فتاوی

اعلانات

خمس چیست؟

خمس در لغت به معنای یک پنجم است. واژه خمس در قران کریم دادن یک پنجم از غنیمت حاصل از جنگ به افرادی که قران کریم اشاره می نماید  . این را از آیه زیر می تواند درک کرد:

وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَىٰ وَالْیَتَامَىٰ وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَىٰ عَبْدِنَا یَوْمَ الْفُرْقَانِ یَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ . وَاللَّهُ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ

و بدانید که هر چیزى را به غنیمت گرفتید یک پنجم آن براى خدا و پیامبر و براى خویشاوندان [او] و یتیمان و بینوایان و در راه‏ماندگان است اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدایى [حق از باطل] روزى که آن دو گروه با هم روبرو شدند نازل کردیم ایمان آورده‏ اید و خدا بر هر چیزى تواناست (انفال ۴۱)

این آیه به ما نشان می دهد که خمس را چگونه و تحت چه شرایطی پرداخت نماییم. کسانی که خمس به آنها پرداخت می شود: خدا و رسول او، خویشاوندان پیامبر، یتیمان، فقرا و در راه ‏ماندگان.

برای کسی که این آیه را می خواند دیگر جای هیچ شکی باقی نمی ماند که منظور از خمس غنایم جنگی است. ولی متاسفانه آنان که این آیه را نادیده گرفته و دین را در مورد نفع خودشان استفاده کرده و معنی این آیه را تحریف کرده می گویند که منظور از خمس نه تنها از غنیمت بلکه از تمام درآمدها است و باید یک پنجم درآمد به عنوان خمس پرداخت کرد. و طبق فتوی علمای شییعه  چیزهایی که به آنها خمس تعلق می گیرد، اینهاست:

منفعت

معدن

گنج

جواهرى که بواسطۀ غواصى یعنى فرو رفتن در دریا به دست مى‌آید

مال حلال مخلوط به حرام

چیزهای  که کافر ذمّى از مسلمان بخرد.

 یعنی اگر هر گاه انسان درآمدی از محل کسب و کار خود به دست آورد، اگر از مخارج سال خود او و خانواده اش زیاد آید، باید خمس، یعنى یک پنجم آن را برای مصارف خاص به عنوان خمس بدهد.

مساله مهم دیگر این است که طبق فتاوی فقهای  شیعه خمس در چه موارد باید  مصرف کرد. هر چند که در این آیه خدای متعال به وضوح می گوید خمس به چه مصارفی باید برسد.

ولی اهل  تشیع خمس را به دو قسمت تقسیم می کند، یک قسمت آن سهم سادات است و باید به سید بدهند و نصف دیگر آن سهم امام است که در این زمان باید به مجتهد بدهند.  حتی مسلمان اجازه ندارد خمسش را بدون اجازه مجتهد که تقلید می نماید پرداخت کند.

 ایت اله خمینی در استفتائات خود می نویسد که باید به مرجع تقلید خود یا مجتهدی که مانند او از نظر کمیت و کیفیت به مصرف می رساند، بپردازد و نیز می تواند در جایی مصرف کند که مرجع تقلیدش اجازه می دهد.

خلاصه کلام نظر ما این  است که خمسی که  قران کریم  در باره آن در سوره انفال ۴۱ اشاره می نماید  فقط به غنیمت جنگی تعلق می‌گیرد. واژه غنیمت در آیه مذکور، فقط به معنای دستاوردهای جنگی است و گرفتن خمس مکاسب نامشروع است.

آیا در سوره صافات ۱۰۷ مراد از “فدیه با قربانی بزرگ” حسین بن علی است؟

السلام علیکم

برخی مفسران این ادعا را مطرح کرده اند که در آیه ۱۰۷ سوره صافات خدای متعال به جای اسماعیل قربانی را قرار داده و به آن قربانی بعنوان “ذبح عظیم” اشاره کرده است. معلوم است گوسفندی که نمی تواند از حضرت اسماعیل درجه اش والا باشد. باین خاطر مراد از ذبح عظیم امام حسین است. می خواهم نظر جنابعالی را در این باره بدانم.

