دين وفطرت

حكم تلاوت قرآن كريم و مسّ مصحف برای زن حائض، نفساء و شخص بی‌وضو

حكم تلاوت قرآن كريم و مسّ مصحف برای زن حائض، نفساء و شخص بی‌وضو

مطالعه‌ای تحلیلی بر پایه قرآن کریم

خلاصه

حکم تلاوت قرآن کریم توسط زن حائض و نفساء و نیز حکم دست زدن به مصحف بدون وضو، از جمله مسائل مورد اختلاف میان فقهای اسلامی است. دیدگاه مشهور فقهی، تلاوت قرآن را برای زن حائض و شخص جنب جایز ندانسته و مسّ مصحف را نیز مشروط به داشتن وضو می‌داند. در مقابل، برخی پژوهشگران معاصر بر این باورند که این احکام باید پیش از هر چیز بر اساس قرآن کریم و سنت صحیح مورد ارزیابی قرار گیرند و آرای فقهی نیز در پرتو این دو منبع سنجیده شوند. این  تحقیق با روش توصیفی ـ تحلیلی، به بررسی آیات قرآن و مهم‌ترین ادله‌ای می‌پردازد که برای منع تلاوت قرآن توسط زن حائض و نفساء و نیز منع مسّ مصحف بدون وضو مورد استناد قرار گرفته است.

مقدمه

مسئله تلاوت قرآن کریم و دست زدن به مصحف برای اشخاص فاقد وضو، زنان حائض و نفساء و نیز افراد جنب، از مباحثی است که همواره در میان فقیهان مسلمان مورد بحث بوده است. درکتب قدیم فقهای مذاهب اسلامی در می یابیم که شخص جنب و زن حائض حق تلاوت قرآن را ندارند و همچنین دست زدن به مصحف بدون وضو جایز نیست. با وجود این، در بررسی مبانی این دیدگاه، این پرسش اساسی مطرح می‌شود که آیا این احکام مستقیماً بر آیات قرآن کریم استوارند یا بر برداشت‌های فقهی و روایاتی که درباره صحت و دلالت آنها اختلاف وجود دارد.

در پژوهش‌های فقهی، نخستین مرجع برای استنباط احکام، قرآن کریم و پس از آن سنت صحیح نبوی است. ازاین‌رو، هرگاه درباره مسئله‌ای اختلاف نظر پدید آید، لازم است پیش از مراجعه به آرای فقیهان، ادله قرآنی و روایی آن بررسی شود. این روش، علاوه بر حفظ جایگاه اجتهاد، موجب می‌شود که میان نصوص قطعی و برداشت‌های اجتهادی تفاوت گذاشته شود. بر همین اساس، این پژوهش نیز با بررسی مستقیم آیات قرآن، سپس روایات مورد استناد و در نهایت تحلیل استدلال‌های فقهی، به ارزیابی این مسئله می‌پردازد.

 بررسی آیات قرآن کریم

در بررسی حکم تلاوت قرآن برای زن حائض، نفساء و شخص جنب، نخست باید روشن شود که آیا قرآن کریم به‌صراحت چنین ممنوعیتی را بیان کرده است یا خیر. با بررسی آیات مربوط به این موضوع، مشاهده می‌شود که قرآن کریم درباره کیفیت تلاوت قرآن تنها یک دستور مستقیم بیان کرده است.

خداوند متعال می‌فرماید:

﴿فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ﴾ (النحل: 98).ترجمه:«هرگاه قرآن را تلاوت کردی، از شیطان رانده‌شده به خدا پناه ببر.»

ظاهر این آیه نشان می‌دهد که قرآن کریم هنگام بیان آداب تلاوت، تنها استعاذه را مطرح کرده و شرط دیگری مانند وضو، غسل یا پاک بودن از حیض و نفاس را ذکر نکرده است. از همین جهت فهمیده میشود که  اگر وضو یا غسل از شرایط تلاوت قرآن  میبود  انتظار می‌رفت قرآن کریم هنگام بیان حکم قرائت، به آن نیز تصریح  میکرد ولی در قران کریم چنین یک امری موجود نمیباشد.

از سوی دیگر، آیاتی که درباره وضو و غسل نازل شده‌اند، موضوع دیگری را بیان می‌کنند. خداوند متعال می‌فرماید:

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ…(المائدة: 6). ترجمه: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هنگامی که برای نماز برمی‌خیزید، صورت‌ها و دست‌های خود را تا آرنج بشویید…»

همچنین در ادامه همین آیه، خداوند حکم غسل برای شخص جنب و حکم تیمم را در صورت نبودن آب بیان می‌کند. بنابراین، موضوع آیه، شرایط ورود به نماز است و نه شرایط تلاوت قرآن. بر همین اساس نتیجه  گرفته میشود  که وجوب وضو و غسل، به نماز مربوط است.  و از ظاهر آیات نیز به صراحت فهمیده میشود که ، شرط بودن وضو وغسل جنابت برای اصل تلاوت قرآن استفاده نمی‌شود.

