فتاوی

اعلانات

در فقه اسلامی کامرا و ضبط صوت مثل دلیل مورد قبول می باشد؟

در فقه اسلامی کامرا و ضبط صوت  مثل دلیل مورد قبول می باشد؟

اینچنین سوالات باید به کارشناسان  ارائه شود. چون آنان می توانند  حقیقی یا غیر حقیقی بودن  ضبط دوربین  و یا صوت  را از یکدیگر مشخص نمایند . اگر اینچنان ضبطها  حقیقی می باشد می توان آن را مانند دلیلی قبول کرد.

در قران کریم روایاتی در سوره یوسف این را تایید می نماید و به ما می آموزد که در قضاوت باید از کمک کارشناسان استفاده کنیم.

 : الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِیثَاقِهِ وَیَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَیُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولَئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ .

“همانانى که پیمان خدا را پس از بستن آن مى ‏شکنند و آنچه را خداوند به پیوستنش امر فرموده مى‏ گسلند و در زمین به فساد مى ‏پردازند آنانند که زیانکارانند “ (یوسف ۲۷)

چـه دلیـلى از ایـن زنده تر، چرا که اگر تقاضا از طرف همسر عزیز بوده ، او به پشت سر یوسف دویده است و یوسف در حال فرار بوده که پیراهنش را چسبیده ، مسلما از پشت سر پاره مى شود، و اگر یوسف به همسر عزیز هجوم برده و او فرار
کـرده یـا رو در رو بـه دفـاع از خـویش برخاسته ، مسلما پیراهن یوسف از جلو پاره خواهد شـد، و چه جالب است که این مساءله ساده پاره شدن پیراهنى ، مسیر زندگى بى گناهى را تغییر دهد و همین امر کوچک سندى بر پاکى او، و دلیلى بر رسوائى مجرمى گردد!.
عزیز مصر، این داورى را که بسیار حساب شده بود پسندید، و در پیراهن یوسف خیره شد، و هنگامى که دید پیراهنش از پشت سر پاره شده (مخصوصا با توجه به این معنى که تا آن روز دروغـى از یـوسف نشنیده بود) رو به همسرش کرد و گفت : این کار از مکر و فریب شـمـا زنـان اسـت کـه مـکـر شـمـا زنـان ، عـظـیـم اسـت .

پیامبر نمی تواند در کلام خدا تغییر و تحولی ایجاد کند

 

معلوم است که قران نه تنها از نظر فصاحت بلکه  نظر محتواو علومی که آن زمان دور از دسترس انسان ها بود، قوانین و مقرراتی که ضامن سعادت و نجات بشریت است ،خالی از هر گونه تناقض و پراکنده گویی است با توجه به این که معلومات انسان محدود است مخصوصاً با توجه به این که پیامبر اسلام (ص) در محیطی پرورش یافته بود که از همان علم و دانش محدود بشری آن زمان نیز درآن محیط خبری نبود، آیا وجود این همه محتوای متنوع در زمینه های مختلف توحیدی ، اخلاقی ، اجتماعی ،سیاسی و نظامی دلیل بر این نیست که کلمات قرآن از مغز انسان تراوش نکرده بلکه از ناحیهء خداوند است .بی گمان چنین است .

ولی بعضیها ادعا می کنند که قران وحی نیست و محصول وحی است. یعنی با سخنان و افکار پیامبر (ص)  بیان شده است. ولی قران کریم این ادعا را نهی و انکار کرده است.

در کلام خداوند پیامبر هرگز نمیواند تغییر و تحولی ایجاد کند:

وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنا بَعْضَ الْأَقاوِیلِ . لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْیَمِینِ. ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِینَ " اگر او سخنى دروغ بر ما مى بست.  ما او را با قدرت مى گرفتیم.   سپس رگ قلبش را قطع مى کردیم. " (حاقه: ۴۴-۴۶)


فَما مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزِینَ  "و هیچ کس از شما نمى توانست از (مجازات)او مانع شود"

(حاقه – 477)

وَتَمَّتْ کَلِمَتُ رَبِّکَ صِدْقًا وَعَدْلًا ۚ لَا مُبَدِّلَ لِکَلِمَاتِهِ ۚ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ   
 "و کلام پروردگار تو، با صدق و عدل، به حدّ تمام رسید؛ هیچ کس نمی‌تواند کلمات او را دگرگون سازد؛ و او شنونده داناست" (الأنعام – ۱۱۵)

وَاتْلُ مَا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنْ کِتَابِ رَبِّکَ ۖ لَا مُبَدِّلَ لِکَلِمَاتِهِ وَلَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَدًا   
 "آنچه را از کتاب پروردگارت به تو وحی شده تلاوت کن! هیچ چیز سخنان او را دگرگون نمی‌سازد؛ و هرگز پناهگاهی جز او نمی‌یابی!"  (کهف ۲۷)

