فتاوی

اعلانات

اگر وحدت نباشد چه می شود ؟

 

 

وحدت بین مسلمانان از جایگاه خاصی در اسلام برخوردار است ، بطوری که خداوند در قرآن به اتحاد مسلمین صراحتا امر فرموده است و امر الهی برای وجوب می باشد بنابراین نتیجه

می گیریم که وحدت از واجبات دینی است .

خدای تعالی برای مومنان ، یک دین را برگزیده است و آن دین، «اسلام» نام دارد که پیروانش تنها گروه بر حق شناخته می شوند ، بدین جهت خدای حکیم برای حمایت از مسلمانان و حفظ دین مبین اسلام در برابر دشمنان، وحدت را بین پیروان دین اسلام الزامی قرار داده است .

چنانچه در سوره مبارکه آل عمران آیه ۱۰۳ فرموده است :وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا.

در این آیه، حبل الله یعنی قرآن محور وحدت تعیین شده است چرا که قرآن کریم بیانگرمشترکات فرق اسلامی است، و می توان گفت این از پندهای حکیمانه قرآن به مسلمانان است ، واضح است که روایات و دیدگاه های شخصیتها به دلیل اختلافات نمی توانند محور وحدت باشند .

در ادامه ی آیه کریمه فوق، وحدت یک نعمت توصیف شده است که متضمن دو نعمت دیگر است، یکی برادری در دنیا و دیگری نجات اخروی که خداوند هشدار می دهد، این نعمت ها را به یاد آورید. اما اگر وحدت نباشد چه می شود ؟ در این باره قرآن مشخص فرموده است :

وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ ۖ وَاصْبِرُوا ۚ إِنَّ اللَّـهَ مَعَ الصَّابِرِینَ.

و با همدیگر نزاع نکنید, که سست شوید, وقوت (وابهت) شما از میان برود, و صبر کنید, بی گمان خداوند با صابران است(سوره انفال آیه۴۶).

پس نزاع از مصادیق خلاف وحدت است که نتیجه آن ضعف مسلمانان و از بین رفتن شوکت آنها خواهد بود. این را حدیثی از رسول الله (صلی الله علیه وسلم) بیشتر تفسیر می کند که فرموده استید الله مع الجماعه. یعنی کسانی که یکدیگر را در امور خیر همکاری می نمایند از یاری خداوند بهره مند خواهند شد و معنی دوم آن این است که مسلمانان همه بر قرآن و سنت پیامبرعامل باشند تا از تفرق نجات حاصل نمایند .

سخن را کوتاه می کنیم وحدت محصول، پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک است که از آموزه های قرآن کریم، کتاب مقدس مسلمانان است .

اگر پندار نیک باشد، گفتار نیک می شود ، اگر گفتار نیک باشد کردار نیک می شود و اگر کردار نیک شود حیات بشر گلدسته می شود.

بر این مبنا، مسلمانان از آنچه که خلاف پندار نیک است بپرهیزند و از تبلیغ آن توبه نمایند ، کینه و حسد و شیوه ی بیان کینه زا  بر خلاف پندار نیک و ضد آموزه های دینی هستند.

قرآن فرموده استیَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ (الحجرات آیه۱۲).

استفاده از کلمات نا شایست که برای برخی ها حساس برانگیز است، بر خلاف گفتار نیک است و اسلام از آن نهی کرده است .

پیامبر فرمودمن کان یؤمن بالله و الیوم الآخر فلیقل خیرا او لیصمتکسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد یا سخن نیک بگوید و یا ساکت شود.

همچنین ، کردارها نیک باشند زیرا که کردارهای بد بر خلاف آموزه های دین مبین اسلام است. پیامبر (ص) فرمودند : مسلمان کسی است که سایر مسلمانان از دست و زبان او در امان باشند.

