فتاوی

اعلانات

بعضی وقت ها انسان نسبت در وجود الله شک پیدا میکند. راه حل این مشکلات چیست؟

درود بر شما جناب استاد. سوالی از محضرتان داشتم:
بعضی وقت ها انسان در وجود الله تعالی شک می کند و نسبت به باور های دینی دچار شک و تردید می شود؛
راه حل این مشکلات چیست؟ بنده شخصا دچار این مشکل هستم.
وگر نه الحمدلله نماز روزه و … کار های خیر میکنم والحمد الله قاری قرآن کریم هم هستم و همیشه تلاوت قران کریم میکنم .
لطفا توصیه نمایید چه کار کنم.
علیکم سلام
پیدایش شک و تردیدهایی از این دست در مورد وجود خداوند متعال در اوان جوانی امری عادی و طبیعی است و این گونه تردیدها انسان را به تحقیق در رابطه با حقیقت تشویق می نماید و در نتیجه ی این گونه تحقیقات، انسان در عقیده و ایمان خود استوارتر و ثابت قدم تر می گردد. شک و تردید یکی از عومل مهمی است که انسان را به سوی هدف می برد. تنها چیزی که باید به آن دقت نمود این است که به هنگام شک و تردید نباید به شیطان فرصت دهید که شما را وسوسه نماید. بنابر این، برای رسیدن به یقین انسان باید دائما در پی علم باشد. در این مورد به قران کریم توجه کنیم.
در حکایت حضرت ابراهیم می خوانیم. ابراهیم از خدای متعال درخواست می کند تا چگونگی زنده شدن مردگان را به وی نشان دهد و البته این حاجت را برای آرامش و اطمینان قلب خود در خواست می‌کند.
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِی الْمَوْتَی قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَی وَلَکِن لِّیَطْمَئِنَّ قَلْبِی
و (یاد کن) آنگاه که ابراهیم گفت: (پروردگارا، به من نشان ده؛ چگونه مردگان را زنده می‌کنی؟) فرمود: (مگر ایمان نیاورده‌ای؟) گفت: (چرا، ولی تا دلم آرامش یابد.)(بقره ۲۶۰)
البته سبب برخی از تردیدها و شبهات هم ممکن است ضعف اطلاعات و آگاهی ما در رابطه با قران کریم باشد که در این صورت باید با مطالعات بیشتر، پرسش از اشخاص آگاه و بحث و گفتگو با آنان این ضعف ها و اشتباهات را بر طرف نمود. چنانچه قران کریم :
وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِکَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِی إِلَیْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ
و پیش از تو [هم] جز مردانى که بدیشان وحى میکردیم گسیل نداشتیم پس اگر نمیدانید از پژوهندگان کتابهاى آسمانى جویا شوید (نحل ۴۳)

