فتاوی

اعلانات

آیا دلائلی در باره نمازهای سنت که بعد و قبل از نمازهای فرض ادا می شود در قران وجود دارد؟

 

در باره نمازهای سنت در احادیث و روایات دلایلی    فراوانی    وجود دارد. در احادیث صحیح وارد است که رسول خدا (ص) بعد از نمازهای فرض و قبلش   کلا   دوازده رکعت نماز سنت ادا کرده است که اینها عبارتند از دو رکعت نماز سنت قبل از نماز صبح و دو رکعت قبل و دو رکعت بعد از نماز ظهر ودو رکعت بعد از نمازهای مغرب و عشا.

در فقه اسلامی به این نمازها   " موکد" هم میگویند چون رسول گرامی ما آنها را مداوم   ادا کرده است. علاوه  بر این نمازهای غیر از اینها "غیر موکد" می نامند.  پیامبر گرامی بعضی وقتها اینها را ترک کرده است. ولی در باره نماز سنت قبل از نماز عشا روایاتی در دست ما نیست.

"فَاصْبِرْ عَلَى مَا یَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّیْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّکَ تَرْضَى"

"پس بر آنچه می گویند صبر کن ، و پروردگارت را پیش از طلوع آفتاب و پیش از غروب آن توأم با ستایش او تسبیح کن ( نماز صبح و ظهر و عصر و یا اذکار دیگر بخوان ) ، و از ساعت های شب ( با خواندن نماز مغرب و عشا یا ذکرهای دیگر ) و در جوانب روز ( با نوافل و غیره ) او را تسبیح و تقدیس کن ، باشد که ( به شمول الطاف خدا ) خشنود شوی"(طه/۱۳۰)

در این آیه شریف آشکارا اوقات نمازهای سنت اشاره می شود. در آیات مربوط به فرایض "نمازهایت را درست ادا کن" بکار برده می شود( مثلا در آیات هود ۱۱۴ و اسراء ۷۸ ) و لکن در این آیه کلمه " سبح" آمده است. در آیه   فوق  "لَعَلَّکَ تَرْضَى" اشاره می دهد که خدای تعالی در باره نمازهای غیر سنت سخن می گوید نه در باره فرایض .

  توجه کنیم به آیه ۴۰ سوره مبارکه ق:

فَاصْبِرْ عَلی‏ ما یَقُولُونَ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ الْغُرُوبِ

"  در برابر آنچه آنها می گویند شکیبا باش ، و پیش از طلوع آفتاب و پیش از غروب تسبیح و حمد پروردگارت را بجا آور"

در این آیه شریفه کلمه "سبح"   ذکر   شده و فعل امر بودن این کلمه یکی از دلائلی است که این آیه در حق نماز فرض نازل شده است نه نمازهای سنت.

دلائل فوق اساس می دهد بگوییم که رسول الله (ص) نمازهای که ادا می کرد وفق دستورات قران کریم انجام کرده بود نه از قرار خودش.

یک مساله مهم را هم می خواهم بگویم که بعضی از مسلمانان فکر می کنند که  نمازهای سنت را برای رسول خدا (ص) ادا می نمایند و در این فکر هستند که این نمازها بخاطر رسول خداست. ولی این اشتباه بزرگی است و بلکه از گناهان کبیره هم  باشد. چون همه ما همه اعمال و عبادات خود را بخاطر رضایت خدای تعالی انجام می دهیم.  

 

ترک نمازهای سنت چه حمکی دارد؟

   آیا برخی از وقتها ترک نمازهای سنت چه حمکی دارد؟

دین ما خواندن نمارهای سنت بطور قطعی امر نکرده است. کسانی که انجام می دهند ثواب و اجر بسیار بدست می آورند. و کسانی که نمی خوانند برای ایشان گناهی نیست ولی از ثواب و اجر محروم می مانند.  سنت نماز صبح، سنت نماز ظهر، سنت نماز مغرب و سنت اخیر نماز عشاء از نمازهای هستند که رسول خدا (ص) بجا آورده و برخی از وقتها ترک کرده است.

به اینها سنت موکده می گویند. ادای این نمازها هر قدری که ثواب زیادی دارد ولی واجب نیست. ترک اینها انسان را به عذاب دچار نمی کند.

نباید فراموش کرد همه  اعمال رسول خدا (ص) از قران کریم گرفته شده است و انجام همان اعمال برای ما ثواب می بخشد و بسوی رحمت خدا بی برد. رسول خدا این نمازها را از خودش ایجاد نکرده بلعکس از دستورات خدای تعالی اخذ کرده است. لیکن برای این که از طرف انسانها مثل فرض قبول نشود بعضی از وقتها آنان را ترک کرده است.