همچنین فرمودند :

کونُوا عِبَادَ اللهِ إِخْوَانًا، الْمُسْلِمُ أَخُو الْمُسْلِمِ، لَا یَظْلِمُهُ وَلَا یَخْذُلُهُ وَلَا یَحْقِرُهُ، التَّقْوَى هَاهُنَا – وَأَشَارَ بِیَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ -، حَسْبُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ مِنَ الشَّرِّ أَنْ یَحْقِرَ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ، کُلُّ الْمُسْلِمِ عَلَى الْمُسْلِمِ حَرَامٌ: دَمُهُ، وَمَالُهُ، وَعِرْضُهُ» با یکدیگر برادر باشید چرا که مسلمان برادر مسلمان است به او ظلم نمی کند، او را ذلیل و خوار نمی سازد، او را تحقیر نمی کند و از نشانه های بد بودن انسان همین بس که برادر مسلمانش را تحقیر کند و سه چیز بر هر مسلمان حرام است تعدی و تجاوز به مال مسلمان، تجاوز به آبرو و حیثیت او و ریختن خون مسلمان زیرا اینها همه محترم است و باید در برابر یکدیگر به آن پایبند باشیم.

آموزه های دین اسلام سراسر برادری و همدلی است و تنها راه رسیدن به وحدت عملی امت اسلامی، بازگشت به این آموزه هاست .

لازم است با یک دیگر تعامل کنیم و به اندیشه و شخصیتهای دیگران احترام قائل باشیم ، من در یک جمله وحدت را خلاصه می کنم ؛ وحدت یعنی توانائی پذیرش دیگران را داشته باشیم ، سایر معانی و روشهای دیگر وحدت با این جمله متحقق می گردند، وحدت ما شکست دشمنان ماست.

در اوج توانائی و نا توانی ات، دیگران را تحمل کن .  هیچ کس حساب رس دیگری نباشد حساب رس همه انسانها خداوند است آن هم در روزی مشخص . اگر خود را حساب رس دیگران بدانیم نمی توانیم برادری را حفظ کنیم و اگر حساب رسی دیگران را به خداوند وا گذار کنیم می توانیم به وحدت واقعی برسیم. همه باید این حقیقت را درک نمایند و فراموش نکنند که انسانها همگی در لیست الهی جهت حساب رسی قرار گرفته و درصف انتظار بسر می برند . لذا می توانیم بگوئیم که قضاوت و حساب رسی دیگران، معنی دار نیست به دلیل اینکه جایگاه آن را نداریم.

هیچ انسانی با دیگری هم اندیشه نیست حتی دو برادر ، کسانی که تمایل به متحد کردن اندیشه ها دارند ابتدا از برادران و افراد خانواده خود شروع کنند اگر ثمره بخش بود بعد به دیگران فکر کنند که ثمره بخش نخواهد بود . بنابر این برادرت را بدون اندیشه ی او بپذیر آنگاه به وحدت تبدیل می شود.

و در نهایت هر یک از مسلمانان به فکر تزکیه و اصلاح شخصی خود باشد همانند اسلاف دینی شان ، چرا که همه نیازمند تزکیه هستند و خود را نیازمند دانستن ، روش مفیدی است برای اجتناب از هواهای نفس .

قرآن و کعبه محور اتحاد هستند، و مطمئن هستم کسانی که در ادعا، صادق باشند از عنایات آسمانی فیض خواهند برد . به امید سربلندی و عزت برای مسلمین در همه نقاط هستی .

