فتاوی

اعلانات

افتخار با گناهان

 

آیا کسی که با گناه خود افتخار می نماید کافر می باشد؟

سوالی خیلی مهم است. اولا باید بدانیم که مومن کسی است که مرتکب گناهی گشت نه تنها با آن افتخار نمی کند بلکه در جلوی خدای تعالی توبه نموده و سعی می کند گناهش را بازگو ننماید و احساس  پشیمانی کند. و انسانی که عمل خود را مانند گناهی قبول نمی کند گناهکار است. و ولی انکار کند که این عملی که انجام دادم گناه نیست در این تقدیر کافر می شود. قران در این باره برای ما حکایت آدم و ابلیس را مثال می زند. آدم گناه خود را اعتراف کرده و توبه خود را اعلام کرده بود. اما ابلیس نه تنها توبه نکرده حتی  برای دوام و استمرار عمل خود از خدای تعالی مهلتی طلب کرد

. بقول قران کریم: أَبى‏ وَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرینَ‏    (سرپیچی کرد و استکبار ورزید و از کافران بود)

برخی از مردم هم مثل ابلیس به گناهان خیش برائت می خواهند. " من این کار را انجام دادم ولی سببی داشت. به این خاطر این کار را انجام دادم در این عمل هیچ گناهی ندارد، مجبور بودم" و الخ…. اینچنین حرفها انسان را از توبه آزاد نمی کند. 

قرآن کتاب قصه، جادوگری و دم کردن ساحرانه نیست

 

حقی که قرآن مجید بالای مسلمانان دارد، اطاعت از اوامر و به کار بستن احکام آن است، زیرا هدف اصلی از تعظیم، تلاوت، تدبر و تفکر قرآن کریم عمل به ارشادات آن است. قرآن کتاب قصه، جادوگری و دم کردن ساحرانه نیست تا صرف به خاطر تلاوت و کسب ثواب مورد بهره‌برداری قرار گیرد. قرآن مجید به صراحت می‌گوید که اگر کسی احکام قرآن را به کار نبندد تلاوت آن و تدبر در مفاهیم آن هیچ سودی نمی‌بخشد:

(وَمَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ) مائده ۴۴

«و هر که بر وفق آیاتی که خدا نازل کرده است حکم نکند، کافر است»

برای کسی که هنوز در تلاش حق سرگردان است و می‌خواهد بعد از مطالعه دقیق قرآن، و پی‌بردن مطالب آن تصمیم بگیرد که آیا این کتاب برحق است یا نه، تعیین قید و شرطی لازم نیست ولی برای کسی که به قرآن ایمان دارد و معتقد است که قرآن کتاب آسمانی است، الزامی است که قرآن را فقط به این خاطر بخواند که از لحاظ فکر و عمل در زنده‌گانی‌اش تغییر آورده و او را به سوی رستگاری آخرت رهنمون شود.

ایجاد این کیفیت در نفس انسانی نقطه آغاز هدایتی است که در کتاب خدا مضمر است، و بعداً هر اندازه رابطه او با کتاب الهی محکم‌تر شود به همان اندازه بر میزان هدایتش افزوده خواهد شد.

(وَالَّذِینَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدًى وَآَتَاهُمْ تَقْوَاهُمْ) محمد۱۷         

«آنان که هدایت یافته‌اند خدا به هدایتشان می‌افزاید و پرهیزگاریشان ارزانی می‌دارد»

یعنی اگر انسان به قرآن تمسک جوید و بکوشد راهنمائی‌های آن را چراغ راه خود قرار دهد، حتماً به صراط مستقیم حرکت نموده تدریجاً منازل رشد و هدایت را طی می‌کند و الا تلاوت بدون عمل ممکن است باعث لعنت او شود. چنانچه آیات زیادی دال بر صحت این مطلب است.

و اما آنان که در باره قرآن به تحقیق و تدقیق و غور و فکر و تصنیف و تألیف می‌پردازند، و خود آن طور که باید و شاید از عمل به آن غفلت می‌کنند، انجام کار آنها خیلی وخیم به نظر می‌رسد و تمام پژوهش‌های شان نه تنها یک لذت ذهنی که بازی با قرآن تلقی می‌گردد.