منبع: دک. یحیی شنول –انس عالم اوقلو. " آن نماز در طول تاریخ بشریت" وقف سلیمانیه. اسطامبول

 

معنی اطاعت از رسول چیست

سلام
خسته نباشید
ببخشید اما در خود قرآن مى خوانیم اطیعو الله و اطیعو الرسول
اگر اطیعو الله همان کتاب قرآن باشد
اطیعو الرسول نیز به سنت بر مى گردد
و اگر کتاب کافى بود چه نیازى بود به ذکر اطیعوالرسول؟
و آن هم با واژه ى اطاعت؟
ممنون مى شم نظرتون رو در این باره بدانم؟
پاسخ: در سوره نساء آیه ۱۵۹ چنین آمده است:‏
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ ‏فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ ذَلِکَ خَیْرٌ ‏وَأَحْسَنُ تَأْوِیلًا
اى کسانى که ایمان آورده‏اید خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیاى امر خود را ‏‏[نیز] اطاعت کنید پس هر گاه در امرى [دینى] اختلاف نظر یافتید اگر به خدا ‏و روز بازپسین ایمان دارید آن را به [کتاب] خدا و [سنت] پیامبر [او] عرضه ‏بدارید این بهتر و نیک‏فرجام‏تر است
منظور از اطیعوا الله اطاعت از قرآن کریم نیست، بلکه پیروی و اطاعت از ‏عقل و فطرت سالم است. اما اطاعت از رسول اطاعت از پیامی که هو آورده ‏است، یعنی قرآن کریم است. اولی الامر هم کسانی که مسؤل جامعه باشند. اما ‏اطاعت از مسؤلین مطلق نیست، بلکه مشروط بر توافق با اطاعت الله و ‏اطاعت رسول و یا همان قرآن کریم است. این شرط را از این امر می فهمیم ‏که گفته شده است: هر گاه در امرى [دینى] اختلاف نظر یافتید اگر به خدا و ‏روز بازپسین ایمان دارید آن را به [کتاب] خدا و [سنت] پیامبر [او] عرضه ‏بدارید

سارقیـن و نحوه برخورد با آ نها

سارقیـن و نحوه برخورد با آ نها
 احکام قرآن بصورت حدود و مرز بندی است که نباید از این حدود تجاوز کرد و داخل این حدود بعهده مردم هر زمان و هر قومی گذاشته شده تا با عقل و اختیاری که دارند برای زندگیشان تصمیم بگیرند . البته پیشنهاد شده تا بدی را با خوبی جواب دهند تا بدی ریشه کن شود:

و نیکى و بدى برابر نیستند و بدی را با نیکی دفع کن پس ناگاه آن کسی که بین تو و او دشمنی بود ، همچو دوستی صمیمی می شود / و لا تستوی الحسنة و لا السیئة ادفع بالتی هی أحسن فإذا الذی بینک و بینه عداوة کأنه ولی حمیم [ فصلت ۳۴ ]

و احکامی که در این پست ارائه می شوند، در خصوص سارقینی است ،که در هر جامعه ای وجود دارند !؟ چون دزد های دزدیهای کلان ، حکمشان به فسادگران روی زمین بر می گردد !؟ این احکام در سوره یوسف بیان شده اند :

گفتند: «به الله سوگند، شما خوب مى‌دانید که ما نیامده‌ایم در این سرزمین فساد کنیم و ما دزد نبوده‌ایم.»*قالوا تالله لقد علمتم ما جئنا لنفسد فی الأرض وما کنا سارقین [ یوسف ۷۳ ]

پس جدا از حکم فسادگران روی زمین مجازات دزد ، خود دزد بیان شده:
گفتند: «پس، اگر دروغ بگویید، مجازاتش چیست؟» * قالوا فما جزاؤه إن کنتم کاذبین [ یوسف ۷۴۴ ]

گفتند: « مجازاتش کسى است که داخل بار او پیدا شود، پس مجازاتش خود اوست!؟ ما ظالمین را این گونه مجازات می کنیم.» * قالوا جزاؤه من وجد فی رحله فهو جزاؤه کذلک نجزی الظالمین [ یوسف ۷۵ ]
 
این گونه راه چاره را به یوسف یاد دادیم! او هرگز نمی‌توانست برادرش را مطابق قوانین پادشاه بازداشت کند، * کذلک کدنا لیوسف ما کان لیأخذ أخاه فی دین الملک [ یوسف ۷۶ ]

و نگهداشتن دیگران هم بجای سارق مجاز نیست:
 
گفت: « به الله پناه می برم، که جز آنرا که کالاى خود را نزد وى یافته ‌ایم بازداشت کنیم، زیرا در آن صورت از ظالمین خواهیم بود.»* قال معاذ الله أن نأخذ إلا من وجدنا متاعنا عنده إنا إذا لظالمون [ یوسف ۷۹ ]

در این احکام صحبت از زندانی کردن سارق نیست بلکه نگهداشتن او برای مشخص شدن علت بزهکاری و رفع ریشه ای آن و نهایتآ گرفتن اموال مسروقه است:

