فتاوی

اعلانات

در آیه ۸۷ سوره هود منظور از ” صَلاَت” چیست؟

در آیه ۸۷ سوره هود خداوند عالم  می فرماید: قَالُوا یَا شُعَیْبُ أَصَلَاتُکَ تَأْمُرُکَ أَنْ نَتْرُکَ مَا یَعْبُدُ آبَاؤُنَا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِی أَمْوَالِنَا مَا نَشَاءُ إِنَّکَ لَأَنْتَ الْحَلِیمُ الرَّشِیدُ

"گفتند اى شعیب آیا نماز تو به تو دستور مى‏ دهد که آنچه را پدران ما مى ‏پرستیده‏ اند رها کنیم یا در اموال خود به میل خود تصرف نکنیم راستى که تو بردبار فرزانه‏ اى"

در این آیه لفظ "صلات" ذکر شده است،  آیا  منظور از "صلات" نمازی است که مسلمانان می خوانند؟

توجه کنید در آیه واژه‌ "صلاتک" استفاده شده است، یعنی "صلات تو". معنای اصلی ماده‌ "صلات" کاری  است که همواره  و با دوام انجام  می دهید، از جمله مثلا  کتابی که همواره می خوانید، کاری که همواره انجام می دهید، همه اینها "صلات" شما می باشد. البته هر واژه جایگاه خاص خود را دارد.

مثلا خداوند عالم در آیه احزاب ۵۶  چنین می فرماید :

إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا

خدا و فرشتگانش  همواره از پیامبر پشتبانی (حمایت، تایید)  می کنند  اى کسانى که ایمان آورده‏ اید شما هم هموراره پشتبان (حامی، تایید کننده)  او باشید و به فرمانش بخوبى گردن نهید.

نگاهی به این واژه در مقطع نزول قرآن می افکنیم.  "سَیَصْلَى نَارًا" که در سوره لهب ذکر شده است و در این معنی است که همواره ، مدام از کنار آتش جدا نخواهد شد.  

"إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِآیَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِیهِمْ نَاراً"  همانا کسانی که به آیات ما کفر ورزیدند، به زودی آنها را در آتشی وارد می‌کنیم.. (  نساء ۵۶ )

حاصل اینکه در این آیه   منظور از "صلاتک"   کارها و فعالیت‌های در  تبلیغ  رسالت حضرت شعیب می باشد.

آیا به حج نرویم؟

 

هر سال از  کشورهای مختلف جهان  مسلمانان بقصد زیارت حج و عمره به عربستان سعودی سفر می کنند و در این راه  ملیونها پول  مصرف می نمایند. و معلوم است که آل سعود این پولها را به آمرکیا می دهد و آمریکا با این پولها در کشورهای اسلامی مسلمانان را می کشد. آیا زمان توقف سفر حج عمره نرسیده است؟

قبل از ورود به اصل پاسخ لازم است در ارزیابی این موضوع به چند نکته توجه داشتیم:

آیا شما اتومبیل دارید؟ و برای خرید آن اتومبیل پول زیادی دادید، آیا می دانید آن پولی که دادید کجا می رود و در چه اموری مصرف می شود ؟ البته نخیر.  ما هم نمی دانیم آن چیزی که می خریم پولش کجا می رود و در کدام راه مصرف می شود، چون به ما دخالت ندارد.

 مثلا فرض کنید در نزدیک خانه ما مغازه ای هست که هر روز از آنجا چیزهای می خریم،  آیا واجب است بپرسیم که شما آن پولی که می دهیم در کدام راه مصرف می کنید؟ این که درست نیست، هیچ کس حق دخالت در امور خاص دیگران ندارد.    ما از اعمال خود مسولیم و  چیزی می خریم دقت کنیم که حلال باشد. بر همین اساس توجه به نحوه کسب حلال و چگونگی حلال بودن روزی، یک ضرورت برای هر مسلمان است.

پرسش شما هم از قبیل است.  حج عبادتی است که وجوب آن به صراحت در قرآن آمده است و  مسلمان طبق امر خدای متعال برای زیارت حج و یا عمره به مسجد الحرام  سفر می کند و بی شک برای هزینه سفر و نقل مکان باید پرداخت کند ؛ پس آنان این پول را در کجا و در کدام راه استفاده می کنند کار ما نیست.  