مَا یُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَیَّ وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ   "سخن من تغییر ناپذیر است، و من هرگز به بندگان ستم نخواهم کرد" (ق ۲۹)

 

نماز چه اهمیتی دارد؟

ما در فارسی میگیم «نماز» اما در عربی آنچه در قران آمده است «صلاة» است که یعنی روی کردن و یا وصل شدن ٫ بر عکس این واژه «تَوَلَّى» است که یعنی پشت کردن. در آیه ۳۱ و ۳۲ سوره القیامة این دو کلمه در مقابل هم آمده:

فَلَا صَدَّقَ وَلَا صَلَّىٰ وَلَٰکِنْ کَذَّبَ وَتَوَلَّىٰ
او تصدیق نکرد و روی نکرد بلکه تکذیب کرد و روی‌گردان شد
(سوره القیامة آیه ۳۱-۳۲۲)

آیه بالا را اکثر مترجمان ترجمه میکنند «نماز نخواند» در صورتی که معنای اصلیش و لغویش این است که او به خداوند روی نکرد (لَا صَلَّىٰ) بلکه روی گردان شد و پشت کرد (وَتَوَلَّىٰ) .

ما در زندگی به هرچیزی که علاقه داریم به آن روی میکنیم و وصل به آن میشویم و بر عکس از چیزی که خوشایندمان نیست و علاقه ای به آن نداریم پشت میکنیم مثلا میگوییم فلانی به ورزش روی آورد یا فلانی به خانواده اش روی آورد و یا فلانی پشت کرد به خانوادش… همه میدانیم روی آوردن یا پشت کردن در هر چیزی یعنی توجه کردن به آن و یا بی توجهی کردن به آن.

ما معمولا میگوییم نماز را خواندیم یا سوال میکنیم آیا نمازت را خواندی؟
 اما اصلا «صلاة» خواندنی نیست و در هیچ جای قران گفته نشده «صلاة» را بخوانید بلکه در همه جا گفته «أَقَامَ الصَّلَاة» یعنی صلاة را به پا دارید. اما صلاة را به پا دارید یعنی چی ؟
 ما برای هر چیزی در زندگی ارزش قایٔل هستیم همیشه سعی میکنیم آن را بالا نگاه داریم و نمیگذاریم که زمین بیافتد و چیزی را که برایمان همچون اهمیتی ندارد به آن کم توجه میشویم. واژه «اقامه» در جاهای دیگر قران نیز به کار رفته است مثلا: 
"اقامه قسط" (برپاداشتن عدالت اقتصادی)
"اقامه شهادت" (گواهی دادن بنفع صاحبان حق) 
"اقامه وزن" (جدی گرفتن میزان و انصاف در معاملات) 
"اقامه وجوه" (جدی گرفتن توجه به آرمانهای بزرگ)
 بطور خلاصه بها قائل شدن، جدی تلقی کردن و تلاش مسئولانه در هر کار را "اقامه" آن کار میگویند.

وقتی قران میگه «أَقَامَ الصَّلَاة» یعنی رویکردتان و ارتباطتان با خدا را جدی بگیرید و نگذارید بی اهمیت شود. در قران آمده است که تمام موجودات «صلاة» دارند:

أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّیْرُ صَافَّاتٍ ۖ کُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِیحَهُ ۗ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِمَا یَفْعَلُونَ
 آیا ندیدی تمام آنان که در آسمانها و زمینند برای خدا تسبیح می‌کنند، و همچنین پرندگان به هنگامی که بر فراز آسمان بال گسترده‌اند؟! هر یک از آنها نماز و تسبیح خود را می‌داند؛ و خداوند به آنچه انجام میدهند داناست
(سوره النور آیه ۴۱۱)

و تفکر به خداوند و راز و نیاز با او هم نوعی صلاة است اما نکته مهمتر این است که اصلا برای چی باید «صلاة» داشت؟ و چه چیز باعث قبولی صلاة میشود؟

امروز اگر ما از اکثر مردم سوال کنیم که نماز را برای چی میخوانیم اکثریت میگویند که نماز برای تشکر از خداست اما متاسفانه این دیدِ بسیار محدودی از نماز است زیرا هیچ جای قران نگفته نماز برای تشکر است. اول اینکه ما میدانیم که خداوند هیچ نیازی به نماز ما ندارد بلکه این خود ما هستیم که به نماز احتیاج داریم. قران ۳ دلیل برای اهمیت نماز به ما داده است:

۱. برای یاد خداوند 
إِنَّنِی أَنَا اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِی وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِکْرِی
من خدایی هستم که معبودی دیگری جز من نیست! پس مرا عبادت کن و نماز را برای یاد من بپادار
(سوره طه آیه ۱۴۴)

