دين وفطرت

حضرت محمد(ص) پیش از اسلام پیرو چه دینی بود؟

پاسخ:

بر اساس قرآن کریم، حضرت محمد(ص) پیش از آنکه وحی را دریافت کند، نه موحّد بود و نه مشرک، بلکه انسانی عادی بود. او نه علاقه و گرایش ویژه‌ای به باورهای رایج در میان قوم خود داشت و نه در برابر آن‌ها به مخالفت و اعتراض می‌پرداخت.

خداوند متعال می‌فرماید:

وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ

“همانگونه كه بر پيامبران پيشين وحي فرستاديم بر تو نيز روحي را به فرمان خود وحي كرديم، تو پيش از اين نمي‏دانستي كتاب و ايمان چيست  ولي ما آنرا نوري قرار داديم كه بوسيله آن هر كس از بندگان خويش را بخواهيم هدايت مي‏كنيم، و تو مسلما به سوي راه مستقيم هدايت مي‏كني” (شوری، ۵۲)

او به تورات و انجیل آگاهی نداشت؛ زیرا خواندن و نوشتن نمی‌دانست.

خداوند می‌فرماید:

وَمَا كُنْتَ تَتْلُو مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذًا لَارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ

“تو هرگز قبل از اين كتابي نمي‏خواندي و با دست خود چيزي نمي‏نوشتي مبادا كساني كه در صدد ابطال سخنان تو هستند شك و ترديد كنند”(عنکبوت، ۴۸)

احتمالاً او می‌دانست که باورهای رایج در میان قومش درست نیست، اما از راه درست و بهتری نیز آگاهی نداشت. او همچون بسیاری از مردم امروز، در جست‌وجوی راهی روشن بود و راهنمای مشخصی در اختیار نداشت.

خداوند می‌فرماید:

وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَى

“و تو را گمشده يافت و هدايت كرد” (ضحی، ۷)

این وضعیت، درباره تقریباً همه پیامبران نیز صدق می‌کند.

ابراهیم نیز پیش از دریافت وحی، در جست‌وجوی راه حق بود و در نوعی سرگشتگی به سر می‌برد. اما برخلاف محمد، ابراهیم در پی یافتن ایمان حقیقی بود و پیش از دریافت وحی، از راه اندیشه و استدلال به توحید فطری دست یافت. او کوشید اموری را که در زمانهٔ او مقدس و الهی تلقی می‌شدند، به‌عنوان پروردگار بپذیرد؛ اما پس از آن، یکی پس از دیگری از باور به آن‌ها دست کشید.

برای تکمیل بحث، یادآوری این نکته نیز ضروری است که بر اساس قرآن، بزرگ‌ترین گناه شرک است؛ مفهومی که می‌توان آن را “برگزیدن واسطه‌هایی میان انسان و خدا” ترجمه کرد.

جوامع همه پیامبران، عمدتاً مشرک بودند؛ نه اینکه خدا را انکار کنند یا ملحد باشند. همه آنان به وجود موجودی برتر، یعنی آفریننده همه هستی، آگاهی و باور داشتند (ر.ک.: قرآن، عنکبوت، ۳۶؛ لقمان، ۲۵؛ زمر، ۳۸؛ زخرف، ۸۷).

اشتباه آنان این بود که موجودات و امور دیگری را نیز به‌عنوان واسطه‌هایی میان خود و خدا برگزیدند. آنان این واسطه‌ها را در جایگاهی ویژه قرار می‌دادند و با پرستش نمادها و بت‌هایی که نمایانگر آن‌ها بود، می‌کوشیدند رضایتشان را به دست آورند و انتظار داشتند در روز قیامت شفیع آنان باشند. آری، آنان به مفهوم روز واپسین نیز باور داشتند.

خداوند می‌فرماید:

أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ

” آگاه باشيد دين خالص از آن خدا است، و آنها كه غير از خدا را اولياي خود قرار دادند، و دليلشان اين بود كه اينها را نمي‏پرستيم مگر به خاطر اينكه ما را به خداوند نزديك كنند، خداوند روز قيامت ميان آنها در آنچه اختلاف داشتند داوري مي‏كند، خداوند آن كس را كه دروغگو و كفران كننده است هرگز هدايت نمي‏كند. (زمر، ۳)

همین نوع باور را در میان بسیاری از مسیحیان امروز و ــ متأسفانه ــ در میان بسیاری از مسلمانان امروز نیز می‌بینیم.

مسیحیان بر این باورند که عیسی در روز قیامت شفیع آنان خواهد بود و آنان را از عذاب و کیفر الهی نجات خواهد داد. مسلمانان نیز بر این باورند که محمد در روز قیامت برای آنان نزد خدا شفاعت خواهد کرد و خداوند مسلمانان گناهکار را به خاطر پیامبر خود، که او را «محبوب‌ترین» پیامبر خویش می‌دانند، خواهد بخشید و آنان را وارد بهشت خواهد کرد.

دین خالص الهی که خداوند آن را بر نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و محمد علیهم‌السلام وحی کرد، هیچ واسطه‌ای را نمی‌پذیرد؛ نه انسان‌های مقدس و الهی را، نه مرجعیتی را در کنار خدا، و نه کسی را که جز خدای یگانه برای خشنود ساختنش تلاش شود.

هاکان شاهین

ترجمه کرذ: علی رضازاده

 

 

ما را در فضای مجازی دنبال کنید