همین مضمون در آیه ۴۳ سوره نساء نیز تکرار شده است؛ آنجا که خداوند از نزدیک شدن به نماز در حال مستی یا جنابت، پیش از غسل، نهی می‌کند. این آیه نیز به صراحت درباره نماز سخن می‌گوید و اشاره‌ای به ممنوعیت قرائت قرآن برای شخص جنب یا زن حائض ندارد. ازاین‌رو، به  این  نتیجه میرسیم که آیات مربوط به طهارت، قلمرو خاص خود را دارند و نمی‌توان بدون دلیل مستقل، حکم آنها را به تلاوت قرآن نیز تعمیم داد.

بر این اساس، نخستین نتیجه‌ای که از بررسی آیات قرآن به دست می‌آید، آن است که قرآن کریم در بیان احکام مربوط به وضو، غسل و حیض، تنها به شرایط نماز و رابطه زناشویی پرداخته و نصّ صریحی که تلاوت قرآن را برای زن حائض، نفساء یا شخص جنب ممنوع سازد، ارائه نکرده است. از این‌رو، برای اثبات چنین حکمی باید به ادله دیگری استناد شود و میزان اعتبار آنها نیز مورد بررسی قرار گیرد.

بررسی احادیث نبوی

پس از بررسی آیات قرآن کریم، نوبت به بررسی احادیثی می‌رسد که برای منع تلاوت قرآن توسط زن حائض، نفساء و شخص جنب به آنها استناد شده است. از آنجا که قرآن کریم حکم صریحی در این زمینه بیان نکرده است، عمده استدلال فقها بر روایات نبوی استوار است. ازاین‌رو، پیش از استناد فقهی به این احادیث، لازم است اعتبار سند و دلالت آنها مورد بررسی قرار گیرد.

مهم‌ترین روایتی که در این مسئله مورد استناد قرار گرفته، حدیث عبدالله بن عمر (رضی الله عنهما) است که از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وسلم) نقل شده است:

«لَا تَقْرَأُ الْحَائِضُ وَلَا الْجُنُبُ شَيْئًا مِنَ الْقُرْآنِ.» ترجمه: «زن حائض و شخص جنب چیزی از قرآن را تلاوت نکنند.»

این حدیث در سنن ترمذی، سنن ابن‌ماجه و برخی دیگر از کتاب‌های حدیث نقل شده است. هرچند این روایت در آثار فقهی بسیار مورد استناد قرار گرفته، اما درباره اعتبار سند آن میان محدثان اختلاف نظر وجود دارد. در بررسی سند روایت، نویسنده نشان می‌دهد که یکی از راویان آن اسماعیل بن عیاش است. بسیاری از محدثان، از جمله امام بخاری، روایت او را هنگامی که از راویان حجاز نقل می‌کند، قابل اعتماد کامل ندانسته‌اند. ازاین‌رو، گروهی از دانشمندان حدیث، این روایت را برای اثبات یک حکم الزامی کافی نمی‌دانند.

بر همین اساس، بر باور هستیم که اگر حدیثی از نظر سند محل اختلاف باشد، نمی‌تواند به تنهایی مبنای حکمی قرار گیرد که موجب منع مسلمان از تلاوت قرآن کریم شود؛ زیرا اصل، جواز و اباحه است و خروج از این اصل نیازمند دلیل قطعی و غیرقابل مناقشه است.

حدیث دیگری که در این مسئله مورد استناد قرار گرفته، روایت حضرت علی (رضی الله عنه) است که می‌فرماید:

«كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ لَا يَحْجُزُهُ شَيْءٌ عَنِ الْقُرْآنِ إِلَّا الْجَنَابَةُ.» ترجمه: «هیچ چیز جز جنابت، پیامبر خدا (صلی الله علیه وسلم) را از تلاوت قرآن بازنمی‌داشت.»

محققین  در تحلیل این روایت بیان می‌کند که این حدیث، رفتار پیامبر اکرم (صلی الله علیه وسلم) را گزارش می‌کند و در آن نهی صریحی نسبت به دیگر مسلمانان وجود ندارد. از دیدگاه اصول فقه، صرف نقل یک رفتار، تا زمانی که قرینه‌ای بر الزام و تعمیم آن وجود نداشته باشد، برای اثبات حرمت کفایت نمی‌کند. بنابراین، این روایت نیز به تنهایی نمی‌تواند دلیلی قطعی بر ممنوعیت تلاوت قرآن برای زن حائض یا شخص جنب باشد.

