فتاوی

اعلانات

پیراهن یوسف و چشم یعقوب

بر اساس نص قرآن، حضرت یعقوب (ع) در حسرت فرزند دلبند خود، حضرت یوسف (ع)، بینایی خود را از دست داده بود. ولیکن زمانی که می خواست به فرزند خود بپیوندند و پیراهن یوسف به او رسید به ناگاه سویِ دیدگان حضرت یعقوب برگشته و او بینایی خود را بازیافت [۱].

عده ای بر این باورند که حضرت یوسف پیراهن خود را به عنوان وسیله ای برای باز شدن چشمان حضرت یعقوب برای او فرستاده و با استناد به این مدعی هستند که توسل و تبرک حقیقت دارد [۲].

وَتَوَلَّىٰ عَنْهُمْ وَقَالَ یَا أَسَفَىٰ عَلَىٰ یُوسُفَ وَابْیَضَّتْ عَیْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ کَظِیمٌ

و از آنان روى گردانید و گفت اى دریغ بر یوسف و در حالى که اندوه خود را فرو مى ‏خورد چشمانش از اندوه سپید شد [سوره یوسف (۱۲) آیه ۸۴].

اذْهَبُوا بِقَمِیصِی هَذَا فَأَلْقُوهُ عَلَى وَجْهِ أَبِی یَأْتِ بَصِیرًا وَأْتُونِی بِأَهْلِکُمْ أَجْمَعِین. 

این پیراهن مرا ببرید و آن را بر چهره پدرم بیفکنید [تا] بینا شود و همه کسان خود را نزد من آورید [سوره یوسف (۱۲) آیه ۹۳].

فَلَمَّا أَنْ جَاءَ الْبَشِیرُ أَلْقَاهُ عَلَى وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِیرًا قَالَ أَلَمْ أَقُلْ لَکُمْ إِنِّی أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ

پس چون مژده‏ رسان آمد آن [پیراهن] را بر چهره او انداخت پس بینا گردید گفت آیا به شما نگفتم که بی‏شک من از [عنایت] خدا چیزهایى مى‏ دانم که شما نمیدانید [سوره یوسف (۱۲) آیه ۹۶].

همان گونه که از آیات قرآن پیدا است، حضرت یعقوب در اندوه هجران فرزند خود بینایی خود را از دست داده و چشمانش سفید شده بود. ولیکن زمانی که پیکِ بشارت پیراهن یوسف را به او رساند او این پیراهن را به صورت خود گذاشته و بینایی خود را باز یافت. زیرا او بوی یوسف را از این پیراهن شنیده و اطمینان می یابد که بار دیگر به او خواهد پیوست. به سخن دیگر غم هجر او دیگر رخت می بندد. این شادمانی عظیم سبب می شود که نور چشمان خود را باز یافته و دوباره مثل اول شروع به دیدن کند.

هم چنین باید متذکر شد که: ما به هر چیزی با استفاده از یک واسطه نائل می شویم. به عنوان مثال، برای معالجه از دارو، برای آموختن خواند، برای بریدن از چاقو استفاده می کنیم و قس علیهذا. هر کدام از کارهای خود را برای کار دیگر به عنوان وسیله و واسطه قرار می دهیم (در حال حاضر از کامپیوتر برای نوشتن این سطور استفاده می کنم). تمامی موارد ذکر شده در بالا موارد عادی و روزمره هستند. ولی مطابق آن چه اهل طریقت و شیعه می گویند که یک انسان بتواند با قدرت فوق بشری بر دیگری کمک برساند و پذیرفته شدن این باور از سوی مسلمانان از نظر دین ما پذیرفته نیست.

اگر چنین است، این واقعه که در قرآن نقل شده است چگونه تعبیر می شود؟ به عنوان یک پزشک سعی کردیم این مسئله را از دیدگاه علم پزشکی توضیح دهیم:

البته پیدا است که حقیقت امر فقط نزد خداوند است. ولی در عین حال امکان توصیف وضعیت حضرت یعقوب از دیدگاه پزشکی هم ممکن است. زیرا یک نوع بیماری چشم وجود دارد که شبیه به حالت حضرت یعقوب است: کورتینوپاتی سروز مرکزی (Central Serous Chorioretinopathy (CSCR)).

این نوع بیماری چشم (CSCR)، نوعاً در مردها مشاهده می شود و در بیشتر اوقات به دنبال یک استرس و اضطراب ایجاد می­شود. در این نوع بیماری، بیمار شروع به تار دیدن اشیا کرده و گاهی هم به صورت خود به خودی مداوا می شود. زمانی که عامل استرس از میان برداشته شود، کارکرد چشم دوباره به حالت اول خود برمی گردد.