۳. نماز در مشکلات به انسان کمک میکند:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ ۚ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از صبر و نماز کمک بگیرید! زیرا خداوند با صابران است
(سوره البقرة آیه ۱۵۳۳)

۲.نماز انسان را از کار زشت باز میدارد
إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ ۗ وَلَذِکْرُ اللَّهِ أَکْبَرُ ۗوَاللَّهُ یَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ
 قطعا نماز انسان را از زشتیها و گناهان باز میدارد و از همه مهمتر یاد خداوند است و خداوند به کارهایی که انجام میدهید آگاه است
(سوره العنکبوت آیه ۴۵۵)

همینطور که در آیات بالا مشاهده میکنید نماز واقعی ۳ تا کار بسیار مهم در زندگی انسان میکنه که اول از همه یاد خداوند و نعمتهای او در زندگیمان است که همان میتواند در مشکلات زندگی دیدمان را به اُفق بالاتری ببرد و کمکمان کند. و نقش مهم دیگر نماز این است که وقتی ما با خداوند ارتباط برقرار میکنیم مسلما معنیش این است که او را حاضر و ناظر بر خودمان و اعمالمان میدانیم و همین باعث خواهد شد که انسان جلوی کارهای زشتش را بگیرد و این ها دلیل بر قبولی نماز ما خواهد شد٫ قبول شدن نماز یعنی همان تأثیری که نماز باید روی انسان بگذارد  یعنی اگر نماز در روح و نفس انسان آن ۳ تأثیری که در آیات بالا خواندیم را بگذارد آن نماز قبول شده است و اگر آن تأثیرها را نگذارد یعنی قبول نشده است! قبول شدن و یا قبول نشدن نماز یک امر خارج از خودمان نیست بلکه درونیست!

امروز متاسفانه نماز تبدیل به یک سری تشریفات شده است که ما فکر میکنیم فقط باید یک فرمی را به جای بیاوریم٫ یک سری کلماتی را تلفظ کنیم٫ در رکوع کمرمان را درست خم کنیم یا در سجده پاهایمان را بقله هم جفت کنیم٫ اگر نفهمیدیم تو نماز چی میگیم هم مهم نیست, نماز همین است…اما این برداشت از نماز غلط است و این نماز اگر بدون آن ۳ تأثیر باشد کاملا بیهوده خواهد بود زیرا همان طور که گفتیم خداوند به نماز ما هیچ احتیاجی ندارد

آیا کسی که از روی جهالت شرک کند مشرک است ؟

انسان یا عمدا  و یا با باور کردن به افکار کذابین که آیات خدا را درست تفسیر و ترجمه نمی کنند مشرک می شود. به همین دلیل خدا در قران کریم صدها بار از کلمات  " آیا فکر نمی کنید؟" چرا نمی اندیشید؟ به کار می برد و انسانها را از این کارهای زشت خودداری می کند.

ما مطمئینیم که شرک خلاف  به فطرت  و طبیعت انسان می باشد و صاحبان عقل و مومنان خدای یکتا از شرک دورند و قادر قبول نیستند. به این خاطر جهالت عذری نیست و شرک از آن گناهان است که عفو نمی شود. خدای تعالی در این باره می فرماید:

إِنَّ اللَّهَ لَا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَنْ یَشَاءُ وَمَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِیدًا

خدا گناه شرک را نخواهد بخشید و ما دون شرک را بر هر که مشیّتش تعلّق گیرد می‌بخشد. و هر که به خدا شرک آرد به گمراهی سخت و دور (از سعادت) در افتاده اس ( سوره نساء ۱۱۶)  

در دست مسیحیان انجیل اصلی وجود دارد؟

 

در حال حاضر در دست مسیحیان انجیل اصلی وجود دارد؟

گر چه انجیل توسط رجال دین مسیحی تحریف شده است برخی از فصلهایش تایید می کند که آن از طرف خدا نازل شده است. علاوه براین در انجیل در باره ای رسالت حضرت محمد (ص)  دلائلی فراوانی وجود دارد . ما بار ها  رجال دین مسیحیان و یهودیان را دعوت کردیم که در باره این موضوع مناظره کنیم ولی آنها همواره موافق نشدند. چون آنان هم  با آیات بشارت به حقانیت حضرت محمد (ص) آشنا هستند.

به این خاطر خدای عز و جل به رسول خود می فرماید که به آنها بگوید:

«قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ کَلِمَةٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ»

 بگو اى اهل کتاب بیایید به سوى سخنى که میان ما و شما یکسان است، که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزى را همتاى او قرار ندهیم، و بعضى از ما، بعض دیگر را غیر از خداى یگانه به خدایى نپذیرد. هر گاه سرباز زنند، بگویید گواه باشید که ما مسلمانیم.