پاسخ:

وعلیکم السلام

در ابتدا می خواهم  به حضور شما عرض کنم که ما از این نوع تفاسیر دیگر متعجب نیستیم. عصرها است که  مفسرانی از این دست در تلاشند که قران کریم  را مورد تحریف قرار دهند. آنها به این طریق مسلمانان را از قرآن دور می کرده و مذاهب متعددی می سازند. نمی توانم تصور کنم اگر خود امام حسین این کلام را  می شنید چه جوابی به این مفسرین می داد؟ آیا خود امام حسین این چنین تفسیرها را قبول می کرد؟! و آیا امام حسین اجازه می داد که این مردها با استفاده کردن از نام او  کتاب خدا را تحریف کنند؟!  البته که خیر. مگر خود امام حسین و یارانش در کربلا به خاطر زنده نگه داشتن دین خدا و کتاب خدا به شهادت نرسیده اند؟

 اما آنکه آنان می گوید ذبح عظیم چیست، جواب ما این است که منظور از عظمت  یک گوسفند عظیم الجسه نیست  بلکه تعبیر مراد از عظمت سنتی است که از همان روز پی ریزی شده و تا روز قیامت مسلمانان در راه خدای متعال قربانی می نمایند. این همان قربانی عظیم است  که حضرت ابراهیم نخست اون را انجام داد.  حضرت ابراهیم با این کار خود سنتی را بنا نهاد که مومنان در سرتاسر جهان تا به امروز آن را ادامه می دهند.

بعضی وقت ها انسان نسبت در وجود الله شک پیدا میکند. راه حل این مشکلات چیست؟

درود بر شما جناب استاد. سوالی از محضرتان داشتم:
بعضی وقت ها انسان در وجود الله تعالی شک می کند و نسبت به باور های دینی دچار شک و تردید می شود؛
راه حل این مشکلات چیست؟ بنده شخصا دچار این مشکل هستم.
وگر نه الحمدلله نماز روزه و … کار های خیر میکنم والحمد الله قاری قرآن کریم هم هستم و همیشه تلاوت قران کریم میکنم .
لطفا توصیه نمایید چه کار کنم.
علیکم سلام
پیدایش شک و تردیدهایی از این دست در مورد وجود خداوند متعال در اوان جوانی امری عادی و طبیعی است و این گونه تردیدها انسان را به تحقیق در رابطه با حقیقت تشویق می نماید و در نتیجه ی این گونه تحقیقات، انسان در عقیده و ایمان خود استوارتر و ثابت قدم تر می گردد. شک و تردید یکی از عومل مهمی است که انسان را به سوی هدف می برد. تنها چیزی که باید به آن دقت نمود این است که به هنگام شک و تردید نباید به شیطان فرصت دهید که شما را وسوسه نماید. بنابر این، برای رسیدن به یقین انسان باید دائما در پی علم باشد. در این مورد به قران کریم توجه کنیم.
در حکایت حضرت ابراهیم می خوانیم. ابراهیم از خدای متعال درخواست می کند تا چگونگی زنده شدن مردگان را به وی نشان دهد و البته این حاجت را برای آرامش و اطمینان قلب خود در خواست می‌کند.
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِی الْمَوْتَی قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَی وَلَکِن لِّیَطْمَئِنَّ قَلْبِی
و (یاد کن) آنگاه که ابراهیم گفت: (پروردگارا، به من نشان ده؛ چگونه مردگان را زنده می‌کنی؟) فرمود: (مگر ایمان نیاورده‌ای؟) گفت: (چرا، ولی تا دلم آرامش یابد.)(بقره ۲۶۰)
البته سبب برخی از تردیدها و شبهات هم ممکن است ضعف اطلاعات و آگاهی ما در رابطه با قران کریم باشد که در این صورت باید با مطالعات بیشتر، پرسش از اشخاص آگاه و بحث و گفتگو با آنان این ضعف ها و اشتباهات را بر طرف نمود. چنانچه قران کریم :
وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِکَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِی إِلَیْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ
و پیش از تو [هم] جز مردانى که بدیشان وحى میکردیم گسیل نداشتیم پس اگر نمیدانید از پژوهندگان کتابهاى آسمانى جویا شوید (نحل ۴۳)