می بینیم که این حال با حادثه ای که بر حضرت یعقوب گذشته کاملاً منطبق است. ولی این بیماری یک ویژگی دیگر مخصوص به خود هم دارد. آیات قرآن این ویژگی بیماری را برای ما برملا می سازد. بدین صورت هم در باور خود راسخ تر می شویم و یک بار دیگر به این نتیجه می رسیم که قرآن واقعاً کلام خداوند است. بدین معنی می بینیم که قرآن معجزه ی الهی است. بدین صورت که:

قرآن عموماً برای ادای کوری از کلمه ی اعمی استفاده می کند [۳]. ولی می بینیم که این کلمه را در مورد حضرت یعقوب به کار نمی برد.. ولی به جای آن از کلمه ی «ابیضت» (سفید شد) استفاده می کند [۴]. از این آیه به معجزه بودن قرآن می توان پی برد. زیرا واقعاً هنگام بروز این بیماری در چشم، رنگ چشم به سفیدی می گراید. درست همانند آن چه در قرآن ذکر شده «و ابیضت». بدون تردید این یکی از معجزه های قرآن است.

بدین ترتیب می توان دید که پیراهن یوسف مانند آن چه بعضی گروه ها اعتقاد دارند به عنوان توسل یا وسیله نبوده بلکه حضرت یعقوب با رسیدن پیراهن یوسفش به این نتیجه می رسد که روزگار هجران بالاخره به سر آمده و از بیماریی که در اثر اندوه دچار آن شده بود خلاصی می یابد. زیرا آن چه یعقوب پیامبر را دچار بیماری CSCR کرده بود در اصل عامل روان شناختی (استرس / اندوه) بوده است و به محض آن که این عامل از میان رفته، او نیز شفای خود را می یابد. در روش درمان مدرن امروزی نیز با از بین بردن عامل استرس و اندوه این بیماری معالجه می شود.

بیایید این بیماری را از نقطه نظر پزشکی قدری بیشتری بشکافیم و ببینیم چگونه با بیماری حضرت یعقوب کاملاً منطبق است:

کورتینوپاتی سروز مرکزی (Central Serous Chorioretinopathy (CSCR))

بیماری CSCR یک نوع بیماری است که در اثر استرس شدت می یابد و با شدت یافتن آن انسان شروع به تار دیدن می کند و عموماً در مردها مشاهده می شود و خود به خود هم مداوا می گردد [۵]. این بیماری بیشتر در مردان بین سال های ۲۵ تا ۵۵ سنشان مشاهده می شود و گاهی در سنین پایین تر و بالاتر از آن نیز مشاهده می گردد [۶]. در این بیماری یک نوع پارگی در شبکیه ی چشم ایجاد می شود و در نتیجه آناً چشم شروع به تار دیدن می کند. این پارگی شبکیه در اکثر موارد خود به خود ترمیم شده و چشم بهبودی خود را بازی می یابد. در صورتی که رفع نشود دوره درمان آن ۳-۴ ماه طول می کشد. و نتیجه ی درمان (تشخیص بصری) عموماً خوب می شود [۷].

تار دیدن چشم و سفید شدن چشم (و ابیضت)

نخستین شخصی که این بیماری را کشف کرده و نخستین گزارش را در مورد بیماری نوشته آلبرت فون گریف[۱] بوده است. گریف لکه های سفید چشم را با میکروسکوپ مشاهده کرده و گزارش مشاهدات خود را نوشته است [۸]. در مراحل بعدی حین آزمایش از سوی بسیاری از متخصصین دیگر نیز تأیید شده است. بعضی از متخصصین اعلام کرده اند که این لکه های سفید در مراحل بعدی ظرف چند هفته به صورت دانه های سفید رنگ و به صورت گرانول های سفید متمایل به زرد در پشت شبکیه جمع می شوند که این علامت این بیماری است زیرا این بیانگر آن است که این بیماری مزمن نیست و به عنوان بیماری فعال است [۹]. مشاهدات پزشکی معاصر نیز گویای این واقعیت است که به هنگام بروز بیماری CSCR لکه های سفید (ابیض) در چشم پدیدار می شود [۱۰].