آیاعمل رمی جمرات در منی جزو مناسک حج نیست؟

بعضی از رجال دین می گویند که عمل رمی جمرات در منی جزو مناسک حج نیست، چون در قران کریم نیامده است. نظر جناب عالی در این مورد چیست؟
پیش از همه باید یک مسئله را روشن کنیم و آن این که اگر چیزی در قران وجود ندارد به این معنی نیست جزو دین هم نباشد. به عنوان مثال عدد رکعات نماز نیز در قران وجود ندارد، ولی این به معنای آن نیست که نماز در قرآن وجود ندارد. نمازی که ما می خوانیم همان نمازی است که در ادیان قبلی به همان صورتی که ما می خوانیم ادا می شده و احتیاجی نبوده که در قران دوباره به آن اشاره شود.
یکی از اعمال واجب زیارت حج، سنگ زدن به نماد شیطان است که حاجیان هنگام عمل حج باید آن را به جا آورند. قران کریم در این باره می فرماید:
وَاذْکُرُوا اللَّهَ فِی أَیَّامٍ مَعْدُودَاتٍ فَمَنْ تَعَجَّلَ فِی یَوْمَیْنِ فَلَا إِثْمَ عَلَیْهِ وَمَنْ تَأَخَّرَ فَلَا إِثْمَ عَلَیْهِ لِمَنِ اتَّقَى وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّکُمْ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ ﴿۲۰۳﴾
خدا را در روزهایى معین یاد کنید پس هر کس شتاب کند [و اعمال را] در دو روز [انجام دهد] گناهى بر او نیست و هر که تاخیر کند [و اعمال را در سه روز انجام دهد] گناهى بر او نیست [این اختیار] براى کسى است که [از محرمات] پرهیز کرده باشد و از خدا پروا کنید و بدانید که شما را به سوى او گرد خواهد آورد
علاوه براین، برخی از مستشرقین تعیین خانه کعبه به عنوان قبله و سجده به سمت آن و نیز طواف به دور این خانه سنگی را برگرفته از بت پرستی حساب کرده و ادعا می کردند که مسلمانان این عادات و طرز عبادت را از مشرکین مکه گرفته اند.
اگر این مقایسه ها را جدی قبول کنیم و ادعا های آنها قبول کنیم باید سجده نماز را نیز با سجده پت پرستان مقایسه نماییم. ولی باید گفت که مقایسه هایی از این دست اشتباه است.
ازتمام آنچه بطورخلاصه ذکرشد روشن گردید که نماز و عبادات دیگر مانند روزه و طواف کردن دور کعبه از مختصات اسلام نیست بلکه در در زمان پیامبران پیشین نیز وجود داشته و از حضرت آدم تا آخرین پیامبر حضرت محمد همان اعمال وجود داشته است.

حضرت عیسی (ع) مثل انسان معمولی وفات کرده است

می خواستم در مورد حضرت عیسی (ع)   بپرسم . آیا حضرت عیسی (ع) مرده است یا به خواب رفته است؟

جواب: در قرآن کریم چنین آمده است:

إِذْ قَالَ اللّهُ یَا عِیسَى إِنِّی مُتَوَفِّیکَ وَرَافِعُکَ إِلَیَّ وَمُطَهِّرُکَ مِنَ الَّذِینَ کَفَرُواْ وَجَاعِلُ الَّذِینَ اتَّبَعُوکَ فَوْقَ الَّذِینَ کَفَرُواْ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأَحْکُمُ بَیْنَکُمْ فِیمَا کُنتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ[۱]

(به یاد آورید) هنگامی را که خدا به عیسی فرمود: من تو را بر میگیرم و به سوی خود، بالا میبرم و تو را از کسانی که کافر شدند، پاک میسازم، و کسانی را که از تو پیروی کردند [۲]، تا روز رستاخیز، برتر از کسانی که کافر شدند، قرار میدهم، سپس بازگشت شما به سوی من است و در میان شما، در آنچه اختلاف داشتید، داوری میکنم

واژه وفات از ریشه “وفی” است که به معنی “رسیدن به آخر” است. انسان وقتی می میرد یا می خوابد، روح در انجام کار خود به اخرمی رسد، لذا می گویند “وفات کرد”. انسان دو جور وفات دارد: یکی وقتی به خواب می رود، و دیگری وقتی که می میرد.

اللَّهُ یَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِینَ مَوْتِهَا وَالَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنَامِهَا فَیُمْسِکُ الَّتِی قَضَى عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَیُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ [۳]

خداوند ارواح را به هنگام «مرگ» قبض می‏کند، و ارواحی را که نمرده‏اند نیز به هنگام «خواب» می‏گیرد، سپس ارواح کسانی را که فرمان مرگ آنها را صادر کرده نگه می‏دارد، و ارواح دیگری را (که باید زنده بمانند) باز می‏گرداند تا سرآمد معینی، در این امر نشانه‏های روشنی است برای کسانی که تفکر می‏کنند.