آیا رسول خدا (ص) با تورات و انجیل حکم کرده بود؟

 

آیه شریفه  "وقالَ الَّذینَ کَفَروا لَولا نُزِّلَ عَلَیهِ القُرءانُ جُملَةً واحِدَةً " (فرقان  32) خداوند در پاسخ سؤال کافران که پرسیدند: چرا قرآن بر رسول خدا به طور یکجا نازل نشد، در مقام انکار برنیامد و نفرمود: چنین نیست و قرآن به طور یکجا نیز بر رسول خدا نازل شده است؛ بلکه در مقام اثبات برآمد و فرمود: همان طور است که می گویید؛ قرآن به طور دفعی نازل نشده است. لذا با نزول تدریجی آن موارد، احکام و قوانین به صورت گام به گام و مرحله ای به اجرا درآمد.

باین دلیل برای اینکه قران کریم با تدریج نازل می شد و هنوز  که  بعضی از مسائل  در قران نبود شک نیست که  رسول خدا یا در انتظار وحی همان مساله بود و یا طبق کتابهای اهل کتاب حکم می کرد. در این باره قران کریم می فرماید:

وَکَیْفَ یُحَکِّمُونَکَ وَعِنْدَهُمُ التَّوْرَاةُ فِیهَا حُکْمُ اللَّهِ ثُمَّ یَتَوَلَّوْنَ مِنْ بَعْدِ ذَلِکَ وَمَا أُولَئِکَ بِالْمُؤْمِنِینَ

و چگونه تو را داور (حاکم) قرار مى‏ دهند با آنکه تورات نزد آنان است که در آن حکم خدا [آمده] ست‏ سپس آنان بعد از این [طلب داورى] پشت مى کنند و [واقعا] آنان مؤمن نیستند (مائده ۴۳)

در کتابهای تفسیر و احادیث اسباب نزول این آیه بطور وسیع ذکر شده است. آنان که می خواهند می توانند به همان منابع مراجعه کنند.

باید دانست همان طور که گفتیم همه پیامبران بعد از حضرت موسی (ع) طبق تورات حکم کرده اند. و خدا در آیه ۹۰ سوره انعام که در مکه نازل شده است می فرماید:

أُولَئِکَ الَّذِینَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ

اینان کسانى هستند که خدا هدایتشان کرده است پس به هدایت آنان اقتدا کن…

در این آیه   "کسانى هستند که خدا هدایتشان کرده است"  منظور   پیامراننند که خدای متعال برای هدایت بشر مبعوث کرده است و به آخرین پیامبر خود امر می کند و او  را هم به  همان  اساس و راه که پیامبران پیشین رفته اند   دعوت می نماید. یکی از این دستورات که  باید اطاعت کرد در آیه ۳ سوره مبارکه مائده است و خدای متعال می فرماید:

الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا

(امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت‏ خود را بر شما تمام گردانیدم و اسلام را براى شما [به عنوان] آیینى برگزیدم)

یکی از حوادث مهم تاریخ اسلام مسأله تغییر قبله است، پیامبر اسلام (ص) به مدت ۱۳ پس از بعثت در مکه، و چند ماه بعد از هجرت در مدینه به امر خدا به سوی "بیت المقدس" نماز می‌خواند، ولی بعد از آن قبله تغییر یافت و مسلمانان مأمور شدند، به سوی "کعبه" نماز بگزارند. علاوه بر این  روایات و احادیث فراوانی دارد که رسول خدا (ص) احکامی که هنوز در قران وجود نداشت وفق قوانین تورات حکم می کرد

رابطه با غیر مسلمان از نگاه قران کریم

 

خداوند متعال چنین می فرمایند:

لَا یَنْهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقَاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَلَمْ یُخْرِجُوکُم مِّن دِیَارِکُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ* إِنَّمَا یَنْهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ قَاتَلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَأَخْرَجُوکُم مِّن دِیَارِکُمْ وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِکُمْ أَن تَوَلَّوْهُمْ وَمَن یَتَوَلَّهُمْ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ

[اما] خدا شما را از کسانى که در [کار] دین با شما نجنگیده و شما را از دیارتان بیرون نکرده ‏اند باز نمى ‏دارد که با آنان نیکى کنید و با ایشان عدالت ورزید زیرا خدا دادگران را دوست مى‏ دارد* فقط خدا شما را از دوستى با کسانى باز مى‏ دارد که در [کار] دین با شما جنگ کرده و شما را از خانه ‏هایتان بیرون رانده و در بیرون‏راندنتان با یکدیگر همپشتى کرده ‏اند و هر کس آنان را به دوستى گیرد آنان همان ستمگرانند.

(سوره ممتحنه ۶۰/۸-۹)

طبق آیات قرآن، در رابطه با غیر مسلمان سه خط قرمز وجود دارد:

کسانی که به خاطر دین مان با ما بجنگند.