مهدی 

در این دنیا تعقل و تفکر کنید

بدون شک خداوند دین اسلام را به خاطر روشن ساختن راه بین صحیح و سقیم نازل کرد،
یا به عبارت دیگر اگر بگویم اسلام دینی است که صاحب آن خواسته پیروان این دین را به واسطه این دین صاحب دینا و آخرت بسازد ، یعنی هم دنیایی شان زیبا و قشنگ و هم آخرت شان پر نور و روشن باشد،

بنابرین اگر ما سیری در تاریخ اول اسلام داشته باشیم درمیابیم که این دین را ضعیفان و فقیران بنا کرده اند، یعنی در زمانی که نبی کریم امر شد ، بر بنا کردن این دین او هیچ چیز نداشت جز خدا ، محمد عربی در آن زمانها آنقدر ضعیف و کم زور بود، که حتی نمیتوانست از کسانیکه در دین خود اش به واسطه خودشگرویده شده ، و به خاطر همین گرویده شدن شان چه زجرها و جزاهای سنگین و دشوار را میبینند، نمیتواند دفاع کند و آنها را از این عذاب نجات دهد، مثل ، سلمه ، بلال ، یاسر ، و اصحاب دیگر، اما محمد عربی جز اینکه فقد با چشمان اشک پر و دل پاره پاره میگوید ، شما صبر داشته باشید و مقاومت نماید ، طاقت فرسایی کنید، ژرف اندیشی را بیاموزید، و با خدای تان راست باشید ، و آن محمد اسرار داشت اگر این کارها را کردید ، پس بدانید که سر داران و حاکمان دنیا میباشید، و بر علاوه اینکه حاکمان و سردران دنیا میباشید،
خداوند جنتی را برتان نصیب میفرماید که تعریف و تمجید اش از تصور بالاست، پس چنگ بزنید و مبارزه کنید،

خوب مسلمانان کم ، اما با عقیده های محکم ، مبارزه کردن جان افشانی کردن ، ظلم و استبداد را تحمل کردند ، تا این درخت پر ثمر و مثمر اسلام را بزرگ نمودند، و بر حاصل دادن آماده اش ساختن ،
بلاخره این کار را توانستند و موفق شدند و خداوند هم به وعده های خود وفا کرد ، و مسلمانان را در دنیا و آخرت کامیاب داشت، پس از این رو گفته میتوانیم که اسلام هر عمل اش پند ، و هر گفته اش درس سودمند ، و هر روند اش مبارزه شکوهمند ،و هر نظرش قشنگ ،و هر کلامش جامعی و سحر مند ، و هر وعده اش جنت فردوس میباشد، و خدای این دین خدای ، کریم است، خدای دوستداشتنی و عجیب است، پس چنک بزنید تا در دنیا و آخرت سرفراز و سربلند باشید،

خلاصه گفته میتوانیم که هدفم از مقاله ام اینست که ما اگر در تاریخ اسلام درست بیندیشیم، در میابیم که چند تا ضعیف و برده و غلام مثل ابوذر ، مثل یاسر ، مثل بلال ، و از همه نا ناتوان تر و فقیر تر ، بی مادر و بی پدر ، بی خواهر و بی برادر ، بی مال و بی شوکت ، یعنی یک چوپان ، میتواند که با چنگ زدن به این دین امپراطوری های دنیا را مثل فارس و روم را درهم بشکند، و بیرق وحدت و یکپارچه گی را بر سر کوهای دنیا نشاند،

پس لطفا در این دنیا تعقل و تفکر کنید، در خلقت بیندیشید، همیش با خود و با خویشتن مبارزه کنید، تا از جمله حیوانات محسوب نشوید بلکه به گفته قرآن هیچ نمیرید و همیش خالد باقی بمانید،

 (نظری)

پولی که از راه حرام بدست آمده در چه راهی مصرف کنیم

(سوال) پولی که از راه حرام بدست آمده در چه راهی مصرف کنیم؟

(جواب) اگر کسى مال حرام بدست آورده باشد و سپس توبه کند، براى خلاص شدن از آن مسائل زیر مطرح است:

اگر در این مال حرام حق الغیر باشد، مثلا اموال دزدى و غصب و از این قبیل مسائل باشد باید آن اموال را به اصحابش برگرداند، ولى اگر اصحابش پیدا نشوند باید آنها را در راه خیر که براى عموم مسلمانان باشد صرف کند مانند دار الایتام و ساختن خیابان و غیره.