روش درمان CSCR

همان گونه که در بالا نیز به آن اشاره کردیم، CSCR یک نوع بیماری است که ظرف ۳ – ۴ ماه به خودی خود از میان می رود [۱۱]. زمانی درمان می شود که خود به خود بهبود پیدا نکند. برای درمان این بیماری شروع به کاهش میزان استرس بیمار می کنند و اگر بیمار از کافئین یا مشروبات الکلی استفاده می کند برای بیمار پرهیز از این گونه مواد مضر توصیه می شود. در صورت رعایت موارد توصیه شده از طرف بیمار بیماری CSCR ظرف حدود ۵/۱ ماه مداوا می شود [۱۲]. اگر در پایان این دوره ی درمان بیمار بهبودی خود را نیافته باشد تدابیر دیگر اندیشیده می شود. در بسیاری از موارد قدرت بینایی ۲۰ تا ۲۵ درصد و یا بیشتر کاهش می یابد. ولی از دست جدی رفتن بیماری فقط در ۵ درصد موارد مشاهده می شود. [۱۳]

ارزیابی و نتیجه گیری

از آنجا که، مطابق اطلاعاتی که در بالا ارائه شد، رابطه ی نزدیکی میان بیماری CSCR و استرس وجود دارد، می توان به این جمع بندی رسید که بیماریی که حضرت یعقوب علیه السلام به آن مبتلا شده بوده کورتینوپاتی سروز مرکزی (Central Serous Chorioretinopathy (CSCR)) بوده است. قرآن مشکل بینایی حضرت یعقوب را با عبارت «و ابیضت» توصیف می نماید که به معنی سفید شدن است و با رسیدن مژده ی وصال یوسف رفع می شود که با دستاوردهای علمی اخیر نیز کاملاً منطبق است و این خود یک بار دیگر بیانگر آن است که قرآن معجزه ی خداوند است.

والله اعلم

مؤلف: دکتر زکی بایراکتار (مترجم: علی رضازاده)

_________________________________________________________________________

 

۱) یوسف ۸۳-۹۶

۲) طباطبایی، تفسیر: ابوبکر سفیل

http://ehlisunnetinanci.com/2-hz-yakup-asin-gomlekle-teberruku

 

۲/۱۸,۱۷۱,۵/۷۱,۲۰/۱۲۴,۱۲۵,۲۴/۶۱,۴۸/۱۷,۸۰/۲ vd.3)

 

۴) نگاه کن یوسف ۸۴

۵)

Daruich A, Matet A, Dirani A et al. Central serous chorioretinopathy: Recent findings and new physiopathology hypothesis. Prog Retin Eye Res. 2015 Sep;48:82-118. doi: 10.1016/j.preteyeres.2015.05.003. Epub 2015 May 27.

۶)

Wang M, Munch IC. Central serous chorioretinopathy. Acta Opthalmol.2008;86:126-145.

۷)

 Tuncay FY, Gürelik G. Santral Seröz Koryoretinopati. Ret-Vit 2010;18:85-111.

۸)

Von Graefe A. Ueber centrale recidivirente Retinitis. Alberecht von Graefes Arch Opthalmol. 1866;12:211-215.

۹)

 Perkins SL, Kim JE. Clinical characteristics of central serous chorioretinopathy.Opthalmology. 2002;109:262-266.

۱۰)

Ahlers C, Geitzenauer W, Stock, G et al. Alterations of intraretinal layers in acute central serous chorioretinopathy. Acta Ophthalmol. Acta Ophthalmol. 2009 Aug;87(5):511-6. doi: 10.1111/j.1755-3768.2008.01468.x. Epub 2009 Jun 5

۱۱)

 Tuncay FY, Gürelik G. Santral Seröz Koryoretinopati. Ret-Vit 2010;18:85-111.

۱۲)

Sharma T, Shah N. Visual outcome after discontinuation of corticosteroids in atypical severe central serous chorioretinopathy. Indian J Opthalmol. 2004;111:1708-1714.

 

[۱۳] Klein ML, Van Buskirk EM, Friedman E. Experience with nontreatment of central serous choroidopathy. Arch Opthalmol.1974;91:247-250

در قرآن کریم مراد از (أُوتُوا الْکِتَابَ) چه کسانی هستند.

کسانیکه کتاب داده شده اند وغذا های شان برای مسلمین حلال هست چه کسانی هستند؟

کسانیکه برا ی شان کتا ب داده  شده  در باره غذا های آنها خداوند جل جلاله در سوره مائده آیه ۵ چنین میفر ماید :

الْیَوْمَ أُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ حِلٌّ لَکُمْ وَطَعَامُکُمْ حِلٌّ لَهُمْ

ترجمه: امروز چیزهاى پاکیزه براى شما حلال شده و طعام کسانى که اهل کتابند براى شما حلال و طعام شما براى آنان حلال است.