کسانی که ما را از سرزمین مان بیرون کنند.

کسانی که آنها (غیر مسلم) را در بیرون راندن از سرزمین مان یاری می کنند.

با کسانی که از این خط عبور کنند نمی توان دوستی کرد.

فَإِذَا انسَلَخَ الأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُواْ لَهُمْ کُلَّ مَرْصَدٍ فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّکَاةَ فَخَلُّواْ سَبِیلَهُمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ

پس چون ماه‏هاى حرام سپرى شد مشرکان را هر کجا یافتید بکشید و آنان را دستگیر کنید و به محاصره درآورید و در هر کمینگاهى به کمین آنان بنشینید پس اگر توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات دادند راه برایشان گشاده گردانید زیرا خدا آمرزنده مهربان است (سوره توبه۹/۵)

اصولا این آیه را ملاک رابطه مسلمان با غیر مسلمان می دانند.

 همان طور که در این آیه بیان شده، تمام خطوط قرمز زیر پا گذاشته شده است. چون این آخرین هشدار به مشرکین مکه بود،پس از فتح مکه آنها صلح حدیبیه را زیر پاگذاشته و علاوه بر فرصت یک ساله که به آنها داده شده بود، چهار ماه هم اضافه شده بود ولی علی رغم این مشرکین به پیمان صلح وفا نکرده و این آیه آخرین هشداری بود که به آنها داده شده است. اگر موضوع مشابه وجود نداشته با شد این حکم انجام نمی گیرد. به طور کلی تغییر مفهوم آیه درست نیست.

حرکت غیر مسلمانان:

خداند متعال چنین می فرماید:

لَتُبْلَوُنَّ فِی أَمْوَالِکُمْ وَأَنفُسِکُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ مِن قَبْلِکُمْ وَمِنَ الَّذِینَ أَشْرَکُواْ أَذًى کَثِیرًا وَإِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ ذَلِکَ مِنْ عَزْمِ الأُمُورِ

قطعا در مالها و جانهایتان آزموده خواهید شد و از کسانى که پیش از شما به آنان کتاب داده شده و [نیز] از کسانى که به شرک گراییده‏ اند [سخنان دل]آزار بسیارى خواهید شنید و[لى] اگر صبر کنید و پرهیزگارى نمایید این [ایستادگى] حاکى از عزم استوار [شما] در کارهاست  (آل عمران ۳/۱۸۶)

چون سخن و حرکت ناراحت کننده جزء سه خط قرمز که گفته بودیم محسوب نمی شود، پس در مقابل این رفتارها باید صبور، با تدبیر و مصمم بود. غیر از این راه دیگری پیش پای مان گذاشته نشده است.

پیامبرصلی الله علیه و سلم از افراد دو رویی که مسلمان بوده و بعد از دین خارج شده و سبب بروز مشکلات فراوانی شده اند زیاد رنج برده اند، اما با آنها کار خاصی انجام نداده اند. سوره منافقون در این باره بسیار حائز اهمیت است.

إِذَا جَاءکَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّکَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ إِنَّکَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِینَ لَکَاذِبُونَ* اتَّخَذُوا أَیْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِیلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ سَاء مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ* ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا فَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا یَفْقَهُونَ* وَإِذَا رَأَیْتَهُمْ تُعْجِبُکَ أَجْسَامُهُمْ وَإِن یَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ کَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُّسَنَّدَةٌ یَحْسَبُونَ کُلَّ صَیْحَةٍ عَلَیْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى یُؤْفَکُونَ* وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ تَعَالَوْا یَسْتَغْفِرْ لَکُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُؤُوسَهُمْ وَرَأَیْتَهُمْ یَصُدُّونَ وَهُم مُّسْتَکْبِرُونَ* سَوَاء عَلَیْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ * هُمُ الَّذِینَ یَقُولُونَ لَا تُنفِقُوا عَلَى مَنْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى یَنفَضُّوا وَلِلَّهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَکِنَّ الْمُنَافِقِینَ لَا یَفْقَهُونَ* یَقُولُونَ لَئِن رَّجَعْنَا إِلَى الْمَدِینَةِ لَیُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَلَکِنَّ الْمُنَافِقِینَ لَا یَعْلَمُونَ*