با توجه به مطالب یادشده، محقیقن چنین نتیجه می‌گیرند که مهم‌ترین احادیث مورد استناد در این مسئله، از نظر سند یا دلالت مورد اختلاف هستند. ازاین‌رو، پیش از آنکه بر اساس این روایات  یک حکم عام صادر شود، باید آنها در پرتو آیات قرآن کریم و قواعد استنباط فقهی مورد ارزیابی دقیق قرار گیرند. به همین دلیل، بررسی مسئله تنها با تکیه بر نقل روایات کافی نیست، بلکه لازم است هماهنگی آنها با نصوص قطعی قرآن نیز مورد توجه قرار گیر.

تلاوت قرآن توسط زن حائض و نفساء در پرتو قرآن کریم

پس از بررسی روایات، لازم است این مسئله بار دیگر در پرتو آیات قرآن کریم مورد ارزیابی قرار گیرد؛ زیرا قرآن، نخستین و مهم‌ترین منبع تشریع در اسلام است و هر حکمی که به انجام یا ترک عبادتی مربوط باشد، باید با آموزه‌های آن هماهنگ باشد. بر همین اساس، محققین بر این باور هستند  که در بررسی حکم تلاوت قرآن برای زن حائض و نفساء، باید نخست به آیاتی مراجعه شود که به طور مستقیم درباره حیض سخن گفته‌اند.

مهم‌ترین آیه در این زمینه، آیه ۲۲۲ سوره بقره است که خداوند متعال می‌فرماید:

﴿وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّىٰ يَطْهُرْنَ﴾ (البقرة: 222).

ترجمه: «از تو درباره حیض می‌پرسند. بگو: آن رنج و آزار است؛ پس در دوران حیض از آمیزش با زنان خودداری کنید و تا زمانی که پاک شوند، با آنان نزدیکی نکنید.»

به باور محققین ، این آیه تنها یک حکم را درباره زن حائض بیان می‌کند و آن، ممنوعیت آمیزش زناشویی تا پایان دوران حیض است. در این آیه هیچ اشاره‌ای به ممنوعیت تلاوت قرآن، وذکر خداوند یا تدبر در آیات الهی دیده نمی‌شود. ازاین‌رو، افزودن محدودیت‌های دیگر، نیازمند دلیل مستقل و روشن است.

همچنین علماء  به آیات متعددی استناد می‌کنند که در آنها خداوند مؤمنان را به یاد فراوان خداوند، تدبر در قرآن و بهره‌گیری از هدایت آن دعوت کرده است. از جمله خداوند می‌فرماید:

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا﴾ (الأحزاب: 41). ترجمه: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خدا را بسیار یاد کنید.»

همچنین می‌فرماید: ﴿أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ﴾ ترجمه: «آیا به قرآن تدبر نمی‌کنند؟»

به باور  به بسیاری علماء معاصر این دعوت‌های قرآنی، همه مؤمنان را در بر می‌گیرد و در آنها هیچ تفاوتی میان زن و مرد یا میان زن پاک و زن حائض بیان نشده است. بنابراین، اگر قرار بود زن حائض در مدت حیض از تلاوت و تدبر در قرآن محروم باشد، انتظار می‌رفت قرآن کریم این استثنا را به روشنی بیان کند؛ در حالی که چنین تصریحی در آیات وجود ندارد.

از مجموع این آیات چنین برمی‌آید که قرآن کریم  برای  زن حایض تنها ممنوعیت رابطه زناشویی تا پایان حیض امر کرده هست. در آیات قرآن ممنوعیت دیگری برای زن حائض ذکر نشده است؛ ازاین‌رو، تعمیم این محدودیت به تلاوت قرآن، نیازمند دلیل مستقل و صریح خواهد بود.

حکم مسّ مصحف بدون وضو؛ بررسی ادله و تحلیل آنها

پس از بررسی حکم تلاوت قرآن، توسط زن حایضه ونافسه مسئله دیگری که همواره در آثار فقهی مطرح بوده، حکم دست زدن به مصحف بدون وضو است. فقهای مذاهب اسلامی معتقدند که مسّ مصحف بدون وضو جایز نیست و برای اثبات این حکم، به حدیث «لا يمس القرآن إلا طاهر» و آیه ۷۹ سوره واقعه استناد کرده‌اند.  بیایید ، پیش از پذیرش این استدلال، هر دو دلیل را از منظر قرآن و حدیث مورد بررسی قرار بدهیم.