اگر این اموال از راههاى دیگر حرام بدست آورده باشد مانند ربا، فروش خمر، رشوه، موسیقى و از این قبیل مسائل، باید تمام آن اموال را در راه خیر که براى عموم مسلمانان باشد صرف کند مانند دار الایتام و ساختن خیابان و غیره، ولى اگر خودش فقیر و مستمند باشد، میتواند به اندازه حاجتش از آن مال بردارد و سپس بقیه اموال حرام را در راه خیر صدقه بدهد.

اگر از آن اموال حرام استفاده کرده باشد و سپس توبه کند، اشکالى ندارد و چیزى بر او نیست و لازم نیست که اموال حرامى را که استفاده کرده است را برگرداند، مگر اینکه همانطور که گفته شد حق الغیر باشد که باید آنرا به اصحابش برگرداند و یا از طرف صاحب مال بخشیده شود.

 

آیا حضرت موسی و عیسی (علیهما السلام) در شهر مکه بوده و زیارت حج را انجام داده بودند؟

آیا حضرت موسی و عیسی (علیهما السلام) در شهر مکه بوده و زیارت حج را انجام داده بودند؟

جواب:

از حضرت آدم تا امروز مرکز حج شهر مکه و اطرافش حساب می شود. کعبه و فلسفه برخی از اعمال حج، با حضرت ابراهیم (علیه السلام) گره خورده و یادآور خاطرات و ایثارگری های آن حضرت است. همچنین حضرت عیسی و موسی هم از نسل آن حضرت هستند و دسورات از خدا گرفته اند. ولی قران کریم در باره زیارت حج حضرات موسی و عیسی اطلاعی نمی دهد و لیکن در باره عکس این واقعیت نیز دلایلی در دست ما وجود ندارد.

در سوره شورا آیه شماره ۱۳ خدای تعالی می فرماید:

 خدا شرع و آیینی که برای شما مسلمین قرار داد حقایق و احکامی است که نوح را هم به آن سفارش کرد و بر تو نیز همان را وحی کردیم و به ابراهیم و موسی و عیسی هم آن را سفارش نمودیم که دین خدا را بر پا دارید و هرگز تفرقه و اختلاف در دین مکنید. مشرکان را که به خدای یگانه و ترک بتان دعوت می‌کنی (قبولش) بسیار در نظرشان بزرگ می‌آید. (باری از انکار آنها میندیش که) خدا هر که را بخواهد به سوی خود (و مقام رسالت خویش) برمی‌گزیند و هر که را به درگاه خدا به تضرّع و دعا باز آید هدایت می‌فرماید

نماز قبل از نزول آیه وضو

قبل از نزول آیه وضوء نماز را بدون وضوء می خوانده اند؟

سؤال: می دانیم که آیه وضوء در مدینه نازل شده، از طرف دیگر می دانیم که پیامبر(ص) و سایر مسلمین در مکه  قبل ازهجرت نماز می خوانده اند. سؤال من این است که آیا قبل از نزول آیه وضوء مسلمانان نماز را بدون وضوء می خوانده اند؟

جواب: پیامبر (ص) وضوء گرفتن را قبل از نزول آیه مربوط می دانست. دلیل ما آیه ذیل است:

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَقْرَبُواْ الصَّلاَةَ وَأَنتُمْ سُکَارَى حَتَّىَ تَعْلَمُواْ مَا تَقُولُونَ وَلاَ جُنُبًا إِلاَّ عَابِرِی سَبِیلٍ حَتَّىَ تَغْتَسِلُواْ وَإِن کُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مِّنکُم مِّن الْغَآئِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَیَمَّمُواْ صَعِیدًا طَیِّبًا فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِکُمْ وَأَیْدِیکُمْ إِنَّ اللّهَ کَانَ عَفُوًّا غَفُورًا [۱]