آیاعمل رمی جمرات در منی جزو مناسک حج نیست؟

بعضی از رجال دین می گویند که عمل رمی جمرات در منی جزو مناسک حج نیست، چون در قران کریم نیامده است. نظر جناب عالی در این مورد چیست؟
پیش از همه باید یک مسئله را روشن کنیم و آن این که اگر چیزی در قران وجود ندارد به این معنی نیست جزو دین هم نباشد. به عنوان مثال عدد رکعات نماز نیز در قران وجود ندارد، ولی این به معنای آن نیست که نماز در قرآن وجود ندارد. نمازی که ما می خوانیم همان نمازی است که در ادیان قبلی به همان صورتی که ما می خوانیم ادا می شده و احتیاجی نبوده که در قران دوباره به آن اشاره شود.
یکی از اعمال واجب زیارت حج، سنگ زدن به نماد شیطان است که حاجیان هنگام عمل حج باید آن را به جا آورند. قران کریم در این باره می فرماید:
وَاذْکُرُوا اللَّهَ فِی أَیَّامٍ مَعْدُودَاتٍ فَمَنْ تَعَجَّلَ فِی یَوْمَیْنِ فَلَا إِثْمَ عَلَیْهِ وَمَنْ تَأَخَّرَ فَلَا إِثْمَ عَلَیْهِ لِمَنِ اتَّقَى وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّکُمْ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ ﴿۲۰۳﴾
خدا را در روزهایى معین یاد کنید پس هر کس شتاب کند [و اعمال را] در دو روز [انجام دهد] گناهى بر او نیست و هر که تاخیر کند [و اعمال را در سه روز انجام دهد] گناهى بر او نیست [این اختیار] براى کسى است که [از محرمات] پرهیز کرده باشد و از خدا پروا کنید و بدانید که شما را به سوى او گرد خواهد آورد
علاوه براین، برخی از مستشرقین تعیین خانه کعبه به عنوان قبله و سجده به سمت آن و نیز طواف به دور این خانه سنگی را برگرفته از بت پرستی حساب کرده و ادعا می کردند که مسلمانان این عادات و طرز عبادت را از مشرکین مکه گرفته اند.
اگر این مقایسه ها را جدی قبول کنیم و ادعا های آنها قبول کنیم باید سجده نماز را نیز با سجده پت پرستان مقایسه نماییم. ولی باید گفت که مقایسه هایی از این دست اشتباه است.
ازتمام آنچه بطورخلاصه ذکرشد روشن گردید که نماز و عبادات دیگر مانند روزه و طواف کردن دور کعبه از مختصات اسلام نیست بلکه در در زمان پیامبران پیشین نیز وجود داشته و از حضرت آدم تا آخرین پیامبر حضرت محمد همان اعمال وجود داشته است.

حضرت عیسی (ع) مثل انسان معمولی وفات کرده است

می خواستم در مورد حضرت عیسی (ع)   بپرسم . آیا حضرت عیسی (ع) مرده است یا به خواب رفته است؟

جواب: در قرآن کریم چنین آمده است:

إِذْ قَالَ اللّهُ یَا عِیسَى إِنِّی مُتَوَفِّیکَ وَرَافِعُکَ إِلَیَّ وَمُطَهِّرُکَ مِنَ الَّذِینَ کَفَرُواْ وَجَاعِلُ الَّذِینَ اتَّبَعُوکَ فَوْقَ الَّذِینَ کَفَرُواْ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأَحْکُمُ بَیْنَکُمْ فِیمَا کُنتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ[۱]