چون منافقان نزد تو آیند گویند گواهى مى‏ دهیم که تو واقعا پیامبر خدایى و خدا [هم] مى‏ داند که تو واقعا پیامبر او هستى و خدا گواهى مى ‏دهد که مردم دوچهره سخت دروغگویند* سوگندهاى خود را [چون] سپرى بر خود گرفته و [مردم را] از راه خدا بازداشته‏ اند راستى که آنان چه بد مى‏ کنند* این بدان سبب است که آنان ایمان آورده سپس به انکار پرداخته‏ اند و در نتیجه بر دلهایشان مهر زده شده و [دیگر] نمى‏ فهمند* و چون آنان را ببینى هیکلهایشان تو را به تعجب وا مى‏ دارد و چون سخن گویند به گفتارشان گوش فرا مى‏ دهى گویى آنان شمعک‏هایى پشت بر دیوارند [که پوک شده و درخور اعتماد نیستند] هر فریادى را به زیان خویش مى‏ پندارند خودشان دشمنند از آنان بپرهیز خدا بکشدشان تا کجا [از حقیقت] انحراف یافته‏ اند* و چون بدیشان گفته شود بیایید تا پیامبر خدا براى شما آمرزش بخواهد سرهاى خود را بر مى‏ گردانند و آنان را مى‏ بینى که تکبرکنان روى برمى‏ تابند* براى آنان یکسان است چه برایشان آمرزش بخواهى یا برایشان آمرزش نخواهى خدا هرگز بر ایشان نخواهد بخشود خدا فاسقان را راهنمایى نمى‏ کند* آنان کسانى‏ اند که مى‏ گویند به کسانى که نزد پیامبر خدایند انفاق مکنید تا پراکنده شوند و حال آنکه گنجینه ‏هاى آسمانها و زمین از آن خداست ولى منافقان درنمى ‏یابند * مى‏ گویند اگر به مدینه برگردیم قطعا آنکه عزتمندتر است آن زبون‏تر را از آنجا بیرون خواهد کرد و[لى] عزت از آن خدا و از آن پیامبر او و از آن مؤمنان است لیکن این دورویان نمى ‏دانند (سوره منافقون ۶۳/۱-۸).

زید ابن ارقم در مورد این آیه چنین روایت می کند: با پیامبرصلی الله علیه و سلم به جنگ رفته بودیم. سپاه دچار مشکل شده بود. عبدالله ابن اُبی به دوستان خود چنین گفت: "به کسانی که با پیامبر خدا هستند- نفقه ندهیم تا از هم بپاشند. به مدینه باز گردیم، کسی که قدرتمند است ضعیف را از آنجا بیرون خواهد راند". بلافاصله این خبر را به پیامبرصلی الله علیه و سلم رساندم. ایشان عبدالله ابن اُبی را نزد خویش خواندند و او را بازجویی کردند. و او قسم خورد که چنین نگفته است و گفت که زید دروغ می گوید و این برای من خیلی سنگین بود. بعد از آن خداوند سوره منافقون را نازل کرد. (بخاری، تفسیر منافقون)

کار عبداالله هر قدر هم که اشتباه بود ولی از سه خط قرمز چون یکی را زیر پا گذاشته بود به خاطر آیه بالا پیامبر با او نرم رفتار کرده بود. گفتن حقیقت اینگونه افراد را بیش از هر چیز ناراحت می کند. همان گونه که در آیات بیان شده وقتی متوجه خلاف کسی شدیم باید با رای عمومی مجازات شده و با او خوب رفتار کرد، با این کار آنها را به تنهایی سوق داده و حتی هوادارانش او را ترک می کنند. چه بسا رفتار خوب پیامبرصلی الله علیه و سلم اطرافیان عبدالله را به اسلام سوق داد.

کشتن کسی که از دین خارج شده و به پیامبر توهین می کند:

همان طور که درآشکارا در آیات بالا گفته شد، کسانی که ایمان آورده و بعد کافر شوند مرتد محسوب می شوند. با وجود این آیه و آیات متشابه آن، علمای مذاهب مختلف در مورد قتل مرتد اتفاق نظر دارند.

 

در آیات بیان شده : پس دشمن آنها هستند. در مقابل آنها احتیاط کن… و غیر از این چیزی بیان نشده اما علمای مذاهب کسانی را که به پیامبر صلی الله علیه و سلم توهین می کنند را هم محکوم به قتل می خوانند و در این مورد اتفاق نظر دارند. (الفقه الاسلامی و ادلته)

بزگترین مشکل امروزی مسلمانان سوق دادن آنها به سمت حقایق قرآن است.