اینکه حضرت عیسی (ع) مرده، نه به خواب رفته، از آیه ذیل می فهمیم:

وَإِذْ قَالَ اللّهُ یَا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ أَأَنتَ قُلتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِی وَأُمِّیَ إِلَهَیْنِ مِن دُونِ اللّهِ قَالَ سُبْحَانَکَ مَا یَکُونُ لِی أَنْ أَقُولَ مَا لَیْسَ لِی بِحَقٍّ إِن کُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِی نَفْسِی وَلاَ أَعْلَمُ مَا فِی نَفْسِکَ إِنَّکَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُیُوبِ* مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلاَّ مَا أَمَرْتَنِی بِهِ أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ رَبِّی وَرَبَّکُمْ وَکُنتُ عَلَیْهِمْ شَهِیدًا مَّا دُمْتُ فِیهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّیْتَنِی کُنتَ أَنتَ الرَّقِیبَ عَلَیْهِمْ وَأَنتَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ [۴

به یادآور زمانی را که خداوند به عیسی بن مریم می‏گوید: آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را دو معبود، غیر از خدا، انتخاب کنید؟ او می‏گوید: منزهی تو، من حق ندارم آنچه را که شایسته من نیست بگویم، اگر چنین سخنی را گفته باشم تو می‏دانی، تو از آنچه در روح و جان من است آگاهی و من از آنچه در ذات (پاک) تو است آگاه نیستم، زیرا تو با خبر از تمام اسرار و پنهانیها هستی* من به آنها چیزی جز آنچه مرا مأمور به آن ساختی نگفتم، به آنها گفتم: خداوندی را بپرستید که پروردگار من و پروردگار شما است، و تا آن زمان که میان آنها بودم مراقب و گواه آنان بودم، و هنگامی که مرا از میانشان برگرفتی (میراندی) تو خود مراقب آنها بودی، و تو گواه بر هر چیز هستی..

“فَلَمَّا تَوَفَّیْتَنِی” را “میراندی” ترجمه کردیم، چرا که اولین گفت گو مردم با خدا بعد از “وفات” در آخرت خواهد بود.

با این حال حضرت عیسی (ع) خواب نرفت، بلکه مثل انسان معمولی وفات کرده است.

[۱]  آل عمران، ۵۵؛

[۲]  پیروان عیسی (ع) مسیحیانی که او را پسر خدا می پندارند نیستند، بلکه مسلمانان هستند که آن را پیامبر خدا می دانند؛

[۳]  زمر ۴۲؛

[۴]  مائده، ۱۱۶ و ۱۱۷؛

آیا نام امام علی (رض) در سوره انشراح وجود داشته و بعدها تحریف شده است؟

سلام علیکم استاد. در یکی از نوشته های شما خوانده بودم که قران کریم هرگز تحریف نشده و نخواهد شد. امروز یکی از رجال الدین در سخنرانی خود می گفت که نام امام علی (رض) در کتاب خدا بوده اما بعدها تحریف شده است.

علیکم سلام

پیش از آن که به پرسش شما پاسخ دهم، لازم است در خصوص معنای “تحریف در قرآن” مقداری روشنگری نمایم. بله، ما بارها در نوشته ها و سخنرانی هایمان به این مطلب اشاره کردیم که تحریف از ماده “حرف” در زبان عربی است، یعنی منحرف کردن یک چیز از مسیر اصلی و وضع اصلی که دارد یا باید داشته باشد و یا به کنار راندن و به حاشیه بردن. به عبارت دیگر، تحریف نوعی تغییر و تبدیل است. از جمله نبودن چیزی در جای خود نیز تحریف است. مثلا خدای متعال در در آیه ۱۱ سوره حج می فرماید:

وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ فَإِنْ أَصَابَهُ خَیْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَإِنْ أَصَابَتْهُ فِتْنَهٌ انْقَلَبَ عَلَى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْیَا وَالْآخِرَهَ ذَلِکَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِینُ

“و از میان مردم کسى است که خدا را فقط بر یک حال [و بدون عمل] مى ‏پرستد پس اگر خیرى به او برسد بدان اطمینان یابد و چون بلایى بدو رسد روى برتابد در دنیا و آخرت زیان دیده است این است همان زیان آشکار”

تحریف به این معنی نیست که کلمه تغییر داده شود بلکه به طریق اولی مراد تغییر معنی آن کلمه  است. به طور خلاصه، آنها که از دین مانند ابزاری در راستای باورها و سیاست خود استفاده می کنند متاسفانه شاید اگر می توانستند، معنی آیات قران را نیز تحریف می کردند. ولی خدا در باره حفظ ذکر را تا روز قیامت قول داده است.