(به یاد آورید) هنگامی را که خدا به عیسی فرمود: من تو را بر میگیرم و به سوی خود، بالا میبرم و تو را از کسانی که کافر شدند، پاک میسازم، و کسانی را که از تو پیروی کردند [۲]، تا روز رستاخیز، برتر از کسانی که کافر شدند، قرار میدهم، سپس بازگشت شما به سوی من است و در میان شما، در آنچه اختلاف داشتید، داوری میکنم

واژه وفات از ریشه “وفی” است که به معنی “رسیدن به آخر” است. انسان وقتی می میرد یا می خوابد، روح در انجام کار خود به اخرمی رسد، لذا می گویند “وفات کرد”. انسان دو جور وفات دارد: یکی وقتی به خواب می رود، و دیگری وقتی که می میرد.

اللَّهُ یَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِینَ مَوْتِهَا وَالَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنَامِهَا فَیُمْسِکُ الَّتِی قَضَى عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَیُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ [۳]

خداوند ارواح را به هنگام «مرگ» قبض می‏کند، و ارواحی را که نمرده‏اند نیز به هنگام «خواب» می‏گیرد، سپس ارواح کسانی را که فرمان مرگ آنها را صادر کرده نگه می‏دارد، و ارواح دیگری را (که باید زنده بمانند) باز می‏گرداند تا سرآمد معینی، در این امر نشانه‏های روشنی است برای کسانی که تفکر می‏کنند.

اینکه حضرت عیسی (ع) مرده، نه به خواب رفته، از آیه ذیل می فهمیم:

وَإِذْ قَالَ اللّهُ یَا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ أَأَنتَ قُلتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِی وَأُمِّیَ إِلَهَیْنِ مِن دُونِ اللّهِ قَالَ سُبْحَانَکَ مَا یَکُونُ لِی أَنْ أَقُولَ مَا لَیْسَ لِی بِحَقٍّ إِن کُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِی نَفْسِی وَلاَ أَعْلَمُ مَا فِی نَفْسِکَ إِنَّکَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُیُوبِ* مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلاَّ مَا أَمَرْتَنِی بِهِ أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ رَبِّی وَرَبَّکُمْ وَکُنتُ عَلَیْهِمْ شَهِیدًا مَّا دُمْتُ فِیهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّیْتَنِی کُنتَ أَنتَ الرَّقِیبَ عَلَیْهِمْ وَأَنتَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ [۴

به یادآور زمانی را که خداوند به عیسی بن مریم می‏گوید: آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را دو معبود، غیر از خدا، انتخاب کنید؟ او می‏گوید: منزهی تو، من حق ندارم آنچه را که شایسته من نیست بگویم، اگر چنین سخنی را گفته باشم تو می‏دانی، تو از آنچه در روح و جان من است آگاهی و من از آنچه در ذات (پاک) تو است آگاه نیستم، زیرا تو با خبر از تمام اسرار و پنهانیها هستی* من به آنها چیزی جز آنچه مرا مأمور به آن ساختی نگفتم، به آنها گفتم: خداوندی را بپرستید که پروردگار من و پروردگار شما است، و تا آن زمان که میان آنها بودم مراقب و گواه آنان بودم، و هنگامی که مرا از میانشان برگرفتی (میراندی) تو خود مراقب آنها بودی، و تو گواه بر هر چیز هستی..

“فَلَمَّا تَوَفَّیْتَنِی” را “میراندی” ترجمه کردیم، چرا که اولین گفت گو مردم با خدا بعد از “وفات” در آخرت خواهد بود.

با این حال حضرت عیسی (ع) خواب نرفت، بلکه مثل انسان معمولی وفات کرده است.

[۱]  آل عمران، ۵۵؛

[۲]  پیروان عیسی (ع) مسیحیانی که او را پسر خدا می پندارند نیستند، بلکه مسلمانان هستند که آن را پیامبر خدا می دانند؛

[۳]  زمر ۴۲؛

[۴]  مائده، ۱۱۶ و ۱۱۷؛