اى کسانى که ایمان آورده‏ اید در حال مستى به نماز نزدیک نشوید تا زمانى که بدانید چه مى‏ گویید و [نیز] در حال جنابت [وارد نماز نشوید] مگر اینکه راهگذر باشید تا غسل کنید و اگر بیمارید یا در سفرید یا یکى از شما از قضاى حاجت آمد یا با زنان آمیزش کرده ‏اید و آب نیافته ‏اید پس بر خاکى پاک تیمم کنید و صورت و دستهایتان را مسح نمایید که خدا بخشنده و آمرزنده است.

 در آیه فوق به کسانی که آب نیافتند دستور تیمم کردن داده می شود. پس تیمم بدیل غسل و وضوء است. از طرف دیگر این آیه قبل از آیه وضوء نازل شده است. چه طور می شود خداوند دستور به بدیل دهد در حالی که خود اصل نباشد؟!  پس خود اصل (وضوء) بود که بدیل هم آمد.

پیامبر (ص) و مسلمانان برای نماز خواندن وضوء می گرفتند، چون نماز وضوء در شریعت همه انبیا بوده و منحصر به شریعت اسلام نمی باشد.

فعَنْ أُبَیِّ بْنِ کَعْبٍ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص)  دَعَا بِمَاءٍ، فَتَوَضَّأَ مَرَّةً مَرَّةً، فَقَالَ: «هَذَا وَظِیفَةُ الْوُضُوءِ» أَوْ قَالَ ” وُضُوءٌ مَنْ لَمْ یَتَوَضَّأْهُ، لَمْ یَقْبَلِ اللَّهُ لَهُ صَلَاةً، ثُمَّ تَوَضَّأَ مَرَّتَیْنِ مَرَّتَیْنِ، ثُمَّ قَالَ: «هَذَا وُضُوءٌ مَنْ تَوَضَّأَهُ، أَعْطَاهُ اللَّهُ کِفْلَیْنِ مِنَ الْأَجْرِ» ، ثُمَّ تَوَضَّأَ ثَلَاثًا ثَلَاثًا، فَقَالَ: «هَذَا وُضُوئِی، وَوُضُوءُ الْمُرْسَلِینَ مِنْ قَبْلِی» [۲]

ابی بن کعب روایت می کند: رسول الله (ص) فرمودند که آب بیاورند و بعد با یک بار شستن  وضوء گرفت و گفت: “این وظیفه وضوء است” و یا “کسی که وضوء نگیرد خداوند نمازش را قبول نخواهد کرد”. بعد دو تا دوتا یعنی هر عضوی را دو بار شست، و گفت: هر کس این طور وضوء بگیرد اجرش دو برابر می شود. بعدا سه تا سه تا، یعنی هر عضوی را سه بار شست و فرمود: این وضوء من و وضوء مرسلین قبلی است.

اصحاب سیره هم نقل می کنند که از همان ابتدای نزول وحی پیامبر (ص) وضوء می گرفت. ابن هشام روایت می کند:

(أَنَّ الصَّلَاةَ حِینَ اُفْتُرِضَتْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص)، أَتَاهُ جِبْرِیلُ وَهُوَ بِأَعْلَى مَکَّةَ، فَهَمَزَ لَهُ بِعَقِبِهِ فِی نَاحِیَةِ الْوَادِی، فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ عَیْنٌ، فَتَوَضَّأَ جِبْرِیلُ عَلَیْهِ السَّلَامُ، وَرَسُولُ اللَّهِ (ص) یَنْظُرُ إلَیْهِ، لِیُرِیَهُ کَیْفَ الطُّهُورُ لِلصَّلَاةِ، ثُمَّ تَوَضَّأَ رَسُولُ (ص) کَمَا رَأَى جِبْرِیلَ تَوَضَّأَ، ثُمَّ قَامَ بِهِ جِبْرِیلُ فَصَلَّى بِهِ، وَصَلَّى رَسُولُ اللَّهِ (ص) بِصَلَاتِهِ، ثُمَّ انْصَرف جِبْرِیل عَلَیْهِ السَّلَام) [۳]