(یُضِلُّ بِهِ کَثِیرًا وَیَهْدِی بِهِ کَثِیرًا) بقره ۲۶

«بسیاری را بدان گمراه می‌کند و بسیاری را هدایت»

فرزندانی که هنوز به دنیا نیامده اند

 

در سوره ی طور سخن از این می رود که بچه هایی که به سن بلوغ نرسیده اند در بهشت در کنار والدین خود خواهند بود. آیا این سخن شامل فرزندانی نیز می شود که هنوز به دنیا نیامده اند؟ آیا این بچه هایی که در شکم مادر می میرند و یا سقط می شوند نیز مشمول آن می شوند؟
 جواب:

برای آن که بچه ای به صورت انسان درآمده و به عنوان یک انسان شناخته شود، می بایست در او روح دمیده شود. مطابق آیات، دمیدن روح در بطن مادر در روزهای ۱۰۲ و ۱۰۳ صورت می گیرد. اگر بچه پس از دمیده شدن روح در آن از دنیا رفته باشد، شامل این معنی می رود زیرا در این صورت خداوند جنین را انسان می داند.

قران-سفینه نجات

قرآن آخرین کتاب آسمانی و مانده گار معجزه‌ یی است که از جانب آفریده گار جهان توسط بلندپایه‌ترین ملک بر پاک‌ترین و کامل‌ترین انسان روی زمین فرستاده شده‌ است.

خداوند متعال با نزول این کتاب عظیم الشان بشریت فروغلطیده در لجنزار الحاد، شرک و خرافات را به ساحل امن ایمان، توحید و اخلاق نیک نجات داد.

ولی افسوس که اکثریت انسان‌ها قدر این هدیة سترگ الهی را ندانستند و به آن ایمان نیاوردند و آنان که ایمان آوردند، دَین آن را به خوبی اداء نکردند!

قرآن که یک مرتبه ثابت نمود می‌تواند راه‌گم‌کرده‌ترین انسان‌ها را به شاهراه هدایت رهنمون شده و از آنها بهترین جامعة انسانی را بسازد، بار بار به ما تذکر می‌دهد که برای همیشه همین توان را دارد، ولی متأسفانه بعد از سپری شدن عصر اول اسلام، توجه و اهتمام مسلمانان به مسائل دیگر جلب شده از چنگ زدن به این ریسمان محکم الهی به صورت بسیار ناشایسته‌یی ابا ورزیدند.

زشت‌تر این که عده‌یی از مسلمانان بوالهوس وقتی دیدند که تعالیم قرآن با تمایلات نفسانی شان همخوانی ندارد به جایی این که در فکر همنوا کردن خواسته‌های خود با تعالیم قرآن شوند، در اندیشة همنوا کردن تعالیم قرآن با افکار منحرف خود شده دست به تأویلات فاسد زدند تا جائی که در عصر حاضر کسانی در گوشه و کنار جهان اسلام پیدا شدند که از جانبی ادعا ایمان و باور به قرآن را دارند و از سوی هم صدا با مستشرقین، مسألة تحریف قرآن مجید را در بین عامة مسلمانان منتشر می‌کنند و یا با توطئه‌های اعوام فریبانه، موضوع کهنه و تاریخ‌زده شدن تعالیم قرآن مجید را عنوان می‌نمایند

آیا بدون طریقت می توانیم پیرو قران باشیم

دین مبین اسلام را طریقت نجات نمی بخشد بلکه قرآن  نجات می بخشد، قرآن و سنت اصل اسلام هستند و هیچ طریقتی بهتر از قرآن  وجود ندارد و بلکه خود طریقت ها مشکل دارند ومتفاوت از هم هستند و افرادی که خود را مرشد در طریقت می خوانند چه بسا عقاید خرافی و یا اعمالی خارج از قران دارند از جمله ی این نا هنجاریهای عقیدتی ، برتری جویی مرشد از سایر افراد است که برای خود شخصیت عظیمی که بالاتر از جایگاه انسان قایل می شود و اطرافیان نیز به این شخص با جایگاه ویژه می نگرند و تفوق برای او قایل می شوند. چنین رویکردی افراد را به بوسه زدن دست و پای او وا میدارد چرا که آنها گمان می کنند بوسه زدن دست و پای او مایه ی خیر و برکت است و اینگونه با عقاید مردم بازی صورت گرفته و باعث تضعیف ایمان مردم می شود ووو… .
 کسانی از عالمان که به طریقت گرایش دارند تنها دلیلش تلمذ آنها پیش چنین اساتیدی بوده است و آنها به دلیل محبت زیادی که به اساتید خود دارند و طبیعی هم است حاضر به رد کردن آن نیستند