نخستین دلیلی که برای وجوب وضو در مسّ مصحف مورد استناد قرار گرفته، حدیث مشهور هست

«لا يمس القرآن إلا طاهر»

. این روایت در نامه‌ای که به پیامبر اکرم (صلی الله علیه وسلم) نسبت داده شده و گفته می‌شود برای عمرو بن حزم ارسال گردیده، نقل شده است. با این حال، بررسی منابع حدیثی نشان می‌دهد که عبارت یادشده با همین لفظ در همه منابعی که به عنوان مستند این روایت معرفی شده‌اند، وجود ندارد و درباره ثبوت آن نیز میان محدثان اختلاف نظر دیده می‌شود. ازاین‌رو، پیش از استناد فقهی به این روایت، لازم است اعتبار سند و ثبوت آن به دقت بررسی شود؛ زیرا روایتی که در نقل و اثبات آن اختلاف وجود دارد، به تنهایی نمی‌تواند مبنای حکمی الزام‌آور برای همه مسلمانان قرار گیرد.

افزون بر بحث سند، دلالت این حدیث نیز محل گفت‌وگو است. واژه «طاهر» از الفاظی است که احتمال برداشت‌های گوناگون درباره آن وجود دارد. این واژه می‌تواند به شخصی که دارای وضو است اشاره داشته باشد و احتمال دارد مقصود از آن، مسلمان در برابر مشرک باشد. از آنجا که خود روایت قرینه روشنی برای تعیین مراد از این واژه ارائه نمی‌کند، برداشت‌های متفاوتی از آن در میان فقیهان و محدثان پدید آمده است. همچنین اگر مقصود حدیث، وجوب وضو برای مسّ مصحف بود، انتظار می‌رفت این حکم به صورت روشن و فراگیر در میان مسلمانان و به‌ ویژه کاتبان وحی و حاملان قرآن بیان و نقل شود، در حالی که گزارش‌های موجود چنین دلالت روشنی را نشان نمی‌دهد. ازاین‌رو، استناد به این روایت برای اثبات وجوب وضو در مسّ مصحف، نیازمند بررسی و تأمل بیشتری است.

از دیگر شواهد قابل توجه در این مسئله، سیره عملی پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وسلم) است. آن حضرت در دعوت فرمانروایان و پیروان ادیان دیگر به اسلام، آیاتی از قرآن کریم را در نامه‌های خود درج می‌کرد. از جمله، در نامه‌ای که برای هرقل، امپراتور روم، ارسال شد، بخشی از آیه ۶۴ سوره آل‌عمران آمده است. این اقدام نشان می‌دهد که اگر تماس و دسترسی غیرمسلمانان به آیات قرآن ذاتاً ممنوع بود، ارسال چنین نامه‌هایی با هدف دعوت به اسلام توجیهی نداشت. ازاین‌رو، رسالت تبلیغ و ابلاغ پیام الهی اقتضا می‌کند که زمینه دسترسی مردم به آیات قرآن و مطالعه آن فراهم باشد.

پس از بررسی ادله روایی، استناد قرآنی مشهور فقها نیز نیازمند تأمل است. مهم‌ترین دلیل قرآنی در این مسئله، آیات ۷۷ تا ۸۰ سوره واقعه است که خداوند متعال می‌فرماید:

﴿إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ ۝ فِي كِتَابٍ مَكْنُونٍ ۝ لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ ۝ تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ﴾

ترجمه:

«همانا این قرآن، قرآنی گران‌قدر است؛ در کتابی محفوظ و پوشیده قرار دارد؛ جز پاک‌شدگان آن را لمس نمی‌کنند؛ و این قرآن از سوی پروردگار جهانیان نازل شده است.»

بررسی سیاق این آیات نشان می‌دهد که سخن از «کتاب مکنون» است، نه از مصحفی که در اختیار مردم قرار دارد. بر اساس قواعد زبان عربی، ضمیر در عبارت ﴿لَا يَمَسُّهُ﴾ به نزدیک‌ترین مرجع خود، یعنی «کتاب مکنون» بازمی‌گردد. در نتیجه، آیات جایگاه قرآن در عالم غیب و لوح محفوظ را توصیف می‌کنند، نه حکم فقهی مربوط به مسّ مصحف.

همچنین تعبیر «المطهَّرون» بر کسانی دلالت دارد که از سوی خداوند پاک گردانیده شده‌اند. این تعبیر از نظر لغوی با واژه «المتطهِّرون» که بر کسانی اطلاق می‌شود که با وضو یا غسل خود را پاک می‌کنند، تفاوت دارد. ازاین‌رو، تفسیر «المطهَّرون» به انسان‌های دارای وضو، با ظاهر لفظ و سیاق آیات هماهنگی کامل ندارد.

بر پایه این تحلیل، استناد به آیات سوره واقعه برای اثبات وجوب وضو در مسّ مصحف، به تنهایی کافی به نظر نمی‌رسد؛ زیرا ظاهر آیات درباره «کتاب مکنون» و «پاک‌شدگان» سخن می‌گوید، نه درباره مصحف موجود در دست مردم. بنابراین، اثبات این حکم فقهی نیازمند دلیل دیگری است که به‌صراحت بر وجوب وضو برای مسّ مصحف دلالت کند..

ما را در فضای مجازی دنبال کنید