربارهٔ اخلاق ایشان می‌فرماید:

﴿وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ﴾ «و بی‌گمان تو دارای اخلاقی بزرگ و والا هستی.» [قلم: ۴]

این حدیث نیز انسان را به اخلاق والا و خیرخواهی برای دیگران دعوت می‌کند؛ بنابراین با این اصول هماهنگ است.

گام سوم: آیا نتیجهٔ آن خیر است یا ضرر؟

این حدیث انسان را به محبت، خیرخواهی و مبارزه با خودخواهی دعوت می‌کند و از این طریق به استحکام روابط اجتماعی کمک می‌نماید.

بنابراین، نتیجهٔ آن خیر و صلاح آشکار است.

نتیجه: این حدیث را می‌پذیریم و نسبت به معنای آن اطمینان داریم.

تمرین دوم

متن حدیث:

«إن الميت يعذب ببكاء أهله عليه»  یعنی: «مرده به سبب گریهٔ خانواده‌اش بر او عذاب می‌شود.»

۱. آیا این معنا با قرآن سازگار است؟

این معنا با اصل قرآنی مسئولیت فردی سازگار نیست؛ زیرا خداوند می‌فرماید:

﴿وَلَا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلَّا عَلَيْهَا وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى﴾  «هر کس جز به زیان خود مرتکب گناه نمی‌شود، و هیچ گناهکاری بار گناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد.» [انعام: ۱۶۴]

ظاهر این روایت چنین می‌رساند که انسانی به دلیل عمل شخص دیگری مجازات می‌شود؛ در حالی که قرآن یک اصل روشن دربارهٔ عدالت بیان کرده است.

۲. آیا با عدالت خداوند سازگار است؟

قرآن بیان می‌کند که هر انسانی مسئول اعمال خود است و به سبب عمل شخص دیگری مورد مؤاخذه قرار نمی‌گیرد. [اسراء: ۱۳؛ انعام: ۱۶۴]

بنابراین، برداشت ظاهری از این روایت با اصل عدالت الهی مشکل دارد.

نتیجه: این حدیث را با چنین معنای ظاهری نمی‌پذیریم.

این دقیقاً همان شیوهٔ عملی است که در روش سایت «دین وفطرت » برای ارزیابی احادیث مطرح شده است.

خاتمه

اصل اساسی این است که قرآن کریم مرجع بالاتر و معیار اصلی است که همهٔ سخنان و روایت‌های دیگر باید بر اساس آن سنجیده شوند؛ زیرا قرآن متنی است که قطعی‌الثبوت و محفوظ از تحریف است. بنابراین، قرآن حاکم بر سایر منابع است، نه اینکه خود تحت حاکمیت آنها قرار گیرد.

بر این اساس، روایت‌هایی که به پیامبر ﷺ نسبت داده می‌شوند باید از نظر معنا مورد بررسی قرار گیرند. اگر معنای آنها با اصول و قواعد کلی قرآن، مانند عدالت، رحمت، مسئولیت فردی و تکلیف انسان سازگار باشد، می‌توان آن معنا را پذیرفت و در زمینهٔ هدایت و الگوگیری از پیامبر ﷺ از آن بهره برد.

اما اگر روایتی با یک نص صریح قرآنی یا یک اصل کلی و ثابت قرآنی مخالفت داشته باشد، باید آن را کنار گذاشت و بر اساس آن عمل نکرد؛ زیرا امر ظنی نمی‌تواند با امر قطعی در تعارض قرار گیرد.

همچنین، از مسلمانان عادی خواسته نشده است که خودشان وارد بررسی تخصصی سندها و سلسلهٔ راویان شوند؛ زیرا این کار از مباحث دقیق و تخصصی علوم حدیث است. وظیفهٔ عمومی مسلمان این است که در حد توان، معنای روایت را بفهمد و آن را با قرآن و اصول اساسی دین بسنجد.

صحیح دانستن یک حدیث از سوی محدثان، نتیجهٔ اجتهاد بشری بر اساس قواعد روایت و نقل است و به معنای معصوم بودن متن روایت نیست. بنابراین، حتی حدیثی که در کتاب‌های صحیح آمده است، از جهت مضمون باید با قرآن سنجیده شود.

اگر روایتی به‌گونه‌ای فهمیده شود که انسانی به دلیل گناه دیگری مؤاخذه شود، یا چیزی به خداوند نسبت داده شود که با عدالت و رحمت او ناسازگار باشد، یا تصویری از پیامبر ﷺ ارائه شود که با اخلاق بزرگوارانه‌ای که قرآن برای او بیان کرده است منافات داشته باشد، چنین برداشتی نباید پذیرفته شود؛ زیرا خداوند یک اصل کلی را بیان کرده است:

﴿وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى﴾

اگر بتوان روایت را بدون تکلف به معنایی حمل کرد که با قرآن سازگار باشد، می‌توان آن معنا را پذیرفت؛ در غیر این صورت، کنار گذاشتن آن، برای حفظ سلامت فهم دینی، بهتر و مطمئن‌تر است.

شایسته است مسلمان از روایت‌هایی بهره بگیرد که با فضایل اخلاقی و مقاصد کلی دین، مانند رحمت، عدالت و نیکوکاری، هماهنگ باشند و خود را با مطالبی که موجب اضطراب و نگرانی در دین می‌شوند، بیش از اندازه درگیر نکند.

خلاصهٔ همهٔ این مطالب آن است که قرآن اصل است و سنت باید در پرتو قرآن فهمیده شود؛ آنچه با قرآن سازگار است پذیرفته می‌شود، آنچه با قرآن مخالفت دارد کنار گذاشته می‌شود و دربارهٔ چیزی که وجه درست آن برای ما روشن نشده است، بدون تکلف توقف می‌کنیم؛ در عین حال، احترام و جایگاه والای پیامبر ﷺ را حفظ می‌کنیم و از نسبت دادن مطالبی که شایستهٔ مقام ایشان نیست، پرهیز می‌نماییم.

ما را در فضای مجازی دنبال کنید