پروفسور دکتر عبدالعزیز بایندر

چند کلمه در باره حجاب

واژه‌ «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترک هستند. تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است؛ یعنی منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یک حالت درونی است، ولی با توجه به این که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگی‌های عمومی انسان است

بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر متقابل است؛ بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیه‌ باطنی و درونی عفت، تأثیر بیشتری دارد و بالعکس هر چه عفت درونی و باطنی بیشتر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر در مواجهه با نامحرم میشود.

در قرآن مجید بیش از ۱۰ آیه در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرم وجود دارد.

یکی از این آیات، آیه ۵۹ سوره احزاب است:«یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنی‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً»؛ 

"ای پیامبر، به زنان و دخترانت و نیز به زنان مؤمنین بگو  جلبابهای (روسری های بزرگ) خود را بر خویش بیفکنند  این ( کار ) نزدیکتر است به آنکه  با عفت  شناخته شوند تا مورد تعرض و آزار  قرار نگیرند و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است"

خداوند در این فرموده اش، ابتدا فلسفه ی حجاب را تبیین می کند و با تهدید و زور، دستور حجاب را مطرح نمی کند و سپس، به بیان الگوی عملی پوشش اشاره می کند. در اینجا، می توان نتیجه گرفت که برای ایجاد فرهنگ حجاب و پوشش مناسب در جامعه، باید ابتدا پایه های اعتقادی و بینش افراد را نسبت به این موضوع، محکم کنیم و این، یعنی نهادینه سازی باورهای درست و فرهنگ سازی دقیق. بنابراین، تهدید و اجبار، هیچ گاه به عنوان اولین راهکار، اثر بخش نخواهد بود.

این آیه، به پیامبر فرموده است که ابتدا، به زنان و دختران خود و بعد، به زنان مؤمن بگو که حجاب را رعایت کنند. یعنی، در امر به معروف، اول از خودی ها و نزدیکان شروع کنیم، سپس به سراغ دیگران برویم. همچنین در احکام الهی ، تفاوتی میان همسران و دختران پیامبر، با دیگر زنان وجود ندارد . احکام دینی، باید مورد توجه و استفاده ی همه قرار گیرد.

علی

ابلیس و حضرت آدم هر دو دریک جا بودند؟

در آیه ۱۳ سوره مبارکه اعراف به ابلیس " فرو شو" گفته می شود. و درآیه ۲۴ سوره مذکور دوباره همان امر به حضرت آدم گفته می شود. آیا از این آیات برمی آید که ابلیس و حضرت آدم هر دو دریک جا بودند؟

 جواب: بیایید به هر دو آیه نظری بیافکنیم:

 قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا یَکُونُ لَکَ أَنْ تَتَکَبَّرَ فِیهَا فَاخْرُجْ إِنَّکَ مِنَ الصَّاغِرِینَ (فرمود از آن فرو شو تو را نرسد که در آن تکبر نمایى پس بیرون شو که تو از خوارشدگانى)

 قَالَ اهْبِطُوا بَعْضُکُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَکُمْ فِی الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِینٍ. (فرمود فرود آیید که بعضى از شما دشمن دیگرید و براى شما در زمین تا هنگامى قرارگاه و برخوردارى است)

 ابلیس از فرشتگان مقرب بوده است که با فرمان خداوند در خصوص سجده بر آدم مخالفت کرد و دلیل مخالفتش هم را این گونه بیان کرد که حاکی از تکبر و حسادتش بود: «قالَ ما مَنَعَکَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُکَ قالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنی‏ مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طین. خداوند به ابلیس فرمود: وقتی دستور به سجده بر آدم دادم، چرا سجده نکردی؟ جواب داد: من از آدم بهترم، زیرا مرا از آتش و او را از خاک آفریدی.

از آیات قران بر می آید که ابلیس مقام عالی داشت و از فرشتگان مقرب محسوب می شد و مخالفت او با فرمان خداوند عالم او را از این منزلت بزرگ محروم کرد. در آیه کلمه "فرو شو" به این معنی است که او از مقام والا به پایین فرو شد. در اینجا یک نکته را باید عرض کرد که این دو آیه نه تنها حکایت حضرت آدم و ابلیس را خبر می دهد، در کنار این به تمام بشر درس مهمی می دهد و می آموزد که اگر از دستورها و قوانین خدای تعالی سرپیچی بکنند از مقام بالا فرود می آیند و از منزلت بزرگ محروم می شوند. آیات قرآن پاسخ این مشکل را ارائه داده است. آنجا که در کتاب خدا مطالب مهمی که باید درخصوص فلسفه خارج شدن حضرت آدم توجه کرد آن است که او هم به امر خداوند عالم نافرمانی کرد و به این سبب از مقام بالا و مکان بالا فرو شد.