(آل عمران ۶۴)

اتفاقا چون مسیحیان معتقد به تثلیث و خدایان سه گانه بودند و برای خداوند شریک قائل بودند، این آیه شریفه خطاب به آنها می فرماید بیایید دست از شرک بردارید و خدای یگانه را بپرستید. همچنین چون بعضی یهودیان برای خداوند شریک قائل بودند، آنها را هم دعوت به پرستش خدای یگانه و نفی شرک می کند.

امتهای گذشته و نماز

در اخبار و روایات داریم که نماز برای امتهای قبلی هم بوده است الله تعالی منزلت و جایگاه نماز را نسبت به سایر اعمال برای پیامبران  گذشته بیان فرموده است و حکم وجوب این عبادت مهم برای آنها نیز وارد شده است .

از جمله آیاتی که وجود نماز را برای  گذشتگان ثابت می کنند عبارتند از :

در حکایت حضرت إسماعیل علیه الصلاه والسلام در قرآن آمده است : وَکَانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَاهِ وَالزَّکَاهِ وَکَانَ عِندَ رَبِّهِ مَرْضِیًّا مریم:۵۵

ترجمه : و (او همواره) خانوده اش را به نماز و زکات فرمان می داد، و نزد پروردگارش پسندیده بود .

در باب حکایت حضرت مریم علیها السلام آمده است : یَا مَرْیَمُ اقْنُتِی لِرَبِّکِ وَاسْجُدِی وَارْکَعِی مَعَ الرَّاکِعِینَ آل عمران: ۴۳

ترجمه : ای مریم! فرمانبر پروردگار خود باش و سجده کن و با رکوع کنندگان رکوع کن .

 در باب حکایت عیسى علیه السلام آمده است: وَأَوْصَانِی بِالصَّلَاهِ وَالزَّکَاهِ مَا دُمْتُ حَیًّا مریم ۳۱

 ترجمه : و تا زنده ام مرا به نماز و زکات سفارش کرده است.

 در حکایت حضرت إبراهیم علیه السلام آمده است : رب اجعلنی مقیم الصلاه ومن ذریتیإبراهیم ۴۰

ترجمه : پروردگارا ! مرا بر پا دارنده ی نماز قرار بده ، و از فرزندانم (چنین فرما) ، پروردگارا ! و دعای مرا بپذیر!.

اما در مورد جزئیات نماز آنها بجز چند موردی ما اطلاعی نداریم از جمله اینکه برای آنها مانند نماز ما راست و چپ التفات کردن سر نماز ممنوع بوده است .

یک تفاوت نماز ما با نماز امتهای گذشته

نماز امت های انبیای پیشین در مکانی خاص بایستی خوانده می شد و آنها نمی توانستند در هر نقطه ی از زمین نماز گذراند اما برای این امت  محدودیت مکانی وجود ندارد و می توانند روی سنگ ، خاک ، گیاه  وفرش و در همه جای زمین نماز بخوانند . رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند : وجعلت لی الأرض مسجداً وطهوراً، فأیما رجل من أمتی أدرکته الصلاه، فلیصلِّ

ترجمه : برای من تمام زمین مسجد (جای برای نماز) و پاک قرار داده شده است ، پس هر مردی از امت من که ، نماز اورا فرا رسید پس نماز را همانچا بخواند.

منبع صحیحین بخاری و مسلم

تفاوت در قبله و برخی از ارکان نماز

ابتدا باید گفت که امت یهود روز شنبه را محترم می شمردند و آن را روز خاص میدانستند و مسیحیان روز یکشنبه را و الله تعالی برای این امت روز جمعه را تعیین نمود .

امت حضرت عیسی علیه السلام بسوی مشرق نماز می خواند و امت حضرت موسی علیه السلام بسوی بیت المقدس و الله تعالی برای این امت خانه کعبه را تعیین نمود .

در برخی از ارکان نماز اختلاف وجود داشت از جمله اینکه بعضی های شان در نماز فقط رکوع انجام میدادند اما سجده نمی کردند و بعضی دیگرفقط سجده می کردند رکوع انجام نمی دادند ، برخی دیگر سرنماز سخن می گفتند واین منعی برای آنها نداشت و برخی دیگر سرنماز می توانستند در صورت نیاز حرکت کنند ،  و الله مهربان روش کامل این عبادت را که بدون سخن گفتن، حرکت کردن سرنماز و همراه با رکوع و سجده  است به امت حضرت محمد مصطفی علیه السلام ارزانی داشت .

در کتب تاریخی آمده است که اصحاب می فرمودند: همانا ما جماعت پیامبران به عجله کردن در افطار مان و تاخیر در سحری خوردن مان و اینکه دست راست خودرا بر روی دست چپ خود در نماز قرار دهیم امر شده ایم .