و مرد و زن دزد را جلوگیری کنید از دسترسی آنان به آنچه کسب کرده اند، بعنوان مجازات ، عبرتی از الله است و الله عزیز و حکیم است * والسارق والسارقة فاقطعوا أیدیهما جزاء بما کسبا نکالا من الله والله عزیز حکیم [ مائدة ۳۸ ]

البته اگر اموال سرقت شده، بدست نیامدند، شکنجه و زندان هم برای سارق پیش بینی نشده !؟ چون برای مال از دست رفته اندوه و تأسف جایز نیست :

این بخاطر آن است ، برای آنچه از دست داده‌اید تأسف نخورید و به آنچه به شما داده است دلبسته و شادمان نباشید و الله هیچ متکبّر فخرفروشی را دوست ندارد * ! لکی لا تأسوا على ما فاتکم و لا تفرحوا بما آتاکم و الله لا یحب کل مختال فخور [ حدید ۲۳ ]

در نتیجه :

بر اساس اسلام اگر زن و یا مردی مرتکب دزدی شود ، مجازات ان ، بریدن دست او است.

وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُما جَزاءً بِما کَسَبا نَکالاً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَزیزٌ حَکیمٌ  ( آیه ۳۸ سوره مائده )

دستان مرد دزد و زن دزد را به سزای آنچه کرده اند  و بواسطه و مجازاتی ازناحیه خدا ، قطع کنید وخدا مقتدری شکست ناپذیر وحکیم است
فَمَنْ تابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَ أَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ یَتُوبُ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ   ( آیه ۳۸ سوره مائده )

پس هر کس بعد از ظلمش توبه کند و آنچه را فاسد کرده اصلاح نماید، پس همانا خداوند بسوی او باز می گردد و توبه اش را می پذیرد، بدرستی خدا آمرزنده و مهربان است.

 

در مسابقات ورزشی اگر یکی از طرفین  کشته  شود حکم شرعی چیست؟

جواب: بحسب موارد قتل عمد و شبه عمد و خطا، حکم قتل فرق دارد پس اگر عمدی بوده مباشر قتل، قصاص می‌شود.  و علاوره برین شرکت در مسابقات خطرناک در دین ما جایز نمی باشد چون اینچنین مسابقات از نوع ورزش نسیت.

در اسلام هدف از ورزش, جمع مال و ثروت و کسب وجهه و شهرت نیست; بلکه وسیله اى براى سالم زیستن, قوی بودن, بهتر عبادت کردن و خدمت بهینه به خلق است با وجود این که ورزش کردن داراى محاسن و امتیازات فراوانى است, اما این نکته را نباید از ذهن دور نگه داشت که اگر ورزش با اخلاق و اعتدال همراه نباشد, نتیجه مطلوبى را باز پس نخواهد داد. هم چنان که دین اسلام, دین اعتدال است, به اعتدال در همه امور نیز سفارش کرده است. ورزش کاران باستانى کار دیروز و امروز همواره در خط اعتدال قرار داشته و دارند. فرهنگ حاکم بر این ورزش, فرهنگ علوى است. نام خدا و یاد خدا, رعایت آداب ویژه باستانى و نیز رعایت اخلاق اسلامى از ویژگى هاى بارز این رشته ورزشى است. در این ورزش, پیش کسوتان تقدم دارند و نوآموزان و جوانان مورد احترام مى باشند. روحیه قهرمانى در تمام حرکات آنان مشهود است. آنان همواره یار مظلومان و خصم ستم گران بوده اند.

از بانک خانه و یا ماشین گرفتن چه حکمی دارد؟

از بانک خانه و یا ماشین گرفتن چه حکمی دارد؟

جواب:

اگر شرکت ماشین یا خانه به شما "این ماشین گر نسیه باشد و گر نقد، یه قیمتی یکی می باشد" بگوید، گرفتن از آنها هیچ مانعی ندارد. و آن بانکهای که می گویند ما بدون علاوه می دهیم و هنگام آماده کردن اوراق می بینید که ربا دارد باید از این عقد اجتناب کنید.

ولی بانکی که چیزی را به ۱۰۰ دولار می خرد و به شما به ۱۲۰ دولار می فروشد، جایز است. در فقه شریعی  این "مرابحه" نامیده می شود.  

 
ولی کارهای مانند ربا در دین ما جایز نیست و قطعا حرام است.  یعنی: گرفتن پول از بانک به عنوان قرض مشروط بر اینکه مبلغ زیادی بپردازد حرام است. مگر این که به حدی مضطر باشد که ارتکاب حرام را مجاز کند. ولی شخص می تواند برای این که مرتکب حرام نشود پرداخت مبلغ اضافی را قصد نکند هرچند بداند که آن را از او خواهند گرفت