خداوند متعال در قرآن کریم فرمود: “إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ

“حقّا که ما این ذکر (قرآن) را فرو فرستادیم و به یقین ما خود آن را (از تحریف و نسخ و تمامیت مدت) نگهداریم / الحجر، ۹”

اما سوال دیگر مطرح کرده اید که نام امام علی در قران کریم بوده و بعدها تحریف شده است، این سخن از اصل اشتباه است. ما نیز در برخی کتب تفسیر که مفسرین اهل تشیع نوشته اند خوانده ایم که گویا نام امام علی و اولادانش در قران کریم ذکر می شود. یکی از این آیات در سوره انشراح است: ” فَإِذَا فَرَغْتَ فَانْصَبْ. وَإِلَى رَبِّکَ فَارْغَبْ” ” پس چون فراغت‏ یافتى به طاعت درکوش. و با اشتیاق به سوى پروردگارت روى آور”

همان مفسرین این دو آیه را اینچنین تاویل می نمایند: وقتی از نبوت فارغ شدی علی را به عنوان امام برای مردم نصب کن.  و یا  “شرح صدر پیامبر (ص) به ولایت علی است”

و حال آنکه در این آیه سخنی از حضرت علی ندارد. البته حضرت علی شخصیتی است که در دامن رسول خدا تربیت یافته و بعد از بعثت پیامبر همیشه برای تبلیغ و دفاع دین اسلام تلاش کرده و نزد پیامبر خدا مقام بالایی داشت و از اصحاب مقربین آن حضرت بوده است. ولی برای اینکه شخصیت علی را بالا ببریم نباید با این ادعا که گویا نام آن حضرت در قران کریم وجود داشته ولی تحریف گردیده است، در حق آن حضرت جفا روا داریم. خود این ادعا به تهمت علیه امام علی است. اگر خود علی این ادعا را شنیده بود بی شک از آن ناراحت می شد.  متاسفانه مدعیان این فکر درک نمی کنند که گرچه قصدشان بالا بردن مقام علی است ولی ندانسته به دست دشمنان اسلام بهانه می دهند که گویا قران تحریف شده است.

اگر برگشتی از مرگ امکان ندارد پس چطور عیسی مسیح مرده ها را زنده می کرد؟

سلام علیکم استادان گرامی.

 سوالی از خدمتتان داشتم و امیدوارم توضیح وافی ارائه فرمایید:

در قران کریم مستقیما گفته شده که اگر انسان بمیرد و روح او از بدنش جدا می شود و اصلا دورباره امکان برگشتش به این جهان میسر نیست. اما از طرف دیگر قران کریم در باره زنده کردن مردگان توسط حضرت عیسی اشاره می کند. اگر برگشتی از مرگ امکان ندارد پس چطور عیسی مسیح مرده ها را زنده می کرد؟

علیکم سلام

در آیه ۴۹ سوره آل عمران می خوانیم:

وَرَسُولًا إِلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ أَنِّی قَدْ جِئْتُکُمْ بِآیَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ أَنِّی أَخْلُقُ لَکُمْ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَهِ الطَّیْرِ فَأَنْفُخُ فِیهِ فَیَکُونُ طَیْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الْأَکْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْیِی الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُکُمْ بِمَا تَأْکُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِی بُیُوتِکُمْ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَهً لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ

و [او را به عنوان] پیامبرى به سوى بنى اسرائیل [مى‏ فرستد که او به آنان مى‏ گوید] در حقیقت من از جانب پروردگارتان برایتان معجزه ‏اى آورده‏ ام من از گل براى شما [چیزى] به شکل پرنده مى‏ سازم آنگاه در آن مى‏ دمم پس به اذن خدا پرنده‏ اى مى شود و به اذن خدا نابیناى مادرزاد و پیس را بهبود مى ‏بخشم و مردگان را زنده مى‏ گردانم و شما را از آنچه مى ‏خورید و در خانه هایتان ذخیره مى ‏کنید خبر مى‏ دهم مسلما در این [معجزات] براى شما اگر مؤمن باشید عبرت است

خواننده عزیز اول از همه ما باید همه معجزات را از طرف خداوند متعال  بدانیم نه خود پیامبران…چون چنانچه در آیه مذکور اشاره می نماید ” و به اذن خدا..” زنده شدن مردگان انجام می شود. اگر به این نکته توجه کنیم این مساله حل خواهد شد.

معجزه  کار  خارق العاده ای هست که پیامبران الهی بر خلاف قوانین عادی و جاری طبیعت، برای اثبات  ادعای الهی با اذن خداوند  انجام می دهند. و معجزه کاری است که  اشخاص عادی از انجام آن ناتوان و درمانده اند.

 ما به کتاب خدا باور داریم و از آن کتاب اطلاع داریم که یکی از معجزات حضرت مسیح زنده کردن مرده ها بود.

آیا بر تمام انبیای الهی کتاب نازل شده است؟

آیا بر تمام انبیای الهی کتاب نازل شده است؟

جواب

اگر بگوییم “نه خیر، همه پیامبران دارای کتاب نیستند” این دیدگاه از اساس اشتباه است. در پاسخ به این برداشت باید بگویم قران کریم این نوع برداشت را انکار می کند. بله، خدای متعال به همه انبیاء کتاب نازل کرده است، ولی متأسفانه بسیاری از مردم این واقعیت را نادیده  انگاشته و اینچنین وانمود کردند که گویا کتاب تنها به چند نفر از پیامبران نازل شده است.  در وهله ی نخست برای اثبات این واقعیت باید با دقت به قران کریم کرد و معنی آیات آن را به خوبی درک نمود. حال، آن دسته از آیاتی که این واقعیت را اثبات می کند به شما ارائه خواهیم کرد.

قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَیْنَا وَمَا أُنْزِلَ إِلَى إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِیَ مُوسَى وَعِیسَى وَمَا أُوتِیَ النَّبِیُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ

بگویید ما به خدا و به آنچه بر ما نازل شده و به آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط نازل آمده و به آنچه به موسى و عیسى داده شده و به آنچه به همه پیامبران از سوى پروردگارشان داده شده ایمان آورده‏ ایم میان هیچ یک از ایشان فرق نمى‏ گذاریم و در برابر او تسلیم هستیم

خواستم در این مورد توضیح ارائه نمایم تا مساله مورد نظر خوب برجسته گردد. توجه بفرماید فقط در این یک آیه نام  چند نفر از انبیاء خدا ذکر می شود و اشاره می کند که به آنها کتاب نازل شده است. و علاوه بر این ” وَمَا أُوتِیَ النَّبِیُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ” ” به آنچه به همه پیامبران از سوى پروردگارشان داده شده” یکی از دلایل این است که هیچ پیامبر وجود ندارد که خدای متعال آن را بدون دستورات برای ابنای بشر مبعوث نماید.

و همچنین خداوند عالم در سوره انعام  از آیه ۸۳ تا ۹۰   نام ۱۸  نفر از انبیاء را می شمارد و در آیه آخر می فرماید:

أُولَئِکَ الَّذِینَ آتَیْنَاهُمُ الْکِتَابَ وَالْحُکْمَ وَالنُّبُوَّهَ فَإِنْ یَکْفُرْ بِهَا هَؤُلَاءِ فَقَدْ وَکَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَیْسُوا بِهَا بِکَافِرِینَ

“آنان کسانى بودند که کتاب و داورى و نبوت بدیشان دادیم و اگر اینان [=مشرکان] بدان کفر ورزند بى‏ گمان گروهى [دیگر] را بر آن گماریم که بدان کافر نباشند”