جبرئیل (ع) از چشمه که منفجر شده در وادی بالای مکه وضوء گرفت تا رسول الله (ص) نحوه آن را یاد بگیرد، رسول الله (ص)  هم مثل او وضوء گرفت. با این وضوء جبرئیل نماز خواند و رسول الله (ص) هم نماز خواند. بعد از این جبرئیل (ع) رفت.

شاید این سؤال به ذهن تان برسد که اگر وضوء گرفتن معلوم بوده باشد، چرا آیه وضوء نازل شد؟ به چند دلیل می تواند باشد:

  1. ۱٫  تا همه  نحوه صحیح وضوء گرفتن را بدانند؛
  2. ۲٫  چون کمی تغییری در وضوء نسبت به وضوء های قبلی ایجاد شد؛
  3. ۳٫  به عنوان اتمام حجت است.
 

 


[۱]  نسا ۴۳؛

[۲]  سنن ابن ماجة، باب ما جاء فی الوضوء، رقم الحدیث ۴۲۰،

[۳]  سیرة ابن هشام، تَعْلِیمُ جِبْرِیلَ الرَّسُولَ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ و آله  الْوُضُوءَ وَالصَّلَاةَ ۱/۲۴۴ . وقد ورد هذا الخبر فی کثیر من کتب السیرة کالسیرة الحلبیة وسیرة ابن اسحاق وفی أعلام النبوة للماوردی.

رویت خدا

آیه ۹۹ سوره مبارکه مومنین در باره صحبت انسان با رب خود بحث می کند ؟ آیا این درست است؟ آیا ما با دیدن خداوند با او صحبت خواهیم کرد؟
جواب: مگر ما شب و روز با خداوند صحبت نمی کنیم؟ البته این به این معنی نیست که رو به رو نشسته صحبت می کنیم، نخیر، ولی ما در اثنای هر دعا با خدای تعالی محاوره می نماییم و بسیاری از آیات قران تایید می نماید که صحبت مردم با خدا در روز قیامت ادامه خواهد داد.
اما رویت شدن خدای سبحان در حد ادراک ما و قدرت ما خواهد شد و دیدن خدا با چشم بدنمان که با همان چشم دنیا را می بینیم ممکن نیست. خداوند در همه جا هست. تمام عالم آیینه نما و جلوه نمای خدایند. وجود من و شما خود مظهری از قدرت خداست. ماه وخورشید، ستارگان و سیارات، کوه و دشت و صحرا همه مظهر قدرت و وجود خدایند. چه کسی ما و عالم را آفریده است؟ کدام موجودی قدرت اداره کرات زمینی و آسمانی را دارد؟ در کار کدام موجودی این قدر نظم و هماهنگی می بینید؟ چرا راه دور می رویم، چه کسی موتور قلب ما را به گردش در می آورد؟ چه کسی بین اعضای ما هماهنگی ایجاد می کند؟ وظیفه کلیه، کبد، ریه و… را چه کسی تعیین و به کارشان نظارت دارد؟ چشم شما با قدرت چه کسی می بیند؟ دست و پای شما با عنایت چه کسی حرکت می کند؟ چه کسی به شما مغز داده تا جسم و جان خود را اداره کنی؟ و هزاران سؤال دیگر که در وجود خودمان هست. ما هنوز نتوانستیم خودمان را بشناسیم. چگونه توقع داریم خدا را بشناسیم؟ ما قدرت دیدن روح را در وجودمان نداریم! قدرت مشاهده عقل در وجودمان را نداریم! چگونه توقع دیدن خالق روح و عقل را داریم؟ ما از دیدن مخلوقش عاجزیم، چگونه خودش را ببینیم؟