اکثر  مفسرین متقدمین به این عقیده هستند که  از تعبیر (أُوتُوا الْکِتَابَ) در آیه فوق ذکر گردیده هست  به طور کلی یهود ونصاری قصد کرده میشود ودرین آیه کریمه نیز از تعبیر فوق اهل کتاب قصد کرده شده هست

باگذشت زمان وقتیکه مذاهب تشکل یافته اند در بین مذاهب اهل سنت والجماعه علمای مذاهب شافعی, وحنبلی چنین میگویند  : مقصد  در آیه فوق از تعبیر (أُوتُوا الْکِتَابَ)  همانا یهود ونصاری هست. علمای مذهب حنفی چنین دیدگاهی دارند : از تعبیر (أُوتُوا الْکِتَابَ) در قرآن کریم کسانی قصد کرده میشود اونها به یکی از ادیان سماوی عقیده دارند و برای شان از طرف خداوند یک کتاب ویا صحف نازل شده باشد مانند تورات، زبور ،انجیل وصحف  بنا بر این در آیه فوق از تعبیر (أُوتُوا الْکِتَابَ) در کنار یهود ونصاری معتقدین ادیان سماوی دیگر نیز شامل میباشد به نظر علمای وقف سلیمانیه درین موضوع دیدگاه مذهب حنفی به آیات قرآن موافقت دارد وهیات کبار علمای  وقف سلیمانیه نیز به این با ور هستند. به خا طریکه خداوند جل جلاله در قران کریم درسوره حج  آیه ۱۷ چنین میفرماید. إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُوا وَالصَّابِئِینَ وَالنَّصَارَى وَالْمَجُوسَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُوا إِنَّ اللَّهَ یَفْصِلُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ

ترجمه: کسانى که ایمان آوردند و کسانى که یهودى شدند و صابئى‏ ها و مسیحیان و زرتشتیان و کسانى که شرک ورزیدند البته خدا روز قیامت میانشان داورى خواهد کرد زیرا خدا بر هر چیزى گواه است .

در آیه فوق  انسانها به سه گروه تقسیم شده اند

الف. مومنین …

ب. یهود، نصاری، صابئی و مجوسیان..

ت. مشرکین..

همانطوریکه میبنید انسانها به سه گروپ عمده تقسیم شده اند وبین آنهارا با اسم موصول  (الذین) وبا حرف عطف (و) جدا ساخته اند بنا به قاعده عمومی  اغلبا حرف عطف متفاوت بودن را نشان  میدهد . بنابراین محتملا  آنها به عنوان دسته های جداگانه دسته بندی شده اند .

صابئیون ومجوسی ها  که در آیه کریمه نام هایش ذکر گردیده مانند یهود ونصارا یک ملتی هست که  در دست های شان کتابی موجود هست که به با ور آنها این کتاب  از جانب خداوند نازل شده هست و این یک نشانه مهم هست که نباید در آیه فوق کلمه (أُوتُوا الْکِتَابَ)  ر ا صرف با یهود ونصاری محدود نمود.

ونیز خداوند جل جلاله در قرآن کریم  در آیات متعدد میفرماید که  پیامبرانیرا که  به خواطر ایقاظ انسانها  ار سال نموده است کتاب هم  داده هست برای معلومات بیشتر درین باره میتوانید آیه ۱۳۶و۲۱۳ سوره بقره وآیه ۸۱ سوره آ ل عمران وآیه ۸۳ الی ۸۹ سوره انعام نظر بیاندازید.  بنا بر این قوم هاییکه برایشان کتاب داده شده اند نباید   صرف به  یهود ونصاری منحصر نمود.  ونیزروایت شده هست  حضرت علی کرم الله وجهه صا بئیون را  قومی دارای کتاب قبول میکرد. ونیز جابر بن زید ، اسحق بن راهویه ، ابو حنیفه خوردن  ذبیحۀ صابئیون را جایز میدانند در عین شکل سعید بن مسیب ، قتاده، ابو ثور و ابن حزم ذبیحۀ مجوسی ها را مباح میدانند یعنی به خوردن ذبیحه مجوسیون کدام اشکالی نمیبینند.

ونیز مورخ مشهور تاریخ اسلام حمید الله بودیست ها را ورشید رضا برهمنیست و کنفوسیوس ها را  از منسوبین دین الهی میشمارند که برای شان کتاب داده شده اند.

خلاصه بگوییم  اگر موارد ی را  که در بالا ذکر گردید مد نظر بگیریم اهل کتاب ویا (أُوتُوا الْکِتَابَ)   را با یهود ونصاری منحصر نمودن درست نمیباشد اهل کتاب برای همه کسانی گفته میشود که برای شان کتاب ووحی نازل شده باشد.

منبع: یحی شنول (به ما پرسان میکنند) مجلۀ کتاب وحکمت ، شمارۀ ۴۰ ماه ،جنوری- مارچ صفحۀ ۴۰-۴۱

 

 

 

در دوره عادت ماهیانه زنان باید نماز و روزه بگیرند؟