از تفرق و افراط نجات حاصل کنیم چنانچه الله تعالی فرموده است :
وَمَنْ یُطِعْ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنْ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُوْلَئِکَ رَفِیقًا (نساءآیه ۶۹).
 و کسی که خدا و پیامبر را اطاعت کند،  همنشین کسانی خواهد بود که خدا، نعمت خود را بر آنان تمام کرده؛ از پیامبران و صدّیقان و شهدا و صالحان؛ و آنها رفیقهای خوبی هستند.
وَمَا آتَاکُمْ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُو (حشرآیه۷)
آنچه را رسول خدا برای شما آورده بگیرید (و اجرا کنید)، و از آنچه نهی کرده خودداری نمایید.
وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیمًا فَاتَّبِعُوهُ (سوره انعام آیه۱۵۳)
این راه مستقیم من است، از آن پیروی کنید .
 برخی بر این باورند که طریقتی ها پیروان خود را به اتباع از سنت پیامبر گرایش می دهند لذا پس خوب است، اینگونه پاسخ می دهیم :
برای پیروی ازقران ، نیازی به طریقت کسی نیست و بدون طریقت می توانیم پیرو قران باشیم .
می گویند، اهل طریقت افراد صالحی هستند ، اینگونه پاسخ می دهیم :
 معیار صالح و نا صالح بودن اشخاص، قرآن  است نه عقل هر انسان ، بنابر این اگر اشخاصی در ترازوی قرآن  مورد تایید قرار گرفتند صالح هستند و اگر در ترازوی قرآن  تایید نشدند صالح به حساب نمی آیند حتی اگر عقل تایید نکند.

آیا بیعت غدیر جایگاهی در قرآن دارد؟

آیا بیعت غدیر جایگاهی در قرآن دارد؟

شکی نیست که بیعت مزعوم غدیر نزد امامیه بسیار افضل و بزرگ است طوری که آن را عید گرفته ونام عید الکبیر بر آن نهاده اند وبه زور وبهتان می گویند که آیه ابلاغ واکمال در این روز نازل شده ومی گویند که ۱۰۰۰ نفر با  حضرت علی بیعت کردند وهرکس آن را انکار کند کافر و مرتد است.

در قرآن در مورد دو بیعت صحبت شده که در نزد شیعه اصلا مهم هم نیستند.
 بیعت اول: لَقَدْ رَضِیَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبَایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَهِ فَعَلِمَ مَا فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّکِینَهَ عَلَیْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحاً قَرِیباً.(سوره الفتح ۱۸)
 «به راستى خدا هنگامى که مؤمنان زیر آن درخت با تو بیعت مىکردند از آنان خشنود شد و آنچه در دلهایشان بود بازشناخت و بر آنان آرامش فرو فرستاد و پیروزى نزدیکى به آنها پاداش داد»

بیعت دوم:(یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذَا جَاءکَ الْمُؤْمِنَاتُ یُبَایِعْنَکَ عَلَى أَن لَّا یُشْرِکْنَ بِاللَّهِ شَیْئاً وَلَا یَسْرِقْنَ وَلَا یَزْنِینَ وَلَا یَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا یَأْتِینَ بِبُهْتَانٍ یَفْتَرِینَهُ بَیْنَ أَیْدِیهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا یَعْصِینَکَ فِی مَعْرُوفٍ فَبَایِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ) الممتحنه۱۲  )
 (اى پیامبر چون زنان باایمان نزد تو آیند که [با این شرط] با تو بیعت کنند که چیزى را با خدا شریک نسازند و دزدى نکنند و زنا نکنند و فرزندان خود را نکشند و بچههاى حرامزاده پیش دست و پاى خود را با بهتان [و حیله] به شوهر نبندند و در [کار] نیک از تو نافرمانى نکنند با آنان بیعت کن و از خدا براى آنان آمرزش بخواه زیرا خداوند آمرزنده مهربان است)

بیعت رضوان و بیعت نساء:
 حال چرا در مورد بیعت رضوان ونساء که به زعمشان اهمیتی ندارد سخن گفته شده اما از بیعت غدیر که حد فاصل کفر وایمان است سخنی ولو به اندازه سر سوزنی در قرآن نشده؟